نامه ۱۶ نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

گرچه امام(ع) هرگز در پی جنگ و خون‌ریزی نبود، اما آن‌گاه که دشمن را خیره‌سر و نابکار و در پی به‌دست آوردن موقعیت برای سلطه می‌دید، باکی از میدان جنگ نداشت. از این‌رو زمانی که معاویه با آن حضرت در صفین روبه‌رو شد و امام به این نتیجه رسید که آنها گوش شنوایی برای پذیرش سخن حق ندارند، آماده نبرد با آنها شد. لشکر خود را آراست و شیوه نظامی برای آن برگزید و خود را آماده نبردی سهمگین ساخت. در این حال یاران خود را فرمان می‌دهد و راه نبرد را به آنان یادآوری و دشمن نابکار را به آنان معرفی می‌کند تا خللی در مبارزه و نبردشان ایجاد نشود[۱].

این نامه ـ یا صحیح‌تر این کلام ـ از سخنان امام(ع) است که در میدان جنگ به عنوان تعلیم فنون و رموز نبرد با دشمن برای یارانش بیان می‌فرمود. در وصایا و سفارش‌هایی که گذشت، آداب حرکت به سوی میدان جنگ و چگونگی موضع‌گیری در مقابل دشمن بیان شده بود. امام(ع) در این کلام فنون جنگ را به‌ یارانش می‌آموزد و در بخش آخر این کلام در واقع به سؤالی که بعضی از یارانش صریحاً مطرح می‌کردند یا در دل داشتند پاسخ می‌گوید که اگر ما با معاویه و یاران و انصارش می‌جنگیم، جنگ با مسلمانان محسوب نمی‌شود. اگر بنی‌امیّه و در رأس آنها ابوسفیان اظهار اسلام کردند در واقع تظاهری به اسلام بیش نبود؛ لذا هنگامی که اعوان و یارانی برای اظهار کفر یافتند آن را ظاهر ساختند[۲].

فرازی از نامه

فراری که مقدمه حمله باشد و مانوری که زمینه عملیات شود، بر شما گران و ناگوار نیاید. شمشیرها را از خون دشمنان سیراب کنید که به حقشان رسانده‌اید و تهیگاهشان بردرید و بر خاکشان افکنید. خود را به نهایت آماده‌سازید تا نیزه کاری و ضربه سخت را فرود آرید و صدای تبلیغات دشمن را خفه کنید تا ترس و ضعف در نیروهای خودی ریشه‌کن شود. سوگند به او که دانه را شکافت و انسان را آفرید، معاویه و یارانش هرگز اسلام نیاوردند، بلکه اظهار اسلام کردند و کفر در دل نهان داشتند، پس چون یاورانی یافتند کفر باطن ظاهر ساختند[۳].

منابع

پانویس