احیای غدیر خم: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۲۳۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۲: خط ۷۲:
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ، وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}<ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۱۹، ح۸۷۱۳، عن زید بن أرقم.</ref>؛ بار خدایا! با [[دوست]] علی دوست باش و با [[دشمن]] او دشمن؛ هرکه او را [[دوست]] می‌دارد، دوستش بدار و هر که او را مبغوض می‌دارد، مبغوضش بدار و هر که او را [[یاری]] می‌کند، یاری‌اش کن و هر که او را وا می‌گذارد، او را واگذار!
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ، وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}<ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۱۹، ح۸۷۱۳، عن زید بن أرقم.</ref>؛ بار خدایا! با [[دوست]] علی دوست باش و با [[دشمن]] او دشمن؛ هرکه او را [[دوست]] می‌دارد، دوستش بدار و هر که او را مبغوض می‌دارد، مبغوضش بدار و هر که او را [[یاری]] می‌کند، یاری‌اش کن و هر که او را وا می‌گذارد، او را واگذار!
این [[نفرین پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را جدی بگیرید. هم [[دعا]] فرمودند و هم [[نفرین]] کردند. فرمودند: {{متن حدیث|اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}. [[خذلان]] نه این است که فردی را چوب بزنی؛ خذلان یعنی اینکه کسی را رها کنی. خذلان یعنی دست از [[ولایت]] کشیدن. یعنی [[امیرالمؤمنین]] و یازده [[امام]] دیگر را رها کردن. یعنی اینکه ولایت را [[تبلیغ]] نکنی و بگویی به من چه ربطی دارد. باید سینه چاک کرد و با قلم و بیان از [[اهل بیت]]{{عم}} [[دفاع]] کرد. اگر این‌گونه نبودیم، یعنی خذلان.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۳۷.</ref>
این [[نفرین پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را جدی بگیرید. هم [[دعا]] فرمودند و هم [[نفرین]] کردند. فرمودند: {{متن حدیث|اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}. [[خذلان]] نه این است که فردی را چوب بزنی؛ خذلان یعنی اینکه کسی را رها کنی. خذلان یعنی دست از [[ولایت]] کشیدن. یعنی [[امیرالمؤمنین]] و یازده [[امام]] دیگر را رها کردن. یعنی اینکه ولایت را [[تبلیغ]] نکنی و بگویی به من چه ربطی دارد. باید سینه چاک کرد و با قلم و بیان از [[اهل بیت]]{{عم}} [[دفاع]] کرد. اگر این‌گونه نبودیم، یعنی خذلان.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۳۷.</ref>
==[[عبادت]] بی‌ولایت==
اینکه [[امام صادق]]{{ع}} در [[روایت]] فوق فرمودند: «بهره آنان از [[دین]] فقط استقبال [[قبله]] است»، یعنی تمام عباداتشان باد هواست. [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند:
{{متن حدیث|اً أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ لَهُ عَلَيْهِ مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ حَقٌّ فِي ثَوَابٍ وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۱۹.</ref>؛ [[آگاه]] باشید! اگر مردی همه شب به [[نماز]] برخیزد، و روزش را [[روزه]] بدارد، و همه [[مال]] خود را در [[راه خدا]] [[انفاق]] کند، و پیوسته به [[زیارت]] [[خانه خدا]] رود، و از [[ولایت ولی]] [[خدا]] آگاه نباشد تا از او [[پیروی]] کند و همه اعمالش به [[راهنمایی]] او باشد، چنین کسی را [[حق]] پاداشی از خدا به خاطر همه آنچه کرده است نیست، و نیز از [[اهل]] [[ایمان]] به شمار نمی‌رود.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۳۹.</ref>
==درخت [[حسد]]==
[[جایگاه ولایت]] به گونه‌ای است که [[خدای تعالی]] درباره آن با هیچ کس، حتی انبیای خود [[تعارف]] ندارد. [[روایات]] فراوان داریم که اگر [[انبیا]] در اینجا ذره‌ای مکث می‌کردند، گرفتار می‌شدند.
