پرش به محتوا

وراثت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ')
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = وراثت
| موضوع مرتبط = وراثت
خط ۳۵: خط ۳۴:
از کهن‌ترین [[سنن]] میان انسان‌ها، مسأله تملّک [[دارایی]] شخصِ در گذشته است که گویا از نخستین روزهای [[زندگی اجتماعی]] ([[خانوادگی]]) [[بشر]] و پذیرش [[مالکیّت]] شخصی وجود داشته و در طول [[تاریخ]]، [[سیر]] تحوّل و [[تکامل]] را پیموده است.<ref>المیزان، ج‌۴، ص‌۲۲۲.</ref> از‌چگونگی [[تغییر]] و تحوّل [[ارث]] در امّت‌های [[بدوی]]، [[آگاهی]] چندانی در دست نیست؛ ولی [[قدر]] مسلّم این است که [[ضعیفان]] و [[زنان]] را از ارث [[محروم]] می‌کردند و [[کودکان]] و زنان مانند حیوان و کالا بودند. وراثت در بعضی امّت‌های متمدّن، مانند [[روم]]، یونان، [[هند]]، [[مصر]]، و [[ایران]]، مشابه [[جوامع]] [[بدوی]] بود که به [[زنان]] و [[کودکان]] [[ارث]] نمی‌دادند.
از کهن‌ترین [[سنن]] میان انسان‌ها، مسأله تملّک [[دارایی]] شخصِ در گذشته است که گویا از نخستین روزهای [[زندگی اجتماعی]] ([[خانوادگی]]) [[بشر]] و پذیرش [[مالکیّت]] شخصی وجود داشته و در طول [[تاریخ]]، [[سیر]] تحوّل و [[تکامل]] را پیموده است.<ref>المیزان، ج‌۴، ص‌۲۲۲.</ref> از‌چگونگی [[تغییر]] و تحوّل [[ارث]] در امّت‌های [[بدوی]]، [[آگاهی]] چندانی در دست نیست؛ ولی [[قدر]] مسلّم این است که [[ضعیفان]] و [[زنان]] را از ارث [[محروم]] می‌کردند و [[کودکان]] و زنان مانند حیوان و کالا بودند. وراثت در بعضی امّت‌های متمدّن، مانند [[روم]]، یونان، [[هند]]، [[مصر]]، و [[ایران]]، مشابه [[جوامع]] [[بدوی]] بود که به [[زنان]] و [[کودکان]] [[ارث]] نمی‌دادند.


[[تأیید]] این امرِ [[فطری]] (ارث) از سوی [[ادیان الهی]] طبیعی است؛ برای مثال، [[تورات]] در سِفْر‌ اعداد، به وجود ارث در [[دین یهود]] تصریح کرده‌ است.<ref> کتاب مقدس، اعداد: ۸‌ـ‌۱۱.</ref> گرچه در انجیل‌های موجود، از [[وراثت]] سخنی به‌میان نیامده؛ از قول [[حضرت مسیح]]{{ع}} آمده است که من نیامده‌ام چیزی از [[احکام]] [[تورات]] را [[تغییر]] دهم.<ref>نمونه، ج‌۳، ص‌۲۸۷.</ref> قاموس [[کتاب مقدس]] نیز به وجود توارث در [[مسیحیّت]] اشاره دارد.<ref>قاموس کتاب مقدس: ص‌۹۰۳.</ref> [[قرآن]] نیز در خصوص وجود این [[سنّت]] در ادیان الهی به دو‌مورد اشاره می‌کند: یکی ارث بردن [[سلیمان]]{{ع}} از [[داوود]]: {{متن قرآن|وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ}}<ref>«و سلیمان از داود میراث برد » سوره نمل، آیه ۱۶.</ref> و دیگری، درخواست [[وارث]] از جانب زکریّا{{ع}}: {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا}}<ref>«و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش!» سوره مریم، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا}}<ref>«(همان) که از من و از خاندان یعقوب میراث می‌برد و پروردگارا! او را پسندیده گردان» سوره مریم، آیه ۶.</ref>،  {{متن قرآن|هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«آنجا بود که زکریّا پروردگار خود را فرا خواند، گفت: پروردگارا! به من از سوی خویش فرزندی پاکیزه عطا کن که تو شنوای دعایی» سوره آل عمران، آیه ۳۸.</ref>،  {{متن قرآن|وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و زکریّا را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند: پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو بهترین بازماندگانی!» سوره انبیاء، آیه ۸۹.</ref>.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۲.</ref>
[[تأیید]] این امرِ [[فطری]] (ارث) از سوی [[ادیان الهی]] طبیعی است؛ برای مثال، [[تورات]] در سِفْر‌ اعداد، به وجود ارث در [[دین یهود]] تصریح کرده‌ است.<ref> کتاب مقدس، اعداد: ۸‌ـ‌۱۱.</ref> گرچه در انجیل‌های موجود، از [[وراثت]] سخنی به‌میان نیامده؛ از قول [[حضرت مسیح]]{{ع}} آمده است که من نیامده‌ام چیزی از [[احکام]] [[تورات]] را [[تغییر]] دهم.<ref>نمونه، ج‌۳، ص‌۲۸۷.</ref> قاموس [[کتاب مقدس]] نیز به وجود توارث در [[مسیحیّت]] اشاره دارد.<ref>قاموس کتاب مقدس: ص‌۹۰۳.</ref> [[قرآن]] نیز در خصوص وجود این [[سنّت]] در ادیان الهی به دو‌مورد اشاره می‌کند: یکی ارث بردن [[سلیمان]]{{ع}} از [[داوود]]: {{متن قرآن|وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ}}<ref>«و سلیمان از داود میراث برد» سوره نمل، آیه ۱۶.</ref> و دیگری، درخواست [[وارث]] از جانب زکریّا{{ع}}: {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا}}<ref>«و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش!» سوره مریم، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا}}<ref>«(همان) که از من و از خاندان یعقوب میراث می‌برد و پروردگارا! او را پسندیده گردان» سوره مریم، آیه ۶.</ref>،  {{متن قرآن|هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«آنجا بود که زکریّا پروردگار خود را فرا خواند، گفت: پروردگارا! به من از سوی خویش فرزندی پاکیزه عطا کن که تو شنوای دعایی» سوره آل عمران، آیه ۳۸.</ref>،  {{متن قرآن|وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و زکریّا را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند: پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو بهترین بازماندگانی!» سوره انبیاء، آیه ۸۹.</ref>.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۲.</ref>


==[[اسلام]] و وراثت==
==[[اسلام]] و وراثت==
خط ۴۹: خط ۴۸:
در روایتی آمده که پیامبر{{صل}} [[قریش]] را بر فرزند خواندگی زید و بر ارث بردن از یک‌دیگر [[شاهد]] گرفت. ازاین [[روایت]] استفاده می‌شود که مسأله فرزند خواندگی پس از [[اسلام]] نیز وجود داشته و توارث، از آثار آن بوده است. بر اساس نقل برخی از مفسّران، مقصود از {{متن قرآن|عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ}} در آیه‌ {{متن قرآن|وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا}}<ref>«و برای هر دارایی از آنچه پدر و مادر و نزدیکان به‌جا گذارده‌اند، میراث‌برانی نهاده‌ایم  و (نیز) سهم کسانی را که پیمان (زناشویی) تان (شما را به آنان) وابسته است؛ به آنها بپردازید؛ بی‌گمان خداوند بر هر چیزی گواه است» سوره نساء، آیه ۳۳.</ref> [[پیمان]] فرزند خواندگی است <ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۸۷؛ جامع‌البیان، مج۴، ج‌۵، ص‌۷۸؛ المیزان، ج‌۴، ص‌۳۴۳.</ref> یا اطلاق آن، [[پیمان]] [[فرزندخواندگی]] را شامل می‌شود؛<ref>مواهب الرحمن، ج‌۸‌، ص‌۱۵۴.</ref> البتّه با [[نزول آیات]] {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ}}<ref>«خداوند در درون هیچ کس دو دل ننهاده است؛ و آن همسرانتان را که «ظهار»  می‌کنید مادران (راستین) شما و فرزند خواندگانتان را پسران (راستین) شما نکرده است؛ این تنها گفتار شما بر زبانتان است و خداوند است که حقّ می‌گوید و اوست که راه را نشان می‌دهد» سوره احزاب، آیه ۴.</ref>،  {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین  پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref>، که در آنها فرزند حقیقی بودن پسرخوانده [[نفی]] شده: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ}} و {{متن قرآن|{{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ}}، آثار آن، از‌جمله توارث ابطال‌ شد.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۲.</ref>
در روایتی آمده که پیامبر{{صل}} [[قریش]] را بر فرزند خواندگی زید و بر ارث بردن از یک‌دیگر [[شاهد]] گرفت. ازاین [[روایت]] استفاده می‌شود که مسأله فرزند خواندگی پس از [[اسلام]] نیز وجود داشته و توارث، از آثار آن بوده است. بر اساس نقل برخی از مفسّران، مقصود از {{متن قرآن|عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ}} در آیه‌ {{متن قرآن|وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا}}<ref>«و برای هر دارایی از آنچه پدر و مادر و نزدیکان به‌جا گذارده‌اند، میراث‌برانی نهاده‌ایم  و (نیز) سهم کسانی را که پیمان (زناشویی) تان (شما را به آنان) وابسته است؛ به آنها بپردازید؛ بی‌گمان خداوند بر هر چیزی گواه است» سوره نساء، آیه ۳۳.</ref> [[پیمان]] فرزند خواندگی است <ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۸۷؛ جامع‌البیان، مج۴، ج‌۵، ص‌۷۸؛ المیزان، ج‌۴، ص‌۳۴۳.</ref> یا اطلاق آن، [[پیمان]] [[فرزندخواندگی]] را شامل می‌شود؛<ref>مواهب الرحمن، ج‌۸‌، ص‌۱۵۴.</ref> البتّه با [[نزول آیات]] {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ}}<ref>«خداوند در درون هیچ کس دو دل ننهاده است؛ و آن همسرانتان را که «ظهار»  می‌کنید مادران (راستین) شما و فرزند خواندگانتان را پسران (راستین) شما نکرده است؛ این تنها گفتار شما بر زبانتان است و خداوند است که حقّ می‌گوید و اوست که راه را نشان می‌دهد» سوره احزاب، آیه ۴.</ref>،  {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین  پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref>، که در آنها فرزند حقیقی بودن پسرخوانده [[نفی]] شده: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ}} و {{متن قرآن|{{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ}}، آثار آن، از‌جمله توارث ابطال‌ شد.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۲.</ref>
====ارث به سبب پیمان [[حمایت]]====
====ارث به سبب پیمان [[حمایت]]====
در میان [[اعراب]] [[جاهلیّت]]، کسانی‌ که توان حمل [[سلاح]] و [[دفاع]] را نداشتند، ارث نمی‌بردند و از‌ طرف دیگر، یک‌ ششم [[دارایی]] متوفّا به هم‌پیمان و هم قسم او [[ارث]] می‌رسید.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۶۶‌؛ کنزالدقائق، ج‌۳، ص‌۳۹۴؛ الدرالمنثور، ج‌۲، ص‌۵۱۰.</ref> به نظر گروهی از [[مفسّران]]، [[آیه]] {{متن قرآن|َ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ}}<ref>« میراث‌برانی نهاده‌ایم  و (نیز) سهم کسانی را که پیمان (زناشویی) تان (شما را به آنان) وابسته است؛ به آنها بپردازید» سوره نساء، آیه ۳۳.</ref>، به این معنا اشاره دارد.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۰۹؛ احکام القرآن، ج‌۲، ص‌۲۶۵؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۱۸۷.</ref> دلالت آیه بر ارث به‌سبب پیمانِ [[حمایت]]، مبتنی بر چند امر است:
در میان [[اعراب]] [[جاهلیّت]]، کسانی‌ که توان حمل [[سلاح]] و [[دفاع]] را نداشتند، ارث نمی‌بردند و از‌ طرف دیگر، یک‌ ششم [[دارایی]] متوفّا به هم‌پیمان و هم قسم او [[ارث]] می‌رسید.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۶۶‌؛ کنزالدقائق، ج‌۳، ص‌۳۹۴؛ الدرالمنثور، ج‌۲، ص‌۵۱۰.</ref> به نظر گروهی از [[مفسّران]]، [[آیه]] {{متن قرآن|َ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ}}<ref>«میراث‌برانی نهاده‌ایم  و (نیز) سهم کسانی را که پیمان (زناشویی) تان (شما را به آنان) وابسته است؛ به آنها بپردازید» سوره نساء، آیه ۳۳.</ref>، به این معنا اشاره دارد.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۰۹؛ احکام القرآن، ج‌۲، ص‌۲۶۵؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۱۸۷.</ref> دلالت آیه بر ارث به‌سبب پیمانِ [[حمایت]]، مبتنی بر چند امر است:
#مقصود از نصیب، سهم ارث باشد؛ چنان‌که بسیاری از مفسّران گفته‌اند؛<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۶۶؛ احکام القرآن، ج‌۲، ص‌۲۶۵؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۱۸۸.</ref>
#مقصود از نصیب، سهم ارث باشد؛ چنان‌که بسیاری از مفسّران گفته‌اند؛<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۶۶؛ احکام القرآن، ج‌۲، ص‌۲۶۵؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۱۸۸.</ref>
#منظور از [[عقد]]، خصوص پیمان حمایت یا تمام پیمان‌های موجب ارث باشد؛<ref>مواهب الرحمن، ج‌۸‌، ص‌۱۵۴.</ref>
#منظور از [[عقد]]، خصوص پیمان حمایت یا تمام پیمان‌های موجب ارث باشد؛<ref>مواهب الرحمن، ج‌۸‌، ص‌۱۵۴.</ref>
#جمله {{متن قرآن|َ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ}}<ref>« میراث‌برانی نهاده‌ایم  و (نیز) سهم کسانی را که پیمان (زناشویی) تان (شما را به آنان) وابسته است؛ به آنها بپردازید» سوره نساء، آیه ۳۳.</ref>، خود، جمله‌ای مستقل باشد که به جمله‌ پیشین عطف شده است. در این صورت، معنایش چنین می‌شود: و کسانی‌ که با آنها پیمان حمایت بسته‌اید، سهمشان= ‌میراثشان را بپردازید. با این [[تفسیر]]، ارث به [[جهت]] پیمان حمایت، [[ثابت]] می‌شود؛ البتّه برخی از مفسّران، این سه امر را نمی‌پذیرند.<ref>جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵، ص‌۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۰۹.</ref>
#جمله {{متن قرآن|َ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ}}<ref>«میراث‌برانی نهاده‌ایم  و (نیز) سهم کسانی را که پیمان (زناشویی) تان (شما را به آنان) وابسته است؛ به آنها بپردازید» سوره نساء، آیه ۳۳.</ref>، خود، جمله‌ای مستقل باشد که به جمله‌ پیشین عطف شده است. در این صورت، معنایش چنین می‌شود: و کسانی‌ که با آنها پیمان حمایت بسته‌اید، سهمشان= ‌میراثشان را بپردازید. با این [[تفسیر]]، ارث به [[جهت]] پیمان حمایت، [[ثابت]] می‌شود؛ البتّه برخی از مفسّران، این سه امر را نمی‌پذیرند.<ref>جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵، ص‌۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۰۹.</ref>


بیش‌تر مفسّران معتقدند که این آیه، با [[آیات]] دیگری نظیر {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنكُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}<ref>«و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کرده‌اند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارث‌بری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵.</ref> [[نسخ]] شده است <ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۸۸؛ جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵، ص‌۷۴؛ تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۶۵.</ref> و شوکانی می‌گوید: بعضی صدر آیه {{متن قرآن|وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ}}<ref>«و برای هر دارایی از آنچه پدر و مادر و نزدیکان به‌جا گذارده‌اند، میراث‌برانی نهاده‌ایم » سوره نساء، آیه ۳۳.</ref> را [[ناسخ]] ذیل و بعضی ذیل را ناسخ صدر قرار داده‌اند؛<ref>فتح القدیر، ج‌۱، ص‌۴۶۰.</ref> امّا بعضی از‌ جمله حنفیّه، به عدم نسخ معتقدند.<ref>احکام القرآن، ج‌۲، ص‌۲۶۴؛ البیان، ص‌۳۳۳.</ref> از آنجا که قوام نسخ به تنافی و عدم امکان جمع است و از‌ طرف دیگر، جمع بین صدر و ذیل این آیه و جمع بین این آیه با دیگر آیات ممکن است، [[شبهه]] نسخ مرتفع می‌شود؛ (چون آیه‌  {{متن قرآن| وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنكُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}<ref>«و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کرده‌اند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارث‌بری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵.</ref>  و {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُوا الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلاَّ أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا }}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> مفادش اولویّت [[خویشاوندان]] بر غیر آنها است و با وجود آنها، دیگری [[ارث]] نخواهد برد؛ امّا اگر [[خویشاوندی]] وجود نداشته باشد، این [[آیات]] ارث دیگران را [[نفی]] نمی‌کنند) و [[آیه]] مورد بحث، اصل ارث را [[ثابت]] می‌کند و بر جایگاه آن درباره ارث‌های دیگر دلالتی ندارد.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۲.</ref>
بیش‌تر مفسّران معتقدند که این آیه، با [[آیات]] دیگری نظیر {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنكُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}<ref>«و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کرده‌اند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارث‌بری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵.</ref> [[نسخ]] شده است <ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۸۸؛ جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵، ص‌۷۴؛ تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۶۵.</ref> و شوکانی می‌گوید: بعضی صدر آیه {{متن قرآن|وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ}}<ref>«و برای هر دارایی از آنچه پدر و مادر و نزدیکان به‌جا گذارده‌اند، میراث‌برانی نهاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۳۳.</ref> را [[ناسخ]] ذیل و بعضی ذیل را ناسخ صدر قرار داده‌اند؛<ref>فتح القدیر، ج‌۱، ص‌۴۶۰.</ref> امّا بعضی از‌ جمله حنفیّه، به عدم نسخ معتقدند.<ref>احکام القرآن، ج‌۲، ص‌۲۶۴؛ البیان، ص‌۳۳۳.</ref> از آنجا که قوام نسخ به تنافی و عدم امکان جمع است و از‌ طرف دیگر، جمع بین صدر و ذیل این آیه و جمع بین این آیه با دیگر آیات ممکن است، [[شبهه]] نسخ مرتفع می‌شود؛ (چون آیه‌  {{متن قرآن| وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنكُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}<ref>«و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کرده‌اند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارث‌بری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵.</ref>  و {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُوا الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلاَّ أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا }}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> مفادش اولویّت [[خویشاوندان]] بر غیر آنها است و با وجود آنها، دیگری [[ارث]] نخواهد برد؛ امّا اگر [[خویشاوندی]] وجود نداشته باشد، این [[آیات]] ارث دیگران را [[نفی]] نمی‌کنند) و [[آیه]] مورد بحث، اصل ارث را [[ثابت]] می‌کند و بر جایگاه آن درباره ارث‌های دیگر دلالتی ندارد.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۲.</ref>


==== ارث به سبب [[پیمان برادری]] و [[هجرت]]====
==== ارث به سبب [[پیمان برادری]] و [[هجرت]]====
خط ۹۱: خط ۹۰:
#در ارث بردن، ارحام بر غیر ارحام و همین‌طور ارحامِ نزدیک‌تر بر ارحامِ دورتر مقدّمند.
#در ارث بردن، ارحام بر غیر ارحام و همین‌طور ارحامِ نزدیک‌تر بر ارحامِ دورتر مقدّمند.
ارحام میّت براساس دوری و نزدیکی به سه طبقه تقسیم می‌شوند:
ارحام میّت براساس دوری و نزدیکی به سه طبقه تقسیم می‌شوند:
#[[پدر]] و [[مادر]] و [[فرزندان]] که نزدیک‌ترین [[خویشاوندان]] (بدون واسطه) هستند؛
# [[پدر]] و [[مادر]] و [[فرزندان]] که نزدیک‌ترین [[خویشاوندان]] (بدون واسطه) هستند؛
#[[خواهر]] و [[برادر]] و پدر بزرگ و مادر بزرگ که به واسطه پدر و مادر با میّت مرتبط بوده، در مرتبه دوم قرار دارند؛
# [[خواهر]] و [[برادر]] و پدر بزرگ و مادر بزرگ که به واسطه پدر و مادر با میّت مرتبط بوده، در مرتبه دوم قرار دارند؛
#عمو، عمّه، دایی و خاله که به واسطه پدر بزرگ و مادر بزرگ با میّت مرتبط بوده، در مرتبه سوم قرار‌دارند.
#عمو، عمّه، دایی و خاله که به واسطه پدر بزرگ و مادر بزرگ با میّت مرتبط بوده، در مرتبه سوم قرار‌دارند.


خط ۱۳۲: خط ۱۳۱:
از [[آیات]] [[ارث]] درباره [[ارث]] [[زن]] و شوهر نکاتی استفاده می‌شود:
از [[آیات]] [[ارث]] درباره [[ارث]] [[زن]] و شوهر نکاتی استفاده می‌شود:
#مقصود از فرزند در [[ارث]] [[زن]] و شوهر، فرزند میّت است؛ پس اگر میّت دارای [[فرزندی]] نبود، ولی [[وارث]] ([[زن]] یا شوهر) فرزند داشت چنین [[فرزندی]] موجب تنصیف سهم [[وارث]] نمی‌شود و این امر، از [[آیه]] مورد بحث استفاده می‌شود؛ چون در‌صورت [[وفات]] [[زن]]، فرزند را به [[زن]] نسبت داده و گفته است: {{متن قرآن|إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ}}<ref> سوره نساء، آیه ۱۲.</ref> و‌ در‌ صورت [[وفات]] شوهر، فرزند را به شوهر نسبت داده و گفته است: {{متن قرآن|إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ }}<ref> سوره نساء، آیه ۱۲.</ref>.
#مقصود از فرزند در [[ارث]] [[زن]] و شوهر، فرزند میّت است؛ پس اگر میّت دارای [[فرزندی]] نبود، ولی [[وارث]] ([[زن]] یا شوهر) فرزند داشت چنین [[فرزندی]] موجب تنصیف سهم [[وارث]] نمی‌شود و این امر، از [[آیه]] مورد بحث استفاده می‌شود؛ چون در‌صورت [[وفات]] [[زن]]، فرزند را به [[زن]] نسبت داده و گفته است: {{متن قرآن|إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ}}<ref> سوره نساء، آیه ۱۲.</ref> و‌ در‌ صورت [[وفات]] شوهر، فرزند را به شوهر نسبت داده و گفته است: {{متن قرآن|إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ }}<ref> سوره نساء، آیه ۱۲.</ref>.
#[[زن]] و شوهر با همه وارث‌ها [[ارث]] می‌برند.<ref> التبیان، ج‌۳، ص‌۱۳۷؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص‌۵۲۲ و ۵۵۹؛ فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۳۵.</ref>[[حکم]] مذکور از [[آیات]] تفصیلی [[ارث]] استفاده می‌شود {{متن قرآن|يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند  تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارث‌بر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیم‌ها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که می‌کند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمی‌یابید کدام‌یک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضه‌ای است از سوی خداوند  بی‌گمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و اگر همسرانتان فرزندی نداشته باشند نیمی از آنچه بر جا نهاده‌اند و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم از آنچه بر جا گذارده‌اند از آن شماست پس از (انجام) وصیتی که می‌کنند یا (پرداخت) وامی (که دارند) و اگر شما فرزندی نداشته باشید یک چهارم از آنچه بر جا نهاده‌اید از آن آنهاست و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم از آنچه بر جا گذارده‌اید از آن آنان است، البته پس از (انجام) وصیتی که می‌کنید یا (پرداخت) وامی (که دارید) و اگر مردی یا زنی که از او ارث می‌برند بی‌فرزند و بی‌پدر و بی‌مادر و (تنها) دارای برادر یا خواهر (یا هر دو) باشد یک ششم از آن هر یک از این دو، است و اگر بیش از این باشند همه در یک سوم شریکند، (البته) پس از وصیتی یا (پرداخت) وامی که (با وصیّت یا اقرار به وام، به وارث) زیان نرساند؛ سفارشی است از سوی خداوند و خداوند دانایی بردبار است» سوره نساء، آیه ۱۲.</ref> و {{متن قرآن|يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِنْ كَانُوا إِخْوَةً رِجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«از تو نظر می‌خواهند بگو: خداوند برای شما درباره کلاله نظر می‌دهد که اگر مردی مرد و دارای فرزندی نبود و خواهری داشت، نصف میراث او به این خواهر می‌رسد و برادر نیز از خواهر (تمام دارایی را) ارث می‌برد، اگر خواهر فرزندی نداشته باشد و اگر خواهران (مرد مرده) دو تن باشند دو سوم از میراث را می‌برند و اگر (میراث‌بران) گروهی برادر و خواهر باشند هر مرد برابر با بهره دو زن ارث می‌برد؛ خداوند (این احکام را) برای شما بیان می‌دارد مبادا که گمراه شوید و خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۱۷۶.</ref>؛ چون نه [[ارث]] بردن دیگران به نبودن [[زن]] و شوهر، و نه [[ارث]] بردن آنها به نبود دیگران مشروط شده است.
# [[زن]] و شوهر با همه وارث‌ها [[ارث]] می‌برند.<ref> التبیان، ج‌۳، ص‌۱۳۷؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص‌۵۲۲ و ۵۵۹؛ فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۳۵.</ref>[[حکم]] مذکور از [[آیات]] تفصیلی [[ارث]] استفاده می‌شود {{متن قرآن|يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند  تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارث‌بر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیم‌ها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که می‌کند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمی‌یابید کدام‌یک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضه‌ای است از سوی خداوند  بی‌گمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و اگر همسرانتان فرزندی نداشته باشند نیمی از آنچه بر جا نهاده‌اند و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم از آنچه بر جا گذارده‌اند از آن شماست پس از (انجام) وصیتی که می‌کنند یا (پرداخت) وامی (که دارند) و اگر شما فرزندی نداشته باشید یک چهارم از آنچه بر جا نهاده‌اید از آن آنهاست و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم از آنچه بر جا گذارده‌اید از آن آنان است، البته پس از (انجام) وصیتی که می‌کنید یا (پرداخت) وامی (که دارید) و اگر مردی یا زنی که از او ارث می‌برند بی‌فرزند و بی‌پدر و بی‌مادر و (تنها) دارای برادر یا خواهر (یا هر دو) باشد یک ششم از آن هر یک از این دو، است و اگر بیش از این باشند همه در یک سوم شریکند، (البته) پس از وصیتی یا (پرداخت) وامی که (با وصیّت یا اقرار به وام، به وارث) زیان نرساند؛ سفارشی است از سوی خداوند و خداوند دانایی بردبار است» سوره نساء، آیه ۱۲.</ref> و {{متن قرآن|يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِنْ كَانُوا إِخْوَةً رِجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«از تو نظر می‌خواهند بگو: خداوند برای شما درباره کلاله نظر می‌دهد که اگر مردی مرد و دارای فرزندی نبود و خواهری داشت، نصف میراث او به این خواهر می‌رسد و برادر نیز از خواهر (تمام دارایی را) ارث می‌برد، اگر خواهر فرزندی نداشته باشد و اگر خواهران (مرد مرده) دو تن باشند دو سوم از میراث را می‌برند و اگر (میراث‌بران) گروهی برادر و خواهر باشند هر مرد برابر با بهره دو زن ارث می‌برد؛ خداوند (این احکام را) برای شما بیان می‌دارد مبادا که گمراه شوید و خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۱۷۶.</ref>؛ چون نه [[ارث]] بردن دیگران به نبودن [[زن]] و شوهر، و نه [[ارث]] بردن آنها به نبود دیگران مشروط شده است.
#امامیّه [[معتقد]] است که در هیچ وضعی به [[زن]] و شوهر کم‌تر از سهم مقرّر داده نمی‌شود و مقتضای اطلاق [[آیه]] نیز همین است؛ چون سهام مذکور را به حالت خاصّی مقیّد نکرده است؛ امّا [[اهل‌سنّت]] در‌ صورت زیادتی سهام بر مجموع [[میراث]]، از سهم [[زن]] و شوهر نیز کم می‌کنند.<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۳۴؛ فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۳۵؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص‌۵۲۲.</ref>
#امامیّه [[معتقد]] است که در هیچ وضعی به [[زن]] و شوهر کم‌تر از سهم مقرّر داده نمی‌شود و مقتضای اطلاق [[آیه]] نیز همین است؛ چون سهام مذکور را به حالت خاصّی مقیّد نکرده است؛ امّا [[اهل‌سنّت]] در‌ صورت زیادتی سهام بر مجموع [[میراث]]، از سهم [[زن]] و شوهر نیز کم می‌کنند.<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۱۳۴؛ فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۳۵؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص‌۵۲۲.</ref>
#مقتضای اطلاق موضوعیّت زوجیّت برای [[ارث]]، این است که به محض [[عقد]] [[نکاح]]، توارث بین [[زن]] و شوهر برقرار شده، همبستر شدن در آن نقشی ندارد؛ امّا بر اساس [[روایات]]، اگر [[ازدواج]] (عقد‌نکاح) در [[مرض]] [[موت]] مرد واقع شده باشد، توارث بر همبستر شدن متوقّف است.<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۹، ص‌۲۲۰؛ تفسیر شاهی، ج‌۲، ص‌۵۹۸‌ـ‌۵۹۹؛ المغنی، ج‌۷، ص‌۲۱۲.</ref> از‌طرف دیگر، لازمه موضوعیّت، این است که با زوال زوجیّت، توارث [[لغو]] شود؛ ولی طبق بیان [[روایات]]، در مواردی، توارث، پس از [[انقطاع]] زوجیّت نیز برقرار‌است <ref>کنز‌العرفان، ج‌۲، ص‌۳۳۲؛ جواهر‌الکلام، ج‌۳۹، ص‌۱۹۶؛ المغنی، ج‌۷، ص‌۲۱۷.</ref>
#مقتضای اطلاق موضوعیّت زوجیّت برای [[ارث]]، این است که به محض [[عقد]] [[نکاح]]، توارث بین [[زن]] و شوهر برقرار شده، همبستر شدن در آن نقشی ندارد؛ امّا بر اساس [[روایات]]، اگر [[ازدواج]] (عقد‌نکاح) در [[مرض]] [[موت]] مرد واقع شده باشد، توارث بر همبستر شدن متوقّف است.<ref>جواهرالکلام، ج‌۳۹، ص‌۲۲۰؛ تفسیر شاهی، ج‌۲، ص‌۵۹۸‌ـ‌۵۹۹؛ المغنی، ج‌۷، ص‌۲۱۲.</ref> از‌طرف دیگر، لازمه موضوعیّت، این است که با زوال زوجیّت، توارث [[لغو]] شود؛ ولی طبق بیان [[روایات]]، در مواردی، توارث، پس از [[انقطاع]] زوجیّت نیز برقرار‌است <ref>کنز‌العرفان، ج‌۲، ص‌۳۳۲؛ جواهر‌الکلام، ج‌۳۹، ص‌۱۹۶؛ المغنی، ج‌۷، ص‌۲۱۷.</ref>
خط ۱۸۷: خط ۱۸۶:
در تقریب [[استدلال]] به این [[آیه]] بر تعصیب گفته شده است: مقصود از [[موالی]] پسرعموها (عصبه) بوده و [[زکریا]] به منظور ارث نبردن آنها، از [[خداوند]] تقاضای فرزند پسر کرد؛ چون {{متن قرآن|وَلِيًّا}} مذکّر است و اگر با وجود دختر، عصبه ارث نمی‌بردند، تقاضای خصوص پسر وجهی نداشت.<ref>نضد القواعد، ص‌۴۵۴؛ تهذیب، ج‌۹، ص‌۳۱۰؛ جامع‌البیان، مج‌۹، ج‌۱۶، ص‌۵۸‌ـ‌۵۹.</ref> این [[استدلال]] از جهات متعدّدی قابل نقداست.
در تقریب [[استدلال]] به این [[آیه]] بر تعصیب گفته شده است: مقصود از [[موالی]] پسرعموها (عصبه) بوده و [[زکریا]] به منظور ارث نبردن آنها، از [[خداوند]] تقاضای فرزند پسر کرد؛ چون {{متن قرآن|وَلِيًّا}} مذکّر است و اگر با وجود دختر، عصبه ارث نمی‌بردند، تقاضای خصوص پسر وجهی نداشت.<ref>نضد القواعد، ص‌۴۵۴؛ تهذیب، ج‌۹، ص‌۳۱۰؛ جامع‌البیان، مج‌۹، ج‌۱۶، ص‌۵۸‌ـ‌۵۹.</ref> این [[استدلال]] از جهات متعدّدی قابل نقداست.
#مقصود از "[[ولیّ]]" در [[آیه]]، مطلقِ فرزند (دختر و پسر) است؛ چون اوّلاً این لفظ بر مذکّر و مؤنّث اطلاق می‌شود؛<ref>المصباح، ص‌۶۷۲‌، "ولی".</ref> ثانیاً به‌صورت تغلیب به‌کار رفته و مقصود از آن، مطلقِ فرزند است و چنین کاربردی در [[قرآن]] بسیار شیوع دارد. نقل همین درخواست در آیه‌ {{متن قرآن|هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«آنجا بود که زکریّا پروردگار خود را فرا خواند، گفت: پروردگارا! به من از سوی خویش فرزندی پاکیزه عطا کن که تو شنوای دعایی» سوره آل عمران، آیه ۳۸.</ref> [[شاهد]] بر اطلاق است. در این آیه، از‌ لفظ ذرّیّه به‌معنای [[نسل]] (اعمّ از دختر و پسر) استفاده شده است.<ref>نضد‌القواعد، ص‌۴۵۴؛ مسالک‌الافهام، ج‌۱۳، ص‌۱۰۵.</ref> بعضی با توجّه به آیه‌ {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> معتقدند که آن‌چه [[زکریا]]{{ع}} درخواست کرده، خصوص دختر است؛ چون او، پس از [[مشاهده]] [[کمالات]] [[مریم]] این تقاضا را مطرح کرده است.<ref>مسالک الافهام، ج‌۱۳، ص‌۱۰۵؛ تهذیب، ج‌۹، ص‌۳۱۱.</ref> [[شاهد]] دیگر بر [[اراده]] مطلق فرزند، این است که همین درخواست در [[سوره]] [[انبیا]] این‌گونه بیان شده است: {{متن قرآن|وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و زکریّا را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند: پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو بهترین بازماندگانی!» سوره انبیاء، آیه ۸۹.</ref> در این آیه، فقط درخواست فرزند، ذکر شده است؛ امّا از عبارت {{متن قرآن|وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}} ذیل آیه استفاده می‌شود که [[انگیزه]] تقاضای فرزند، داشتن [[وارث]] بوده است.
#مقصود از "[[ولیّ]]" در [[آیه]]، مطلقِ فرزند (دختر و پسر) است؛ چون اوّلاً این لفظ بر مذکّر و مؤنّث اطلاق می‌شود؛<ref>المصباح، ص‌۶۷۲‌، "ولی".</ref> ثانیاً به‌صورت تغلیب به‌کار رفته و مقصود از آن، مطلقِ فرزند است و چنین کاربردی در [[قرآن]] بسیار شیوع دارد. نقل همین درخواست در آیه‌ {{متن قرآن|هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«آنجا بود که زکریّا پروردگار خود را فرا خواند، گفت: پروردگارا! به من از سوی خویش فرزندی پاکیزه عطا کن که تو شنوای دعایی» سوره آل عمران، آیه ۳۸.</ref> [[شاهد]] بر اطلاق است. در این آیه، از‌ لفظ ذرّیّه به‌معنای [[نسل]] (اعمّ از دختر و پسر) استفاده شده است.<ref>نضد‌القواعد، ص‌۴۵۴؛ مسالک‌الافهام، ج‌۱۳، ص‌۱۰۵.</ref> بعضی با توجّه به آیه‌ {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> معتقدند که آن‌چه [[زکریا]]{{ع}} درخواست کرده، خصوص دختر است؛ چون او، پس از [[مشاهده]] [[کمالات]] [[مریم]] این تقاضا را مطرح کرده است.<ref>مسالک الافهام، ج‌۱۳، ص‌۱۰۵؛ تهذیب، ج‌۹، ص‌۳۱۱.</ref> [[شاهد]] دیگر بر [[اراده]] مطلق فرزند، این است که همین درخواست در [[سوره]] [[انبیا]] این‌گونه بیان شده است: {{متن قرآن|وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و زکریّا را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند: پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو بهترین بازماندگانی!» سوره انبیاء، آیه ۸۹.</ref> در این آیه، فقط درخواست فرزند، ذکر شده است؛ امّا از عبارت {{متن قرآن|وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}} ذیل آیه استفاده می‌شود که [[انگیزه]] تقاضای فرزند، داشتن [[وارث]] بوده است.
#جمله {{متن قرآن|وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا}}<ref>« زنم نازاست» سوره مریم، آیه ۵.</ref> دلالت می‌کند که نازا بودن [[همسر]] زکریا{{ع}} در این خواسته دخالت داشته است؛ یعنی اگر همسرش نازا نبوده و [[فرزندی]] حتّی دختر می‌داشت، چنین درخواستی نمی‌کرد؛ بنابراین، آیه نه‌تنها بر [[ارث]] بردن [[عصبه]] دلالت ندارد، بلکه بر بطلان تعصیب دلالت می‌کند.<ref> تهذیب، ج‌۹، ص‌۳۱۰؛ مسالک‌الافهام، ج‌۱۳، ص‌۱۰۵.</ref> نظیر این بیان درباره آیه‌ {{متن قرآن|وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و زکریّا را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند: پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو بهترین بازماندگانی!» سوره انبیاء، آیه ۸۹.</ref> نیز وجود دارد.
#جمله {{متن قرآن|وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا}}<ref>«زنم نازاست» سوره مریم، آیه ۵.</ref> دلالت می‌کند که نازا بودن [[همسر]] زکریا{{ع}} در این خواسته دخالت داشته است؛ یعنی اگر همسرش نازا نبوده و [[فرزندی]] حتّی دختر می‌داشت، چنین درخواستی نمی‌کرد؛ بنابراین، آیه نه‌تنها بر [[ارث]] بردن [[عصبه]] دلالت ندارد، بلکه بر بطلان تعصیب دلالت می‌کند.<ref> تهذیب، ج‌۹، ص‌۳۱۰؛ مسالک‌الافهام، ج‌۱۳، ص‌۱۰۵.</ref> نظیر این بیان درباره آیه‌ {{متن قرآن|وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و زکریّا را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند: پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو بهترین بازماندگانی!» سوره انبیاء، آیه ۸۹.</ref> نیز وجود دارد.
#بر فرضِ قبول دلالت این آیه، در شرعِ زکریا{{ع}} تعصیب [[مشروعیّت]] داشته است، و با توجّه به آیاتی که بر عدم مشروعیّت تعصیب در [[اسلام]]، دلالت می‌کند، نمی‌توان از این آیه وجود چنین حکمی در اسلام را استفاده کرد.<ref> الصافی، ج‌۱، ص‌۴۲۹؛ مسالک الافهام، ج‌۱۳، ص‌۱۰۵.</ref> در آیه‌ {{متن قرآن|يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِنْ كَانُوا إِخْوَةً رِجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«از تو نظر می‌خواهند بگو: خداوند برای شما درباره کلاله نظر می‌دهد که اگر مردی مرد و دارای فرزندی نبود و خواهری داشت، نصف میراث او به این خواهر می‌رسد و برادر نیز از خواهر (تمام دارایی را) ارث می‌برد، اگر خواهر فرزندی نداشته باشد و اگر خواهران (مرد مرده) دو تن باشند دو سوم از میراث را می‌برند و اگر (میراث‌بران) گروهی برادر و خواهر باشند هر مرد برابر با بهره دو زن ارث می‌برد؛ خداوند (این احکام را) برای شما بیان می‌دارد مبادا که گمراه شوید و خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۱۷۶.</ref> [[ارث]] [[خواهر]] و [[برادر]] بر نبود فرزند مبتنی شده و این خود دلیلی بر بطلان تعصیب است؛ چون واژه ولد، بدون [[شک]] دختر را نیز شامل می‌شود.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۲.</ref>
#بر فرضِ قبول دلالت این آیه، در شرعِ زکریا{{ع}} تعصیب [[مشروعیّت]] داشته است، و با توجّه به آیاتی که بر عدم مشروعیّت تعصیب در [[اسلام]]، دلالت می‌کند، نمی‌توان از این آیه وجود چنین حکمی در اسلام را استفاده کرد.<ref> الصافی، ج‌۱، ص‌۴۲۹؛ مسالک الافهام، ج‌۱۳، ص‌۱۰۵.</ref> در آیه‌ {{متن قرآن|يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِنْ كَانُوا إِخْوَةً رِجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«از تو نظر می‌خواهند بگو: خداوند برای شما درباره کلاله نظر می‌دهد که اگر مردی مرد و دارای فرزندی نبود و خواهری داشت، نصف میراث او به این خواهر می‌رسد و برادر نیز از خواهر (تمام دارایی را) ارث می‌برد، اگر خواهر فرزندی نداشته باشد و اگر خواهران (مرد مرده) دو تن باشند دو سوم از میراث را می‌برند و اگر (میراث‌بران) گروهی برادر و خواهر باشند هر مرد برابر با بهره دو زن ارث می‌برد؛ خداوند (این احکام را) برای شما بیان می‌دارد مبادا که گمراه شوید و خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۱۷۶.</ref> [[ارث]] [[خواهر]] و [[برادر]] بر نبود فرزند مبتنی شده و این خود دلیلی بر بطلان تعصیب است؛ چون واژه ولد، بدون [[شک]] دختر را نیز شامل می‌شود.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۲.</ref>


خط ۲۲۲: خط ۲۲۱:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:000053.jpg|22px]] [[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۲''']].
# [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۲''']].
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۲۸: خط ۲۲۷:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:وراثت]]
[[رده:وراثت]]
[[رده:ارث]]
[[رده:ارث]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش