جراح مدائنی
آشنایی اجمالی
جراح بن عبدالله مدائنی از راویان امامی و بنابر نقل شیخ طوسی و برقی از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است[۱]. وی از آن دو بزرگوار در اسناد روایات حدیث نقل و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان قاسم بن سلیمان و نضر بن سوید میباشند[۲]. بنابر نظر رجالیانی چون آیتالله بروجردی، وی در طبقه پنجم راویان شیعه قرار دارد[۳].
درباره شخصیت جراح مدائنی، میان علما و رجالنویسان اختلاف است: برخی چون ابن داوود[۴]، صاحب مدارک[۵]، شیخ بهایی[۶]، صاحب حاوی[۷]، علامه مجلسی[۸] و آیتالله خویی[۹] وی را محدثی ضعیف، مهمل، مجهول و غیرموثق دانسته و مدعی شدهاند که وی توثیق نشده و روایاتش فاقد اعتبار سندی است. در مقابل، بزرگانی چون وحید بهبهانی[۱۰]، صاحب اتقان المقال[۱۱]، مامقانی[۱۲]، نمازی[۱۳] و خواجوئی[۱۴] بر وثاقت و ممدوح بودن وی تأکید کردهاند. خواجوئی نوشته است: جراح مدائنی امامیمذهب و از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است که هیچکس در وی قدح نکرده و دارای کتابی است که گروهی از او روایت کردهاند[۱۵]. از دیگر قرائنی که برای حسن حال وی شمرده شده، عدم قدح قدما، وجود نامش در اسناد کتاب کامل الزیارات[۱۶] و توصیفات بزرگانی چون سید بن طاووس است[۱۷]. کتابی حدیثی از آثار اوست[۱۸].[۱۹]
منابع
پانویس
- ↑ رجال البرقی، ص۴۷؛ رجال الطوسی، ص۱۲۹، (ش ۱۳۲۱) و ص۱۷۹، (ش ۲۱۴۲).
- ↑ رجال النجاشی، ص۱۳۰، ش۳۳۵: له کتاب، یرویه عنه جماعة، منهم النضر بن سوید؛ ر.ک، الکافی، ج۲، ص۲۹۳، (ح ۴)، ص۳۰۶، (ح ۲) و ص۵۳۸، (ح ۱۱)؛ و...
- ↑ الموسوعة الرجالیه، ج۴، ص۸۵.
- ↑ ابن داود، الرجال، ص۸۱، ش۲۹۲.
- ↑ إن جراح المدائنی لم یوثق مدارک الأحکام، ج۳، ص۱۸۰.
- ↑ ... رویناها عن القسم بن سلیمان، عن جراح المدائنی و کل منهما فی کتب الرجال مهمل غیر موثق حبل المتین، ص۱۸۴.
- ↑ ضعیف حاوی الأقوال (مخطوط)، ج۳، ص۳۶۶.
- ↑ مجهول الوجیزة فی الرجال، ص۲۲۴، ش۸۸.
- ↑ لضعف سندها من جهة قاسم بن سلیمان و جراح المدائنی موسوعة الإمام الخوئی، ج۱۲، ص۳۶۲.
- ↑ به گزارش از علامه مجلسی: و عده خالی ممدوحا.
نکته: علامه مجلسی در بررسی طریق شیخ صدوق به راویان در مشیخه من لا یحضره الفقیه نوشته است: و إلی جراح المداینی، م، م ر ح. (الوجیزة فی الرجال، ص۲۲۴، ش۸۸).
حرف میم که بیفاصله بعد از نام راوی آمده، نشانه مکانت و جایگاه طریق صدوق به این راویست و میم دوم، رمز مجهول بودن راوی، حرف ر به معنی تردید و حرف ح به معنی ممدوح بودن راوی است، بنابراین علامت م ر ح یعنی این راوی مردد است میان مجهول بودن که دیگران معتقد شدند و ممدوح بودن که رأی خود مصنف کتاب است.
براین اساس، هیچ تنافی میان آنچه در الوجیزه آمده، با آنچه وحید بهبهانی از علامه مجلسی نقل کرده نیست. (تنقیح المقال، ج۱۴، ص۲۹۰: و ینافیه نقل الوحید عنه، عده فی الممدوحین؛ منتهی المقال، ج۲، ص۲۲۴ پس از نقل عبارت وحید بهبهانی: أقول: الذی فی الوجیزة: جراح مجهول). - ↑ من الحسان إتقان المقال، ص۱۶۹-۱۷۰.
- ↑ إن عد روایات الرجل من الحسان غیر بعید تنقیح المقال، ج۱۴، ص۲۹۰، ش۳۶۹۷.
- ↑ و هذا من صواحب الأصول المعتمدة التی استخرج الصدوق منها أحادیث کتابه الفقیه، و طریق الصدوق إلیه صحیح مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۱۲۲، ش۲۴۵۷.
- ↑ الرسائل الفقهیه (خواجوئی)، ج۲، ص۳۲۹.
- ↑ الرسائل الفقهیه (خواجوئی)، ج۲، ص۳۲۹.
- ↑ کامل الزیارات، ص۳۲۲: «عَنْ جَرَّاحٍ الْمَدَائِنِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) کَیْفَ التَّسْلِیمُ عَلَی أَهْلِ الْقُبُورِ قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَی أَهْلِ الدِّیَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ رَحِمَ اللَّهُ الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنْکُمْ وَ الْمُسْتَأْخِرِینَ وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِکُمْ لَاحِقُونَ».
- ↑ إقبال الأعمال، ج۱، ص۱۹۵.
- ↑ رجال النجاشی، ص۱۳۰، ش۳۳۵.
- ↑ ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۵، ص۴۰۰-۴۰۹.