معجزات پیامبر: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - 'امیرالمؤمنان' به 'امیرالمؤمنین') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = پیامبر خاتم | | موضوع مرتبط = پیامبر خاتم | ||
| خط ۸: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[معجزه]] از {{عربی|عَجَزَ يَعجِزُ}} به معنای کاری است که [[انسان]] از انجامش عاجز است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۳۶۹.</ref>. در واقع، [[معجزه]]، [[گواهی]] عملی از جانب [[خدای متعال]] بر [[حقانیت]] ادعای کسی است که [[مدعی پیامبری]] و [[ارتباط]] با [[خداوند]] است؛ به همین [[دلیل]] است که [[قرآن کریم]] از آن به [[آیه]]: {{متن قرآن|فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى}}<ref> «پس به او آن بزرگترین معجزه را نشان داد» سوره نازعات، آیه ۲۰.</ref> و بیّنه{{متن قرآن|وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ}}<ref> «و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برای آنان آن برهان فرا رسید» سوره بینه، آیه ۴.</ref> تعبیر میکند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۲.</ref>. | * [[معجزه]] از {{عربی|عَجَزَ يَعجِزُ}} به معنای کاری است که [[انسان]] از انجامش عاجز است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۳۶۹.</ref>. در واقع، [[معجزه]]، [[گواهی]] عملی از جانب [[خدای متعال]] بر [[حقانیت]] ادعای کسی است که [[مدعی پیامبری]] و [[ارتباط]] با [[خداوند]] است؛ به همین [[دلیل]] است که [[قرآن کریم]] از آن به [[آیه]]: {{متن قرآن|فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى}}<ref> «پس به او آن بزرگترین معجزه را نشان داد» سوره نازعات، آیه ۲۰.</ref> و بیّنه{{متن قرآن|وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ}}<ref> «و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برای آنان آن برهان فرا رسید» سوره بینه، آیه ۴.</ref> تعبیر میکند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۲.</ref>. | ||
==[[شق القمر]]== | ==[[شق القمر]]== | ||
*"[[شق القمر]]" از بزرگترین و آشکارترین [[معجزات]]<ref>زمخشری، کشاف عن حقائق غوامض القرآن، ج۴، ص۳۰.</ref> بعد از [[قرآن]] است<ref>ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۴۳۴.</ref>. [[تاریخ]] این واقعه که ظاهر [[قرآن مجید]] نیز بر آن [[گواهی]] میدهد، به [[درستی]] معلوم نیست. تنها میدانیم که این واقعه قبل از [[هجرت پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]] و در سالهای آغاز [[دعوت علنی]]، صورت گرفته است<ref>ابو بکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة أحوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۵؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۷، ص۵۰.</ref>. | *"[[شق القمر]]" از بزرگترین و آشکارترین [[معجزات]]<ref>زمخشری، کشاف عن حقائق غوامض القرآن، ج۴، ص۳۰.</ref> بعد از [[قرآن]] است<ref>ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۴۳۴.</ref>. [[تاریخ]] این واقعه که ظاهر [[قرآن مجید]] نیز بر آن [[گواهی]] میدهد، به [[درستی]] معلوم نیست. تنها میدانیم که این واقعه قبل از [[هجرت پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]] و در سالهای آغاز [[دعوت علنی]]، صورت گرفته است<ref>ابو بکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة أحوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۵؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۷، ص۵۰.</ref>. | ||
*[[مفسران]] و [[سیرهنویسان]] این واقعه را چنین [[نقل]] کردهاند: | * [[مفسران]] و [[سیرهنویسان]] این واقعه را چنین [[نقل]] کردهاند: | ||
*چون [[رسالت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} آشکار شد و ایشان به طور علنی [[مردم]] را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] میکرد، [[قریش]] متحیر شدند که چه کنند؛ بعضی از آنها به بعضی دیگر گفتند: "باید از [[محمد]]{{صل}} چیزی بخواهیم که از راه [[سحر]] و [[کهانت]] [[قادر]] به انجام این کار نباشد". پس به اتفاق پذیرفتند که از او بخواهند [[ماه]] را در [[آسمان]] به دو نیم کند<ref>سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۱۵.</ref>. | *چون [[رسالت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} آشکار شد و ایشان به طور علنی [[مردم]] را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] میکرد، [[قریش]] متحیر شدند که چه کنند؛ بعضی از آنها به بعضی دیگر گفتند: "باید از [[محمد]]{{صل}} چیزی بخواهیم که از راه [[سحر]] و [[کهانت]] [[قادر]] به انجام این کار نباشد". پس به اتفاق پذیرفتند که از او بخواهند [[ماه]] را در [[آسمان]] به دو نیم کند<ref>سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۱۵.</ref>. | ||
*آنها نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمدند و گفتند: "ای [[محمد]]{{صل}}! اگر راست میگویی که [[پیامبر]] خدایی، برای ما و خودت نشانهای از نبوتت بیاور"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۲؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ص۵۰؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۸۸.</ref>. [[حضرت]] به آنها فرمود: "اگر من این کار را بکنم، شما [[ایمان]] میآورید؟" گفتند: "آری"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲.</ref>. [[حضرت]] سؤال کرد: "چه میخواهید؟"، گفتند: "اگر در برابر [[خداوند]] [[قدر]] و منزلتی داری، بگو [[ماه]] را به دو قطعه کند"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>. آن شب، [[شب]] [[بدر]] و قرص [[ماه]]، کامل بود. [[جبرئیل]] نازل شد و بعد از رساندن [[سلام]] [[خداوند]]، گفت: "[[خداوند]] به تو میفرماید همه چیز در [[اختیار]] توست"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>. | *آنها نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمدند و گفتند: "ای [[محمد]]{{صل}}! اگر راست میگویی که [[پیامبر]] خدایی، برای ما و خودت نشانهای از نبوتت بیاور"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۲؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ص۵۰؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۸۸.</ref>. [[حضرت]] به آنها فرمود: "اگر من این کار را بکنم، شما [[ایمان]] میآورید؟" گفتند: "آری"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲.</ref>. [[حضرت]] سؤال کرد: "چه میخواهید؟"، گفتند: "اگر در برابر [[خداوند]] [[قدر]] و منزلتی داری، بگو [[ماه]] را به دو قطعه کند"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>. آن شب، [[شب]] [[بدر]] و قرص [[ماه]]، کامل بود. [[جبرئیل]] نازل شد و بعد از رساندن [[سلام]] [[خداوند]]، گفت: "[[خداوند]] به تو میفرماید همه چیز در [[اختیار]] توست"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>. | ||
*[[رسول خدا]]{{صل}} رو به [[آسمان]] کرد و امر فرمود که [[ماه]] به دو نیمه شود<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>؛ پس [[ماه]] به دو نیم شد، نیمهای بر کوه ابوقبیس و نیمه دیگر بر کوه سویداء، قرار گرفت<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۵؛ شمس الدین ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۱، ص۲۱۰.</ref>. در این هنگام [[رسول خدا]]{{صل}} فریاد میزد: "ای فلانی! ای فلانی![[شاهد]] باشید"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۱۷، ص۳۴۷. </ref>. | * [[رسول خدا]]{{صل}} رو به [[آسمان]] کرد و امر فرمود که [[ماه]] به دو نیمه شود<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>؛ پس [[ماه]] به دو نیم شد، نیمهای بر کوه ابوقبیس و نیمه دیگر بر کوه سویداء، قرار گرفت<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۵؛ شمس الدین ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۱، ص۲۱۰.</ref>. در این هنگام [[رسول خدا]]{{صل}} فریاد میزد: "ای فلانی! ای فلانی![[شاهد]] باشید"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۱۷، ص۳۴۷. </ref>. | ||
*این انشقاق به گونهای بود که حاضران کوه حرا، میان دو شکاف آن را [[مشاهده]] کردند. [[ابنمسعود]] که خود [[شاهد]] ماجرا بود، در این باره میگفت: "به [[خدا]] قسم که جانم در دست اوست، کوه حرا را میان دو نیمه [[ماه]] دیدم"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۱۷، ص۳۴۷.</ref>. از [[جبیر بن مطعم]] و [[انس بن مالک]] نیز [[روایات]] مشابهی [[نقل]] شده است<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۳؛ ۲۶۸؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ص۵۰؛ شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲.</ref>. | *این انشقاق به گونهای بود که حاضران کوه حرا، میان دو شکاف آن را [[مشاهده]] کردند. [[ابنمسعود]] که خود [[شاهد]] ماجرا بود، در این باره میگفت: "به [[خدا]] قسم که جانم در دست اوست، کوه حرا را میان دو نیمه [[ماه]] دیدم"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۸۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار{{عم}}، ج۱۷، ص۳۴۷.</ref>. از [[جبیر بن مطعم]] و [[انس بن مالک]] نیز [[روایات]] مشابهی [[نقل]] شده است<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۳؛ ۲۶۸؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ص۵۰؛ شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲.</ref>. | ||
*عدهای از [[مردم]] چون این [[معجزه]] را دیدند، آن را [[تکذیب]] و اعراض کردند و گفتند: "این [[سحر]] است، این جادوی پسر ابی کشبه است [[محمد]]{{صل}} ما را [[سحر]] کرد"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۴۱۵؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۴.</ref>. در این میان مردی گفت: "شما را [[سحر]] کرده است، همه [[مردم]] را که نمیتواند [[سحر]] کند"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ص۱۳۴؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۱۸، ص۳۰۹.</ref>. پس گفتند: "ای [[محمد]]{{صل}}! کاروانهایی که به [[شام]] و [[یمن]] فرستادیم در راهاند [[صبر]] کنید تا برسند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>؛ سپس از آنها درباره این شب میپرسیم؛ اگر هر آنچه دیدیم آنها هم گفتند، [[یقین]] پیدا میکنیم که آن از سوی خداست؛ وگرنه میدانیم که این [[سحر]] است"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۳۵۶.</ref>. هنگامی که کاروانها آمدند، وقوع این حادثه را [[تأیید]] کردند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۳۵۶.</ref>، با این حال آنها باز هم [[ایمان]] نیاوردند. سپس [[آیات]] نخستین [[سوره قمر]] نازل شد: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت و چون معجزهای ببینند روی میگردانند و میگویند: جادویی همیشگی است و دروغ انگاشتند و از هوا و هوسهایشان پیروی کردند و هر کاری (در جای خود) پای برجاست» سوره قمر، آیه ۱-۳.</ref> | *عدهای از [[مردم]] چون این [[معجزه]] را دیدند، آن را [[تکذیب]] و اعراض کردند و گفتند: "این [[سحر]] است، این جادوی پسر ابی کشبه است [[محمد]]{{صل}} ما را [[سحر]] کرد"<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۴۱۵؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۴.</ref>. در این میان مردی گفت: "شما را [[سحر]] کرده است، همه [[مردم]] را که نمیتواند [[سحر]] کند"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ص۱۳۴؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۱۸، ص۳۰۹.</ref>. پس گفتند: "ای [[محمد]]{{صل}}! کاروانهایی که به [[شام]] و [[یمن]] فرستادیم در راهاند [[صبر]] کنید تا برسند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>؛ سپس از آنها درباره این شب میپرسیم؛ اگر هر آنچه دیدیم آنها هم گفتند، [[یقین]] پیدا میکنیم که آن از سوی خداست؛ وگرنه میدانیم که این [[سحر]] است"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۳۵۶.</ref>. هنگامی که کاروانها آمدند، وقوع این حادثه را [[تأیید]] کردند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۳۵۶.</ref>، با این حال آنها باز هم [[ایمان]] نیاوردند. سپس [[آیات]] نخستین [[سوره قمر]] نازل شد: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت و چون معجزهای ببینند روی میگردانند و میگویند: جادویی همیشگی است و دروغ انگاشتند و از هوا و هوسهایشان پیروی کردند و هر کاری (در جای خود) پای برجاست» سوره قمر، آیه ۱-۳.</ref> | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۰: | ||
==[[شق القمر]] در منظر اهل [[علم]]== | ==[[شق القمر]] در منظر اهل [[علم]]== | ||
*[[حدیث]] [[شق القمر]] را بسیاری از [[صحابه]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[نقل]] کردهاند که از جمله آنها میتوان به [[عبدالله بن مسعود]]، [[انس بن مالک]]، [[حذیفة بن یمان]]، [[عبدالله بن عمر]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[جبیر بن مطعم]] و... اشاره کرد<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۲ _ ۲۶۶؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۸، ص۳۰۹؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۱۳۴؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۵.</ref>. [[شهرت]] این [[معجزه]] در میان [[صحابه پیامبر]]{{صل}}، به قدری است که جایی برای هر گونه نظر مخالف و ردّ آن باقی نمیماند<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۸.</ref>. با این حال به [[نقل]] از [[علامه طباطبایی]]، عدهای وقوع این [[معجزه]] را ردّ میکنند و آن را یکی از علائم روز [[معجزه]] [[قیامت]] بر میشمارند<ref>محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۵۵.</ref>. اما [[آیه]] دوم [[سوره قمر]]، گفتار این گروه را رد کرده، صراحتاً وقوع این [[معجزه]] را بیان میکند. [[اخبار]] فراوانی هم بر وقوع این واقعه، دلالت دارند<ref>محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۵۵.</ref>. عدهای هم اشکال میکنند که اولاً: این کار، [[نظم]] [[آفرینش]] را به هم میزند؛ ثانیاً: اگر [[شق القمر]] در عصر [[رسول خدا]]{{صل}} واقع شده است، پس نباید این امر بر کسی از عالم مخفی باشد و حال آنکه چنین نیست<ref>نقل شده در کتب: شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۷.</ref>. برخی از [[علما]] در [[مقام]] پاسخ به این اشکال آنها برآمدند و جوابهایی ارائه دادهاند <ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۳۱۹- ۳۲۰.</ref>. مترجم گرامی [[تفسیر]] [[ارزشمند]] [[مجمع البیان]]، در این باب، مطلبی جالب از [[علامه]] [[مرعشی نجفی]] ذکر کرده که آوردنش را در اینجا خالی از [[لطف]] و مناسبت ندیدیم: | * [[حدیث]] [[شق القمر]] را بسیاری از [[صحابه]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[نقل]] کردهاند که از جمله آنها میتوان به [[عبدالله بن مسعود]]، [[انس بن مالک]]، [[حذیفة بن یمان]]، [[عبدالله بن عمر]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[جبیر بن مطعم]] و... اشاره کرد<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۲۶۲ _ ۲۶۶؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۸، ص۳۰۹؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۱۳۴؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۵.</ref>. [[شهرت]] این [[معجزه]] در میان [[صحابه پیامبر]]{{صل}}، به قدری است که جایی برای هر گونه نظر مخالف و ردّ آن باقی نمیماند<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۸.</ref>. با این حال به [[نقل]] از [[علامه طباطبایی]]، عدهای وقوع این [[معجزه]] را ردّ میکنند و آن را یکی از علائم روز [[معجزه]] [[قیامت]] بر میشمارند<ref>محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۵۵.</ref>. اما [[آیه]] دوم [[سوره قمر]]، گفتار این گروه را رد کرده، صراحتاً وقوع این [[معجزه]] را بیان میکند. [[اخبار]] فراوانی هم بر وقوع این واقعه، دلالت دارند<ref>محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۵۵.</ref>. عدهای هم اشکال میکنند که اولاً: این کار، [[نظم]] [[آفرینش]] را به هم میزند؛ ثانیاً: اگر [[شق القمر]] در عصر [[رسول خدا]]{{صل}} واقع شده است، پس نباید این امر بر کسی از عالم مخفی باشد و حال آنکه چنین نیست<ref>نقل شده در کتب: شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ قضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۵۴۷.</ref>. برخی از [[علما]] در [[مقام]] پاسخ به این اشکال آنها برآمدند و جوابهایی ارائه دادهاند <ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۳۱۹- ۳۲۰.</ref>. مترجم گرامی [[تفسیر]] [[ارزشمند]] [[مجمع البیان]]، در این باب، مطلبی جالب از [[علامه]] [[مرعشی نجفی]] ذکر کرده که آوردنش را در اینجا خالی از [[لطف]] و مناسبت ندیدیم: | ||
*[[علامه]] [[مرعشی نجفی]] فرمود: "چند سال قبل در پکن، پایتخت [[کشور]] چین، ساختمانی خراب شد. آنجا را حفاری کردند. در زیر زمین و [[سرداب]] آن، ستونهایی نمایان شد، بر بالای ستونی به خط چینی نوشته بود: این بنا در سال دوم نیمه شدن [[ماه]]، به سرانجام رسید. حساب کردند، با سال هشتم از [[بعثت]]، منطبق شد"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۲۴، ص۱۱.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۴-۳۰۵.</ref>. | * [[علامه]] [[مرعشی نجفی]] فرمود: "چند سال قبل در پکن، پایتخت [[کشور]] چین، ساختمانی خراب شد. آنجا را حفاری کردند. در زیر زمین و [[سرداب]] آن، ستونهایی نمایان شد، بر بالای ستونی به خط چینی نوشته بود: این بنا در سال دوم نیمه شدن [[ماه]]، به سرانجام رسید. حساب کردند، با سال هشتم از [[بعثت]]، منطبق شد"<ref>شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۲۴، ص۱۱.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۴-۳۰۵.</ref>. | ||
==[[ردّ الشمس]]== | ==[[ردّ الشمس]]== | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۰: | ||
*از میان بزرگان [[اهل سنت]]، تنها چهار نفر، این [[فضیلت]] را رد کردهاند؛ [[ابنحزم اندلسی]]، [[ابنجوزی]]، [[ابنتیمیه]] و [[ابنکثیر]]. خواننده با [[خواندن]] درشتگوییهای آنها میپندارد که بازگشت [[خورشید]] به خاطر [[علی]]{{ع}}، فقط [[عقیده شیعه]] است و [[اسلام]]، [[اعتقاد]] به آن را زننده و بیدلیل و [[شایسته]] [[دشنام]] و نسبتهای [[زشت]] میداند. گروهی از حافظان [[موثق]]، [[حدیث]] ردّ الشمس را با اسناد فراوانی [[نقل]] کردهاند. | *از میان بزرگان [[اهل سنت]]، تنها چهار نفر، این [[فضیلت]] را رد کردهاند؛ [[ابنحزم اندلسی]]، [[ابنجوزی]]، [[ابنتیمیه]] و [[ابنکثیر]]. خواننده با [[خواندن]] درشتگوییهای آنها میپندارد که بازگشت [[خورشید]] به خاطر [[علی]]{{ع}}، فقط [[عقیده شیعه]] است و [[اسلام]]، [[اعتقاد]] به آن را زننده و بیدلیل و [[شایسته]] [[دشنام]] و نسبتهای [[زشت]] میداند. گروهی از حافظان [[موثق]]، [[حدیث]] ردّ الشمس را با اسناد فراوانی [[نقل]] کردهاند. | ||
*گروهی از کارشناسان [[علم حدیث]]، بعضی از اسناد را صحیح و بعضی را [[حسن]] دانستهاند. ایشان بر کسانی که [[سند]] این [[حدیث]] را ضعیف میدانند - مانند ابنحزم - خرده گرفته و به [[مخالفت]] برخاستهاند. در این میان، عدهای از بزرگان پیدا شدهاند که [[انکار]] این [[فضیلت]] [[نبوی]] و [[کرامت]] [[علوی]] را که از نظر [[روایات]]، امری قطعی است بر آنها گران آمده و تألیف خود را به آن اختصاص دادهاند تا در آن، اسناد و طرق [[حدیث]] [[رد الشمس]] را به تفصیل بیان کنند. [[ابوبکر]] ورّاق کتابی به نام من روی [[رد الشمس]] نوشته است، [[ابوالقاسم حسکانی]] و [[ابوعبدالله بصری بغدادی]] کتابی به نام جواز [[رد الشمس]] تألیف کردند و [[ابوالحسن شاذان فضیلی]]، [[حافظ ابوالفتح ازدی]] و دیگران نیز کتابها و رسایلی در باب [[رد الشمس]] به رشته تحریر در آوردهاند<ref>علامه امینی، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۳، ص۱۸۹-۲۰۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۸.</ref>. | *گروهی از کارشناسان [[علم حدیث]]، بعضی از اسناد را صحیح و بعضی را [[حسن]] دانستهاند. ایشان بر کسانی که [[سند]] این [[حدیث]] را ضعیف میدانند - مانند ابنحزم - خرده گرفته و به [[مخالفت]] برخاستهاند. در این میان، عدهای از بزرگان پیدا شدهاند که [[انکار]] این [[فضیلت]] [[نبوی]] و [[کرامت]] [[علوی]] را که از نظر [[روایات]]، امری قطعی است بر آنها گران آمده و تألیف خود را به آن اختصاص دادهاند تا در آن، اسناد و طرق [[حدیث]] [[رد الشمس]] را به تفصیل بیان کنند. [[ابوبکر]] ورّاق کتابی به نام من روی [[رد الشمس]] نوشته است، [[ابوالقاسم حسکانی]] و [[ابوعبدالله بصری بغدادی]] کتابی به نام جواز [[رد الشمس]] تألیف کردند و [[ابوالحسن شاذان فضیلی]]، [[حافظ ابوالفتح ازدی]] و دیگران نیز کتابها و رسایلی در باب [[رد الشمس]] به رشته تحریر در آوردهاند<ref>علامه امینی، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۳، ص۱۸۹-۲۰۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[معجزات پیامبر (مقاله)|معجزات پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۸.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۲: | خط ۴۹: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:پیامبر خاتم]] | [[رده:پیامبر خاتم]] | ||
[[رده:معجزات پیامبر]] | [[رده:معجزات پیامبر]] | ||