نامه ۹ نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

با توجّه به اینکه این نامه پاسخی است به نامه زشت و جسورانه معاویه به آن حضرت که مشتمل بر انبوهی از اهانت‌ها و شیطنت‌ها بوده است، نگاه نامه بیشتر به پاسخ سخنان شیطنت آمیز معاویه معطوف است:

  1. در بخشی از این نامه، امام(ع) به این نکته اشاره می‌فرماید که به هنگام قیام پیغمبر اکرم(ص) گروه زیادی از جمله قریش، کمر به قتل او بستند و خداوند او را از چنگال آنان نجات داد و بیش از همه قریش بر ضد او قیام کردند.
  2. در بخش دیگری از این نامه به این نکته اشاره می‌فرماید که پیغمبر اکرم(ص) در جنگ‌ها خاندان خود را در خط اوّل قرار می‌داد و با فداکاری آنان، یارانش را حفظ می‌کرد. شهادت حمزه و جعفر و افراد دیگری از خاندان بنی‌هاشم را گواه این می‌شمرد. این در واقع پاسخی است به ادعای معاویه که افرادی غیر بنی‌هاشم؛ مانند خلیفه اوّل و دوم را دلسوزترین افراد نسبت به اسلام شمرده است.
  3. در بخش سوم، حضرت اظهار شگفتی می‌کند که چگونه روزگار او را در برابر کسی همچون معاویه قرار داده که نه به اسلام خدمت کرده و نه سابقه‌ای در دین دارد.
  4. و بالاخره در چهارمین بخش نامه از عدم پذیرش درخواست معاویه مبنی بر تحویل دادن قاتلان عثمان سخن می‌گوید؛ زیرا اگر بناست قاتلان او محاکمه و مجازات شوند این کار در اختیار رییس حکومت اسلامی است نه یک فرد شورشی.

شایان ذکر است که نوشتن نامه از سوی معاویه و پاسخ علی(ع) داستانی دارد که برای روشن ساختن محتوای نامه امام(ع) بسیار مفید است و آن اینکه: ابو مسلم خولانی که در اصل اهل یمن بود زمان جاهلیّت را درک کرده بود؛ ولی هرگز پیغمبر اسلام را ندید و عمدتاً در شام زندگی می‌کرد، با عده‌ای از مردم شام پیش از آنکه امام(ع) به سوی صفین حرکت کند نزد معاویه رفت و از او خواست که با علی(ع) که دارای مقام والایی از نظر همنشینی با پیغمبر و قرابت و خویشاوندی با اوست و هجرت و سبقت در اسلام دارد، جنگ نکند و به او گفت تو هرگز چنین موقعیّتی را نداری. معاویه در پاسخ آنها به این بهانه متوسل شد که علی به قاتلین عثمان پناه داده اگر آنها را تحویل دهد تا قصاص شوند، با او جنگ نخواهد کرد. ابومسلم و همراهانش از معاویه خواستند که همین مطلب را در نامه‌ای برای علی(ع) بنویسد.

معاویه نامه‌ای به این مضمون نوشت و به ابومسلم داد تا به امیر مؤمنان برساند. ابومسلم نامه را خدمت امام(ع) آورد و در حضور جمع به آن حضرت داد سپس بپا خاست و طی خطابه‌ای عرض کرد: من دوست ندارم ولایت امور مسلمین به دست غیر تو باشد؛ امّا عثمان به ناحق کشته شد. قاتلان او را به دست ما بسپار اگر کسی مخالفت کرد نیروهای ما در اختیار توست. امام(ع) پاسخ داد: فردا بیا جواب نامه‌ات را بگیر. ابومسلم فردا که برای گرفتن جواب نامه آمد دید که مسجد پر از جمعیت است و همه به‌طور دسته جمعی شعار می‌دهند: ما همه در قتل عثمان شرکت داشته‌ایم.

قابل توجّه اینکه اجتماع آن گروه عظیم در مسجد از این جهت بود که احساس کردند شاید امام(ع) بخواهد قاتلان عثمان را به معاویه تحویل دهد تا بهانه او بر مخالفت از بین برود؛ لذا همه آنها و طرفدارانشان در مسجد جمع شدند تا اعلام کنند قاتل عثمان یک یا چند نفر نبوده است؛ ولی امام(ع) هم هرگز تصمیم نداشت که آن چند نفر را به معاویه بسپارد عملا نیز چنین کاری ممکن نبود. در این موقع امام(ع) پاسخ مکتوب معاویه را به ابومسلم داد تا به شام ببرد؛ ولی ابومسلم با خود می‌گفت: الان طاب الضراب؛ اکنون برای ما جنگ کردن برای خونخواهی عثمان رواست»[۱].

ابومسلم و همراهانش گویا نمی‌خواستند این حقیقت را درک کنند که اوّلًا قتل عثمان بعد از یک قیام مردمی بر ضدّ او به خاطر کارهای ناروایش بوده نه کار یک یا چند فرد و ثانیاً به فرض که بخواهند قاتلین عثمان را محاکمه و قصاص کنند، این کار مربوط به یک فرد شورشی؛ مانند معاویه نیست باید رییس حکومت اسلامی که از سوی مهاجران و انصار برگزیده شده و مردم با او بیعت کرده‌اند انجام گیرد[۲].

منابع

پانویس

  1. شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج ۱۵، ص۷۳ تا ۷۵؛ صفین، ص۸۵ ـ ۸۶.
  2. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۱۱، ص۱۰۹ ـ ۱۱۱.