جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
در مقابل، برخى اثر سِحر را قوى و در حد تغییر حقایق اشیاء دانسته و در اینباره به [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ }}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> و نیز [[سوره فلق]] [[استدلال]] کرده و همان را دلیل بر [[دستور خداوند]] به [[استعاذه]] از سِحر دانستهاند. <ref>صحيح مسلم، ج۱۴، ص۱۷۴؛ السنن الکبرى، ج۸، ص۱۳۵؛ المغنى، ج۱۰، ص۱۱۴. </ref> افزون بر آن، مواردى پرشمار مانند ایجاد حب و بغض میان [[زن]] و شوهر و سلب قدرت جنسى از مرد به عنوان آثار سِحر میان [[مردم]] شایعاند. <ref>المغنى، ج۱۰، ص۱۱۴؛ الشرح الکبير، ج۱۰، ص۱۱۲. </ref> بر این اساس گفته شده دلیل مشروط شدن تأثیر [[سِحر]] به [[اذن الهى]]، دفع توهم پیشى گرفتن سِحر بر تقدیر الهى و رد تأثیر آن خارج از [[نظام تکوین]] است؛<ref>بيان السعاده، ج۱، ص۱۲۴؛ الميزان، ج۱، ص۲۳۶؛ التفسير الوسيط، ج۱، ص۲۳۰. </ref> بدین معنا که سِحر ساحران در چارچوب [[نظام]] تکوینى اثرگذار است و خارج از حیطه [[قدرت]] الهى نیست و از اینرو برخى "[[اذن]]" را به [[قضا]] و [[مشیت]] الهى <ref>تفسير بغوى، ج۱، ص۱۵۲؛ تفسير ابن کثير، ج۱، ص۱۹۳، ۲۴۹؛ [[روح]] البيان، ج۱، ص۱۹۳. </ref> و عدم ممانعت از تأثیر سِحر، همانند بسیارى از [[شرور]] [[تفسیر]] کردهاند که افراد با [[سوء]] [[اختیار]] خود به سوى آن مىروند. <ref>تفسير ابن ابى حاتم، ج ۱، ص ۱۹۴؛ تفسير ابن کثير، ج ۱، ص ۲۴۹. </ref> برخى نیز {{متن قرآن|بِإِذْنِ اللَّهِ}} در [[آیه]] را بر تأثیر سِحر در کسانى که با آن سروکار دارند، حمل کردهاند. <ref>تفسير ابن ابى حاتم، ج۱، ص۱۹۳. </ref> | در مقابل، برخى اثر سِحر را قوى و در حد تغییر حقایق اشیاء دانسته و در اینباره به [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ }}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> و نیز [[سوره فلق]] [[استدلال]] کرده و همان را دلیل بر [[دستور خداوند]] به [[استعاذه]] از سِحر دانستهاند. <ref>صحيح مسلم، ج۱۴، ص۱۷۴؛ السنن الکبرى، ج۸، ص۱۳۵؛ المغنى، ج۱۰، ص۱۱۴. </ref> افزون بر آن، مواردى پرشمار مانند ایجاد حب و بغض میان [[زن]] و شوهر و سلب قدرت جنسى از مرد به عنوان آثار سِحر میان [[مردم]] شایعاند. <ref>المغنى، ج۱۰، ص۱۱۴؛ الشرح الکبير، ج۱۰، ص۱۱۲. </ref> بر این اساس گفته شده دلیل مشروط شدن تأثیر [[سِحر]] به [[اذن الهى]]، دفع توهم پیشى گرفتن سِحر بر تقدیر الهى و رد تأثیر آن خارج از [[نظام تکوین]] است؛<ref>بيان السعاده، ج۱، ص۱۲۴؛ الميزان، ج۱، ص۲۳۶؛ التفسير الوسيط، ج۱، ص۲۳۰. </ref> بدین معنا که سِحر ساحران در چارچوب [[نظام]] تکوینى اثرگذار است و خارج از حیطه [[قدرت]] الهى نیست و از اینرو برخى "[[اذن]]" را به [[قضا]] و [[مشیت]] الهى <ref>تفسير بغوى، ج۱، ص۱۵۲؛ تفسير ابن کثير، ج۱، ص۱۹۳، ۲۴۹؛ [[روح]] البيان، ج۱، ص۱۹۳. </ref> و عدم ممانعت از تأثیر سِحر، همانند بسیارى از [[شرور]] [[تفسیر]] کردهاند که افراد با [[سوء]] [[اختیار]] خود به سوى آن مىروند. <ref>تفسير ابن ابى حاتم، ج ۱، ص ۱۹۴؛ تفسير ابن کثير، ج ۱، ص ۲۴۹. </ref> برخى نیز {{متن قرآن|بِإِذْنِ اللَّهِ}} در [[آیه]] را بر تأثیر سِحر در کسانى که با آن سروکار دارند، حمل کردهاند. <ref>تفسير ابن ابى حاتم، ج۱، ص۱۹۳. </ref> | ||
برخى بر اساس آیه {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیهای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری میشود و در آنجا تباهاندیشان، زیانکار میگردند» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref> که صدور [[معجزه]] [[انبیاء]] را به [[اذن خدا]] منوط کرده، گفتهاند: در [[نفوس]] [[شریف]] [[پیامبران]] مبدأ مؤثرى وجود دارد که تأثیر آن بر اذن الهى متوقف است، چنانکه از منوط کردن تأثیر سِحر به اذن الهى در آیه {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ }}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> به دست مىآید که سِحر نیز [[واقعیت]] داشته و مبدأ نفسانى دارد و اذن الهى در تأثیر آن دخیل است؛ به این بیان که امور [[خارقالعاده]] به حسب ظاهر اسباب طبیعى غیر عادى دارند؛ ولى در واقع از اسباب حقیقى و باطنى برخوردارند و آن اسباب به اذن و [[اراده خدا]] مستندند؛<ref>الميزان، ج۱، ص۷۹-۸۰ و۸۲. </ref> با این تفاوت که مبدأ نفسانى موجود در پیامبران و [[مؤمنان]] در همه حال بر همه اسباب | برخى بر اساس آیه {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیهای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری میشود و در آنجا تباهاندیشان، زیانکار میگردند» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref> که صدور [[معجزه]] [[انبیاء]] را به [[اذن خدا]] منوط کرده، گفتهاند: در [[نفوس]] [[شریف]] [[پیامبران]] مبدأ مؤثرى وجود دارد که تأثیر آن بر اذن الهى متوقف است، چنانکه از منوط کردن تأثیر سِحر به اذن الهى در آیه {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ }}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> به دست مىآید که سِحر نیز [[واقعیت]] داشته و مبدأ نفسانى دارد و اذن الهى در تأثیر آن دخیل است؛ به این بیان که امور [[خارقالعاده]] به حسب ظاهر اسباب طبیعى غیر عادى دارند؛ ولى در واقع از اسباب حقیقى و باطنى برخوردارند و آن اسباب به اذن و [[اراده خدا]] مستندند؛<ref>الميزان، ج۱، ص۷۹-۸۰ و۸۲. </ref> با این تفاوت که مبدأ نفسانى موجود در پیامبران و [[مؤمنان]] در همه حال بر همه اسباب غالب و فائقاند {{متن قرآن|وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«و بیگمان تنها سپاه ماست که پیروز است» سوره صافات، آیه ۱۷۳.</ref>؛ {{متن قرآن|كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}}<ref>«خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بیگمان خداوند توانایی پیروزمند است» سوره مجادله، آیه ۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ}}<ref>«ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم» سوره غافر، آیه ۵۱.</ref> و [[غلبه]] معجزه [[انبیا]] و [[کرامات]] مؤمنان امرى ماورایى است و با مقیاسهاى مادى سنجیدنى نیست. <ref>الميزان، ج۱، ص۸۰. </ref> به همین سبب، [[سِحر]]، توانایى برابرى با [[معجزه]] را ندارد، چنانکه [[آیات]] {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ }}<ref>«و چون حقّ از نزد ما به سوی آنان آمد گفتند: بیگمان این جادویی آشکار است موسی گفت: آیا درباره حقّ هنگامی که نزد شما آمده است (چنین) میگویید؟! آیا این جادوست؟ در حالی که جادوگران رستگار نمیگردند» سوره یونس، آیه ۷۶-۷۷.</ref> با استفهام انکارى توبیخى و با استناد به پیروزى موسى{{ع}} در برابر [[سِحر]] ساحران [[فرعون]]، سِحر بودن عمل موسى را رد کردهاند، چون سِحر از [[ساحت]] کسى که تأییدشده الهى است، دور است،<ref>روح البيان، ج۴، ص۶۹. </ref> چنانکه بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«چون افکندند موسی گفت: آنچه آوردهاید جادوست، بیگمان خداوند آن را به زودی تباه خواهد کرد، همانا خداوند کار تبهکاران را به سامان نمیآورد» سوره یونس، آیه ۸۱.</ref> موسى{{ع}} نیز با سِحر خواندن عمل ساحران، آن را عملى [[فاسد]] خوانده و از [[اطمینان]] به [[باطل]] شدن آن به [[اذن]] الهىخبر داده است. [[کلام]] موسى{{ع}} تعریضى بود به [[فرعونیان]] که معجزه موسى{{ع}} را سِحر مىخواندند. آنچه آنان انجام دادند سِحرى بود که به [[اراده]] الهى باطل خواهد شد، زیرا سِحر جز [[فساد]] نتیجهاى ندارد و [[خداوند]] کار [[مفسدان]] را به سامان نمىآورد <ref>مجمع البيان، ج۵، ص۱۹۱؛ زبدة التفاسير، ج۳، ص۲۳۳. </ref> و [[جادوگر]] هرجا در آید [[پیروز]] و نیکبخت نخواهد شد: {{متن قرآن|وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى}}<ref>«و آنچه در کف داری بیفکن تا آنچه برساختهاند فرو خورد که هر چه برساختهاند نیرنگ جادوگری است و جادوگر هر جا آید کامیاب نمیگردد» سوره طه، آیه ۶۹.</ref> برخى در سبب پیروز نشدن ساحر به آثار سِحر اشاره کرده و دلیل آن را [[محدودیت]] نیروى سِحر دانستهاند، در حالى که اثر نیروى معجزه چون از [[قدرت]] الهى سرچشمه مىگیرد نامحدود است. ساحر به گونه محدود مىتواند به سِحر [[اقدام]] کند، در حالى که [[پیامبران]] الهى با تکیه بر قدرت لایزال الهى هر گونه معجزهاى مىتوانند انجام دهند، چنانکه ساحر نمىتواند هر پیشنهادى را عملى کند؛ اما [[انبیا]]{{ع}} به پیشنهاد [[مردم]] کارهاى [[خارقالعاده]] بزرگى چون بیرون آوردن شتر از [[دل]] [[کوه]] یا دو نیم کردن ماه را انجام دادهاند. <ref>نمونه، ج۱۳، ص۲۴۲. </ref> | ||
برخى [[فلاسفه]]، در [[قدرت]] [[نفس انسان]] گفتهاند: [[انسان]] از [[اراده]] و نیرویى برخوردار است که با [[ریاضت]] مىتواند آن را تقویت کند تا در موجودات اطراف خود و حتى در [[طبیعت]] اشیاء اثرگذار باشد<ref>الاشارات والتنبيهات، ج۳، ص۴۱۵. </ref> و منشأ خارقعادات گردد؛ با این تفاوت که ریاضت گاهى [[مشروع]] و ایجاد کننده نیروى سازنده در [[نفوس]] [[پاک]] است که منشأ [[کرامات]] مىشود و گاهى [[نامشروع]] و زمینهساز تقویت نیروى شیطانى و مخرب در [[درون انسان]] است<ref> الاشارات و التنبيهات، ج۳، ص۴۱۷. </ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]؛ [[سِحر (مقاله)|مقاله «سِحر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref> | برخى [[فلاسفه]]، در [[قدرت]] [[نفس انسان]] گفتهاند: [[انسان]] از [[اراده]] و نیرویى برخوردار است که با [[ریاضت]] مىتواند آن را تقویت کند تا در موجودات اطراف خود و حتى در [[طبیعت]] اشیاء اثرگذار باشد<ref>الاشارات والتنبيهات، ج۳، ص۴۱۵. </ref> و منشأ خارقعادات گردد؛ با این تفاوت که ریاضت گاهى [[مشروع]] و ایجاد کننده نیروى سازنده در [[نفوس]] [[پاک]] است که منشأ [[کرامات]] مىشود و گاهى [[نامشروع]] و زمینهساز تقویت نیروى شیطانى و مخرب در [[درون انسان]] است<ref> الاشارات و التنبيهات، ج۳، ص۴۱۷. </ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]؛ [[سِحر (مقاله)|مقاله «سِحر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref> | ||