پرش به محتوا

بشارت پیامبر: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰٬۱۳۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۲: خط ۱۲:


==بشارت [[پیامبر]] راهی برای اثبات [[نبوت]]==
==بشارت [[پیامبر]] راهی برای اثبات [[نبوت]]==
* یکی از راه‌های اثبات حقانیت مدعی [[پیامبری]] از طریق معرفی سایر [[پیامبران]] است. یعنی یکی از [[پیامبران|پیامبران الهی]] بر آمدنش بشارت داده و یا بر صدق مدعای او گواهی دهد و سفارت الهی او را تأیید نماید؛ زیرا همان‌گونه که خواهد آمد، همه پیامبران الهی از مقام [[عصمت]] برخوردارند و یکی از مراتب آن، [[عصمت]] از گناه و خطاست. براین اساس، درباره شهادت و گواهی پیامبران نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ بلکه شهادت آنان عین واقعیت است<ref>[[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
* یکی از راه‌های اثبات حقانیت مدعی [[پیامبری]] از طریق معرفی سایر [[پیامبران]] است. یعنی یکی از [[پیامبران|پیامبران الهی]] بر آمدنش بشارت داده و یا بر صدق مدعای او گواهی دهد و سفارت الهی او را تأیید نماید؛ زیرا همان‌گونه که خواهد آمد، همه پیامبران الهی از مقام [[عصمت]] برخوردارند و یکی از مراتب آن، [[عصمت]] از گناه و خطاست. براین اساس، درباره شهادت و گواهی پیامبران نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ بلکه شهادت آنان عین واقعیت است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
 
==راه تحقق بشارت پیامبر==
==راه تحقق بشارت پیامبر==
* اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است:
* اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>:
# آنکه گواهی [[پیامبر]] مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطه‌ای، شهادت و گواهی [[پیامبر]] را بشنویم، یا گواهی او به‌ صورت [[متواتر]] برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی [[انبیا]] مواردی دیده می‌شود که [[پیامبر]] پیشین به [[فرمان الهی]] در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند [[حضرت داوود]] که به امر خداوند فرزند خود [[حضرت سلیمان]] را به‌زعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۵. </ref> البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم می‌رسیده است، مثل بشارت [[حضرت یحیی]] به پیامبری [[حضرت عیسی]]<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۸. </ref>
# آنکه گواهی [[پیامبر]] مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطه‌ای، شهادت و گواهی [[پیامبر]] را بشنویم، یا گواهی او به‌ صورت [[متواتر]] برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی [[انبیا]] مواردی دیده می‌شود که [[پیامبر]] پیشین به [[فرمان الهی]] در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند [[حضرت داوود]] که به امر خداوند فرزند خود [[حضرت سلیمان]] را به‌زعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۵. </ref> البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم می‌رسیده است، مثل بشارت [[حضرت یحیی]] به پیامبری [[حضرت عیسی]]<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۸. </ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
# آن است که اوصاف و نشانه‌های شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری به‌زروشنی تطبیق کند. مانند بشارت [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} بر [[نبوت]] [[رسول اکرم]]{{صل}}؛ چنان که در قرآن حکایت شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه:۴.</ref>.
# آن است که اوصاف و نشانه‌های شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری به‌زروشنی تطبیق کند. مانند بشارت [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} بر [[نبوت]] [[رسول اکرم]]{{صل}}؛ چنان که در قرآن حکایت شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه:۴.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
* از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمی‌آید اوصاف [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]] در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان به‌عنوان پیامبر آخرین هیچ‌گونه تردیدی نداشتند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند؛ سوره بقره، آیه:۱۴۶.</ref>.
* از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمی‌آید اوصاف [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]] در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان به‌عنوان پیامبر آخرین هیچ‌گونه تردیدی نداشتند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند؛ سوره بقره، آیه:۱۴۶.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
* البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، به‌ ویژه آنکه در مورد نخستین [[پیامبر]] از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد.
* البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، به‌ ویژه آنکه در مورد نخستین [[پیامبر]] از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱- ۱۸۳. </ref>.
* بنابراین، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت [[پیامبر]] معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد <ref>[[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۷. </ref>.
* بنابراین، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت [[پیامبر]] معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۷. </ref>
*'''بشارات [[انبیا]] پیشین به [[رسول]] گرامی اسلام {{صل}}:''' همان‌گونه که گذشت، دین نزد خداوند متعال یکی و آن اسلام است، همانی که هسته مشترک و متحد [[انبیا|انبیای الهی]] است و همه [[پیامبران]] به آن دعوت کرده‌اند. شهادت به وحدانیت خداوند، و [[رسالت]] [[پیامبر خاتم]] {{صل}} از ضروریات اولیه و ذاتی دین اسلام است. در همین راستا [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} فرمود:"خداوند عظیم‌ الشأن به [[حضرت عیسی]]{{ع}} [[وحی]] فرمود: به بنی‌ اسرائیل بگو به من، و به [[رسول]] امی من، ایمان آورند<ref>{{عربی|اندازه=120%|" أَوْحَى‏ اللَّهُ‏ تَعَالَى‏ جَلَّتْ‏ عَظَمَتُهُ‏ إِلَى‏ عِيسَى‏ ... أَخْبِرْهُمْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي النَّبِيِّ الْأُمِّي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ قصص الأنبیاء، ص:۲۷۱.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*بدیهی است ایمان و اعتقاد امت‌های انبیای پیشین به این مهم، یعنی [[رسالت]] [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}}، مستلزم آن است که این اعتقاد در کتب انبیای گذشته بیان شده، و به ظهور ایشان وعده داده شده باشد. قرآن کریم به ثبت نام و نشان [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} در تورات و انجیل این‌گونه اشاره می‌فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ }}﴾}}<ref>همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۵۷.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*[[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}}، اسامی [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} را در [[کتب آسمانی]] پیشین چنین معرفی می‌فرمایند:"اسم [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} در صحف ابراهیم، ماحِی؛ در تورات، حادّ؛ در انجیل، احمد، و در قرآن، محمد است. ماحی، به معنی آن است که بت‌ها و هر معبودی جز خداوند رحمان را محو می‌کند. حادّ، به معنای کسی است که با دشمنان خدا و دین، چه درو باشد و چه نزدیک، دشمنی می‌کند. احمد، بدین معناست که به سبب کارهای پسندیده‌ای که دارد، در تمام [[کتب آسمانی]]، مورد حمد و ستایش خداوند قرار گرفته است. و محمد، بدین معناست که خداوند، [[فرشتگان]]، و همه [[انبیا]] و [[رسولان]] وی، و همه امت‌های ایشان، وی را ستایش نموده و بر وی درود می‌فرستند<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص:۱۷۷ – ۱۷۸.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*آیه دیگری از قرآن دلالت می‌کند که دانشمندان اهل کتاب نسبت به [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}}، شناخت دقیق و روشنی داشته‌اند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۶.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*در راستای اعتقاد به اسلام و مبانی آن، [[انبیا]] در طول تاریخ، مردم زمان خویش را به آمدن [[رسولان]] بعدی، به‌ویژه [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} وعده می‌دادند. از این اطلاع‌رسانی در زبان مذهبی با واژه بشارت یاد شده است. قرآن کریم از زبان عیسی بن مریم {{ع}} می‌فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ }}﴾}}<ref> ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه:۶.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*[[پیامبر]] بزرگ اسلام {{صل}} در مورد بشارت به [[نبوت]] خود می‌فرمایند:"ای مردم، [[انبیا]] و [[رسولان]] پیشین، جملگی به من بشارت داده‌اند"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" أَيُّهَا النَّاسُ‏ بِي‏ وَ اللَّهِ‏ بُشِّرَ الْأَوَّلُونَ‏ مِنَ‏ النَّبِيِّينَ‏ وَ الْمُرْسَلِينَ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ احتجاج، ج۱، ص۶۰.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*علاوه بر آیات فوق الذکر، در چندین آیه دیگر از آیات قرآنی موضوع [[نبوت]] [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] در [[کتب آسمانی]] پیشین و بشارت به آن بزرگوار مطرح گردیده است<ref>بقره / ۸۹ و ۱۰۱؛ آل عمران / ۸۱ – ۸۲ و ۱۸۷؛ انعام / ۲۰؛ شعراء / ۱۹۶ – ۱۹۷.</ref>. این امر از اهمیت و جایگاه این اعتقاد در مکتب [[انبیا]] حکایت می‌کند<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*در حال حاضر قدیمی‌ترین کتاب‌های منسوب به انبیای پیشین، کتاب‌های عهدین شامل تورات و انجیل است. گرچه این کتاب‌ها از دستبرد تحریف در امان نمانده‌اند، و گروه‌هایی به منظور باقی ماندن ریاست ظاهری خود، بسیاری از بشارات روشن را که دلالت بر آن حضرت و جانشینان گرامی‌اش داشته‌اند، حذف کرده و یا دلالت‌های آنها را از صراحت انداخته‌اند، ولی بازهم بشاراتی در همین کتاب‌ها باقی مانده است که به دو مورد آن اشاره می‌شود. در سفر تثنیه تورات، وصیت [[حضرت موسی]] {{ع}} قبل از فوتش را چنین بیان می‌کند:"خداوند از سینا برآمد، و از سعیر نمودار گشت، و از کوه فاران نورافشان شد و با ده هزار مقربان ورود نمود، و از دست راستش [[شریعت]] ی آتشین برای ایشان رسید" <ref>کتاب مقدس، عهد عتیق، تورات، سفر تثنیه، باب ۳۳ به نقل از عوامل تحریف، ج۴، ص۱۷ – ۲۰ و ۱۱۴– ۱۱۵.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*مقصود از آمدن خدا در سینا، تورات، در سعیر، انجیل؛ و در فاران، قرآن است. زیرا سینا محل [[بعثت]] [[حضرت موسی]] {{ع}}؛ سعیر واقع در جنوب فلسطین، محل [[بعثت]] [[حضرت عیسی]] {{ع}}، و فاران در مکه محل [[بعثت]] [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} می‌باشد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*در انجیل یوحنا، [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] به زبان عبری با نام "فارِقْلیط" معرفی شده است<ref>کتاب مقدس، عهد عتیق، تورات، سفر تثنیه، باب ۳۳ به نقل از عوامل تحریف، ج۴، ص۱۷ – ۲۰ و ۱۱۴– ۱۱۵.</ref>. که به معنای "احمد" در زبان عربی، و "ستوده" در زبان فارسی است. در بعضی از انجیل‌هایی که به زبان عربی ترجمه شده است، از ظهور فارقلیط و دائمی بودن آیین وی سخن گفته شده است، در حالی که در ترجمه‌های فارسی انجیل یوحنا، به جای ترجمه صحیح فارقلیط، که "ستوده" است، از واژه "تسلی دهنده" استفاده شده است تا بشارت [[حضرت عیسی]] {{ع}} را از دلالت بر [[رسول اکرم]] خارج سازند<ref>عوامل تحریف، ج۴، ص۱۱۴– ۱۲۴؛ جهت مطالعه بیشتر بحث بشارات انبیاء، می‌توان به کتاب‌های انیس الاعلام، سیف المؤمنین فی قتال المشرکین، محضر الشهود، بشارات عهدین، و نقش ائمه در احیای دین، جلد چهارم، مراجعه نمود.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*همچنین در انجیل برنابا، تصریحات زیادی بر [[نبوت]] [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] شده است. ازجمله در حکایت بیرون آمدن آدم {{ع}} از جنت چنین بیان شده است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>:
*خداوند خود را ازنظر پنهان داشت و [[فرشته]] میکاییل آنها را از بهشت بیرون راند. هنگامی‌ که آدم برمی‌گذشت، متوجه شد بالای دروازه بهشت نوشته است:{{عربی|اندازه=150%|"لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ مُحَمَّدٌ رَسُولُ‏ اللَّهِ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>انجیل برنابا، فصل ۴۱، آیه ۳۳ – ۳۴.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*مجموعه ویژگی‌های [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} و حکومت ایشان در کتب پیشینیان آن‌قدر صراحت داشته است که به فرموده [[امام صادق|حضرت صادق]] {{ع}}، یهود در کتاب‌های خود، خبر ظهور و هجرت [[پیامبر]] آخرالزمان را می‌بینند، و به جهت یاری حضرت به اطراف مدینه رفته، در آنجا ساکن می‌شوند<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۴۹.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*بعد از کوچ یهودیان به مدینه، تُبّع اول پادشاه یمن که هزار سال قبل از [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} می‌زیست در حمله به مدینه، با یهودیان آشنا می‌شود و به [[پیامبر خاتم]] ایمان می‌آورد و دو قبیله اوس و خزرج از بستگان خویش در یمن را در کنار یهودیان ساکن می‌کند تا وقتی [[پیامبر خاتم]] مبعوث گردید، وی را یاری نمایند. وی همچنین نامه‌ای برای حضرت می‌نویسد و به وزیر خویش می‌دهد تا آیندگان به دست [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} برسانند. تُبّع در این نامه، ایمان خویش به حضرتش را ظاهر ساخت و از ایشان طلب شفاعت می‌کند <ref>مناقب، ج۱، ص۱۵ – ۱۶؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۴۹.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*بشارات دقیق و منقول در [[کتب آسمانی]] به‌گونه‌ای بوده است که بعضی از علما و پیروان آن ادیان، علائم و آثار [[نبوت]] را در [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} حتی در سن کودکی و در جوان‌سالی تشخیص داده، ایمان خویش را به [[نبوت]]ش ظاهر می‌ساختند. آنچه میان بحیرای راهب با حضرت در نخستین سفر ایشان در هشت سالگی با کاروان تجاری [[ابوطالب|حضرت ابوطالب]] {{ع}} اتفاق افتاد<ref>کمال الدین، ج۱، ص۱۸۲ – ۱۸۸.</ref>، و داستان ملاقات حضرت با راهب مسیحی در سفر تجاری حضرت به شام که در بیست و پنج سالگی به وقوع پیوست<ref>کمال الدین، ج۱، ص۱۹۰ – ۱۹۱.</ref>، نمونه‌هایی است که آماده‌سازی قبلی [[حضرت عیسی|حضرت مسیح]] {{ع}} برای ظهور [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} را در میان مسیحیان نشان می‌دهد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*یکی از نکاتی که در بحث بشارت مشخص می‌گردد آن است که اگر منظور از بشارت برای هدایت بوده است، نمی‌تواند به‌صورت پیچیده، و گنگ مطرح شده باشد. لذا بشارات در متون اصلی، بسیار صریح و روشن و غیرقابل تأویل بیان شده است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.
*قرآن کریم موضوع بشارت [[انبیا]] را در محیطی پر از کینه و دشمنی مطرح می‌سازد. پس اگر چنین ادعایی دروغ بود و آثار بشارات [[انبیا]] در کتب سابق یافت نمی‌شد. دشمنان اسلام برای مبارزه با حضرت، یک لحظه آرام نمی‌نشستند و به‌راحتی مکتب اسلام را در نطفه خفه می‌کردند. ازاین‌رو، مخالفت عالمان یهود و نصاری با [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}}، از جهت عدم انطباق بشارت‌ها با ایشان نبوده است، بلکه نوعاً از سر آگاهی، و با اطمینان به حقانیت ایشان صورت می‌گرفت است<ref>بقره / ۸۹ و ۱۰۱ و ۱۴۷؛ آل عمران / ۱۸۷؛ نمل / ۱۵؛ صف / ۶.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۳۷ - ۲۴۲.</ref>.


==منابع==
==منابع==
* معارف و عقاید ۱
* [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|'''معارف و عقاید''']].
* [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|'''انسان‌شناسی''']].


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش