ضرورت وحی: تفاوت میان نسخهها
←ضرورت وحی و کارکردهای عقل
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
== ضرورت وحی و کارکردهای عقل== | == ضرورت وحی و کارکردهای عقل== | ||
آیا عقل بشری که در روایات اسلامی در حوزه نظر و عمل بهترین راهنمای انسان و حتی برتر از وحی تلقی گردیده، نمیتواند جایگزین دین گردید، و بشر را از وحی و [[شریعت]] بینیاز سازد؟ | * آیا عقل بشری که در روایات اسلامی در حوزه نظر و عمل بهترین راهنمای انسان و حتی برتر از وحی تلقی گردیده، نمیتواند جایگزین دین گردید، و بشر را از وحی و [[شریعت]] بینیاز سازد؟ | ||
اگر اثبات شود که برد ادراکی عقل چنین گسترده است تز جدایی دین از سیاست تأیید میشود. در مشرق زمین برهمانیان مدعی شدند که رهاورد وحی یا مخالف عقل است یا موافق آن. در صورت اول باید آن را رد کرد و در صورت دوم بازهم به آن نیازی نیست. | * اگر اثبات شود که برد ادراکی عقل چنین گسترده است تز جدایی دین از سیاست تأیید میشود. در مشرق زمین برهمانیان مدعی شدند که رهاورد وحی یا مخالف عقل است یا موافق آن. در صورت اول باید آن را رد کرد و در صورت دوم بازهم به آن نیازی نیست. | ||
باید ابتدا ارزیابی مختصری از عقل و کارکردهای آن در امور مختلف زندگی بشر داشته باشیم تا بدانیم آیا کارکردهای عقل، به ضرورت وحی لطمه میزند؟ | باید ابتدا ارزیابی مختصری از عقل و کارکردهای آن در امور مختلف زندگی بشر داشته باشیم تا بدانیم آیا کارکردهای عقل، به ضرورت وحی لطمه میزند؟ | ||
| خط ۹۶: | خط ۹۶: | ||
===شکوفایی عقل در پرتو وحی=== | ===شکوفایی عقل در پرتو وحی=== | ||
هراندازه عقل بهوسیله آموزههای وحیانی صیقل بخورد، به همان اندازه در فهم و کشف حقایق تواناتر میگردد. البته این به معنای بینیازی عقل از نیروهای دیگر "حتی وحی" در تمام وادیها نیست. به دلایل زیر عقل، همواره نیازمند وحی خواهد بود. | * هراندازه عقل بهوسیله آموزههای وحیانی صیقل بخورد، به همان اندازه در فهم و کشف حقایق تواناتر میگردد. البته این به معنای بینیازی عقل از نیروهای دیگر "حتی وحی" در تمام وادیها نیست. به دلایل زیر عقل، همواره نیازمند وحی خواهد بود. | ||
#عقل به اسرار هستی و [[غیب]] آگاهی ندارد. | #عقل به اسرار هستی و [[غیب]] آگاهی ندارد. | ||
# به فرض راه داشتن عقل به عالم [[غیب]]، بازهم عقل یک ابزار کافی در تشخیص تمام جزئیات به شمار نمیآید. زیرا کار او ادراک یک سلسله مفاهیم کلی است. مثلاً عقل بهتنهایی تمام جزئیات عالم آخرت را نمیتواند درک کند. | # به فرض راه داشتن عقل به عالم [[غیب]]، بازهم عقل یک ابزار کافی در تشخیص تمام جزئیات به شمار نمیآید. زیرا کار او ادراک یک سلسله مفاهیم کلی است. مثلاً عقل بهتنهایی تمام جزئیات عالم آخرت را نمیتواند درک کند. | ||
| خط ۱۰۲: | خط ۱۰۲: | ||
#عقل یا باید با کمک وحی به حکمت کارها پی ببرد یا با کمک تجربه، در فرض بینیازی از وحی، عقل باید مثلاً آخرت را تجربه کند تا به حکمت افعال پیببرد. | #عقل یا باید با کمک وحی به حکمت کارها پی ببرد یا با کمک تجربه، در فرض بینیازی از وحی، عقل باید مثلاً آخرت را تجربه کند تا به حکمت افعال پیببرد. | ||
# تجربه تاریخ ثابت کرده که در هر برههای که [[انبیا]] و وحی در میان بشر نبوده، انسانها با تکیه بر عقل تنها توانستهاند حقیقت را تشخیص بدهند و به آن عمل نمایند و مثلاً برای ارضای حس خداجوییشان به پرستش سنگ و چوب روی آوردند. | # تجربه تاریخ ثابت کرده که در هر برههای که [[انبیا]] و وحی در میان بشر نبوده، انسانها با تکیه بر عقل تنها توانستهاند حقیقت را تشخیص بدهند و به آن عمل نمایند و مثلاً برای ارضای حس خداجوییشان به پرستش سنگ و چوب روی آوردند. | ||
* بنابراین، عقل راهنمایی قابلاطمینان برای سعادت انسان، به شمار نمیآید. نه در امور دنیوی و نه در امر آخرتی <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۰ و ۱۳۱.</ref>. | |||
بنابراین، عقل راهنمایی قابلاطمینان برای سعادت انسان، به شمار نمیآید. نه در امور دنیوی و نه در امر آخرتی <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۰ و ۱۳۱.</ref>. | |||
اینکه عقل در اسلام بهعنوان یکی از منابع اصلی و استنباطی احکام شرعی قرار داده شده، با لحاظ همین شرط است که عقل با تعالیم وحی شکوفا گردد. بنابراین، عقل بهتنهایی نمیتواند در هر وادی گام نهد و درواقع عقل به مثابه چراغ وحی است؛ بدین معنا که فقط عقل میتواند آموزههای دینی را درست دریابد. البته ما نیز قبول داریم که عقل میتواند گاهی بر اثر رسیدن به کمال به حسن و قبح برخی از اشیاء و افعال پیببرد. افعال انسان در صورت اختیاری بودن ارزش دارد و اختیار با وجود عقل معنا مییابد. لذا از عقل بهعنوان پیامبر درونی انسانها و [[حجت باطنی]] آنان یاد شده است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۲ و ۱۳۳.</ref>. | اینکه عقل در اسلام بهعنوان یکی از منابع اصلی و استنباطی احکام شرعی قرار داده شده، با لحاظ همین شرط است که عقل با تعالیم وحی شکوفا گردد. بنابراین، عقل بهتنهایی نمیتواند در هر وادی گام نهد و درواقع عقل به مثابه چراغ وحی است؛ بدین معنا که فقط عقل میتواند آموزههای دینی را درست دریابد. البته ما نیز قبول داریم که عقل میتواند گاهی بر اثر رسیدن به کمال به حسن و قبح برخی از اشیاء و افعال پیببرد. افعال انسان در صورت اختیاری بودن ارزش دارد و اختیار با وجود عقل معنا مییابد. لذا از عقل بهعنوان پیامبر درونی انسانها و [[حجت باطنی]] آنان یاد شده است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۲ و ۱۳۳.</ref>. | ||
===رابطه عقل و وحی=== | ===رابطه عقل و وحی=== | ||
کسانی که در تمام مسائل فردی، اجتماعی و اخلاقی و... عقل را میزان تشخیص همهچیز قرار دادهاند دچار افراط شدهاند. در مقابل کسانی هستند که برای عقل هیچ ارزشی قائل نیستند. اما دسته سوم میگویند هم عقل ارزش فراوان دارد و هم نقل و بدون عقل، [[شریعت]] بهتنهایی کارساز نیست. | * کسانی که در تمام مسائل فردی، اجتماعی و اخلاقی و... عقل را میزان تشخیص همهچیز قرار دادهاند دچار افراط شدهاند. در مقابل کسانی هستند که برای عقل هیچ ارزشی قائل نیستند. اما دسته سوم میگویند هم عقل ارزش فراوان دارد و هم نقل و بدون عقل، [[شریعت]] بهتنهایی کارساز نیست. | ||
===روابط عقل و شریعت=== | ===روابط عقل و شریعت=== | ||