ختم نبوت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ختم نبوت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ختم نبوت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==معنای لغوی خاتمیت== | |||
*واژه "خاتم"، با کسر "تاء" که معنای آیه این خواهد بود که [[پیامبر|محمد]]{{صل}} پایان دهنده سلسله انبیاست و با فتح "تاء"، ۳ احتمال دارد: | |||
#خاتَم به معنای "ما یُختم به"؛ | |||
#خاتَم به معنای "آخِر"؛ | |||
#خاتَمَ، فعل باشد؛ مانند ضارَب. | |||
*در تمام فروض و احتمالات، [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] آخرین [[پیامبر]] الهی است<ref>[[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | |||
*ختم در لغت در به معانی پایان است و آنچه را که پایانبخش چیزی است، خاتم میخوانند همچنین چیزی که به منزله علامت پایان یافتن شیء باشد خاتم نامیده میشود. | |||
*بدین ترتیب اطلاق جاتم [[انبیا]] بر [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] به معنای پایانبخش بودن ایشان بر سلسله [[انبیا]] و رسل است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۷۷ - ۲۷۸.</ref>. | |||
*واژه "خاتم" - بر وزن ناظم بیشتر به معنی "آخر و پایان و یا آخرین" به کار رفته است. ختم [[نبوت]] مستلزم ختم [[شریعت]] نیز هست زیرا [[نبوت]] عبارت است از [[وحی]] شدن اصول و فروع دین بر شخص [[نبی]] و [[رسالت]] به معنای ابلاغ احکام الهی به بشر میباشد و مسئولیت اجرای قوانین الهی، امانت نامیده شده، پس [[پیامبران|پیامبران الهی]]، دارای سه مقام [[نبوت]]، [[رسالت]] و [[امامت]] بودهاند. و نمیتوان رسولی را فرض کرد که [[نبی]] نباشد زیرا معنا ندارد که کسی مسئول ابلاغ باشد در حالی که [[شریعت]] به او [[وحی]] نشده. | |||
حتی [[پیامبران]] قبل از [[حضرت نوح]] نیز، آنچه برای هدایت مردم نیاز داشتند، به آنان [[وحی]] میشد، بنابراین: | |||
#پس از [[پیامبر اکرم]]، به کسی [[وحی]] نخواهد شد که او [[پیامبر]] الهی باشد. | |||
#پس از [[پیامبر اکرم]]، [[شریعت]] دیگری برای بشر نخواهد آمد. | |||
#پس از [[پیامبر اکرم]] هیچکس، مأموریت ابلاغ [[شریعت]] جدیدی را نخواهد داشت. البته هم در امتهای پیشین و هم در امت اسلامی کسانی غیر از [[انبیا]] بوده و هستند که از [[عالم غیب]] به آنها [[الهام]] میشود، به نام "محدث"<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۰۶-۱۰۸.</ref>. | |||
==دیدگاههای دانشمندان مسلمان در مورد خاتمیت== | |||
#'''دیدگاه مفسران:''' بیشتر مفسران [[اهل سنت]] در توضیح معنای ختم [[نبوت]]، این روایت نبوی را ذکر کردهاند: مَثَل من نسبت به [[نبوت]]، مَثَل آخرین خشت یک ساختمان است که پابرجای خود نهادن آن، کار عادت آن ساختمان به پایان و کمال میرسد. [[علامه طباطبائی]]، "[[خاتم النبیین]]" را به معنای خاتم [[رسولان]] نیز میداند، زیرا [[نبوت]]، شرط مقدم بر [[رسالت]] است و با ختم [[نبوت]]، [[رسالت]] نیز ختم میشود. محمد جواد مغنیه: قرآن کریم، از هیچچیزی که لازمه هدایت مردم بهسوی مصالحشان باشد غفلت نورزیده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ}}﴾}}<ref> ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم؛ سوره انعام، آیه:۳۸.</ref> و [[پیامبر اکرم]] همه صفات کمال و نهایت آن را دارد پس او آخرین [[پیامبر]] و اسلام آخرین دین الهی میباشد زیرا هر خبری بوده، توسط [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] ابلاغ شده است. آیات ۲۸ سوره سبأ؛ ۱ سوره فرقان و ۱۰۷ سوره انبیا، شاهد این کلام است. یکی از علامات مهم جاودانگی اسلام و قرآن، تحدی عام قرآن است که همه جن و انس را به مبارزه طلبیده در همه زمانها. | |||
#'''دیدگاه متکلمان:''' [[شیخ مفید]] با توجه به آیات و روایات خاتمیت میگوید: عمومیت [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]] مستلزم خاتمیت ایشان است. متکلمان معتقدند [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] با بهترین کتاب و تمامترین [[شریعت]] و ملت و کاملترین دین آمد که همه نیازهای آفریدگان را در هر زمان و هر مکان و شرایط تا قیامت تأمین میکند. | |||
#'''دیدگاه فیلسوفان:''' [[ملاصدرا|صدرالمتألهین]] میگوید: خاتمیت به معنای انقطاع [[وحی]] خاص با وساطت [[فرشته]] بر قلب و گوش [[رسول]] است. صاحب کتاب گوهر مراد مینویسد: مراد از خاتمیت همان صادر اول است و موجود اول که از واجب تعالی صادر میشود، اشرف موجودات ممکن است. چون اگر اشرف از او امکان داشت، باید اول او صادر میشد. | |||
#'''دیدگاه عرفا:''' [[ملا عبدالرزاق کاشانی]]:{{عربی|اندازه=150%|"الخاتم هو الذی قطع المقامات بأسرها و بلغ نهایة الکمال و خاتم النبوة هو الذی ختم الله به النبوة و لا یکون إلا واحدا و هو نبینا"}}<ref>محمد داوود قیصری؛ شرح فصوص ، ص:۱۵۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا }}﴾}}<ref> بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد؛ سوره فرقان، آیه:۱.</ref> و چون انزال فرقان عقل فرقانی مخصوص به بنده خاص خداست و کسی جز ایشان، این استعداد را ندارد پس عقل فرقانی ایشان، همان عقل محیط است که جامع همه کمالات عقول است. | |||
*[[امام خمینی]]: چون [[نبوت]] ختمیه و قرآن شریف آن سرور از... مقام جامع احدی و حضرت اسم الله الاعظم است، از این جهت... اکمل و اشرف از آنها تصور نشود<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۸۳ - ۲۹۲.</ref> | |||
==دیدگاه [[مرتضی مطهری|ستاد مطهری]]== | |||
*[[مرتضی مطهری|شهید مطهری]]، تکرار ارسال رسل و تشریع شرایع پیش از اسلام را یکی از این سه امر میداند: نخست: احتمال تحریف ادیان؛ دوم: نقص ادراکی بشر؛ سوم: نیازمندی دین به تفسیر و تبلیغ که اسلام از راه تضمین خدای تعالی از چالش تحریف در امان و مصونیت است و دوره جدیدی که اسلام ظهور کرد، بشر توانایی دریافت یک نقشه کلی را داشت که بهوسیله آن راهکارهای فرعی و موقت، در اختیار انسانها قرار گیرد. برخی [[پیامبران]] تنها وظیفه تبلیغ [[شریعت]] [[پیامبر]] دیگر را بر عهده داشتند و ختم [[نبوت]] تبلیغی از سوی اسلام به این دلیل است که تا زمانی بشر نیازمند به [[وحی]] تبلیغی است که خود نتواند عهدهدار دعوت و تعلیم و تبلیغ و تغییر و اجتهاد در امر دین خود بشود. یعنی مفهوم "اجتهاد" در فلسفه ختم [[نبوت]]، نقش مهمی را ایفا میکند. | |||
*[[عبدالله جوادی آملی|استاد جوادی آملی]] در تائید [[مرتضی مطهری|شهید مطهری]] دو اجتهاد پویا و پایدار، مهمترین عامل جاودانگی اسلام است. یکی اجتهاد علمی که عهدهدار استنباط، مقررات فقهی و حقوقی است و دیگری اجتهاد مدیریتی که عهدهدار سنت گذاری ؟؟؟ مانا و پایدار است. | |||
*[[شهید مطهری]]: رمز دیگر خاتمیت این است که برای احتیاجات ثابت و دائم بشر، قوانین ثابت و لا یتغیری در نظر گرفته و برای اوضاع و احوال متغیر وی وضع متغیری را پیشبینی کرده است. | |||
*پس جاودانگی اسلام، متکی بر چهار رکن مهم است: | |||
#انسان دارای جنبههای ثابتی است که در همه زمانها باید از اصول ثابتی پیروی کند. | |||
#اجتهاد و برگرداندن فروع به اصول | |||
#اسلام به موازات انسان قوانین ثابت و متغیری دارد. | |||
#ڞاستعداد پایانناپذیر کتاب و سنت که در هر زمان، بشر موظف است روی آن تفکر و تدبر کند تا بهره ببرد<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۹۲ و ۳۰۰ - ۳۰۳.</ref>. | |||
==تفسیرهای گوناگون خاتمیت== | |||
*در دوران اخیر، ظهور برخی از مذاهب ساختگی چون بهائیت از یک سو و ارائه تفسیرهای جدید از خاتمیت توسط برخی از دانشمندان اسلامی از سوی دیگر، مسئله خاتمیت را موردتوجه بیشازپیش متکلمان قرار داد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۱۰۵.</ref>. | |||
===تفسیر خاتم به زینت=== | |||
*این شبهه، بیشتر از سوی فرقه منحرف بابیت و بهائیت مطرح شده، چون بنیانگذار بابیت در آخر ادعای [[نبوت]] کرد. پیروان بهائیت در توجیه آیه ۴۰ سوره احزاب واژه خاتم را به معنای انگشتری و زینت تفسیر کردهاند. یعنی [[پیامبر اکرم|حضرت محمد]]، زینتبخش [[پیامبران]] است نه پایانبخش خط [[نبوت]]<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۲۲-۲۲۳.</ref>. | |||
*'''پاسخ:''' اولاً، چنین استعمالی در زبان عربی، نامتعارف است و با بلاغت قرآن ناسازگار. ثانیاً، اگر منظور قرآن، تشبیه [[پیامبران]] به زینت بود، تشبیه [[پیامبر]] به تاج و امثال آن معنای زینت را بهتر میرساند. ثالثاً، انگشتر را از آن جهت خاتم گفتهاند که پایانبخش نامه بوده<ref>[[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص۱۲۵.</ref>. | |||
*بنابراین به کاربردن لفظ خاتم در معنی انگشتر نیاز به قرینه دارد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۱۰۹.</ref>. | |||
===تفسیر خاتم به معنای تصدیق و مصدق=== | |||
*عدهای معنای خاتم در آیه فوق را به معنای تصدیق دانستهاند. اما اهل لغت در تفسیر خاتم در آیه فوق به معنای پایان دهنده اتفاق نظر دارند و این معنا، ادعای غریبی است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص۲۲۹.</ref> | |||
===تفسیر خاتمیت برای [[نبوت]]، نه [[رسالت]]=== | |||
*مخالفان خاتمیت، آیه "خاتم النبیین" را فقط به معنای ختم [[نبوت]] دانستهاند و بهائیان میافزایند "[[نبی]]" [[پیامبری]] است که تبلیغ و حراست از [[شریعت]] پیشین میکند اما [[رسول]] دارای [[کتاب آسمانی]] است. | |||
*'''پاسخ:''' | |||
#"[[نبی]] با همزه" در اصطلاح به خبر خاص از خداوند توسط [[وحی]]، تعریف شده است، اما [[رسول]] به مطلق فرستاده اعم از پیامبر، [[فرشته]] و ... اطلاق میشود. مانند اطلاق [[رسول]] بر [[فرشته]] [[وحی]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ }}﴾}}<ref> که این (قرآن) باز خوانده فرستادهای گرامی است؛ سوره تکویر، آیه:۱۹.</ref>، در آیه زیر از فرستاده پادشاه به "[[رسول]]" تعبیر شده: {{عربی|اندازه=150%|" فَلَمَّا جَاءَ الرَّسُول "}} لذا قرآن کریم، از واژه "[[نبی]]" استفاده کرده تا برای منکران خاتمیت بهانه پیدا نشود. زیرا [[نبی]] در قرآن در مورد مطلق [[پیامبران]] اعم از صاحب [[شریعت]] و فاقد آن استعمال شده است. | |||
#ادعای تساوی "[[رسول]]" با "[[شریعت]] و [[رسالت]]"، با آیات زیر ناسازگار است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ }}﴾}}<ref> سوره یونس، آیه:۴۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً }}﴾}}<ref>سوره نحل، آیه: ۱۶.</ref>. و آیات دیگر... پس [[رسول]]، [[پیامبری|پیغمبری]] است که یا صاحب [[شریعت]] و یا رتبهای بالاتر از رتبه [[نبی]] داشته باشد مثلاً بتواند حافظ [[شریعت]] و محیی و مجدد آن باشد. پس [[نبی]] در "خاتم النبیین" به معنای مطلق [[نبوت]] آمده که شامل [[رسولان]] مورد نظر بهائیان نیز میشود. | |||
#ادله درون دینی منکران خاتمیت بیش از آن سست است که به تأمل بیش از این در آن بپردازیم . | |||
پس چه [[نبوت]] را در مصداق با [[رسالت]] یکی و مساوی بدانیم یا اینکه [[نبوت]] را از اعم از [[رسالت]] بدانیم، بنابر هر دو نظریه، ختم [[نبوت]] مستلزم ختم [[رسالت]] است . | |||
===تفسیر خاتمیت به بینیازی بشر از [[وحی]]=== | |||
*برخی متفکران، خاتمیت را بدین معنا دانستهاند که بشر جدید در سطحی از عقل و دانش، قرار دارد که از [[وحی]] بینیاز است. این تفسیر در کلمات اقبال لاهوری به چشم میخورد: ختم [[نبوت]] یعنی از این به بعد، سررشتههای حیات، باید به اختیار بشر باشد تا از شعور نهانی خود، کاملاً استفاده کند برای رسیدن به کمال، و دوره قدرت صاحبان قدرتهای ما فوق الطبیعه، در تاریخ بشر به سر آمده است. | |||
*برخی از نویسندگان معاصر: کامیابی [[انبیا]] به این بوده است که ارزشهای اخلاقی چون عدالت، امانتداری و غیره را جزء بدیهیات فرهنگی بشر قرار دادهاند، و دیگر بشر به تذکار آنان نیازی ندارد. | |||
*'''ارزیابی و نقد''' | |||
#این تفسیر با مفاد صریح روایات، منافات دارد. چنانکه با مفاد آیات سازگار نیست. | |||
#طبق این تفسیر، خاتمیت، به حدود پنج یا شش قرن بعد از طلوع اسلام مربوط میشود که در این صورت [[پیامبر]] میبایست میگفت در آینده، این خاتمیت تحقق مییابد. | |||
#بتپرستی، به اَشکالی پیچیدهتر همچنان در جوامع بشری وجود دارد. | |||
#مگر دین در چند اصل اخلاقی بدیهی خلاصه میشود که به دلیل بداهت آنها، بشر را بینیاز از دین بدانیم | |||
<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۲۹-۲۳۲.</ref>. | |||
#این تفسیر از خاتمیت، ختم دیانت است نه ختم [[نبوت]] که در آیات و روایات آمده است و مخالف ضروری اسلام میباشد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۱۰.</ref>. | |||
===تفسیر صحیح=== | |||
*دانشمندان مذاهب اسلامی، [[شریعت]] اسلام را آخرین [[شریعت]] الهی بهعنوان مبنا و مقیاس عقیده و عمل میدانند که برای کنار گذاشتن عقل و تجربه بشری نازل نشده، بلکه زوایایی فراتر از عقل و دانش بشری را به روی او گشوده و بشر پیوسته به چنین منبعی نیازمند بوده گرچه که مقدارش متفاوت بوده است. بر این اساس، مفاد خاتمیت، بینیازی بشر از هدایتهای وحیانی نیست بلکه: {{عربی|اندازه=150%|" حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ"}}<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۲۳ - ۱۲۵.</ref>. | |||
==ختم [[نبوت]] از ضروریات دین اسلام== | ==ختم [[نبوت]] از ضروریات دین اسلام== | ||
*بر اساس آیات و روایات متواتری که در کتب | *بر اساس آیات و روایات متواتری که در کتب<ref>ضروریات دین، اموری هستند که وضوح آنها به اندازهای است که هر کس آن را بپذیرد، آن امر را نیز از اجزای دین به شمار میآورد. حق الیقین، ص۵۱۵ – ۵۱۶؛ گوهر مراد، ص۳۹۹.</ref> همه فرقههای اسلامی موجود است، اعتقاد به ختم [[نبوت]] [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} از ضروریات دین اسلام محسوب میشود، یعنی همه مسلمانان اعتقاد دارند که بعد از ایشان، [[نبی]] دیگر و بعد از [[قرآن]]، کتاب دیگری از جانب خداوند برای بشر نخواهد آمد<ref>تفسیر الکاشف، ج۶، ص۲۲۵؛ حوار مع الشیخ صالح الدرویش، ج۱، ص۱۶۰.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
<ref>ضروریات دین، اموری هستند که وضوح آنها به اندازهای است که هر کس آن را بپذیرد، آن امر را نیز از اجزای دین به شمار میآورد. حق الیقین، ص۵۱۵ – ۵۱۶؛ گوهر مراد، ص۳۹۹.</ref> همه فرقههای اسلامی موجود است، اعتقاد به ختم [[نبوت]] [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} از ضروریات دین اسلام محسوب میشود، یعنی همه مسلمانان اعتقاد دارند که بعد از ایشان، [[نبی]] دیگر و بعد از [[قرآن]]، کتاب دیگری از جانب خداوند برای بشر نخواهد آمد<ref>تفسیر الکاشف، ج۶، ص۲۲۵؛ حوار مع الشیخ صالح الدرویش، ج۱، ص۱۶۰.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | |||
==ختم [[نبوت]] در قرآن کریم== | ==ختم [[نبوت]] در قرآن کریم== | ||
| خط ۵۷: | خط ۱۱۳: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|'''معارف و عقاید''']]. | * [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|'''معارف و عقاید''']]. | ||
* [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|'''کلام تطبیقی ج۲''']]. | |||
* [[پرونده:426310763.jpg|22px]] [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|'''کلام نوین اسلامی''']]. | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||