دنیادوستی در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*و فراتر از آن، میلهای نفسانی را در شمار بتان آورده، و [[صاحب]] آن را [[گمراهی]] که دانسته پای در راه [[گمراهی]] مینهد، برشمرده است: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۶۴.</ref>. | *و فراتر از آن، میلهای نفسانی را در شمار بتان آورده، و [[صاحب]] آن را [[گمراهی]] که دانسته پای در راه [[گمراهی]] مینهد، برشمرده است: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۶۴.</ref>. | ||
*در بسیاری از [[روایات]] و نیز [[آیات قرآن کریم]]، این [[رذیلت اخلاقی]] به شدّت مذمّت نازل شده است؛ بهگونهای که میتوان گفت بیشتر از یکدهم [[قرآن کریم]]، تنها در همین موضوع نازل شده است!. | *در بسیاری از [[روایات]] و نیز [[آیات قرآن کریم]]، این [[رذیلت اخلاقی]] به شدّت مذمّت نازل شده است؛ بهگونهای که میتوان گفت بیشتر از یکدهم [[قرآن کریم]]، تنها در همین موضوع نازل شده است!. | ||
*[[قرآن کریم]]، هواپرستان را گاه حیوان میشمارد: {{متن قرآن|يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ}}<ref>«همچون چارپایان میخورند» سوره محمد، آیه ۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنان را واگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزو سرگرمشان دارد، زودا که بدانند» سوره حجر، آیه ۳.</ref> و گاه از حیوان نیز پستتر!: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند ؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۶۵.</ref>. | * [[قرآن کریم]]، هواپرستان را گاه حیوان میشمارد: {{متن قرآن|يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ}}<ref>«همچون چارپایان میخورند» سوره محمد، آیه ۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنان را واگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزو سرگرمشان دارد، زودا که بدانند» سوره حجر، آیه ۳.</ref> و گاه از حیوان نیز پستتر!: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند ؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۶۵.</ref>. | ||
==ویژگیهای هواپرستان از منظر [[قرآن کریم]]== | ==ویژگیهای هواپرستان از منظر [[قرآن کریم]]== | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
#'''[[مبتلا]] شدن به [[جهل]] مرکّب:''' [[دنیا]] پرستان به [[جهل]] مرکّب نیز دچار میشوند؛ چه [[دنیا]] را پایان همّت خود قرار داده حتّی آن را به [[دعا]] از [[حضرت حق]] طلب مینمایند: {{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> | #'''[[مبتلا]] شدن به [[جهل]] مرکّب:''' [[دنیا]] پرستان به [[جهل]] مرکّب نیز دچار میشوند؛ چه [[دنیا]] را پایان همّت خود قرار داده حتّی آن را به [[دعا]] از [[حضرت حق]] طلب مینمایند: {{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> | ||
#'''عجول بودن:''' آنان [[نور]] [[عقل]] را در خود خاموش میسازند؛ از این رو به [[بیماری]] [[عجله]] [[مبتلا]] شده در بیشتر موارد، آنچه [[ناپسند]] است را برای خود درخواست مینمایند: {{متن قرآن| وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> | #'''عجول بودن:''' آنان [[نور]] [[عقل]] را در خود خاموش میسازند؛ از این رو به [[بیماری]] [[عجله]] [[مبتلا]] شده در بیشتر موارد، آنچه [[ناپسند]] است را برای خود درخواست مینمایند: {{متن قرآن| وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> | ||
#'''[[مبتلا]] شدن به بُخل:''' [[دنیا پرستی]] آنان را از [[مصرف]] [[اموال]] خود در موارد [[واجب]] و [[مستحب]] باز داشته، به بُخل دچار میشوند؛ از این رو [[شیطان]] بر آنان [[غلبه]] کرده به [[رذیلت]] [[اتراف]] دچارشان میسازد. هم بر این اساس [[ثروت]] خود را در آنچه [[خداوند]] بدان [[راضی]] نیست خرج میکنند، امّا انفاقات [[واجب]] و مستحبّ خود - که [[بهشت]] را برایشان از پی خواهد داشت-، ترک مینمایند: {{متن قرآن|وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ وَظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ لَا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ }}<ref>«و چپیان، کیانند چپیان؟ در تفبادی و آبی داغند و سایهای از دود بسیار سیاه که نه سرد است و نه خوش چرا که اینان پیش از آن، نازپرورد بودند و بر گناه بزرگ پای | #'''[[مبتلا]] شدن به بُخل:''' [[دنیا پرستی]] آنان را از [[مصرف]] [[اموال]] خود در موارد [[واجب]] و [[مستحب]] باز داشته، به بُخل دچار میشوند؛ از این رو [[شیطان]] بر آنان [[غلبه]] کرده به [[رذیلت]] [[اتراف]] دچارشان میسازد. هم بر این اساس [[ثروت]] خود را در آنچه [[خداوند]] بدان [[راضی]] نیست خرج میکنند، امّا انفاقات [[واجب]] و مستحبّ خود - که [[بهشت]] را برایشان از پی خواهد داشت-، ترک مینمایند: {{متن قرآن|وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ وَظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ لَا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ }}<ref>«و چپیان، کیانند چپیان؟ در تفبادی و آبی داغند و سایهای از دود بسیار سیاه که نه سرد است و نه خوش چرا که اینان پیش از آن، نازپرورد بودند و بر گناه بزرگ پای میفشردند» سوره واقعه، آیه ۴۱-۴۶.</ref>. | ||
#'''نپذیرفتن [[حق]]:''' آنان به جدال با [[حق]] برخاسته از پذیرش آن سرباز میزنند: {{متن قرآن|ٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}}<ref>«و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.</ref>. | #'''نپذیرفتن [[حق]]:''' آنان به جدال با [[حق]] برخاسته از پذیرش آن سرباز میزنند: {{متن قرآن|ٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}}<ref>«و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.</ref>. | ||
#'''[[ابتلاء]] به [[خشم خداوند]]:''' دنیاپرستان به هیچ قید شرعی و یا [[عقلی]] در [[دنیا]] تن نمیدهند، بلکه خواهان آنند که [[دنیا]] را به تمامی در برگیرند. از این رو از [[حکم عقل]] و [[شرع]] سرباز میزنند؛ و روشن است که نتیجه این عمل چیزی جز [[خشم]] خداوندی نیست!: {{متن قرآن|بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}}<ref>«بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۵.</ref>. | #'''[[ابتلاء]] به [[خشم خداوند]]:''' دنیاپرستان به هیچ قید شرعی و یا [[عقلی]] در [[دنیا]] تن نمیدهند، بلکه خواهان آنند که [[دنیا]] را به تمامی در برگیرند. از این رو از [[حکم عقل]] و [[شرع]] سرباز میزنند؛ و روشن است که نتیجه این عمل چیزی جز [[خشم]] خداوندی نیست!: {{متن قرآن|بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}}<ref>«بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۵.</ref>. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
#'''سیری ناپذیری:''' [[دنیا]] پرستان به صفت سیری ناپذیری- که از اوصاف جهنّم است-، [[مبتلا]] میشوند. چه هر چه سر در پی [[دنیا]] مینهند آن را بیشتر طلب میکنند، تا سرانجام خود به [[دوزخ]] تبدیل میشوند: {{متن قرآن|يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ}}<ref>«(یاد کنید) روزی (را) که ما به دوزخ میگوییم: سیر شدی؟ و میگوید: آیا بیش هست؟» سوره ق، آیه ۳۰.</ref> | #'''سیری ناپذیری:''' [[دنیا]] پرستان به صفت سیری ناپذیری- که از اوصاف جهنّم است-، [[مبتلا]] میشوند. چه هر چه سر در پی [[دنیا]] مینهند آن را بیشتر طلب میکنند، تا سرانجام خود به [[دوزخ]] تبدیل میشوند: {{متن قرآن|يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ}}<ref>«(یاد کنید) روزی (را) که ما به دوزخ میگوییم: سیر شدی؟ و میگوید: آیا بیش هست؟» سوره ق، آیه ۳۰.</ref> | ||
#'''[[مخالفت]] صریح با [[پیامبران]]:''' کلمه "مَلَأ" در [[قرآن کریم]] در سی مورد بهکار رفته، و در تمامی این موارد، مراد از آن کسانی هستند که به حبّ [[دنیا]] گرفتار شده، با [[پیامبران]]{{صل}} به [[مخالفت]] برخاستهاند. *بررسی این موارد، نشان میدهد که هر [[آزار]] و اذیّتی که متوجّه [[انبیاء]] عظام شده است، تنها از [[ناحیه]] اینان بوده است و بس. | #'''[[مخالفت]] صریح با [[پیامبران]]:''' کلمه "مَلَأ" در [[قرآن کریم]] در سی مورد بهکار رفته، و در تمامی این موارد، مراد از آن کسانی هستند که به حبّ [[دنیا]] گرفتار شده، با [[پیامبران]]{{صل}} به [[مخالفت]] برخاستهاند. *بررسی این موارد، نشان میدهد که هر [[آزار]] و اذیّتی که متوجّه [[انبیاء]] عظام شده است، تنها از [[ناحیه]] اینان بوده است و بس. | ||
*[[دنیا پرستی]] [[آدمی]] را به این ورطه هولناک انداخته، او را در شما ملأ [[قرآنی]] در میآورد: {{متن قرآن|قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«سرکردگان قوم او گفتند: بیگمان ما تو را در گمراهی آشکاری میبینیم» سوره اعراف، آیه ۶۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۶۵-۲۷۱.</ref>. | * [[دنیا پرستی]] [[آدمی]] را به این ورطه هولناک انداخته، او را در شما ملأ [[قرآنی]] در میآورد: {{متن قرآن|قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«سرکردگان قوم او گفتند: بیگمان ما تو را در گمراهی آشکاری میبینیم» سوره اعراف، آیه ۶۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۶۵-۲۷۱.</ref>. | ||
*این نوزده مورد را، میتوان بخشی از نتائج [[دنیاپرستی]] دانست. حال به این نکته توجّه میکنیم که [[آدمی]] [[ودیعه]] [[خداوند]] در این دنیاست؛ و او را هیچ ارزشی جز از رضای [[حضرت حق]] - که از [[بهشت]] نیز [[برتر]] است-، نیست: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!* آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref>. چه او به تمامی اسماء و [[صفات الهی]] [[آگاه]] بوده [[مظهر]] آن است: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref>. و به این واسطه، اشرف مخلوقات [[حضرت حق]] میباشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۷۱-۲۷۲.</ref>. | *این نوزده مورد را، میتوان بخشی از نتائج [[دنیاپرستی]] دانست. حال به این نکته توجّه میکنیم که [[آدمی]] [[ودیعه]] [[خداوند]] در این دنیاست؛ و او را هیچ ارزشی جز از رضای [[حضرت حق]] - که از [[بهشت]] نیز [[برتر]] است-، نیست: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!* آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref>. چه او به تمامی اسماء و [[صفات الهی]] [[آگاه]] بوده [[مظهر]] آن است: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref>. و به این واسطه، اشرف مخلوقات [[حضرت حق]] میباشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۲۷۱-۲۷۲.</ref>. | ||
*با این بیان، آیا [[پسندیده]] است که [[آدمی]] خود را به دنیای [[پست]] فروخته از [[بهشت]] رضای [[حضرت]] [[دوست]] دست کشد؟!، و خود را به [[دوزخ]] سوزان [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مبتلا]] سازد؟!. | *با این بیان، آیا [[پسندیده]] است که [[آدمی]] خود را به دنیای [[پست]] فروخته از [[بهشت]] رضای [[حضرت]] [[دوست]] دست کشد؟!، و خود را به [[دوزخ]] سوزان [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مبتلا]] سازد؟!. | ||
*[[دنیادوستی]] نیز خود مراتبی دارد، که [[قبح]] آن بهحسب این مراتب شدید و یا کمتر میشود. | * [[دنیادوستی]] نیز خود مراتبی دارد، که [[قبح]] آن بهحسب این مراتب شدید و یا کمتر میشود. | ||
*حبّ [[دنیا]] در مراتب ضعیف آن ناشایست و [[ناپسند]] است، چه به هرحال [[بنده]] را از [[خدای متعال]] باز میدارد و [[حجاب]] او از [[درک]] [[نور]] او میگردد، چه [[حجاب]] را برای وارد نشدن بیگانگان بهکار میبرند، نه آنکه آن را برای خارج کردن صاحبخانه استفاده نمایند!. | *حبّ [[دنیا]] در مراتب ضعیف آن ناشایست و [[ناپسند]] است، چه به هرحال [[بنده]] را از [[خدای متعال]] باز میدارد و [[حجاب]] او از [[درک]] [[نور]] او میگردد، چه [[حجاب]] را برای وارد نشدن بیگانگان بهکار میبرند، نه آنکه آن را برای خارج کردن صاحبخانه استفاده نمایند!. | ||
*از آن ناپسندتر امّا، مراتب شدید حبّ [[دنیا]] است؛ چه در این مراتب - همانگونه که پیش از این اشاره کردیم-، [[قلب]] [[آدمی]] همچون جهنّم شده تنها و تنها سر در پی [[دنیا]] مینهد، و هر لحظه بهرهای بیشتر از آن را طلب مینماید. | *از آن ناپسندتر امّا، مراتب شدید حبّ [[دنیا]] است؛ چه در این مراتب - همانگونه که پیش از این اشاره کردیم-، [[قلب]] [[آدمی]] همچون جهنّم شده تنها و تنها سر در پی [[دنیا]] مینهد، و هر لحظه بهرهای بیشتر از آن را طلب مینماید. | ||