خطبه ششم نهج البلاغه
مقدمه
هنگامی که «طلحه» و «زبیر» پیمانشکنی کردند و با «عایشه» به «بصره» آمدند و آنجا را در زیر سلطه خود قرار دادند، بعضی معتقد بودند که امام با آنها درگیر نشود، آنها را به حال خود رها سازد و پایههای خلافت را محکم کند، چیزی نمیگذرد که آنان تسلیم میشوند. امام در آغاز این کلام با صراحت میگوید که این یک اشتباه بزرگ است و من هرگز دست روی دست نمیگذارم تا دشمن نیرومند شود و مرا غافلگیر کند! سپس در جمله دیگری تصمیم قاطع خود را در جنگ با آنان با استفاده از نیروی وفادارش بیان میکند و تصریح میفرماید که این روش من تا پایان عمر خواهد بود. سرانجام در آخرین جمله به این حقیقت اشاره میکند که این مخالفتها تازگی ندارد از آن روز که پیامبر اسلام(ص) رحلت فرمود این مخالفتها شروع شد و هنوز ادامه دارد[۱].