قوس صعود و نزول

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

حقیقت انسانی و قوس صعود و نزول

از موضوعات مطرح درباره انسان در علم عرفان، قوس صعود و نزول است[۱]؛ یعنی انسان ابتدا در قرب به سر می‌برده و تا رسیدن به دنیا قوس نزول را پیموده است[۲]. حال باید پیش یا پس از مرگ، قوس صعود را به سوی قرب الهی بپیماید؛ درواقع حقیقت انسانی از خداست ﴿إِنَّا لِلَّهِ[۳] و به سوی او بازخواهد گشت ﴿وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۴].

از پیامبر(ص) روایت شده که «أَنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَبْعِينَ أَلْفَ حِجَابٍ مِنْ نُورٍ وَ ظُلْمَةٍ»[۵]؛ هنگامی که روح انسانی را از قرب جوار رب العالمین به وحشت‌سرای قالب عنصری می‌آوردند، پس از عبور از چندین هزار عالم مختلف، هفتادهزار حجاب نورانی و ظلمانی برایش حاصل شد؛ اگرچه در نهایت هر یک واسطه تحصیل کمالی می‌شوند، لکن در ابتدا حجاب مشاهده جمال حق هستند. حالْ او که از اعلاعلیین قرب به اسفل السافلین چاه طبیعت آمده، هر چه می‌اندیشد، از آن خلوت‌سرای قرب هیچ به یاد نمی‌آورد؛ اول در عالم انس بود و به این جهت او را «انسان» نامیدند: ﴿هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا[۶]؛ سپس فراموش‌کار شد و او را «ناس» خواندند: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ؛ اکنون شاید از فراموشی بازگردد و روزگار انس را یاد کند که خداوند فرمود: ﴿وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ[۷]، ﴿لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ[۸]، ﴿لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ[۹]؛ اما هر که بازنگردد، در درکات کفر می‌ماند و مصداق ﴿وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ[۱۰] می‌شود[۱۱].

نطفه انسانی آخرین مرحله سلسله نزولیِ وجودیِ ممکنات است و در عین حال، اولین مرتبه و مرحله صعودی و عروجی کمالات انسانی است و می‌تواند تا جایی صعود کند که «خلیفة الله» گردد که مقام فعلیت انسان است[۱۲]. همه موجودات در نیم دایره نزولی پایین آمدند؛ اما نمی‌توانند نیم‌دایره عروجی را به پایان برسانند؛ شاید یک درجه یا چند درجه طی کنند؛ ولی انسان کامل و حضرت ختمی مرتبت(ص) نیم‌دایره عروجی را به اتمام می‌رساند و دو سرخط حلقه هستی را به هم متصل می‌کند[۱۳] و دَوَران کامل دارد و در حدود و قیود توقف نمی‌کند؛ وارث او، حضرت وصی(ع) نیز می‌تواند آن را تمام کند و بدان مقام راه یابد.

مایه تحیّر است که انسان از این قطره و نطفه و مایع، کون جامع و انسان کامل بشود، تا جایی که در ماده کائنات تصرف کند و کوه را بشکافد و دریا را مسخّر کند؛ سبحان‌الله که نطفه چنین صورتی شود که شقّ القمر کند، شقّ البحر، شقّ الجبل، ردّ الشمس کند و از فرش تا فوق عرش و تا صادر اول را طی کند[۱۴]. خداوند برای چنین عروج و صعودی به انسان، بُعدی ملکوتی و روحانی بخشیده است[۱۵].

منابع

پانویس

  1. تنزل و عروج مراتب وجود به صورت قوس نزولی و قوس صعودی است؛ این سیر نفسانی را می‌توان شبیه به سرگذشت حضرت یونس(ع) دانست؛ چنان‌که خداوند یونس را در دریا به حوت مبتلا کرد، نفس را نیز به تعلق در جسم مبتلا نمود و چنان که یونس در ظلمات ندا کرد: ﴿لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ «هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بی‌گمان من از ستمکاران بوده‌ام» سوره انبیاء، آیه ۸۷؛ و خداوند در حق او فرمود: ﴿وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ «و او را از اندوه رهاندیم و بدین‌گونه مؤمنان را می‌رهانیم» سوره انبیاء، آیه ۸۸؛ هم‌چنین نفس در عین ظلمات طبیعت و بحر هیولانی و جسم ظلمانی به رب خود توجه نمود؛ بنابراین وحدانیت حق و فردانیتش بر او منکشف شد و به آن اقرار و به عجز و قصور خود اعتراف کرد؛ پس خداوند او را از مهالک طبیعت و آن ظلمات ثلاث که طبیعت و بحر هیولانی و جسم ظلمانی باشند، نجات داد و در مقابل، در انوار شریعت و طریقت و حقیقت داخل فرمود؛ از رسول الله(ص) حدیث است که «الشَّرِيعَةُ أَقْوَالِي وَ الطَّرِيقَةُ أَفْعَالِي وَ الْحَقِيقَةُ أَحْوَالِي». (حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهِمَم فی شرح فُصوص الحِکَم، ص۸ و ۴۲۱)
  2. ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ «که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریده‌ایم * آنگاه او را به (پایه) فروترین فرومایگان بازگرداندیم» سوره تین، آیه ۴-۵.
  3. «ما از آن خداوندیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.
  4. «و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶؛ ﴿إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ «بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸؛ ﴿إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى «به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸؛ ﴿أَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى «و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲؛ ﴿إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْدًا «جز این نیست که هر که در آسمان‌ها و زمین است به بندگی به درگاه (خداوند) بخشنده می‌آید» سوره مریم، آیه ۹۳.
  5. خداوند -عزوجل- در پسِ هفتادهزار حجاب نورانی و ظلمانی است. (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۵، ص۴۵)
  6. «آیا بر آدمی پاره‌ای از روزگار گذشت که چیزی سزیده یادکرد نبود؟» سوره انسان، آیه ۱.
  7. «و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن» سوره ابراهیم، آیه ۵.
  8. «باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.
  9. «باشد که آنان (از ایمان خود) بازگردند» سوره آل عمران، آیه ۷۲.
  10. «اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ ازاین‌رو داستان او چون داستان سگ است» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.
  11. خزانن، به تحقیق و تصحیح و تعلیق حسن حسن‌زاده آملی، ص۴۸۶، ۴۸۷.
  12. نگر در حبه نطفه چه خفته است *** در این یک دانه هر دانه نهفته است چو تو یک دانه هر دانه هستی *** ندارد مثل تو یک دانه، هستی ز بالقوه سوی بالفعل بشتاب *** مقام خویش را دریاب و دریاب شود یک نقطه نطفه جهانی *** جداگانه زمین و آسمانی (حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۶۴)
  13. دو سرخط حلقه هستی *** به حقیقت به هم تو پیوستی (نظامی)
  14. حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح فُصوص الحِکَم قیصری، ص۱۸۸ و همو، شرح مصباح الانس، ص۵۸.
  15. علیزاده آملی، علی، عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶.