عصمت: تفاوت میان نسخهها
←آثار و کارکردهای عصمت
| خط ۱۶۱: | خط ۱۶۱: | ||
==آثار و کارکردهای عصمت== | ==آثار و کارکردهای عصمت== | ||
{{اصلی|کارکردهای عصمت}} | |||
# از مهمترین کارکردهای عصمت میتوان به [[فهم]] و تلقی درست [[حقایق]] اشاره کرد. به این معنا که [[انسانی]] که دارای [[علم خاص]] شد میتوان حقایق را چنان که هست [[درک]] و فهم کند و در آن به [[خطا]] و [[اشتباه]] نرود. بنابراین [[مصونیت از خطا]] و اشتباه از درک و فهم و تلقی حقایق هستی از مهمترین کارکردهای عصمت است. این معنا به طور خاص درباره تلقی [[پیامبران]] از [[وحی]] و [[کتب آسمانی]] در آیاتی از جمله [[آیه]] ۵۲ [[سوره حج]] بیان شده است. در [[آیات]] ۷۵ و ۷۶ همین [[سوره]] نیز این معنا مورد تاکید قرار گرفته است که [[پیامبران الهی]] در [[دریافت وحی]] دارای عصمت میباشند و از هرگونه خطا، [[تحریف]] و اشتباهی در [[امان]] میباشند.([[المیزان]]، ج ۱۴، صص ۴۰۹ تا ۴۱۱) آیات ۲۶ تا ۲۸ [[سوره جن]] نیز بر [[عصمت پیامبران]] در دریافت وحی دلالت دارد. (المیزان، ج ۲۰، ص۵۷) | # از مهمترین کارکردهای عصمت میتوان به [[فهم]] و تلقی درست [[حقایق]] اشاره کرد. به این معنا که [[انسانی]] که دارای [[علم خاص]] شد میتوان حقایق را چنان که هست [[درک]] و فهم کند و در آن به [[خطا]] و [[اشتباه]] نرود. بنابراین [[مصونیت از خطا]] و اشتباه از درک و فهم و تلقی حقایق هستی از مهمترین کارکردهای عصمت است. این معنا به طور خاص درباره تلقی [[پیامبران]] از [[وحی]] و [[کتب آسمانی]] در آیاتی از جمله [[آیه]] ۵۲ [[سوره حج]] بیان شده است. در [[آیات]] ۷۵ و ۷۶ همین [[سوره]] نیز این معنا مورد تاکید قرار گرفته است که [[پیامبران الهی]] در [[دریافت وحی]] دارای عصمت میباشند و از هرگونه خطا، [[تحریف]] و اشتباهی در [[امان]] میباشند.([[المیزان]]، ج ۱۴، صص ۴۰۹ تا ۴۱۱) آیات ۲۶ تا ۲۸ [[سوره جن]] نیز بر [[عصمت پیامبران]] در دریافت وحی دلالت دارد. (المیزان، ج ۲۰، ص۵۷) | ||
# دومین کارکرد عصمت را میبایست در [[حفظ]] و بیان [[حقیقی]] جست و جو کرد؛ زیرا بسیاری از [[مردم]] تلقی [[درستی]] از حقایق پیدا میکنند ولی [[ناتوان]] از حفظ و بیان دقیق آن چه یافتهاند میباشند. این که چیزی را که با وجودش درک کرده به دیگران برساند و توضیح و تبیین نماید، امری بسیار سخت و دشوار است. این [[دشواری]] هم در [[انتخاب]] واژگان و دیگر ابزارهای [[پیام]] رسانی و همچنین بیان به دور از تحریف و خطا و اشتباه میباشد. بسیاری از [[عارفان]] که مشاهدات و مکاشفاتی دارند، در [[مقام]] بیان [[درمانده]] میشوند و حتی نمیتوانند به سبب [[کاستی]] در ابزارهای پیام رسانی و اطلاع رسانی بیتحریفی مفاهیم را در قالب پیام و الفاظ بیان کنند. این گونه است که از « ما لایوصف » و غیر توصیفی بودن مدرکات و مشاهدات خود سخن به میان میآورند. این در حالی است که در همان آیات و منابع پیش گفته، [[خداوند]] پیامبران را [[مصون از خطا]] و [[تحریف]] در [[ابلاغ]] و بیان [[وحی]] که دریافته و تلقی کردهاند معرفی میکند. بنابراین [[پیامبران]] با عصمت خویش در همه مراتب تلقی و [[حفظ]] و بیان، هر آن چه را از وحی و [[کتب آسمانی]] و [[وحیانی]] دریافت کردهاند، به اطلاع مخاطبان [[پیام]] میرسانند. | # دومین کارکرد عصمت را میبایست در [[حفظ]] و بیان [[حقیقی]] جست و جو کرد؛ زیرا بسیاری از [[مردم]] تلقی [[درستی]] از حقایق پیدا میکنند ولی [[ناتوان]] از حفظ و بیان دقیق آن چه یافتهاند میباشند. این که چیزی را که با وجودش درک کرده به دیگران برساند و توضیح و تبیین نماید، امری بسیار سخت و دشوار است. این [[دشواری]] هم در [[انتخاب]] واژگان و دیگر ابزارهای [[پیام]] رسانی و همچنین بیان به دور از تحریف و خطا و اشتباه میباشد. بسیاری از [[عارفان]] که مشاهدات و مکاشفاتی دارند، در [[مقام]] بیان [[درمانده]] میشوند و حتی نمیتوانند به سبب [[کاستی]] در ابزارهای پیام رسانی و اطلاع رسانی بیتحریفی مفاهیم را در قالب پیام و الفاظ بیان کنند. این گونه است که از « ما لایوصف » و غیر توصیفی بودن مدرکات و مشاهدات خود سخن به میان میآورند. این در حالی است که در همان آیات و منابع پیش گفته، [[خداوند]] پیامبران را [[مصون از خطا]] و [[تحریف]] در [[ابلاغ]] و بیان [[وحی]] که دریافته و تلقی کردهاند معرفی میکند. بنابراین [[پیامبران]] با عصمت خویش در همه مراتب تلقی و [[حفظ]] و بیان، هر آن چه را از وحی و [[کتب آسمانی]] و [[وحیانی]] دریافت کردهاند، به اطلاع مخاطبان [[پیام]] میرسانند. | ||