پرش به محتوا

ریاست‌دوستی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۷: خط ۷:
*بسیاری از [[پرهیزگاران]]، توانسته‌اند خود را از دام دیگر مهالک برهانند، امّا نتوانسته‌اند از [[شرور]] این [[رذیلت]] رهایی یابند؛ از‌ این‌رو، این [[رذیلت]] آنان را به بیابان [[گمراهی]] کشانده آنان نیز در آن بیابان به [[هلاکت]] دائم رسیده‌اند؛
*بسیاری از [[پرهیزگاران]]، توانسته‌اند خود را از دام دیگر مهالک برهانند، امّا نتوانسته‌اند از [[شرور]] این [[رذیلت]] رهایی یابند؛ از‌ این‌رو، این [[رذیلت]] آنان را به بیابان [[گمراهی]] کشانده آنان نیز در آن بیابان به [[هلاکت]] دائم رسیده‌اند؛
*و چه تلخ است که هم خود هلاک شده‌اند، و هم دیگران را به [[هلاکت]] رسانیده‌اند!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱.</ref>.
*و چه تلخ است که هم خود هلاک شده‌اند، و هم دیگران را به [[هلاکت]] رسانیده‌اند!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱.</ref>.
*[[ادیان]] [[باطل]] و [[مذاهب]] بی‌ارزشی که در این عالم تولید شده و راهی به سوی [[وحی]] آسمانی ندارد، تنها از سر همین [[رذیلت اخلاقی]] پدید آمده؛ ادیانی که مؤسّسانش خود به‌واسطه این [[رذیلت]] هلاک شده‌اند و هزاران و گاه میلیون‌ها نفر را به دنبال خویش به وادی [[هلاکت]] کشانده‌اند. نگاهی به [[تاریخ اسلام]] - به‌ویژه به دوران نخستین آن - نشان می‌دهد که تمامی [[مصیبت‌ها]] و مشکلاتی که این [[دین]] آسمانی در بدو [[ظهور]] خود تحمّل نمود، تنها و تنها از سرِ حبّ [[ریاست]] کسانی بود که با [[ظهور اسلام]]، [[ریاست]] خود را در معرض اضمحلال می‌یافتند. گذشته از آن، تمامی [[پیامبران]]، [[امامان]]، و نیز [[عالمان]] [[امّت]] از ابتدای عصر [[غیبت کبری]]، به رهزنانی دچار بوده‌اند که چون به این [[رذیلت]] متّصف می‌شدند، [[مردمان]] را از تبعیّت از آن معصومان‌{{عم}} و این هدایت‌گران باز می‌داشتند؛ چه به‌خوبی در می‌یافتند که [[هدایت الهی]]، [[ریاست]] [[دنیایی]] آنان را برنخواهد تابید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ}}<ref>«و ما در هیچ شهری، بیم‌دهنده‌ای نفرستادیم مگر که کامرانان آن (شهر) گفتند: ما منکر پیام رسالت شماییم» سوره سبأ، آیه ۳۴.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«سرکردگان قوم او گفتند: بی‌گمان ما تو را در گمراهی آشکاری می‌بینیم» سوره اعراف، آیه ۶۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲.</ref>.
* [[ادیان]] [[باطل]] و [[مذاهب]] بی‌ارزشی که در این عالم تولید شده و راهی به سوی [[وحی]] آسمانی ندارد، تنها از سر همین [[رذیلت اخلاقی]] پدید آمده؛ ادیانی که مؤسّسانش خود به‌واسطه این [[رذیلت]] هلاک شده‌اند و هزاران و گاه میلیون‌ها نفر را به دنبال خویش به وادی [[هلاکت]] کشانده‌اند. نگاهی به [[تاریخ اسلام]] - به‌ویژه به دوران نخستین آن - نشان می‌دهد که تمامی [[مصیبت‌ها]] و مشکلاتی که این [[دین]] آسمانی در بدو [[ظهور]] خود تحمّل نمود، تنها و تنها از سرِ حبّ [[ریاست]] کسانی بود که با [[ظهور اسلام]]، [[ریاست]] خود را در معرض اضمحلال می‌یافتند. گذشته از آن، تمامی [[پیامبران]]، [[امامان]]، و نیز [[عالمان]] [[امّت]] از ابتدای عصر [[غیبت کبری]]، به رهزنانی دچار بوده‌اند که چون به این [[رذیلت]] متّصف می‌شدند، [[مردمان]] را از تبعیّت از آن معصومان‌{{عم}} و این هدایت‌گران باز می‌داشتند؛ چه به‌خوبی در می‌یافتند که [[هدایت الهی]]، [[ریاست]] [[دنیایی]] آنان را برنخواهد تابید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ}}<ref>«و ما در هیچ شهری، بیم‌دهنده‌ای نفرستادیم مگر که کامرانان آن (شهر) گفتند: ما منکر پیام رسالت شماییم» سوره سبأ، آیه ۳۴.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«سرکردگان قوم او گفتند: بی‌گمان ما تو را در گمراهی آشکاری می‌بینیم» سوره اعراف، آیه ۶۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲.</ref>.
*نمونه این دو [[آیه شریفه]] در [[قرآن‌ کریم]] بسیار آمده؛ به‌گونه‌ای که [[خداوند]] از گروهی که در مقابل اهل [[هدایت]] می‌ایستادند، در بیش از سی مورد یاد نموده است.
*نمونه این دو [[آیه شریفه]] در [[قرآن‌ کریم]] بسیار آمده؛ به‌گونه‌ای که [[خداوند]] از گروهی که در مقابل اهل [[هدایت]] می‌ایستادند، در بیش از سی مورد یاد نموده است.
*پیش از این، به تفصیل از معنای {{متن قرآن|الْمَلَأُ}} یاد کردیم، و گفتیم که مراد از ملأ، کسانی هستند که این [[رذیلت]] در جانشان نشسته است، و به‌واسطه [[ثروت]] [[دنیایی]] ویژه‌ای که از آن بهره‌مند شده‌اند، در مقابل [[انبیاء]]{{عم}} قرار گرفته صف طاغوت‌های هر عصر را تشکیل می‌دهند. افسوس و دریغ که این [[رذیلت]] در [[جان]] بسیاری از [[مردمان]]، بلکه در [[قلوب]] تمامی آنان ریشه می‌دواند، و تنها انگشت‌شمار افرادی که مورد [[فضل]] [[حضرت حق]] قرار می‌گیرند و به مجاهده‌های شرعی دست می‌یازند، می‌توانند از این دام وارهند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲.</ref>.
*پیش از این، به تفصیل از معنای {{متن قرآن|الْمَلَأُ}} یاد کردیم، و گفتیم که مراد از ملأ، کسانی هستند که این [[رذیلت]] در جانشان نشسته است، و به‌واسطه [[ثروت]] [[دنیایی]] ویژه‌ای که از آن بهره‌مند شده‌اند، در مقابل [[انبیاء]]{{عم}} قرار گرفته صف طاغوت‌های هر عصر را تشکیل می‌دهند. افسوس و دریغ که این [[رذیلت]] در [[جان]] بسیاری از [[مردمان]]، بلکه در [[قلوب]] تمامی آنان ریشه می‌دواند، و تنها انگشت‌شمار افرادی که مورد [[فضل]] [[حضرت حق]] قرار می‌گیرند و به مجاهده‌های شرعی دست می‌یازند، می‌توانند از این دام وارهند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲.</ref>.
*[[راز]] این سخن مشهور در میان اخلاقیان و [[اهل دل]]، که روحیّه [[فرعون]] در همه [[انسان‌ها]] موجود است نیز، در همین مطلب نهفته است. آنان بر این اعتقادند که اگر کسی به [[مبارزه]] با این [[خوی]] برخاست و در این مسیر، گذشته از مجاهدت‌های سخت نفسانی، به دامن [[رحمت الهی]] نیز [[توسّل]] جست، می‌تواند از این مهلکه رهایی یابد؛ ورنه این روحیّه او را اندک‌ اندک به مراتبی از ادّعای ربوبیّت می‌رساند، همان‌گونه که [[فرعون]] نیز چنین ادّعایی داشت!. پر واضح است که ادّعای هرکس متناسب با حیطه [[قدرت]] و اختیارات اوست، امّا این در اصل [[رسوخ]] [[روحیه]] [[فرعونی]] در جان‌های [[مردم]]، تغییری حاصل نمی‌نماید. آنان که به ادّعاء [[نیابت]] از [[امام]]{{ع}}، یا احراز [[مقام امامت]]، یا [[نبوّت]]، و سرانجام ادّعای ربوبیّت برخاستند، آیا ادّعایشان بعد از [[رسوخ]] این [[رذیلت]] نبود؟ رسوخی که [[انسان]] را از مدارج کمال فرو می‌کشد و چنان به [[چاه]] [[ظلمت]] فرو می‌برد، که اندک اندک خود را [[نائب]] خاصّ [[امام]]، خود [[امام]]، [[پیامبر]] و سرانجام [[پروردگار]] عالَم می‌یابد!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۳.</ref>.
* [[راز]] این سخن مشهور در میان اخلاقیان و [[اهل دل]]، که روحیّه [[فرعون]] در همه [[انسان‌ها]] موجود است نیز، در همین مطلب نهفته است. آنان بر این اعتقادند که اگر کسی به [[مبارزه]] با این [[خوی]] برخاست و در این مسیر، گذشته از مجاهدت‌های سخت نفسانی، به دامن [[رحمت الهی]] نیز [[توسّل]] جست، می‌تواند از این مهلکه رهایی یابد؛ ورنه این روحیّه او را اندک‌ اندک به مراتبی از ادّعای ربوبیّت می‌رساند، همان‌گونه که [[فرعون]] نیز چنین ادّعایی داشت!. پر واضح است که ادّعای هرکس متناسب با حیطه [[قدرت]] و اختیارات اوست، امّا این در اصل [[رسوخ]] [[روحیه]] [[فرعونی]] در جان‌های [[مردم]]، تغییری حاصل نمی‌نماید. آنان که به ادّعاء [[نیابت]] از [[امام]]{{ع}}، یا احراز [[مقام امامت]]، یا [[نبوّت]]، و سرانجام ادّعای ربوبیّت برخاستند، آیا ادّعایشان بعد از [[رسوخ]] این [[رذیلت]] نبود؟ رسوخی که [[انسان]] را از مدارج کمال فرو می‌کشد و چنان به [[چاه]] [[ظلمت]] فرو می‌برد، که اندک اندک خود را [[نائب]] خاصّ [[امام]]، خود [[امام]]، [[پیامبر]] و سرانجام [[پروردگار]] عالَم می‌یابد!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۳.</ref>.
*این [[روحیه]] را مراتبی چند است، که از سویه [[ضعف]] آغاز و به سویه شدّت رو می‌نماید. مرتبه شدید آن، همان روحیّه "خود [[پروردگار]] اِنگاری" است، و مرتبه ضعیف آن، حبّ [[ریاست]] بر [[خانواده]] و اِعمال [[حکومت]] بر آنان است. این [[روحیه]] می‌تواند در هریک از زوجین، مرد و یا [[زن]]، موجود باشد.  
*این [[روحیه]] را مراتبی چند است، که از سویه [[ضعف]] آغاز و به سویه شدّت رو می‌نماید. مرتبه شدید آن، همان روحیّه "خود [[پروردگار]] اِنگاری" است، و مرتبه ضعیف آن، حبّ [[ریاست]] بر [[خانواده]] و اِعمال [[حکومت]] بر آنان است. این [[روحیه]] می‌تواند در هریک از زوجین، مرد و یا [[زن]]، موجود باشد.  
*[[برتر]] از این آن‌که، این [[روحیه]] در بسیاری از [[افعال]] مستحبّی [[مردم]] نیز به‌چشم می‌آید؛ برخی از آنان به [[زیارت]] مشاهد مشرّفه می‌شتابند، و یا به برپایی مجالس [[مستحب]] می‌پردازند، تا تنها و تنها خود را مطرح کرده بر دیگران تحکّم کنند!.
* [[برتر]] از این آن‌که، این [[روحیه]] در بسیاری از [[افعال]] مستحبّی [[مردم]] نیز به‌چشم می‌آید؛ برخی از آنان به [[زیارت]] مشاهد مشرّفه می‌شتابند، و یا به برپایی مجالس [[مستحب]] می‌پردازند، تا تنها و تنها خود را مطرح کرده بر دیگران تحکّم کنند!.
*پیش از این، از تلازم بسیاری از رذائل با رذائل دیگر سخن داشتیم. این [[رذیلت]] نیز صورتی همین‌گونه دارد؛ چه حبّ [[ریاست]] با کِبر، [[خودبینی]]، [[غرور]]، [[ریاء]] و... ملازمت داشته [[مفاسد]] تمامیِ این خوی‌های ناشایست را از پیِ خود پدید خواهد آورد؛ از این‌روست که ریاست‌دوستان معمولاً به ظلم‌کردن، دروغ‌زنی، [[غیبت]] از دیگران، و رذائلی این‌گونه [[مبتلا]] می‌شوند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۳.</ref>.
*پیش از این، از تلازم بسیاری از رذائل با رذائل دیگر سخن داشتیم. این [[رذیلت]] نیز صورتی همین‌گونه دارد؛ چه حبّ [[ریاست]] با کِبر، [[خودبینی]]، [[غرور]]، [[ریاء]] و... ملازمت داشته [[مفاسد]] تمامیِ این خوی‌های ناشایست را از پیِ خود پدید خواهد آورد؛ از این‌روست که ریاست‌دوستان معمولاً به ظلم‌کردن، دروغ‌زنی، [[غیبت]] از دیگران، و رذائلی این‌گونه [[مبتلا]] می‌شوند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۳.</ref>.
*هرچند در این مطلب که "آیا این [[مفاسد]]، از پی هم حاصل می‌شود، و نتایج طولیِ [[رذیلت]] حبّ [[ریاست]] است؟"، و یا "هر یک از این رذائل، به [[استقلال]] مقتضای [[نفس]] انسانی است؟" سخن بسیار است، امّا تا این فصل به درازا نیانجامد، ما از پرداختن به آن دست می‌کشیم؛ و تنها اشاره می‌کنیم که به نظر ما، این رذائل مستقلاً در [[نفس]] [[آدمی]] پدید می‌آید، و رفع هریک از آنان نیز به مجاهدتی مستقل [[نیازمند]] است.
*هرچند در این مطلب که "آیا این [[مفاسد]]، از پی هم حاصل می‌شود، و نتایج طولیِ [[رذیلت]] حبّ [[ریاست]] است؟"، و یا "هر یک از این رذائل، به [[استقلال]] مقتضای [[نفس]] انسانی است؟" سخن بسیار است، امّا تا این فصل به درازا نیانجامد، ما از پرداختن به آن دست می‌کشیم؛ و تنها اشاره می‌کنیم که به نظر ما، این رذائل مستقلاً در [[نفس]] [[آدمی]] پدید می‌آید، و رفع هریک از آنان نیز به مجاهدتی مستقل [[نیازمند]] است.
خط ۳۶: خط ۳۶:
*{{متن قرآن|اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند» سوره توبه، آیه ۳۱.</ref>؛
*{{متن قرآن|اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند» سوره توبه، آیه ۳۱.</ref>؛
*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، دارایی‌های مردم را به نادرستی می‌خورند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند» سوره توبه، آیه ۳۴.</ref>.
*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، دارایی‌های مردم را به نادرستی می‌خورند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند» سوره توبه، آیه ۳۴.</ref>.
*[[قرآن کریم]]، در نزدیک به سی [[آیه]] از "ملأ" یاد فرموده است؛ آنان که [[مردم]] را از راه [[حق]] باز می‌دارند، و تنها علّتی که آنان را به این کار [[تشویق]] می‌کند، حبّ ریاستی است که در جان‌شان نشسته است.[[دانشمندان]] و بزرگان آنان نیز از این [[رذیلت]] بهره‌ای بیشتر برده‌اند؛ از این رو بیشتر به [[اغفال]] [[مردمان]] می‌پردازند، و آنان را از رسیدن به [[حقیقت]] باز می‌دارند. بر این اساس، تمامی آیاتی که به مذمّت ملأ پرداخته است، خود در زمینه ملامت این [[رذیلت اخلاقی]] خواهد بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۸-۲۹.</ref>.
* [[قرآن کریم]]، در نزدیک به سی [[آیه]] از "ملأ" یاد فرموده است؛ آنان که [[مردم]] را از راه [[حق]] باز می‌دارند، و تنها علّتی که آنان را به این کار [[تشویق]] می‌کند، حبّ ریاستی است که در جان‌شان نشسته است.[[دانشمندان]] و بزرگان آنان نیز از این [[رذیلت]] بهره‌ای بیشتر برده‌اند؛ از این رو بیشتر به [[اغفال]] [[مردمان]] می‌پردازند، و آنان را از رسیدن به [[حقیقت]] باز می‌دارند. بر این اساس، تمامی آیاتی که به مذمّت ملأ پرداخته است، خود در زمینه ملامت این [[رذیلت اخلاقی]] خواهد بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۸-۲۹.</ref>.
*این [[رذیلت]]، به‌صورت دائم ملازم [[ریاء]] و [[نفاق]] نیز خواهد بود؛ چه تلازم میان حبّ [[ریاست]]، [[ریاء]] و [[نفاق]]، ناگزیر است و قهری؛ و تنها موارد بسیار اندکی می‌توان یافت که این سه از یکدیگر جداشده با هم [[همراهی]] ننمایند.
*این [[رذیلت]]، به‌صورت دائم ملازم [[ریاء]] و [[نفاق]] نیز خواهد بود؛ چه تلازم میان حبّ [[ریاست]]، [[ریاء]] و [[نفاق]]، ناگزیر است و قهری؛ و تنها موارد بسیار اندکی می‌توان یافت که این سه از یکدیگر جداشده با هم [[همراهی]] ننمایند.
*توضیح آن‌که آن‌کس که از [[بیماری]] ریاست‌دوستی [[رنج]] می‌برد، تمامی همّتش بر جلب نظر دیگران به‌سوی خود و گسترش [[حکومت]] خود بر قلب‌های آنان متمرکز خواهد شد، از این‌رو ناگزیر است که به [[دروغ]] به محاسنی [[اخلاقی]]، مستحبّاتی شرعی و اموری این‌گونه - که از آن‌ها بهره‌ای نبرده است - تظاهرکند، تا دیگران او را انسانی برجسته دانسته، به نظرش پای‌بند شوند. در این مسیر، او إبایی از آن‌که دروغی گوید، یا فخری فروشد، یا غیبتی نماید، نخواهد داشت؛ بلکه از ظاهرسازی‌های غیرمشروع نیز [[خویشتن‌داری]] نخواهد کرد؛ در این‌جا ظاهر او مکر و [[باطن]] او خُدعت خواهد بود، تا سرانجام به [[حکومت]] خود بر قلب‌های دیگران دست یابد؛ در این حالت لحظه به لحظه به مکری دیگر محتاج می‌شود، تا [[سلطه]] خود بر آنان را دوام بخشد و آن را پایدار سازد:  {{متن قرآن|إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً}}<ref>«پادشاهان چون به شهری درآیند آن را ویران و مردم گرانمایه آن را خوار و بدین‌گونه رفتار می‌کنند» سوره نمل، آیه ۳۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۰.</ref>.
*توضیح آن‌که آن‌کس که از [[بیماری]] ریاست‌دوستی [[رنج]] می‌برد، تمامی همّتش بر جلب نظر دیگران به‌سوی خود و گسترش [[حکومت]] خود بر قلب‌های آنان متمرکز خواهد شد، از این‌رو ناگزیر است که به [[دروغ]] به محاسنی [[اخلاقی]]، مستحبّاتی شرعی و اموری این‌گونه - که از آن‌ها بهره‌ای نبرده است - تظاهرکند، تا دیگران او را انسانی برجسته دانسته، به نظرش پای‌بند شوند. در این مسیر، او إبایی از آن‌که دروغی گوید، یا فخری فروشد، یا غیبتی نماید، نخواهد داشت؛ بلکه از ظاهرسازی‌های غیرمشروع نیز [[خویشتن‌داری]] نخواهد کرد؛ در این‌جا ظاهر او مکر و [[باطن]] او خُدعت خواهد بود، تا سرانجام به [[حکومت]] خود بر قلب‌های دیگران دست یابد؛ در این حالت لحظه به لحظه به مکری دیگر محتاج می‌شود، تا [[سلطه]] خود بر آنان را دوام بخشد و آن را پایدار سازد:  {{متن قرآن|إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً}}<ref>«پادشاهان چون به شهری درآیند آن را ویران و مردم گرانمایه آن را خوار و بدین‌گونه رفتار می‌کنند» سوره نمل، آیه ۳۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۰.</ref>.
خط ۴۲: خط ۴۲:
*این خود [[دلیل]] آن است که ریاست‌دوستی نزد [[انسان]] غیر مهذّب، از تمامی خواستنی‌های دیگر محبوب‌تر است؛ و پر واضح است که این مسأله از انسان‌های پَستی که سر در پی دنیای [[پست]] نهاده‌اند، هیچ بعید نمی‌نماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۰.</ref>.
*این خود [[دلیل]] آن است که ریاست‌دوستی نزد [[انسان]] غیر مهذّب، از تمامی خواستنی‌های دیگر محبوب‌تر است؛ و پر واضح است که این مسأله از انسان‌های پَستی که سر در پی دنیای [[پست]] نهاده‌اند، هیچ بعید نمی‌نماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۰.</ref>.
*آورده‌اند که [[حُمَید بن قحطبه]]- که از [[فرماندهان لشکر]] [[هارون‌ الرَّشید]] بود-، در [[ماه رمضان]] بی‌مهابا [[روزه]] نگرفت. یکی از [[نزدیکان]] او، در رابطه با [[علت]] روزه‌خواریِ او از او سؤال کرد، و او پاسخ داد: من از [[رحمت]] و [[بخشش حضرت]] [[حق]] ناامیدم!، از این‌رو خود به [[عبادات]] نمی‌پردازم که فایده‌ای برایم نخواهد داشت؛ و چون از علّت [[ناامیدی]] او از [[رحمت]] حضرتش سؤال کردند، پاسخ داد: من تنها در یک روز، شصت مرد [[جوان]] و نوجوان را به [[قتل]] رساندم، که همه از [[فرزندان]] [[حضرت فاطمه زهرا]] (س) بودند!؛ او ادامه داد: شبی [[هارون]] از من خواست تا مقدار [[وفاداری]] خود نسبت به او را بیان کنم، پاسخ دادم: من تمامی [[مال]] خود را فدای تو می‌سازم؛ او بر این مقدار [[راضی]] نشد، گفتم: خود را فدای تو می‌سازم؛ باز [[راضی]] نشد، گفتم: آبروی خود را فدای تو می‌سازم؛ باز [[راضی]] نشد، گفتم: [[دین]] خود را فدای تو می‌سازم؛ چون این گفتم، شادمان و [[راضی]] شد. او شمشیری به من داد و گفت: به همراه این [[غلام]] برو و به هر چه فرمانت داد، همان را [[اطاعت]] کن. آن [[غلام]] به‌همراه من به زندانی آمد، که در آن شصت مرد [[جوان]] و نوجوان از [[فرزندان حضرت زهرا]] (س) قرار داشتند، و مرا امر کرد که همه آنان را به [[قتل]] رسانم؛ من نیز یکایک آنان را از زندان خارج کرده و سر بریدم!؛ از این‌رو هرگز در [[رحمت]] و غفران [[الهی]] [[امید]] نخواهم داشت، چه می‌دانم که بدون تردید به جهنّم وارد خواهم شد!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۱.</ref>.
*آورده‌اند که [[حُمَید بن قحطبه]]- که از [[فرماندهان لشکر]] [[هارون‌ الرَّشید]] بود-، در [[ماه رمضان]] بی‌مهابا [[روزه]] نگرفت. یکی از [[نزدیکان]] او، در رابطه با [[علت]] روزه‌خواریِ او از او سؤال کرد، و او پاسخ داد: من از [[رحمت]] و [[بخشش حضرت]] [[حق]] ناامیدم!، از این‌رو خود به [[عبادات]] نمی‌پردازم که فایده‌ای برایم نخواهد داشت؛ و چون از علّت [[ناامیدی]] او از [[رحمت]] حضرتش سؤال کردند، پاسخ داد: من تنها در یک روز، شصت مرد [[جوان]] و نوجوان را به [[قتل]] رساندم، که همه از [[فرزندان]] [[حضرت فاطمه زهرا]] (س) بودند!؛ او ادامه داد: شبی [[هارون]] از من خواست تا مقدار [[وفاداری]] خود نسبت به او را بیان کنم، پاسخ دادم: من تمامی [[مال]] خود را فدای تو می‌سازم؛ او بر این مقدار [[راضی]] نشد، گفتم: خود را فدای تو می‌سازم؛ باز [[راضی]] نشد، گفتم: آبروی خود را فدای تو می‌سازم؛ باز [[راضی]] نشد، گفتم: [[دین]] خود را فدای تو می‌سازم؛ چون این گفتم، شادمان و [[راضی]] شد. او شمشیری به من داد و گفت: به همراه این [[غلام]] برو و به هر چه فرمانت داد، همان را [[اطاعت]] کن. آن [[غلام]] به‌همراه من به زندانی آمد، که در آن شصت مرد [[جوان]] و نوجوان از [[فرزندان حضرت زهرا]] (س) قرار داشتند، و مرا امر کرد که همه آنان را به [[قتل]] رسانم؛ من نیز یکایک آنان را از زندان خارج کرده و سر بریدم!؛ از این‌رو هرگز در [[رحمت]] و غفران [[الهی]] [[امید]] نخواهم داشت، چه می‌دانم که بدون تردید به جهنّم وارد خواهم شد!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۱.</ref>.
*[[تاریخ]] بسیاری از حکایات این‌گونه را برای ما بازگو می‌کند، تا دریابیم که [[رذیلت]] حبّ [[ریاست]]، [[آدمی]] را چسان به حیوانی درنده‌خو تبدیل می‌کند.
* [[تاریخ]] بسیاری از حکایات این‌گونه را برای ما بازگو می‌کند، تا دریابیم که [[رذیلت]] حبّ [[ریاست]]، [[آدمی]] را چسان به حیوانی درنده‌خو تبدیل می‌کند.
*گذشته از [[تاریخ]]، [[قرآن کریم]] نیز در داستان پیامبرانی همچون [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] و [[محمّد]] مصطفی{{صل}}، نشان می‌دهد که "ملأ"، با آن‌که نسبت به حقّانیّت آنان [[آگاهی]] داشتند، امّا به [[انکار]] آنان می‌پرداختند و [[مردم]] را با [[فریب]] و خدعه از [[پیروی]] از آنان باز می‌داشتند. بالاتر از همه آن‌که [[خون]] [[انبیاء]] عظام{{ع}} را می‌ریختند، تا [[ریاست]] خود بر [[جامعه]] را از دست ندهند؛ و این تنها به [[جرم]] ایمانی بود که آن بزرگواران در [[جان]] خویش به [[خدای متعال]] داشتند!: {{متن قرآن|وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«و با آنان کینه‌توزی نکردند مگر از آن رو که آنان به خداوند پیروزمند ستوده، ایمان داشتند،» سوره بروج، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۱-۳۲.</ref>.
*گذشته از [[تاریخ]]، [[قرآن کریم]] نیز در داستان پیامبرانی همچون [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] و [[محمّد]] مصطفی{{صل}}، نشان می‌دهد که "ملأ"، با آن‌که نسبت به حقّانیّت آنان [[آگاهی]] داشتند، امّا به [[انکار]] آنان می‌پرداختند و [[مردم]] را با [[فریب]] و خدعه از [[پیروی]] از آنان باز می‌داشتند. بالاتر از همه آن‌که [[خون]] [[انبیاء]] عظام{{ع}} را می‌ریختند، تا [[ریاست]] خود بر [[جامعه]] را از دست ندهند؛ و این تنها به [[جرم]] ایمانی بود که آن بزرگواران در [[جان]] خویش به [[خدای متعال]] داشتند!: {{متن قرآن|وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«و با آنان کینه‌توزی نکردند مگر از آن رو که آنان به خداوند پیروزمند ستوده، ایمان داشتند،» سوره بروج، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۱-۳۲.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌ وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[ریاست]]
* [[ریاست]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
خط ۵۹: خط ۵۹:


[[رده:ریاست‌دوستی]]
[[رده:ریاست‌دوستی]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش