نظریه وکالت حکیم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = نظریه وکالت حکیم
| موضوع مرتبط = نظریه وکالت حکیم
خط ۱۲: خط ۱۱:
#شکل‌گیری این نظریه از [[مالکیت]] اختصاصی [[انسان]] بر مایملک خود، آغاز می‌شود؛ به این معنا که یکی از [[حقوق]] طبیعی انسان، [[مالکیت]] بر مکان زیست طبیعی خود است؛ اما علاوه بر مکان کوچک و کاملاً اختصاصی، محیط پهناور زیست طبیعی که لازمه تداوم [[زندگی]] انسان است، به طور مشترک مورد استفاده همگان واقع شده و طبعاً به صورت مشاع، مالکیت جمعی بدان پیدا می‌شود<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۹۷-۹۹.</ref>.
#شکل‌گیری این نظریه از [[مالکیت]] اختصاصی [[انسان]] بر مایملک خود، آغاز می‌شود؛ به این معنا که یکی از [[حقوق]] طبیعی انسان، [[مالکیت]] بر مکان زیست طبیعی خود است؛ اما علاوه بر مکان کوچک و کاملاً اختصاصی، محیط پهناور زیست طبیعی که لازمه تداوم [[زندگی]] انسان است، به طور مشترک مورد استفاده همگان واقع شده و طبعاً به صورت مشاع، مالکیت جمعی بدان پیدا می‌شود<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۹۷-۹۹.</ref>.
# [[مالکیت شخصی]] مشاع انسان‌ها، [[حق]] [[اعمال]] مالکیت برای آنان ایجاد می‌کند. بخشی از این اعمال مالکیت، [[تأمین امنیت]] و [[نظام امنیتی]] [[محیط زیست]] طبیعی مشاع است که نام آن [[مدینه]] خواهد بود.
# [[مالکیت شخصی]] مشاع انسان‌ها، [[حق]] [[اعمال]] مالکیت برای آنان ایجاد می‌کند. بخشی از این اعمال مالکیت، [[تأمین امنیت]] و [[نظام امنیتی]] [[محیط زیست]] طبیعی مشاع است که نام آن [[مدینه]] خواهد بود.
#[[حکومت]] به معنای فن کشورداری، همان [[حکمت]] و [[علم تصدیقی]] به مسائل [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] مملکت است؛ زیرا کشورداری و [[سیاست]] مُدُن از شاخه‌های حکمت و [[عقل عملی]] به حساب می‌آید و به معنای [[فرماندهی]] و [[سلطنت]] بر زیردستان نیست<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۵۵.</ref>.
# [[حکومت]] به معنای فن کشورداری، همان [[حکمت]] و [[علم تصدیقی]] به مسائل [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] مملکت است؛ زیرا کشورداری و [[سیاست]] مُدُن از شاخه‌های حکمت و [[عقل عملی]] به حساب می‌آید و به معنای [[فرماندهی]] و [[سلطنت]] بر زیردستان نیست<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۵۵.</ref>.
# حکومت و کشورداری، [[وکالت]] و نظارتی از سوی [[مردم]] بر [[روابط]] میان [[شهروندان]] و بر روابط برون مرزی میان کشورهاست، این روابط از جمله متغیرات و موضوعاتی بوده که از دایره [[احکام]] [[لایتغیر]] [[الهی]] خارج است<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۵۶.</ref>.
# حکومت و کشورداری، [[وکالت]] و نظارتی از سوی [[مردم]] بر [[روابط]] میان [[شهروندان]] و بر روابط برون مرزی میان کشورهاست، این روابط از جمله متغیرات و موضوعاتی بوده که از دایره [[احکام]] [[لایتغیر]] [[الهی]] خارج است<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۵۶.</ref>.
#بنابراین، در [[راه]] انجام و اعمال حق مالکیت شخصی و مستقل مشاع، عقل عملی و نیروی اندیشمندانه انسان، او را به دو راه حل به هم پیوسته رهنمون می‌سازد:
#بنابراین، در [[راه]] انجام و اعمال حق مالکیت شخصی و مستقل مشاع، عقل عملی و نیروی اندیشمندانه انسان، او را به دو راه حل به هم پیوسته رهنمون می‌سازد:
##وکالت دادن به شخص یا هیأتی جهت هموار کردن راه‌های بهتر [[همزیستی مسالمت‌آمیز]].
##وکالت دادن به شخص یا هیأتی جهت هموار کردن راه‌های بهتر [[همزیستی مسالمت‌آمیز]].
##[[توسل]] به [[حاکمیت]] [[اکثریت]] بر [[اقلیت]]، اگر احیاناً در این [[گزینش]]، اتفاق آرای مالکین مشاع فراهم نگردد، تنها راه حل این است که اکثریت به وکالت یا [[تحکیم]]، [[رأی]] دهند و قهراً در این راه، حاکمیت اکثریت و اقلیت، به این معنا خواهد بود که اقلیت رأی اکثریت را در زمینه عدم حصول اتفاق آرا پذیرفته است و در نتیجه پذیرش رای اکثریت از سوی اقلیت، به دست آوردن اتفاق آرای همگان خواهد بود<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۱۰۷.</ref>.
## [[توسل]] به [[حاکمیت]] [[اکثریت]] بر [[اقلیت]]، اگر احیاناً در این [[گزینش]]، اتفاق آرای مالکین مشاع فراهم نگردد، تنها راه حل این است که اکثریت به وکالت یا [[تحکیم]]، [[رأی]] دهند و قهراً در این راه، حاکمیت اکثریت و اقلیت، به این معنا خواهد بود که اقلیت رأی اکثریت را در زمینه عدم حصول اتفاق آرا پذیرفته است و در نتیجه پذیرش رای اکثریت از سوی اقلیت، به دست آوردن اتفاق آرای همگان خواهد بود<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۱۰۷.</ref>.
#بر اساس [[مالکیت]] شخص مشاع [[انسان‌ها]]، مسؤولیت‌هایی که برای [[انسان]] از سوی [[طبیعت]] [[برترین]] او سرچشمه می‌گیرند، همه آموزش‌های [[مالی]] و [[عقلانی]] هستند که مانند [[حقوق بشر]] از جمله امتیازات و [[احکام]] ذاتی و طبیعی او به شمار می‌آیند و به هیچ وجه قابل وضع و رفع قانونی نیستند، بر همین اساس سیستم‌های انتظامی و عدالت‌گستری‌های [[قانون]] و سرانجام سازمان‌های قانونگذاری و کشورداری معنی، [[مشروعیت]] و اعتبار می‌یابند<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۱۱۵-۱۱۶.</ref>.
#بر اساس [[مالکیت]] شخص مشاع [[انسان‌ها]]، مسؤولیت‌هایی که برای [[انسان]] از سوی [[طبیعت]] [[برترین]] او سرچشمه می‌گیرند، همه آموزش‌های [[مالی]] و [[عقلانی]] هستند که مانند [[حقوق بشر]] از جمله امتیازات و [[احکام]] ذاتی و طبیعی او به شمار می‌آیند و به هیچ وجه قابل وضع و رفع قانونی نیستند، بر همین اساس سیستم‌های انتظامی و عدالت‌گستری‌های [[قانون]] و سرانجام سازمان‌های قانونگذاری و کشورداری معنی، [[مشروعیت]] و اعتبار می‌یابند<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۱۱۵-۱۱۶.</ref>.
#[[حکومت]] جز نوعی [[وکالت]] از سوی [[شهروندان]] به شخص یا اشخاصی به نام هیات حاکمه، بیش نیست و [[وکیل]]، جایگزین اصیل [[موکل]] است؛ همچنین ماهیت وکالت، یک [[قرارداد]] و [[عقد]] است که هیچ‌گونه [[الزام]] برای موکل یا موکلین به وجود نمی‌آورد؛ یعنی هرگاه، هر [[زمان]] و در هر وضعی که باشد، موکل یا موکلین می‌توانند، وکیل خود را معزول و دیگری را [[منصوب]] کنند<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۱۳۱.</ref>.
# [[حکومت]] جز نوعی [[وکالت]] از سوی [[شهروندان]] به شخص یا اشخاصی به نام هیات حاکمه، بیش نیست و [[وکیل]]، جایگزین اصیل [[موکل]] است؛ همچنین ماهیت وکالت، یک [[قرارداد]] و [[عقد]] است که هیچ‌گونه [[الزام]] برای موکل یا موکلین به وجود نمی‌آورد؛ یعنی هرگاه، هر [[زمان]] و در هر وضعی که باشد، موکل یا موکلین می‌توانند، وکیل خود را معزول و دیگری را [[منصوب]] کنند<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۱۳۱.</ref>.
#در عناصر تحلیلی [[نبوت]] و [[امامت]] به کوچک‌ترین چیزی که بتوان [[سیاست]] را از آن استخراج و [[استنباط]] نمود، برخورد نمی‌کنیم؛ چرا که یکی (نبوت و امامت) از [[علم فعلی]] عنایی [[ربوبی]]، برخاسته و از [[طریق وحی]] تحقق [[عینی]] و [[تجربی]] می‌یابد و آن دیگری (حکومت و سیاست)، صرفاً یک پدیده مردمی است که از نهاد خواسته [[مردم]] وجود اعتباری و قراردادی پیدا می‌کند<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۱۴۲.</ref>.
#در عناصر تحلیلی [[نبوت]] و [[امامت]] به کوچک‌ترین چیزی که بتوان [[سیاست]] را از آن استخراج و [[استنباط]] نمود، برخورد نمی‌کنیم؛ چرا که یکی (نبوت و امامت) از [[علم فعلی]] عنایی [[ربوبی]]، برخاسته و از [[طریق وحی]] تحقق [[عینی]] و [[تجربی]] می‌یابد و آن دیگری (حکومت و سیاست)، صرفاً یک پدیده مردمی است که از نهاد خواسته [[مردم]] وجود اعتباری و قراردادی پیدا می‌کند<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۱۴۲.</ref>.
# [[قیام]] به [[عدل]]، [[اجرای عدالت]] و انتظامات که دقیقاً به معنای برقراری یک حکومت مسؤول برای [[تدبیر امور]] مملکتی است، برعهده خود [[مردمان]] واگذار شده است و [[وظیفه]] اجرایی آن در [[شأن]] و [[منزلت]] رفیع [[رهبران الهی]] نیست<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۴۱.</ref>.
# [[قیام]] به [[عدل]]، [[اجرای عدالت]] و انتظامات که دقیقاً به معنای برقراری یک حکومت مسؤول برای [[تدبیر امور]] مملکتی است، برعهده خود [[مردمان]] واگذار شده است و [[وظیفه]] اجرایی آن در [[شأن]] و [[منزلت]] رفیع [[رهبران الهی]] نیست<ref>حائری یزدی، دکتر مهدی، حکمت و حکومت، ص۴۱.</ref>.
خط ۴۳: خط ۴۲:


[[رده:ولایت فقیه]]
[[رده:ولایت فقیه]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش