قضا و قدر: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قضا و قدر در قرآن]] - [[قضا و قدر در حدیث]] - [[قضا و قدر در نهج البلاغه]] - [[قضا و قدر در عرفان اسلامی]] - [[قضا و قدر در کلام اسلامی]] - [[قضا و قدر در اخلاق اسلامی]] - [[قضا و قدر در معارف دعا و زیارات]] - [[قضا و قدر در معارف و سیره سجادی]] - [[قضا و قدر در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = قضا و قدر (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قضا و قدر در قرآن]] - [[قضا و قدر در حدیث]] - [[قضا و قدر در نهج البلاغه]] - [[قضا و قدر در عرفان اسلامی]] - [[قضا و قدر در کلام اسلامی]] - [[قضا و قدر در اخلاق اسلامی]] - [[قضا و قدر در معارف دعا و زیارات]] - [[قضا و قدر در معارف و سیره سجادی]] - [[قضا و قدر در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = قضا و قدر (پرسش)}} | ||
| خط ۹: | خط ۸: | ||
قَدَر نیز به معنای اندازه، بزرگی و کوچکی یا فراوانی و اندکی<ref>{{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}«ما هر چیزی را به اندازهای آفریدهایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>، حد مقدار و قیمت هرچیز، اندازه گرفتن<ref>ابنفارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> و تنگی معیشت<ref>{{متن قرآن|لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ}}«توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند.» سوره طلاق، آیه ۷.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] نیز [[قدر]] به معنی اندازه و تعیین فراوان به کار رفته است. | قَدَر نیز به معنای اندازه، بزرگی و کوچکی یا فراوانی و اندکی<ref>{{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}«ما هر چیزی را به اندازهای آفریدهایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>، حد مقدار و قیمت هرچیز، اندازه گرفتن<ref>ابنفارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> و تنگی معیشت<ref>{{متن قرآن|لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ}}«توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند.» سوره طلاق، آیه ۷.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] نیز [[قدر]] به معنی اندازه و تعیین فراوان به کار رفته است. | ||
قَدَر به معنای اندازه به کار رفتۀ در شکلگیری پدیدههاست، ولی مرحلۀ [[قضا]] دفعی و به فراهم شدن همۀ اسباب و شرایط و حتمی و غیر قابل تغییر مربوط است. بنابراین، معنای "[[قضای الهی]]" این است که حوادث [[جهان]]، از ناحیۀ [[خداوند]] قطعیت و حتمیت یافتهاند و معنی "[[تقدیر الهی]]" این است که اشیاء، پدیدهها و حوادث اندازۀ خود را از آن [[ناحیه]] کسب کردهاند و چون [[خداوند]] فاعل با [[علم]] و [[اراده]] است، بازگشت قضا و قدر به [[علم]]، [[اراده]] و [[مشیت الهی]] است که در همۀ ارکان عالم جاری است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۵؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۴۲؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۷۸-۳۷۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۳۴.</ref>. | قَدَر به معنای اندازه به کار رفتۀ در شکلگیری پدیدههاست، ولی مرحلۀ [[قضا]] دفعی و به فراهم شدن همۀ اسباب و شرایط و حتمی و غیر قابل تغییر مربوط است. بنابراین، معنای "[[قضای الهی]]" این است که حوادث [[جهان]]، از ناحیۀ [[خداوند]] قطعیت و حتمیت یافتهاند و معنی "[[تقدیر الهی]]" این است که اشیاء، پدیدهها و حوادث اندازۀ خود را از آن [[ناحیه]] کسب کردهاند و چون [[خداوند]] فاعل با [[علم]] و [[اراده]] است، بازگشت قضا و قدر به [[علم]]، [[اراده]] و [[مشیت الهی]] است که در همۀ ارکان عالم جاری است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۵؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۴۲؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۷۸-۳۷۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۳۴.</ref>. | ||
==اقسام قضا و قدر== | ==اقسام قضا و قدر== | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۷: | ||
[[قضای الهی]] ایجاب کرده است تا [[انسان]] موجودی [[صاحب]] [[عقل]] و [[اراده]] باشد و در دایرۀ محدود عوامل موروثی، محیطی، [[تاریخی]] و [[اجتماعی]] بتواند [[سرنوشت]] و آیندۀ خویش را در دست گیرد. لذا [[اعتقاد]] به قضا و قدر مستلزم [[جبر]] نیست، چون [[جبر]] در جایی است که خود [[بشر]] و ارادۀ او را در کار دخیل ندانیم و قضا و قدر را [[جانشین]] [[قوه]] و نیرو و ارادۀ [[بشر]] بدانیم و حال آنکه [[قضا و قدر الهی]]، چیزی جز سرچشمه گرفتن [[نظام]] سببی و مسببی [[جهان]] از [[علم]] و [[اراده الهی]] نیست و [[سرنوشت]] هر موجودی با [[علل]] متقدمه خود بستگی دارد. | [[قضای الهی]] ایجاب کرده است تا [[انسان]] موجودی [[صاحب]] [[عقل]] و [[اراده]] باشد و در دایرۀ محدود عوامل موروثی، محیطی، [[تاریخی]] و [[اجتماعی]] بتواند [[سرنوشت]] و آیندۀ خویش را در دست گیرد. لذا [[اعتقاد]] به قضا و قدر مستلزم [[جبر]] نیست، چون [[جبر]] در جایی است که خود [[بشر]] و ارادۀ او را در کار دخیل ندانیم و قضا و قدر را [[جانشین]] [[قوه]] و نیرو و ارادۀ [[بشر]] بدانیم و حال آنکه [[قضا و قدر الهی]]، چیزی جز سرچشمه گرفتن [[نظام]] سببی و مسببی [[جهان]] از [[علم]] و [[اراده الهی]] نیست و [[سرنوشت]] هر موجودی با [[علل]] متقدمه خود بستگی دارد. | ||
[[قرآن کریم]]، [[خدا]] را بسیار بزرگ و [[اراده]] و [[مشیت]] او را عام معرفی میکند؛ ولی از [[آزادی]] نیز سخت [[دفاع]] میکند: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا}}<ref>«و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد» سوره فرقان، آیه ۲.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|جعل لکم شیء قدرا}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref>. ضمن اینکه [[نظام]] اسباب و مسببات به رسمیت شناخته شده است، [[خداوند]] [[فرمان]] خود را به نتیجه میرساند، یعنی آنجا که نقش روابط [[معنوی]] و تأییدات غیبی به میان میآید، [[علل]] و اسباب ظاهری بیاثر میگردند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. | [[قرآن کریم]]، [[خدا]] را بسیار بزرگ و [[اراده]] و [[مشیت]] او را عام معرفی میکند؛ ولی از [[آزادی]] نیز سخت [[دفاع]] میکند: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا}}<ref>«و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد» سوره فرقان، آیه ۲.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|جعل لکم شیء قدرا}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref>. ضمن اینکه [[نظام]] اسباب و مسببات به رسمیت شناخته شده است، [[خداوند]] [[فرمان]] خود را به نتیجه میرساند، یعنی آنجا که نقش روابط [[معنوی]] و تأییدات غیبی به میان میآید، [[علل]] و اسباب ظاهری بیاثر میگردند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. | ||
==قضا و قدر و [[سرنوشت]]== | ==قضا و قدر و [[سرنوشت]]== | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۶: | ||
==آثار [[اعتقاد]] به قضا و قدر== | ==آثار [[اعتقاد]] به قضا و قدر== | ||
[[اعتقاد]] به قضا و قدر، علاوه بر [[معرفت]] [[الهی]] و [[تکامل انسان]] در بعد [[عقلی]] موجب میشود [[انسان]] از حوادث و اتفاقات ناگوار نهراسد و آن را به [[قضا و قدر الهی]] مستند بداند و شیفته و مغرو به شادیهای [[زندگی]] نگردد و فخر فروشی نکند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۸.</ref>. | [[اعتقاد]] به قضا و قدر، علاوه بر [[معرفت]] [[الهی]] و [[تکامل انسان]] در بعد [[عقلی]] موجب میشود [[انسان]] از حوادث و اتفاقات ناگوار نهراسد و آن را به [[قضا و قدر الهی]] مستند بداند و شیفته و مغرو به شادیهای [[زندگی]] نگردد و فخر فروشی نکند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۸.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۲: | خط ۴۹: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:امام علی]] | [[رده:امام علی]] | ||
[[رده:قضا و قدر]] | [[رده:قضا و قدر]] | ||
[[رده:مدخل نهج البلاغه]] | [[رده:مدخل نهج البلاغه]] | ||