پرش به محتوا

رضایت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...)
خط ۱۷: خط ۱۷:


بعضی محققان در ترسیم [[جایگاه]] مقام رضا در میان منازل عبودی و مقامات [[سیر]] الی‌الله، رضا را [[برتر]] از [[مقام تسلیم]] و [[پایین‌تر]] از فنا بیان کرده‌اند.<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۱.</ref> [[برتری]] رتبه رضا بر مقام تسلیم، از کلمات کسانی نیز برداشت می‌شود که [[تسلیم]] را در قسم معاملات و رضا را در [[قسم]] [[اخلاق]] یاد کرده‌اند.<ref>منازل السائرین، ص ۵۹، ۶۹.</ref> این برتری از آن روست که تسلیم، ترک [[اعتراض]] ظاهری و کراهت [[باطنی]] است؛ ولی رضا [[شادی]] و [[خشنودی]] نفس به فعل خداست.<ref>التسهیل، ج ۱، ص ۶۵؛ البحرالمدید، ج ۱، ص ۱۸۷؛ نیز ر. ک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۲.</ref> در مقابل، برخی تسلیم را بالاتر از مقام رضا دانسته‌اند؛ با این [[استدلال]] که [[بنده]] [[راضی]] خواسته و طبع خود را با خواسته [[حق]] هماهنگ می‌کند؛ اما در [[مقام]] تسلیمْ خواسته و طبعی برای بنده در برابر حق نیست.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۵؛ شرح منظومه، ص ۳۵۹؛ اطیب البیان، ج ۲، ص ۱۹۶.</ref> [[مقام رضا]]، اموری مانند [[دعا]] و [[صدقه]] را [[نفی]] نمی‌کند، چنان‌که [[پیامبران]] و [[ائمّه]]{{عم}} که در بالاترین مراتب [[رضا]] بودند، بسیار دعا می‌کردند و [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی در امر به دعا و بیان سودها و [[ستایش]] آن هست {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}<ref>«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}}<ref>«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>، زیرا [[خدا]] اشیا را بر اساس رابطه سببیت پدید آورده و از اسباب تحقق برخی امور، می‌توان دعا، صدقه و مانند آن را برشمرد؛ بی‌دعا و صدقه پاره‌ای از [[بلایا]] دفع نمی‌شوند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰-۲۱۱؛ معراج السعاده، ص ۶۹۱.</ref> مقام رضا با [[کراهت]] از [[گناهان]] و دوری از [[اهل]] [[گناه]] و [[دشمنی]] با [[کافران]] و [[فاجران]] نیز منافاتی ندارد، چنان‌که [[قرآن کریم]] راضی بودن به [[معاصی]] را [[سرزنش]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ}}<ref>«به یقین آنان که لقای ما را امید نمی‌برند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانه‌های ما غافلند؛» سوره یونس، آیه ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«راضی شده‌اند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان  و کودکان)  باشند و بر دل‌هایشان مهر نهاده شده است از این رو در نمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«ایراد تنها بر کسانی است که با آنکه توانگرند، از تو اجازه (ی ترک جهاد) می‌خواهند؛ به این خشنودند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) همراه باشند و خداوند بر دل‌های آنان مهر نهاده است از این رو (چیزی) نمی‌دانند» سوره توبه، آیه ۹۳.</ref> و از [[دوستی با کافران]] و [[فاسقان]] [[نهی]] می‌کند. {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی می‌گیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور  مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۵۷.</ref><ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۴؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰.</ref> چگونه می‌توان از گناهان کراهت داشت، در حالی که وقوع آنها به [[قضای الهی]] است و باید به آن [[خشنود]] بود و نتیجه این امر، جمع شدن میان [[رضایت]] و کراهت در یک چیز است؟ دو پاسخ داده‌اند:
بعضی محققان در ترسیم [[جایگاه]] مقام رضا در میان منازل عبودی و مقامات [[سیر]] الی‌الله، رضا را [[برتر]] از [[مقام تسلیم]] و [[پایین‌تر]] از فنا بیان کرده‌اند.<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۱.</ref> [[برتری]] رتبه رضا بر مقام تسلیم، از کلمات کسانی نیز برداشت می‌شود که [[تسلیم]] را در قسم معاملات و رضا را در [[قسم]] [[اخلاق]] یاد کرده‌اند.<ref>منازل السائرین، ص ۵۹، ۶۹.</ref> این برتری از آن روست که تسلیم، ترک [[اعتراض]] ظاهری و کراهت [[باطنی]] است؛ ولی رضا [[شادی]] و [[خشنودی]] نفس به فعل خداست.<ref>التسهیل، ج ۱، ص ۶۵؛ البحرالمدید، ج ۱، ص ۱۸۷؛ نیز ر. ک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۲.</ref> در مقابل، برخی تسلیم را بالاتر از مقام رضا دانسته‌اند؛ با این [[استدلال]] که [[بنده]] [[راضی]] خواسته و طبع خود را با خواسته [[حق]] هماهنگ می‌کند؛ اما در [[مقام]] تسلیمْ خواسته و طبعی برای بنده در برابر حق نیست.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۵؛ شرح منظومه، ص ۳۵۹؛ اطیب البیان، ج ۲، ص ۱۹۶.</ref> [[مقام رضا]]، اموری مانند [[دعا]] و [[صدقه]] را [[نفی]] نمی‌کند، چنان‌که [[پیامبران]] و [[ائمّه]]{{عم}} که در بالاترین مراتب [[رضا]] بودند، بسیار دعا می‌کردند و [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی در امر به دعا و بیان سودها و [[ستایش]] آن هست {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}<ref>«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}}<ref>«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>، زیرا [[خدا]] اشیا را بر اساس رابطه سببیت پدید آورده و از اسباب تحقق برخی امور، می‌توان دعا، صدقه و مانند آن را برشمرد؛ بی‌دعا و صدقه پاره‌ای از [[بلایا]] دفع نمی‌شوند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰-۲۱۱؛ معراج السعاده، ص ۶۹۱.</ref> مقام رضا با [[کراهت]] از [[گناهان]] و دوری از [[اهل]] [[گناه]] و [[دشمنی]] با [[کافران]] و [[فاجران]] نیز منافاتی ندارد، چنان‌که [[قرآن کریم]] راضی بودن به [[معاصی]] را [[سرزنش]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ}}<ref>«به یقین آنان که لقای ما را امید نمی‌برند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانه‌های ما غافلند؛» سوره یونس، آیه ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«راضی شده‌اند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان  و کودکان)  باشند و بر دل‌هایشان مهر نهاده شده است از این رو در نمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«ایراد تنها بر کسانی است که با آنکه توانگرند، از تو اجازه (ی ترک جهاد) می‌خواهند؛ به این خشنودند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) همراه باشند و خداوند بر دل‌های آنان مهر نهاده است از این رو (چیزی) نمی‌دانند» سوره توبه، آیه ۹۳.</ref> و از [[دوستی با کافران]] و [[فاسقان]] [[نهی]] می‌کند. {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی می‌گیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور  مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۵۷.</ref><ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۴؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰.</ref> چگونه می‌توان از گناهان کراهت داشت، در حالی که وقوع آنها به [[قضای الهی]] است و باید به آن [[خشنود]] بود و نتیجه این امر، جمع شدن میان [[رضایت]] و کراهت در یک چیز است؟ دو پاسخ داده‌اند:
#[[نافرمانی]] دو رو دارد: وجهی به سوی خدا؛ بدین نگاه که فعل و [[اراده]] اوست و بدین نگره باید از آن راضی بود؛ وجهی نیز به سوی بنده دارد، از این جهت که فعل اوست و نشانه مبغوض بودن وی نزد خداست و از این حیث باید از آن کراهت داشت.<ref>مدارج السالکین، ج ۱، ص ۲۵۹؛ احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۲؛ الحقایق، ص ۱۴۸ ـ ۱۴۹.</ref>
# [[نافرمانی]] دو رو دارد: وجهی به سوی خدا؛ بدین نگاه که فعل و [[اراده]] اوست و بدین نگره باید از آن راضی بود؛ وجهی نیز به سوی بنده دارد، از این جهت که فعل اوست و نشانه مبغوض بودن وی نزد خداست و از این حیث باید از آن کراهت داشت.<ref>مدارج السالکین، ج ۱، ص ۲۵۹؛ احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۲؛ الحقایق، ص ۱۴۸ ـ ۱۴۹.</ref>
#شروری که در [[جهان]] رخ می‌دهند به عدم بازگشته و بالعرض جزو [[قضای الهی]] هستند و [[کراهت]] از آنچه بالذات قضای الهی نیست، مشکلی ندارد؛ همچنین آنها شروری کم هستند که سبب خیراتی بسیار می‌شوند، پس [[شایسته]] است از حیث ذاتشان [[مکروه]] و از این نگاه که مایه [[خیرات]] بسیارند، مرضیّ باشند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۳ـ۲۱۴.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
#شروری که در [[جهان]] رخ می‌دهند به عدم بازگشته و بالعرض جزو [[قضای الهی]] هستند و [[کراهت]] از آنچه بالذات قضای الهی نیست، مشکلی ندارد؛ همچنین آنها شروری کم هستند که سبب خیراتی بسیار می‌شوند، پس [[شایسته]] است از حیث ذاتشان [[مکروه]] و از این نگاه که مایه [[خیرات]] بسیارند، مرضیّ باشند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۳ـ۲۱۴.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


خط ۵۹: خط ۵۹:


===[[دنیاخواهی]] و [[حرص]] بر زخارف مادی===
===[[دنیاخواهی]] و [[حرص]] بر زخارف مادی===
برخی از [[منافقان]]، به [[پیامبر]]{{صل}} در تقسیم [[زکات]] [[طعن]] زده و بر او [[عیب]] می‌گرفتند؛ اگر از آن [[اموال]] به ایشان داده می‌شد، [[راضی]] می‌شدند؛ چنانچه [[صدقات]] از ایشان منع می‌گردید، ناگاه به [[خشم]] می‌آمدند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ}}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند» سوره توبه، آیه ۵۸.</ref>، در حالی‌که [[شایسته]] بود به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان داده بودند، [[خشنود]] و به [[فضل الهی]] [[امید]] داشته باشند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}<ref>«و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم » (پسندیده‌تر بود» سوره توبه، آیه ۵۹.</ref> در نگاه دنیاپرستان، ملاک [[دوستی]] و [[دشمنی]] و [[رضا]] و [[کراهت]]، دنیاست و [[شادی]] و [[اندوه]]، تنها در سنجه با [[زندگی دنیا]] و مطامع آن معنا می‌یابد.<ref>التبیان، ج ۵، ص ۳۴۱.</ref> افزون بر این، [[گرایش به دنیا]]، [[آثار نفاق]] و [[بی‌دینی]] را در [[دنیاخواهان]] پدید می‌آورد، تا از [[دستورهای الهی]] به ویژه [[جهاد]] که همواره از [[دشواری‌ها]] و [[ناملایمات]] خالی نیست سرباز زنند {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ}}<ref>«و مؤمنان می‌گویند: چرا سوره‌ای (برای جهاد) فرو فرستاده نمی‌شود و چون سوره‌ای (با آیات) محکم فرو فرستند و در آن از کارزار سخن رود کسانی را که بیماردلند می‌بینی که چون کسی در تو می‌نگرند که از (ترس) مرگ، بیهوش شده باشد پس آنان را سزاوارتر همین است» سوره محمد، آیه ۲۰.</ref> و آن را سبب تباه شدن [[اموال]] و [[جان‌ها]] شمارند، چنان‌که بر اثر رغبت به [[دنیا]] [[منافقان]] [[نماز]] را [[به زحمت انداختن]] [[بدن]] دانسته و چون در [[مقام]] [[انفاق]] برآیند، [[بخل]] ورزند.{{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده می‌شوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگ‌چشمی می‌ورزند و هر که تنگ‌چشمی بورزد به زیان خود تنگ‌چشمی ورزیده است و خداوند بی‌نیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین می‌گرداند سپس آنان چون شما نخواهند بود» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref><ref> روح‌البیان، ج ۸، ص ۶۹۵ - ۶۹۶، ۷۰۸.</ref> کراهت و [[افسردگی]] [[بنی‌اسرائیل]] از مقدّرات [[الهی]] و [[رضایت]] ندادن به رزقی که [[خدا]] برایشان [[برگزیده]] بود، از [[محبت به دنیا]] و زینت‌های ظاهری آن برخاسته بود، در نتیجه [[خواری]] را برای خویش رقم زدند و به [[قهر]] الهی گرفتار آمدند.{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست» سوره بقره، آیه ۱۶۳. تفسیر سلمی، ج۱، ص۶۱؛ مجمع‌البیان، ج۱، ص۲۵۶.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
برخی از [[منافقان]]، به [[پیامبر]]{{صل}} در تقسیم [[زکات]] [[طعن]] زده و بر او [[عیب]] می‌گرفتند؛ اگر از آن [[اموال]] به ایشان داده می‌شد، [[راضی]] می‌شدند؛ چنانچه [[صدقات]] از ایشان منع می‌گردید، ناگاه به [[خشم]] می‌آمدند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ}}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند» سوره توبه، آیه ۵۸.</ref>، در حالی‌که [[شایسته]] بود به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان داده بودند، [[خشنود]] و به [[فضل الهی]] [[امید]] داشته باشند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}<ref>«و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود» سوره توبه، آیه ۵۹.</ref> در نگاه دنیاپرستان، ملاک [[دوستی]] و [[دشمنی]] و [[رضا]] و [[کراهت]]، دنیاست و [[شادی]] و [[اندوه]]، تنها در سنجه با [[زندگی دنیا]] و مطامع آن معنا می‌یابد.<ref>التبیان، ج ۵، ص ۳۴۱.</ref> افزون بر این، [[گرایش به دنیا]]، [[آثار نفاق]] و [[بی‌دینی]] را در [[دنیاخواهان]] پدید می‌آورد، تا از [[دستورهای الهی]] به ویژه [[جهاد]] که همواره از [[دشواری‌ها]] و [[ناملایمات]] خالی نیست سرباز زنند {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ}}<ref>«و مؤمنان می‌گویند: چرا سوره‌ای (برای جهاد) فرو فرستاده نمی‌شود و چون سوره‌ای (با آیات) محکم فرو فرستند و در آن از کارزار سخن رود کسانی را که بیماردلند می‌بینی که چون کسی در تو می‌نگرند که از (ترس) مرگ، بیهوش شده باشد پس آنان را سزاوارتر همین است» سوره محمد، آیه ۲۰.</ref> و آن را سبب تباه شدن [[اموال]] و [[جان‌ها]] شمارند، چنان‌که بر اثر رغبت به [[دنیا]] [[منافقان]] [[نماز]] را [[به زحمت انداختن]] [[بدن]] دانسته و چون در [[مقام]] [[انفاق]] برآیند، [[بخل]] ورزند.{{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده می‌شوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگ‌چشمی می‌ورزند و هر که تنگ‌چشمی بورزد به زیان خود تنگ‌چشمی ورزیده است و خداوند بی‌نیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین می‌گرداند سپس آنان چون شما نخواهند بود» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref><ref> روح‌البیان، ج ۸، ص ۶۹۵ - ۶۹۶، ۷۰۸.</ref> کراهت و [[افسردگی]] [[بنی‌اسرائیل]] از مقدّرات [[الهی]] و [[رضایت]] ندادن به رزقی که [[خدا]] برایشان [[برگزیده]] بود، از [[محبت به دنیا]] و زینت‌های ظاهری آن برخاسته بود، در نتیجه [[خواری]] را برای خویش رقم زدند و به [[قهر]] الهی گرفتار آمدند.{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست» سوره بقره، آیه ۱۶۳. تفسیر سلمی، ج۱، ص۶۱؛ مجمع‌البیان، ج۱، ص۲۵۶.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


===ندانستن [[اسرار]] [[قضا]] و [[مصالح]] [[احکام الهی]]===
===ندانستن [[اسرار]] [[قضا]] و [[مصالح]] [[احکام الهی]]===
خط ۷۴: خط ۷۴:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:رضایت]]
[[رده:رضایت]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش