←نامه نصر بن سیار
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
==[[نامه]] [[نصر بن سیار]]== | ==[[نامه]] [[نصر بن سیار]]== | ||
او از طرف بنیامیه [[حاکم خراسان]] بود، [[یوسف بن عمر]] [[والی کوفه]] برای او نامه نوشت که: [[یحیی بن زید]] به [[خراسان]] آمده و نزد حریش میباشد، کسی را بفرست تا او را دستگیر کند. | او از طرف بنیامیه [[حاکم خراسان]] بود، [[یوسف بن عمر]] [[والی کوفه]] برای او نامه نوشت که: [[یحیی بن زید]] به [[خراسان]] آمده و نزد حریش میباشد، کسی را بفرست تا او را دستگیر کند. | ||
نصر بن سیار در جستجوی یحیی بن زید بر آمد و شخصی به نام [[عقیل | نصر بن سیار در جستجوی یحیی بن زید بر آمد و شخصی به نام [[عقیل بن معقل]] را فرستاد و به او گفت: حریش را دستگیر کرده و او را رها نمیسازی تا یحیی بن زید را آورده و تحویل دهد. | ||
عقیل فرستاد حریش را آوردند، از او درباره یحیی سؤال کرد، گفت: نمیدانم. پس از این که ششصد تازیانه بر حریش زدند گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] اگر یحیی زیر پایم باشد پایم را بلند نکنم که او را دستگیر کنی؛ ولی فرزند حریش به عقیل بن معقل گفت: پدرم را به [[قتل]] مرسان و من جای یحیی را نشان میدهم. پس او را از مخفیگاه یحیی [[آگاه]] ساخت. | عقیل فرستاد حریش را آوردند، از او درباره یحیی سؤال کرد، گفت: نمیدانم. پس از این که ششصد تازیانه بر حریش زدند گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] اگر یحیی زیر پایم باشد پایم را بلند نکنم که او را دستگیر کنی؛ ولی فرزند حریش به عقیل بن معقل گفت: پدرم را به [[قتل]] مرسان و من جای یحیی را نشان میدهم. پس او را از مخفیگاه یحیی [[آگاه]] ساخت. | ||
پس یحیی را و دو نفر از همراهانش که از [[کوفه]] با او بودند دستگیر کرد و نزد نصر بن سیار آورد، او آنان را [[زندانی]] نمود و به یوسف بن عمر نامه نوشت و او را از [[دستگیری]] یحیی مطلع ساخت، و او ولید بن یزید را در [[شام]] از ماجرای دستگیری یحیی بن زید باخبر نمود. | پس یحیی را و دو نفر از همراهانش که از [[کوفه]] با او بودند دستگیر کرد و نزد نصر بن سیار آورد، او آنان را [[زندانی]] نمود و به یوسف بن عمر نامه نوشت و او را از [[دستگیری]] یحیی مطلع ساخت، و او ولید بن یزید را در [[شام]] از ماجرای دستگیری یحیی بن زید باخبر نمود. | ||
ولید بن یزید به [[نصر بن سیار]] [[نامه]] نوشت که او را [[آزاد]] سازد و یارانش را رها کند. | ولید بن یزید به [[نصر بن سیار]] [[نامه]] نوشت که او را [[آزاد]] سازد و یارانش را رها کند. | ||
[[نصر بن سیار]] [[یحیی]] و یارانش را از [[زندان]] آزاد کرد و او را از [[فتنه]] برحذر داشت و امر کرد که نزد ولید بن یزید به [[شام]] برود، و دو هزار درهم با مرکبی در [[اختیار]] او گذاشت<ref>تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.</ref>. | [[نصر بن سیار]] [[یحیی]] و یارانش را از [[زندان]] آزاد کرد و او را از [[فتنه]] برحذر داشت و امر کرد که نزد ولید بن یزید به [[شام]] برود، و دو هزار درهم با مرکبی در [[اختیار]] او گذاشت<ref>تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.</ref>. | ||