کرامت‌های امام حسین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:
[[ایوب بن اعین]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند: زنی در حال [[طواف]] بود و مردی پشتِ او طواف می‌کرد. [[زن]]، ساعدش را بیرون آورد و مرد هم دست خود را کج کرد و بر ساعد او نهاد. [[خداوند]]، دستِ مرد را بر ساعد آن زن، چنان چسباند که ناچار، طواف را قطع کرد. به سوی [[امیر]] [[مکه]] فرستادند و [[مردم]]، گِرد آمدند و [[فقیهان]] را خبر کردند. آنان گفتند: دست مرد را قطع کن؛ زیرا او مرتکب [[جنایت]] شده است. امیر گفت: آیا این جا کسی از [[فرزندان]] [[محمد]]، [[پیامبر خدا]]، هست؟ گفتند: آری. [[حسین بن علی]]، دیشب آمده است. [امیر] به سوی [[حسین]]{{ع}} فرستاد و ایشان را فرا خواند و گفت: ببین این دو چه شده‌اند! [[امام]]{{ع}} دستانش را رو به [[قبله]]، بلند کرد و مدت مدیدی [[دعا]] کرد. سپس نزد زن آمد و دست مرد را از دست زن، جدا کرد. امیر گفت: آیا این مرد را به سبب آنچه کرده، [[کیفر]] ندهیم؟ امام{{ع}} فرمود: «نه»<ref>عدم موافقت امام{{ع}} با [[مجازات]] آن مرد، شاید بدین جهت بوده که رسواییِ پیش آمده برای او، در واقع، کیفر او بوده و همین مجازات، برای او کافی بوده است. {{متن حدیث|إِنَّ امْرَأَةً كَانَتْ تَطُوفُ وَ خَلْفَهَا رَجُلٌ فَأَخْرَجَتْ‏ ذِرَاعَهَا فَقَالَ بِيَدِهِ حَتَّى وَضَعَهَا عَلَى ذِرَاعِهَا فَأَثَبْتَ اللَّهُ يَدَهُ فِي ذِرَاعِهَا حَتَّى قَطَعَ الطَّوَافَ وَ أُرْسِلَ إِلَى الْأَمِيرِ وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ وَ أَرْسَلَ إِلَى الْفُقَهَاءِ فَجَعَلُوا يَقُولُونَ اقْطَعْ يَدَهُ فَهُوَ الَّذِي جَنَى الْجِنَايَةَ فَقَالَ هَاهُنَا أَحَدٌ مِنْ وُلْدِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَالُوا نَعَمْ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ{{ع}} قَدِمَ اللَّيْلَةَ فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ فَدَعَاهُ فَقَالَ انْظُرْ مَا لَقِيَا ذَانِ فَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ رَفَعَ يَدَيْهِ فَمَكَثَ طَوِيلًا يَدْعُو ثُمَّ جَاءَ إِلَيْهَا حَتَّى خَلَّصَ يَدَهُ مِنْ يَدِهَا فَقَالَ الْأَمِيرُ أَ لَا نُعَاقِبُهُ بِمَا صَنَعَ فَقَالَ لَا}} (تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۷۰، ح۱۶۴۷؛ المناقب، [[ابن شهرآشوب]]، ج۴، ص۵۱).</ref>.
[[ایوب بن اعین]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند: زنی در حال [[طواف]] بود و مردی پشتِ او طواف می‌کرد. [[زن]]، ساعدش را بیرون آورد و مرد هم دست خود را کج کرد و بر ساعد او نهاد. [[خداوند]]، دستِ مرد را بر ساعد آن زن، چنان چسباند که ناچار، طواف را قطع کرد. به سوی [[امیر]] [[مکه]] فرستادند و [[مردم]]، گِرد آمدند و [[فقیهان]] را خبر کردند. آنان گفتند: دست مرد را قطع کن؛ زیرا او مرتکب [[جنایت]] شده است. امیر گفت: آیا این جا کسی از [[فرزندان]] [[محمد]]، [[پیامبر خدا]]، هست؟ گفتند: آری. [[حسین بن علی]]، دیشب آمده است. [امیر] به سوی [[حسین]]{{ع}} فرستاد و ایشان را فرا خواند و گفت: ببین این دو چه شده‌اند! [[امام]]{{ع}} دستانش را رو به [[قبله]]، بلند کرد و مدت مدیدی [[دعا]] کرد. سپس نزد زن آمد و دست مرد را از دست زن، جدا کرد. امیر گفت: آیا این مرد را به سبب آنچه کرده، [[کیفر]] ندهیم؟ امام{{ع}} فرمود: «نه»<ref>عدم موافقت امام{{ع}} با [[مجازات]] آن مرد، شاید بدین جهت بوده که رسواییِ پیش آمده برای او، در واقع، کیفر او بوده و همین مجازات، برای او کافی بوده است. {{متن حدیث|إِنَّ امْرَأَةً كَانَتْ تَطُوفُ وَ خَلْفَهَا رَجُلٌ فَأَخْرَجَتْ‏ ذِرَاعَهَا فَقَالَ بِيَدِهِ حَتَّى وَضَعَهَا عَلَى ذِرَاعِهَا فَأَثَبْتَ اللَّهُ يَدَهُ فِي ذِرَاعِهَا حَتَّى قَطَعَ الطَّوَافَ وَ أُرْسِلَ إِلَى الْأَمِيرِ وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ وَ أَرْسَلَ إِلَى الْفُقَهَاءِ فَجَعَلُوا يَقُولُونَ اقْطَعْ يَدَهُ فَهُوَ الَّذِي جَنَى الْجِنَايَةَ فَقَالَ هَاهُنَا أَحَدٌ مِنْ وُلْدِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَالُوا نَعَمْ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ{{ع}} قَدِمَ اللَّيْلَةَ فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ فَدَعَاهُ فَقَالَ انْظُرْ مَا لَقِيَا ذَانِ فَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ رَفَعَ يَدَيْهِ فَمَكَثَ طَوِيلًا يَدْعُو ثُمَّ جَاءَ إِلَيْهَا حَتَّى خَلَّصَ يَدَهُ مِنْ يَدِهَا فَقَالَ الْأَمِيرُ أَ لَا نُعَاقِبُهُ بِمَا صَنَعَ فَقَالَ لَا}} (تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۷۰، ح۱۶۴۷؛ المناقب، [[ابن شهرآشوب]]، ج۴، ص۵۱).</ref>.


از [[ابوعون]] نقل است: چون [[حسین]]{{ع}} از [[مدینه]] به سوی [[مکه]] بیرون رفت، بر [[ابن مطیع]] گذشت که چاهی می‌کَند. وی به ایشان گفت: [[پدر]] و مادرم فدایت! کجا؟ فرمود: «به سوی مکه می‌روم»... و از نامه‌هایی که پیروانش از آنجا فرستاده بودند، یاد کرد. ابن مطیع به ایشان گفت: پدر و مادرم فدایت! ما را از خود، بهره‌مند کن و به سوی آنان [[مرو]]. اما حسین{{ع}} خودداری ورزید. ابن مطیع به ایشان گفت: این [[چاه]] را آماده کرده‌ام و امروز، نخستین دلْو آب را به ما می‌دهد. کاش برای [[برکت]] آن، [[دعا]] کنی. [[امام]]{{ع}} فرمود: «از آب آن، بیاور». دلوی از آب آن را آورد. امام{{ع}} از آن نوشید و سپس آن را مَزه مَزه کرد و به چاه، باز گرداند. چاه، گوارا و پُرآب شد<ref>{{متن حدیث|لَمّا خَرَجَ حُسَينُ بنُ عَلِيٍّ{{ع}} مِنَ المَدينَةِ يُريدُ مَكَّةَ، مَرَّ بِابنِ مُطيعٍ وهُوَ يَحفِرُ بِئرَهُ، فَقالَ لَهُ: أينَ، فِداكَ أبي واُمّي؟ قالَ: أرَدتُ مَكَّةَ... وذَكَرَ لَهُ أنَّهُ كَتَبَ إلَيهِ شيعَتُهُ بِها. فَقالَ لَهُ ابنُ مُطيعٍ: أي فِداكَ أبي واُمّي! مَتِّعنا بِنَفسِكَ ولا تَسِر إلَيهِم، فَأَبى حُسَينٌ{{ع}}. فَقالَ لَهُ ابنُ مُطيعٍ: إنَّ بِئري هذِهِ قَد رَشَّحتُها، وهذا اليَومُ أوانٌ ما خَرَجَ إلَينا فِي الدَّلوِ شَيءٌ مِن ماءٍ، فَلَو دَعَوتَ اللّه َ لَنا فيها بِالبَرَكَةِ. قالَ: هاتِ مِن مائِها، فَاُتِيَ مِن مائِها فِي الدَّلوِ، فَشَرِبَ مِنهُ، ثُمَّ مَضمَضَ، ثُمَّ رَدَّهُ فِي البِئرِ، فَأَعذَبَ و أمهى}} (الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۴۴؛ تاریخ دمشق، ج۱۴، ص۱۸۲).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۱۵۵.</ref>
از [[ابوعون]] نقل است: چون [[حسین]]{{ع}} از [[مدینه]] به سوی [[مکه]] بیرون رفت، بر [[ابن مطیع]] گذشت که چاهی می‌کَند. وی به ایشان گفت: پدر و مادرم فدایت! کجا؟ فرمود: «به سوی مکه می‌روم»... و از نامه‌هایی که پیروانش از آنجا فرستاده بودند، یاد کرد. ابن مطیع به ایشان گفت: پدر و مادرم فدایت! ما را از خود، بهره‌مند کن و به سوی آنان مرو. اما حسین{{ع}} خودداری ورزید. ابن مطیع به ایشان گفت: این [[چاه]] را آماده کرده‌ام و امروز، نخستین دلْو آب را به ما می‌دهد. کاش برای [[برکت]] آن، [[دعا]] کنی. [[امام]]{{ع}} فرمود: «از آب آن، بیاور». دلوی از آب آن را آورد. امام{{ع}} از آن نوشید و سپس آن را مَزه مَزه کرد و به چاه، باز گرداند. چاه، گوارا و پُرآب شد<ref>{{متن حدیث|لَمّا خَرَجَ حُسَينُ بنُ عَلِيٍّ{{ع}} مِنَ المَدينَةِ يُريدُ مَكَّةَ، مَرَّ بِابنِ مُطيعٍ وهُوَ يَحفِرُ بِئرَهُ، فَقالَ لَهُ: أينَ، فِداكَ أبي واُمّي؟ قالَ: أرَدتُ مَكَّةَ... وذَكَرَ لَهُ أنَّهُ كَتَبَ إلَيهِ شيعَتُهُ بِها. فَقالَ لَهُ ابنُ مُطيعٍ: أي فِداكَ أبي واُمّي! مَتِّعنا بِنَفسِكَ ولا تَسِر إلَيهِم، فَأَبى حُسَينٌ{{ع}}. فَقالَ لَهُ ابنُ مُطيعٍ: إنَّ بِئري هذِهِ قَد رَشَّحتُها، وهذا اليَومُ أوانٌ ما خَرَجَ إلَينا فِي الدَّلوِ شَيءٌ مِن ماءٍ، فَلَو دَعَوتَ اللّه َ لَنا فيها بِالبَرَكَةِ. قالَ: هاتِ مِن مائِها، فَاُتِيَ مِن مائِها فِي الدَّلوِ، فَشَرِبَ مِنهُ، ثُمَّ مَضمَضَ، ثُمَّ رَدَّهُ فِي البِئرِ، فَأَعذَبَ و أمهى}} (الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۴۴؛ تاریخ دمشق، ج۱۴، ص۱۸۲).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۱۵۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش