←=اسامی و شئون برهان
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
*گرچه خداوند متعال در چند جای کتاب خود از مشرکان و کافران خواسته تا بر دعویهای خود [[برهان]] اقامه کنند؛ ولی چون کفر و شرک اثباتپذیر نیست به طور قطع اعتقادات شرک آلودِ آنان را فاقد پایگاه [[برهان]] و منطقی اعلام میکند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ }}﴾}} <ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که [[برهان]] بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بیگمان کافران رستگار نمیگردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref> برخی قید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ}}﴾}} را قید توضیحی برای خدایان ادعایی دروغین دانسته و افزودهاند: این قید میفهماند معبودی جز خدا که بر معبودیتش [[برهان]] وجود داشته باشد نیست، بلکه برعکس بر نبود چنین معبودهایی [[برهان]] قائم است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۷۴.</ref>. برخی دیگر وجه [[برهان]] ناپذیری شرک و کفر را بطلان آن دو دانسته و گفتهاند: بطلان در واقع عدم است و عدم چیزی نیست تا [[برهان]] داشته باشد<ref>الصافی، ج۳، ص۴۱۳.</ref>. برخی هم گفتهاند: وقتی ما ارتباط افراد عالم و نظام گیتی را مینگریم و میبینیم ارتباط اجزای عالم به طوری متصّل و مرتبط به هم گردیده که یک وحدت تشکیل دادهاند علم یقینی پدید میگردد که مبدأ و ناظم آن یک حقیقت وحدانی است. شاید آیه اشاره به این مطلب باشد که ممکن نیست یک معلول دو علّت داشته باشد و آن اِله دیگری که مشرکان او را پرستش میکنند هیچ [[برهان]] برای اثبات آن ندارند<ref>مخزن العرفان، ج۹، ص۷۲.</ref>. در قرآن به طور مکرّر با این بیان که آنچه بتپرستان میپرستند جز اسمهایی بیش نیستند و خداوند سلطانی همراه آنها فرو نفرستاده است، بر بطلان بتپرستی استدلال شده، و این خود لطیفترین بیان و قاطعترین [[برهان]] است؛ زیرا اگر انسان هیچ [[برهان]] بر مدّعای خویش نداشته باشد برای او و ادّعایش چیزی جز اسمی بیمسمّا و عبارتی بیمحتوا نخواهد ماند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۷۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *گرچه خداوند متعال در چند جای کتاب خود از مشرکان و کافران خواسته تا بر دعویهای خود [[برهان]] اقامه کنند؛ ولی چون کفر و شرک اثباتپذیر نیست به طور قطع اعتقادات شرک آلودِ آنان را فاقد پایگاه [[برهان]] و منطقی اعلام میکند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ }}﴾}} <ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که [[برهان]] بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بیگمان کافران رستگار نمیگردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref> برخی قید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ}}﴾}} را قید توضیحی برای خدایان ادعایی دروغین دانسته و افزودهاند: این قید میفهماند معبودی جز خدا که بر معبودیتش [[برهان]] وجود داشته باشد نیست، بلکه برعکس بر نبود چنین معبودهایی [[برهان]] قائم است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۷۴.</ref>. برخی دیگر وجه [[برهان]] ناپذیری شرک و کفر را بطلان آن دو دانسته و گفتهاند: بطلان در واقع عدم است و عدم چیزی نیست تا [[برهان]] داشته باشد<ref>الصافی، ج۳، ص۴۱۳.</ref>. برخی هم گفتهاند: وقتی ما ارتباط افراد عالم و نظام گیتی را مینگریم و میبینیم ارتباط اجزای عالم به طوری متصّل و مرتبط به هم گردیده که یک وحدت تشکیل دادهاند علم یقینی پدید میگردد که مبدأ و ناظم آن یک حقیقت وحدانی است. شاید آیه اشاره به این مطلب باشد که ممکن نیست یک معلول دو علّت داشته باشد و آن اِله دیگری که مشرکان او را پرستش میکنند هیچ [[برهان]] برای اثبات آن ندارند<ref>مخزن العرفان، ج۹، ص۷۲.</ref>. در قرآن به طور مکرّر با این بیان که آنچه بتپرستان میپرستند جز اسمهایی بیش نیستند و خداوند سلطانی همراه آنها فرو نفرستاده است، بر بطلان بتپرستی استدلال شده، و این خود لطیفترین بیان و قاطعترین [[برهان]] است؛ زیرا اگر انسان هیچ [[برهان]] بر مدّعای خویش نداشته باشد برای او و ادّعایش چیزی جز اسمی بیمسمّا و عبارتی بیمحتوا نخواهد ماند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۷۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
==اسامی و شئون [[برهان]] = | ==اسامی و شئون [[برهان]] == | ||
*[[برهان]] را بر حسب شئون گوناگون و آثار متفاوت آن نامهای دیگری است که در قرآن به آنها اشاره شدهاست<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>: | *[[برهان]] را بر حسب شئون گوناگون و آثار متفاوت آن نامهای دیگری است که در قرآن به آنها اشاره شدهاست<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>: | ||
#'''سلطان:'''[[برهان]] از آن رو که زوالناپذیر و غالب است<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۳۲۹.</ref> یا از آن جهت که تیز و گذراست<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۳۲۹.</ref> یا برای آنکه خصم و مخالف را به گونهای در بنبست قرار میدهد که هیچ راهی برای فرار نمییابد<ref>نمونه، ج۹، ص۲۲۳.</ref> یا چون بر عقول و فهمها سلطه مییابد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۷۷.</ref> یا به جهت همه این امور در آیاتی «سلطان» خوانده میشود؛ مانند فرو نفرستادن سلطان از سوی خداوند بر آنچه مشرکان و بتپرستان میپرستند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاریهای آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که [[برهان]] بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمیدانید؛ سوره اعراف، آیه: ۳۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}} <ref> گفت: بیگمان عذاب و خشمی از (سوی) پروردگارتان برای شما رقم خورده است آیا در نامهایی که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید- (و) خداوند هیچ [[برهان]] بر (تأیید) آنها نفرستاده است- با من چالش میورزید؟ پس چشم به راه (عذاب خداوند) بدارید که من نیز با شما از چشم به راه داشتگانم؛ سوره اعراف، آیه: ۷۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> شما به جای او جز نامهایی را نمیپرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیدهاید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره یوسف، آیه: ۴۰.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى }}﴾}}<ref> آنها جز نامهایی که شما و پدرانتان نامیدهاید نیستند، خداوند بر پرستش آنها هیچ حجّتی نفرستاده است؛ آنها جز از گمان و هوسهایی که در دل دارند پیروی نمیکنند در حالی که به راستی از سوی پروردگارشان برای آنان رهنمود آمده است؛ سوره نجم، آیه: ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بهراسم در حالی که خود نمیهراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار دادهاید که [[برهان]] بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدامیک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۸۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|و وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را که (خداوند) [[برهان]] بر آن فرو نفرستاده است و (نیز) چیزی را که دانشی درباره آن ندارند میپرستند و ستمگران را هیچ یاوری نیست؛ سوره حج، آیه: 71.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هَؤُلاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}}﴾}} <ref> اینان- قوم ما- خدایانی جز او را (به پرستش) گرفتهاند؛ چرا [[برهان]] روشن برای آنها نمیآورند؟ و ستمگرتر از آن کس که بر خداوند دروغی بندد، کیست؟؛ سوره کهف، آیه: ۱۵.</ref> نفی سلطان از گفته کسانی که برای خداوند فرزند قائل شدهاند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) [[برهان]] نیست؛ آیا چیزی که نمیدانید درباره خداوند میگویید؟؛ سوره یونس، آیه: ۶۸.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ}}﴾}} <ref> یا [[برهان]] روشن دارید؟؛ سوره صافات، آیه: ۱۵۶.</ref>، بیان خشم الهی نسبت به مجادله کنندگان در آیات او بدون سلطان و تقبیح عمل آنان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ }}﴾}} <ref> آنان که در آیات خداوند بیآنکه [[برهان]] برای آنان آمده باشد چالش میورزند، (کارشان) نزد خداوند و نزد مؤمنان، سخت خشمانگیز است؛ بدینگونه خداوند بر دل هر خویشبین گردنکشی مهر مینهد؛ سوره غافر، آیه: ۳۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }}﴾}} <ref> آنان که در آیات خداوند بیآنکه [[برهان]] نزد آنان آمده باشد چالش میورزند؛ در درونشان جز خویشبینی نیست که به آن (هم) نمیرسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست ؛ سوره غافر، آیه: ۵۶.</ref> مطالبه سلطان از مشرکان بر ادّعای شنیدن سخن فرشتگان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> یا مگر نردبانی دارند که با آن (به آسمان میروند و) گوش فرا میدهند، بنابراین بر شنونده آنان است که [[برهان]] روشن بیاورد؛ سوره طور، آیه: ۳۸.</ref> و فرستادن [[حضرت موسی]]{{ع}} همراه با سلطان به سوی فرعون و پیروان وی. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ}}﴾}} <ref> و بیگمان ما موسی را با نشانههای خویش و با حجّتی روشن فرستادیم ؛ سوره هود، آیه: ۹۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خویش و [[برهان]] آشکار فرستادیم؛ سوره مؤمنون، آیه: ۴۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> و به یقین موسی را با آیات خویش و [[برهان]] آشکار فرستادیم؛ سوره غافر، آیه: ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا }}﴾}} <ref> اهل کتاب از تو میخواهند که برای آنان کتابی از آسمان فرود آوری ؛ از موسی درخواستی بزرگتر از این کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما بنما! و آذرخش آنان را برای ستمشان فرا گرفت. سپس گوساله (پرستی) را پس از آنکه [[برهان]] ها (ی روشن) برای آنان آمده بود برگزیدند و ما از آن (هم) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار دادیم؛ سوره نساء، آیه: ۱۵۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَفِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> و در (کار) موسی هنگامی که او را با [[برهان]] روشن به سوی فرعون فرستادیم (نیز نشانهای نهادیم)؛ سوره ذاریات، آیه: ۳۸.</ref>. در همه این موارد بیشتر قریب به اتفاق مفسّران مراد از سلطان را [[برهان]] یا حجّت قطعی غیر قابل تردید و ابهام دانستهاند، بلکه بنابر نظر برخی سلطان در بیشتر آیات قرآن به معنای حجّت است<ref>التبیان، ج۴، ص۱۸۹.</ref>، جز آنکه در آیه ۹۶ سوره هود و آیات مشابه آن که به [[حضرت موسی]]{{ع}} مربوط میشود برخی پس از تصریح به اینکه مراد از سلطان در این مورد همان [[برهان]] و حجّت قاطعی است که بر عقول و افهام سلطه مییابد، افزودهاند: بعید نیست مراد از ارسال موسی همراه با سلطان، مسلّط کردن آن جناب بر اوضاع جاری میان او و آلفرعون جبّار طاغی باشد<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۸۰.</ref>. البته برخی دیگر آن را به حجّتهای روشن<ref>تفسیر لاهیجی، ج۲، ص۴۷۶.</ref>، معجزه<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۲۹۰.</ref>، عصایی که به اژدها مبدّل میشد<ref>مواهب علیّه، ج۲، ص۲۹۰.</ref> و ولایتی که سلطنت بر تمام موجودات عالم از آن اوست<ref>بیان السعاده، ج۲، ص۳۳۷.</ref> تفسیر کردهاند<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | #'''سلطان:'''[[برهان]] از آن رو که زوالناپذیر و غالب است<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۳۲۹.</ref> یا از آن جهت که تیز و گذراست<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۳۲۹.</ref> یا برای آنکه خصم و مخالف را به گونهای در بنبست قرار میدهد که هیچ راهی برای فرار نمییابد<ref>نمونه، ج۹، ص۲۲۳.</ref> یا چون بر عقول و فهمها سلطه مییابد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۷۷.</ref> یا به جهت همه این امور در آیاتی «سلطان» خوانده میشود؛ مانند فرو نفرستادن سلطان از سوی خداوند بر آنچه مشرکان و بتپرستان میپرستند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاریهای آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که [[برهان]] بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمیدانید؛ سوره اعراف، آیه: ۳۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}} <ref> گفت: بیگمان عذاب و خشمی از (سوی) پروردگارتان برای شما رقم خورده است آیا در نامهایی که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید- (و) خداوند هیچ [[برهان]] بر (تأیید) آنها نفرستاده است- با من چالش میورزید؟ پس چشم به راه (عذاب خداوند) بدارید که من نیز با شما از چشم به راه داشتگانم؛ سوره اعراف، آیه: ۷۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> شما به جای او جز نامهایی را نمیپرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیدهاید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره یوسف، آیه: ۴۰.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى }}﴾}}<ref> آنها جز نامهایی که شما و پدرانتان نامیدهاید نیستند، خداوند بر پرستش آنها هیچ حجّتی نفرستاده است؛ آنها جز از گمان و هوسهایی که در دل دارند پیروی نمیکنند در حالی که به راستی از سوی پروردگارشان برای آنان رهنمود آمده است؛ سوره نجم، آیه: ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بهراسم در حالی که خود نمیهراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار دادهاید که [[برهان]] بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدامیک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۸۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|و وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را که (خداوند) [[برهان]] بر آن فرو نفرستاده است و (نیز) چیزی را که دانشی درباره آن ندارند میپرستند و ستمگران را هیچ یاوری نیست؛ سوره حج، آیه: 71.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هَؤُلاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}}﴾}} <ref> اینان- قوم ما- خدایانی جز او را (به پرستش) گرفتهاند؛ چرا [[برهان]] روشن برای آنها نمیآورند؟ و ستمگرتر از آن کس که بر خداوند دروغی بندد، کیست؟؛ سوره کهف، آیه: ۱۵.</ref> نفی سلطان از گفته کسانی که برای خداوند فرزند قائل شدهاند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) [[برهان]] نیست؛ آیا چیزی که نمیدانید درباره خداوند میگویید؟؛ سوره یونس، آیه: ۶۸.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ}}﴾}} <ref> یا [[برهان]] روشن دارید؟؛ سوره صافات، آیه: ۱۵۶.</ref>، بیان خشم الهی نسبت به مجادله کنندگان در آیات او بدون سلطان و تقبیح عمل آنان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ }}﴾}} <ref> آنان که در آیات خداوند بیآنکه [[برهان]] برای آنان آمده باشد چالش میورزند، (کارشان) نزد خداوند و نزد مؤمنان، سخت خشمانگیز است؛ بدینگونه خداوند بر دل هر خویشبین گردنکشی مهر مینهد؛ سوره غافر، آیه: ۳۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }}﴾}} <ref> آنان که در آیات خداوند بیآنکه [[برهان]] نزد آنان آمده باشد چالش میورزند؛ در درونشان جز خویشبینی نیست که به آن (هم) نمیرسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست ؛ سوره غافر، آیه: ۵۶.</ref> مطالبه سلطان از مشرکان بر ادّعای شنیدن سخن فرشتگان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> یا مگر نردبانی دارند که با آن (به آسمان میروند و) گوش فرا میدهند، بنابراین بر شنونده آنان است که [[برهان]] روشن بیاورد؛ سوره طور، آیه: ۳۸.</ref> و فرستادن [[حضرت موسی]]{{ع}} همراه با سلطان به سوی فرعون و پیروان وی. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ}}﴾}} <ref> و بیگمان ما موسی را با نشانههای خویش و با حجّتی روشن فرستادیم ؛ سوره هود، آیه: ۹۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خویش و [[برهان]] آشکار فرستادیم؛ سوره مؤمنون، آیه: ۴۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> و به یقین موسی را با آیات خویش و [[برهان]] آشکار فرستادیم؛ سوره غافر، آیه: ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا }}﴾}} <ref> اهل کتاب از تو میخواهند که برای آنان کتابی از آسمان فرود آوری ؛ از موسی درخواستی بزرگتر از این کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما بنما! و آذرخش آنان را برای ستمشان فرا گرفت. سپس گوساله (پرستی) را پس از آنکه [[برهان]] ها (ی روشن) برای آنان آمده بود برگزیدند و ما از آن (هم) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار دادیم؛ سوره نساء، آیه: ۱۵۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَفِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> و در (کار) موسی هنگامی که او را با [[برهان]] روشن به سوی فرعون فرستادیم (نیز نشانهای نهادیم)؛ سوره ذاریات، آیه: ۳۸.</ref>. در همه این موارد بیشتر قریب به اتفاق مفسّران مراد از سلطان را [[برهان]] یا حجّت قطعی غیر قابل تردید و ابهام دانستهاند، بلکه بنابر نظر برخی سلطان در بیشتر آیات قرآن به معنای حجّت است<ref>التبیان، ج۴، ص۱۸۹.</ref>، جز آنکه در آیه ۹۶ سوره هود و آیات مشابه آن که به [[حضرت موسی]]{{ع}} مربوط میشود برخی پس از تصریح به اینکه مراد از سلطان در این مورد همان [[برهان]] و حجّت قاطعی است که بر عقول و افهام سلطه مییابد، افزودهاند: بعید نیست مراد از ارسال موسی همراه با سلطان، مسلّط کردن آن جناب بر اوضاع جاری میان او و آلفرعون جبّار طاغی باشد<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۸۰.</ref>. البته برخی دیگر آن را به حجّتهای روشن<ref>تفسیر لاهیجی، ج۲، ص۴۷۶.</ref>، معجزه<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۲۹۰.</ref>، عصایی که به اژدها مبدّل میشد<ref>مواهب علیّه، ج۲، ص۲۹۰.</ref> و ولایتی که سلطنت بر تمام موجودات عالم از آن اوست<ref>بیان السعاده، ج۲، ص۳۳۷.</ref> تفسیر کردهاند<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||