در کتاب «[[عیون اخبار الرضا]]{{ع}}»، از عبدالسلام هروی [[روایت]] شده است که گفت: به [[حضرت رضا]]{{ع}} عرضه داشتم: یا ابن [[رسول الله]]، از درختی که [[آدم]] و [[حوا]] از آن خوردند برایم بگو، تا ببینم چه درختی بود؟ چون [[مردم]] درباره آن [[اختلاف]] دارند، بعضی روایت می‌کنند که گندم بوده، و بعضی دیگر روایت می‌کنند که درخت [[حسد]] بوده است. [[حضرت]] فرمودند: هر دو درست است.
عرضه داشتم: با اینکه دو معنای متفاوت دارد، چطور ممکن است هر دو درست باشد؟! فرمودند: ای [[ابا صلت]]، یک درخت [[بهشتی]] می‌تواند چند نوع میوه داشته باشد، یک درخت هم می‌تواند گندم داشته باشد و هم انگور؛ چون درخت [[بهشت]] مانند درخت‌های [[دنیا]] نیست.
آدم بعد از آنکه [[خدای تعالی]] به او [[احترام]] کرد، و [[ملائکه]] را واداشت تا به او [[سجده]] کنند، و او را داخل بهشت کرد، در [[دل]] با خود گفت: آیا [[خدا]] بشری گرامی‌تر از من [[خلق]] کرده است؟
[[خدای عزوجل]] از آنچه در دل او گذشت، خبردار شد. پس به او ندا داد: که سر خود را بلند کن و به ساق [[عرش]] بنگر. آدم سر به سوی عرش بلند کرد، و به ساق عرش نگریست، دید در آن نوشته شده است:
{{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}؛ [[لا اله الا الله]] محمد رسول الله، و [[علی بن ابی طالب]] [[امیرالمؤمنین]]، و همسرش [[فاطمه]]، [[سیده زنان عالمیان]]، و حسن و حسین دو [[سید]] [[جوانان]] [[اهل]] بهشت‌اند.
آدم پرسید: پروردگارا، اینان چه کسانی هستند؟ خدای عزوجل فرمود:
{{متن حدیث|هَؤُلَاءِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ وَ هُمْ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مِنْ جَمِيعِ خَلْقِي وَ لَوْ لَا هُمْ مَا خَلَقْتُكَ وَ لَا خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ فَإِيَّاكَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الْحَسَدِ فَأُخْرِجَكَ عَنْ جِوَارِي}}؛ ای آدم، اینان [[ذریه]] تو هستند و از تو بهترند، و از همه خلایق من بهترند، و اگر اینها نبودند، من تو را، و [[بهشت و دوزخ]] را، و [[آسمان]] و [[زمین]] را [[خلق]] نمی‌کردم، پس زنهار مبادا به چشم [[حسد]] بر اینان بنگری که از جوار من بیرون خواهی شد.
پس [[آدم]] به چشم حسد بر آنان نظر افکند، و آرزوی [[مقام]] و [[منزلت]] آنان کرد، و [[خداوند]] [[شیطان]] را بر او مسلط ساخت، تا سرانجام از آن درخت که [[نهی]] شده بود خورد، و برحوا هم مسلطش کرد، او هم به [[مقام فاطمه]] به چشم حسد نگریست، تا آنکه از آن درخت بخورد، همچنان که آدم خورد. در نتیجه [[خدای تعالی]] هر دو را از [[بهشت]] بیرون کرد و به زمین فرستاد تا در جوار زمین باشند<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۰۶.</ref>.
مرحوم [[علامه طباطبایی]] می‌فرماید: این معنا در عده‌ای از [[روایات]] آمده است که بعضی از آنها، از روایات مورد بحث مفصل‌تر و طولانی‌تر است، و بعضی دیگر مجمل‌تر، و کوتاه‌تر<ref>ترجمه المیزان، ج۱، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۳۹.</ref>
==منطقه ممنوعه==
بر اساس این [[روایت]]، این معنا مسلم گرفته شده است که درخت نامبرده هم گندم بوده<ref>واژه شجره به درخت و گیاه هر دو اطلاق می‌شود؛ چه آنکه در داستان یونس، به بوته کدو اطلاق شجره شده است.</ref>، و هم حسد و اینکه آن دو از گندم خوردند، ولی ثمره‌اش حسد شد، و مقام و منزلت [[محمد و آل محمد]]{{عم}} را [[آرزو]] کردند. در [[زیارت جامعه کبیره]] می‌خوانیم:
{{متن حدیث|فَبَلَغَ اللَّهُ بِكُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِينَ حَيْثُ لَا يَلْحَقُهُ لَاحِقٌ وَ لَا يَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لَا يَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَ لَا يَطْمَعُ فِي إِدْرَاكِهِ طَامِعٌ‌}}<ref>زیارت جامع کبیره.</ref>؛ پس خداوند، شما را به شریف‌ترین مرتبه گرامیان، و بالاترین جایگاه‌های [[مقربان]]، و [[برترین]] درجات فرستاده شدگان برساند؛ آن مقامی که جز آنان، هیچ کسی بدان نمی‌رسد و به بالاتر از آن، هیچ کسی راه نمی‌یابد و هیچ پیشگامی بر آن، پیشی نمی‌گیرد و هیچ [[طمع]] کننده‌ای برای رسیدن به آن، [[طمع]] نمی‌کند.
کسی [[حق]] طمع در این [[مقام]] را ندارد. تمام [[اسماء الهی]] در اینها تجلی پیدا کرده است. [[خداوند]] فرمود: اینجا منطقه ممنوعه خداست. [[آدم]] چون آرزوی این مقام ما را کرد، [[مبتلا]] شد و از آن درخت منهیه خورد. مشکل اصلی در طمع در [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} بود که همه [[پیامبران]] بر آن [[ولایت]] [[مبعوث]] شده‌اند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند:
{{متن حدیث|وَلَايَتُنَا وَلَايَةُ اللَّهِ الَّتِي لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا بِهَا}}<ref>الکافی، ج۱، ص۴۳۷.</ref>؛ ولایت ما همان ولایت خداست که [[خدا]] هیچ [[پیغمبری]] را جز به آن مبعوث نساخت.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۴۱.</ref>
==آثار ولایت==
ولایت اهل بیت{{عم}} [[ولایت کلیه الهیه]] است. [[امام هادی]]{{ع}} فرمودند: ولایت اهل بیت{{عم}} باعث می‌شود که خداوند [[معالم دین]] ما را به ما [[تعلیم]] دهد. اگر به کتب [[صحاح]] [[اهل سنت]] بنگرید، می‌بینید که اینها قائل به این هستند که [[خدای تعالی]] مثل [[انسان]] [[جسم]] دارد. می‌گویند: خدا مانند یک انسان دیده می‌شود. خداوند در [[شب جمعه]] مانند [[جوانی]] سوار بر اسب می‌شود و به [[انسان‌ها]] نگاه می‌کند. این [[توحید]] آنهاست!
{{متن حدیث|وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا}}؛ اگر دنبال [[اهل بیت]]{{عم}} رفتید، همه [[مشکلات]] دنیایتان هم حل می‌شود. روی اهل بیت{{عم}} خیلی [[سرمایه‌گذاری]] کنید.
در این میان [[وظیفه عالمان]] و [[دانشمندان]] بسی سنگین‌تر است. باید در بیان و نشر [[فضائل امیرالمؤمنین]] و اهل بیت{{عم}} سرمایه‌گذاری کنند، که کوتاهی در این امر گناهی نابخشودنی است. چنانکه [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند:
{{متن حدیث|لَا يُعَذِّبُ اللَّهُ هَذَا الخَلْقَ إِلَّا بِذُنُوب العُلُمَاءِ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ الحَقَّ مِنْ فَضْلِ عَلِيٍّ‌{{ع}} وَ عِتْرَتِهِ}}<ref>القطره من مناقب النبی و العترة، ج۱، ص۱۶۵.</ref>؛ خداوند این [[مردم]] را [[عذاب]] نمی‌کند، مگر به خاطر [[گناهان]] [[علما]]، آنها که حق را [[کتمان]] می‌کنند و از بیان [[فضائل علی]]{{ع}} و [[عترت]] او خودداری می‌کنند.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۴۲.</ref>
==منذر و [[هادی]]==
خدای تعالی به پیامبرش می‌فرماید:
{{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>.
[[امام باقر]]{{ع}} فرمودند:
{{متن حدیث|الْمُنْذِرُ رَسُولُ اللَّهِ‌{{صل}} وَ الْهَادِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}}}<ref>بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۰.</ref>؛ منذر [[رسول خدا]]{{صل}} است و [[هادی]] علی{{ع}}است.
در هجده [[روایت]] از [[اهل سنت]] هم آمده است که [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: هادی این [[امت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. اما ما چهار یا پنج روایت در کتب [[شیعه]] در این باره داریم. یعنی آنها چهار برابر در این باره روایت دارند.
چرا اینها را برای [[مردم]] نگوییم؟ امیرالمؤمنین{{ع}} [[خانه‌نشین]] شد؛ چون [[غدیر]] به [[فراموشی]] سپرده شد. باید غدیر را [[احیا]] کرد، باید [[اهل بیت]]{{عم}} را به [[جوانان]] بشناسانیم.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۴۳.</ref>
==[[عامل وحدت]]==
آیا [[قرآن]] می‌تواند عامل وحدت باشد؟ اگر قرآن عامل وحدت بود که تا کنون [[وحدت]] محقق شده بود؛ چون همه روی قرآن [[اتفاق نظر]] دارند. داعشی‌ها قرآن را قبول دارند، اما [[مسلمانان]] را می‌کشند. آنها [[باطن قرآن]] را نگرفته‌اند. [[باطن]] این [[آیه]] چیست؟ قرآن ما را به طریق امیرالمؤمنین{{ع}} [[هدایت]] می‌کند.
{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.
این چیست که اگر نگویی تمام رسالتت هیچ می‌شود؟! [[حضرت زهرا]]{{س}} در خطبه‌ای که ایراد کردند، فرمودند:
{{متن حدیث|وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَةِ}}<ref>بحارالأنوار، ج۲۹، ص۲۲۳.</ref>؛ [[خداوند]] [[اطاعت]] ما را مایه [[نظام]] و [[نظم]] بخشیدن به [[امت و امامت]] ما را مایه [[امنیت]] از [[تفرقه]] و جدایی قرار داد.
پس اهل بیت{{عم}} عامل وحدت‌اند. این عامل وحدت را جدی بگیریم. الآن امیرالمؤمنین{{ع}} و غدیر [[مظلوم]] و ناشناخته‌اند.
[[مقام معظم رهبری]] فرمودند: غدیر فقط مسأله [[جانشینی]] نیست، توجه دادن به مسأله [[امامت]] است. [[ماجرای غدیر]] فقط [[نصب]] یک [[جانشین]] برای [[پیغمبر]] نبود؛ غدیر دو جنبه دارد: یکی جنبه نصب جانشین است، جنبه دیگر قضیه، توجه دادن به مسأله امامت است؛ امامت با همان معنایی که همه [[مسلمین]] از این کلمه و از این عنوان می‌فهمیدند<ref>آیت‌الله خامنه‌ای، سخنرانی در جمع ۱۱۰ هزار بسیجی در روز عید غدیر ۰۴/۰۹/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۴۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش