پرش به محتوا

تحریف: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶٬۵۹۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
تحریف : دگرگون ساختن لفظ یا معنای کلام، از مباحث مهم کلامی درباره تغییر یا عدم تغییر کتب آسمانی
'''تحریف :''' دگرگون ساختن لفظ یا معنای کلام، از مباحث مهم کلامی درباره تغییر یا عدم تغییر کتب آسمانی.
تحریف مصدر باب تفعیل از ریشه «ح ـ ر ـ ف» است. معنای اصلی حرف را لبه، جانب، کناره و مرز دانسته‌اند.[۱] بر اساس این معنا، تحریف، به حاشیه بردن معنای لفظ و ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در مقصود گوینده است. دگرگونی یاد شده می‌تواند از طریق جابه جا کردن واژه‌ها، اعراب آنها، تغییر ساختار جمله‌ها یا تفسیر نادرست آنها باشد.[۲] برخی، «تحریف» را به تغییر و تبدیل که جامع‌تر است، معنا کرده‌اند[۳]، با این تفاوت که در تحریف سعی بر القای خلاف مقصود است.[۴] تحریف بر دگرگون ساختن سخنان شفاهی نیز اطلاق می‌شود و اختصاص به سخنان مکتوب ندارد.[۵]
تحریف در اصطلاح از مباحث مهم کلامی
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۲۸۷
است که به راهیابی تغییر در کتب آسمانی و عدم آن می‌پردازد. این بحث در فرهنگ اسلامی به طور خاص درباره کتاب مقدس (عهد قدیم و جدید) و قرآن مطرح می‌شود. اقسام تحریف از مباحث مورد اهتمام صاحب‌نظران است.[۶]همه اقسام تحریف را می‌توان در دو دسته اصلی قرار داد: لفظی و معنوی. تحریف لفظی، تصرّف در ساختار الفاظ و عبارتهاست. تحریف معنوی، تفسیر و تأویل نادرست از لفظ و عبارت است  که برخلاف مقصود گوینده و اغلب بدون استناد به قواعد فهم درست کلام و بر اساس رأی شخصی و با انگیزه‌های خاص صورت می‌پذیرد. تحریف لفظی خود دارای اقسامی است: ۱.‌تحریف به فزونی؛ یعنی افزودن کلمه یا جمله‌ای به سخن و متن اصلی؛ ۲.‌تحریف به کاهش؛ یعنی حذف بخشی از حروف، واژه‌ها یا جملات متن؛ ۳. تحریف به تبدیل و جابه‌جایی که در آن کلماتی جایگزین واژه‌های مترادف یا غیر مترادف می‌شود، به گونه‌ای که معنا را مخدوش کند؛ ۴. تحریف در لحن و گویش که همان تغییر در حرکات و نحوه ادای واژگان است، به گونه‌ای که معنای اصلی کلمه فهمیده نشود.[۷]


طبقه‌بندی آیات تحریف:
*تحریف مصدر باب تفعیل از ریشه "ح ـ ر ـ ف" است. معنای اصلی حرف را لبه، جانب، کناره و مرز دانسته‌اند<ref>جمهرة اللغه، ج‌۱، ص‌۵۱۷؛ التهذیب، ج‌۵، ص‌۱۲؛ لسان‌العرب، ج‌۴، ص‌۱۲۹، «حرف».</ref>. بر اساس این معنا، تحریف، به حاشیه بردن معنای لفظ و ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در مقصود گوینده است. دگرگونی یاد شده می‌تواند از طریق جابه جا کردن واژه‌ها، اعراب آنها، تغییر ساختار جمله‌ها یا تفسیر نادرست آنها باشد<ref>ر. ک: مفردات، ص‌۲۲۸، «حرف»؛ التعاریف، ج‌۱، ص‌۱۶۳؛ صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۳ ـ ۱۴.</ref>. برخی، "تحریف" را به تغییر و تبدیل که جامع‌تر است، معنا کرده‌اند<ref>تاج العروس، ج‌۱۲، ص‌۱۳۶، «حرف»؛ التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۱۳۴.</ref>، با این تفاوت که در تحریف سعی بر القای خلاف مقصود است<ref>ر. ک : مجموعه آثار، ج‌۱۷، ص‌۶۶، «حماسه حسینی»؛ یادداشتهای استاد مطهری، ج‌۲، ص‌۷۸.</ref>. تحریف بر دگرگون ساختن سخنان شفاهی نیز اطلاق می‌شود و اختصاص به سخنان مکتوب ندارد<ref>ر. ک: دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج‌۴، ص‌۶۰۲ ـ ۶۰۸.</ref>.
واژه تحریف به شکل مصدر در قرآن نیامده است؛ ولی آیات پرشماری به انواع تحریف در آموزه‌های دینی اهل کتاب ناظر است. این آیات را می‌توان به ۴ دسته کلی قسمت کرد: گروه نخست آیاتی هستند که با کاربرد واژگان همخانواده با «تحریف»، نمونه‌هایی از تحریف‌گری در آموزه‌ها و سخنان دینی و الهی، به ویژه از سوی یهود* را گزارش می‌کنند؛ مانند «یحرّفون» (بقره/۲،۵؛ نساء /۴، ۴۶؛ مائده/۵، ۱۳ ـ ۱۴) و «متحرفاً». (انفال/۸،۱۶) افزون بر این کلمات، واژگان دیگری نیز که از نظر معنایی نزدیک به تحریف و بیانگر یکی از گونه‌های آن هستند، در این گروه جای می‌گیرند. واژگان «بدّل»(بقره/۲،۵۹؛ اعراف/۷،۱۶۲)، «یبدّلوا»(فتح/۴۸،۱۵)، «یلْوُونَ»(آل‌عمران/۳،۷۸) و «لَیاً»(نساء/۴،۴۶) از‌این قبیل‌اند.[۸] لفظی یا معنوی بودن تحریف در این آیات و اینکه مراد تحریف کدام آموزه و سخن است، اغلب مورد اختلاف مفسران است. (=>‌همین مقاله، دسته‌نخست)
*تحریف در اصطلاح از مباحث مهم کلامی است که به راهیابی تغییر در کتب آسمانی و عدم آن می‌پردازد. این بحث در فرهنگ اسلامی به طور خاص درباره کتاب مقدس "عهد قدیم و جدید" و قرآن مطرح می‌شود. اقسام تحریف از مباحث مورد اهتمام صاحب‌نظران است<ref>ر. ک: صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۶ ـ ۲۰.</ref>. همه اقسام تحریف را می‌توان در دو دسته اصلی قرار داد: لفظی و معنوی. تحریف لفظی، تصرّف در ساختار الفاظ و عبارتهاست. تحریف معنوی، تفسیر و تأویل نادرست از لفظ و عبارت است  که برخلاف مقصود گوینده و اغلب بدون استناد به قواعد فهم درست کلام و بر اساس رأی شخصی و با انگیزه‌های خاص صورت می‌پذیرد.
دسته دوم صراحتاً پاره‌ای از آموزه‌های وحیانی تورات* و انجیل* نازل شده بر موسی و عیسی(علیهما السلام)را گزارش می‌کنند، در حالی که این آموزه‌ها دست کم به آن صراحت، هرگز در کتاب مقدس (عهدین) کنونی یافت نمی‌شوند. آیاتی که از یادکرد صریح، ویژگیها و بشارت آمدن پیامبر اسلام در تورات و انجیل خبر می‌دهند، از این قبیل‌اند. (اعراف/۷، ۱۵۷؛ فتح/۴۸،۲۹)
*تحریف لفظی خود دارای اقسامی است:
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۲۸۸
#تحریف به فزونی؛ یعنی افزودن کلمه یا جمله‌ای به سخن و متن اصلی؛
دسته سوم ضمن انتساب پاره‌ای از باورهای شرک‌آمیز، گزارشها و عقاید تاریخی به یهود و نصارا*، به نقد و نفی صریح آنها می‌پردازند. (برای نمونه: بقره/۲، ۱۱۶؛ مائده/۵،۱۷؛ نساء/۴،۱۵۷) این موارد که به گونه‌ای در کتاب مقدس نیز بازتاب یافته‌اند، نمونه‌هایی از تحریف در یهودیت و مسیحیت به شمار می‌روند.
#تحریف به کاهش؛ یعنی حذف بخشی از حروف، واژه‌ها یا جملات متن؛
دسته چهارم بخشهای مهمی از تاریخ زندگی و معجزات پیامبرانی چون ابراهیم، اسماعیل و عیسی(علیهم السلام) و نیز حوادث مهم دینی ـ تاریخی یهودیت و مسیحیت را گزارش می‌کنند و این به سبب اهمیت بسیار فراوان آنها در تاریخ ادیان الهی و تکوین و تصحیح باورها و ارزشهای توحیدی است (برای نمونه ر. ک: انعام/۶، ۷۴ ـ ۸۱؛ بقره/۲، ۱۲۷، ۲۶۰)، بر همین‌اساس تورات و انجیل نازل شده نمی‌توانستند به آنها بی‌توجه باشند، ولی این گزارشها در کتاب مقدس کنونی نیامده‌اند، در حالی که در بسیاری از موارد، جزئی‌ترین مسائل مربوط به حوادث و شخصیتهای دینی و سخنان آنها را گزارش کرده‌اند.
#تحریف به تبدیل و جابه‌جایی که در آن کلماتی جایگزین واژه‌های مترادف یا غیر مترادف می‌شود، به گونه‌ای که معنا را مخدوش کند؛
پس از طبقه‌بندی کلی آیات، به شرح هریک از دسته‌های چهارگانه می‌پردازیم:
#تحریف در لحن و گویش که همان تغییر در حرکات و نحوه ادای واژگان است، به گونه‌ای که معنای اصلی کلمه فهمیده نشود<ref>ر. ک: صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۷ ـ ۱۹.</ref>


دسته نخست:
==طبقه‌بندی آیات تحریف==
در گروه نخست، ابتدا آیاتی که در آنها مشتقّات تحریف به کار رفته بررسی و سپس به آیات دیگر پرداخته می‌شود.
*واژه تحریف به شکل مصدر در قرآن نیامده است؛ ولی آیات پرشماری به انواع تحریف در آموزه‌های دینی اهل کتاب ناظر است. این آیات را می‌توان به ۴ دسته کلی قسمت کرد:
۱. یهودیان به سبب اهل کتاب بودن، با بشارت بعثت پیامبر اسلام و ویژگیهای آن کاملا آشنا و در انتظار آمدن وی بودند، از این رو انتظار ایمان آوردن آنان به اسلام کاملا طبیعی بود؛ اما چون برخلاف توقع آنها، پیامبر موعود از میان بنی‌اسرائیل برگزیده نشد، او را تکذیب کردند. (بقره/۲،۷۶، ۸۹ ـ ۹۰) خداوند با اشاره به تحریف کاملا آگاهانه[۹] سخنانش به وسیله گروهی از بنی‌اسرائیل، از مسلمانان می‌خواهد که به ایمان آوردن آنها امیدی نداشته باشند[۱۰]:«اَفَتَطمَعونَ اَن‌یؤمِنوا لَکم و قَد کانَ فَریقٌ مِنهُم یسمَعونَ کلـمَ اللّهِ ثُمَّ یحَرِّفونَهُ مِن بَعدِ ما عَقَلوهُ و‌هُم‌یعلَمون».(بقره/۲،۷۵) مفسّران در تعیین مصداق «کلام الله»، نوع تحریف و هویت تحریف‌کنندگان به اختلاف گراییده‌اند. ابن‌عباس، ربیع، ابن اسحاق و بلخی[۱۱]آیه را اشاره به ۷۰ نفر برگزیده حضرت موسی(علیه السلام)دانسته‌اند که همراه وی در کوه طور کلام خدا را از زبان آن حضرت یا بیواسطه شنیدند (اعراف/۷،۱۵۵)[۱۲]؛ لیکن گروهی از آنان پس از بازگشت به میان بنی‌اسرائیل آن را تحریف کردند.[۱۳] شماری از  
*'''گروه نخست''' آیاتی هستند که با کاربرد واژگان همخانواده با "تحریف"، نمونه‌هایی از تحریف‌گری در آموزه‌ها و سخنان دینی و الهی، به ویژه از سوی یهود را گزارش می‌کنند؛ مانند "یحرّفون"{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند  و آنانند که رستگارند؛ سوره بقره، آیه:۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً}}﴾}}<ref> برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد؛ سوره نساء، آیه:۴۶.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ }}﴾}}<ref>  پس، برای پیمان‌شکنی لعنتشان کردیم و دل‌هاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش می‌کردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی می‌یابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بی‌گمان خداوند نیکوکاران را دوست می‌داردو از کسانی که می‌گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم آنگاه آنان بخشی از آنچه را که به ایشان یادآوری شده بود به فراموشی سپردند ما هم میان آنها تا روز رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم و زودا که خداوند آنان را از آنچه می‌کردند آگاه کند؛ سوره مائده، آیه: ۱۳- ۱۴.</ref> و "متحرفاً"{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ }}﴾}}<ref>  و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد- مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است؛ سوره انفال، آیه: ۱۶.</ref>. افزون بر این کلمات، واژگان دیگری نیز که از نظر معنایی نزدیک به تحریف و بیانگر یکی از گونه‌های آن هستند، در این گروه جای می‌گیرند. واژگان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|بَدَّلَ}}﴾}} در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}}﴾}}<ref> امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه:۵۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ}}﴾}}<ref> اما ستمگران از ایشان گفتاری را به جای آنچه به آنان گفته شده بود جایگزین کردند آنگاه ما بر آنان برای ستمی که می‌کردند عذابی از آسمان فرستادیم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يُبَدِّلُوا}}﴾}}در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لا يَفْقَهُونَ إِلاَّ قَلِيلا }}﴾}}<ref> چون برای گرفتن غنیمت‌هایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک می‌برید! (چنین نیست) بلکه آنان جز اندکی درنمی‌یابند؛ سوره فتح، آیه:۱۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَلْوُونَ}}﴾}} در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و برخی از آنان گروهی هستند که به تحریف کتاب (آسمانی) زبان می‌گردانند تا آن را از کتاب بپندارید در حالی که از کتاب نیست و می‌گویند که از سوی خداوند است و از سوی خداوند نیست؛ آنان دانسته بر خداوند دروغ می‌بندند؛ سوره آل عمران، آیه:۷۸.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَيًّا}}﴾}} در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً}}﴾}}<ref> برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا»  و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد؛ سوره نساء، آیه:۴۶.</ref> از‌ این قبیل‌اند<ref>ر. ک: مفردات، ص‌۱۱۱، ۷۵۲؛ مجمع‌البحرین، ج‌۱، ص‌۱۶۵؛ لسان العرب، ج‌۱، ص‌۳۴۳ «بدل»، ج‌۱۲، ص‌۳۶۹، «لوی».</ref>. لفظی یا معنوی بودن تحریف در این آیات و اینکه مراد تحریف کدام آموزه و سخن است، اغلب مورد اختلاف مفسران است.
*'''دسته دوم''' صراحتاً پاره‌ای از آموزه‌های وحیانی تورات و انجیل نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} را گزارش می‌کنند، در حالی که این آموزه‌ها دست کم به آن صراحت، هرگز در کتاب مقدس "عهدین" کنونی یافت نمی‌شوند. آیاتی که از یادکرد صریح، ویژگیها و بشارت آمدن [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در تورات و انجیل خبر می‌دهند، از این قبیل‌اند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته  و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا }}﴾}}<ref> محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نویدآمرزش و پاداشی سترگ داده است؛ سوره فتح، آیه:۲۹.</ref>.
*'''دسته سوم''' ضمن انتساب پاره‌ای از باورهای شرک‌آمیز، گزارشها و عقاید تاریخی به یهود و نصارا، به نقد و نفی صریح آنها می‌پردازند. برای نمونه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ }}﴾}}<ref> و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۶.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}﴾}}<ref> به راستی آنان که گفتند خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند؛ بگو: اگر خداوند بخواهد مسیح پسر مریم و مادرش و همه آنان را که روی زمینند هلاک گرداند کسی در برابر او چه اختیاری دارد؟ و فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست از آن خداوند است؛ هر چه را بخواهد می‌آفریند و خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره مائده، آیه:۱۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا}}﴾}}<ref> و (این) گفتارشان که «ما مسیح عیسی فرزند مریم، پیامبر خداوند را کشتیم» در حالی که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه بر آنان مشتبه شد و آنان که در این (کار) اختلاف کردند نسبت بدان در تردیدند، هیچ دانشی بدان ندارند، جز پیروی از گمان و به یقین او را نکشتند؛ سوره نساء، آیه:۱۵۷.</ref> این موارد که به گونه‌ای در کتاب مقدس نیز بازتاب یافته‌اند، نمونه‌هایی از تحریف در یهودیت و مسیحیت به شمار می‌روند.
*'''دسته چهارم''' بخشهای مهمی از تاریخ زندگی و معجزات پیامبرانی چون [[خضرت ابراهیم]]{{ع}}، [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} و نیز حوادث مهم دینی ـ تاریخی یهودیت و مسیحیت را گزارش می‌کنند و این به سبب اهمیت بسیار فراوان آنها در تاریخ ادیان الهی و تکوین و تصحیح باورها و ارزشهای توحیدی است؛ برای نمونه ر. ک: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ  إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم.و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد.و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم.آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود.هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم.من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم.و قوم او با وی به چالش برخاستند؛ او گفت: آیا با من درباره خداوند چالش می‌ورزید در حالی که مرا راهنمایی کرده است؟ و من از آنچه شریک او قرار می‌دهید نمی‌هراسم مگر آنکه پروردگارم چیزی برای من بخواهد؛ پروردگارم به دانایی بر همه چیز چیرگی دارد، آیا پند نمی‌پذیرید؟و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بهراسم در حالی که خود نمی‌هراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار داده‌اید که برهانی بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدام‌یک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۷۴- ۸۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ }}﴾}}<ref> و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند):پروردگارا! از ما بپذیر، بی‌گمان تویی که شنوای دانایی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه:۲۶۰.</ref>، بر همین‌ اساس تورات و انجیل نازل شده نمی‌توانستند به آنها بی‌توجه باشند، ولی این گزارشها در کتاب مقدس کنونی نیامده‌اند، در حالی که در بسیاری از موارد، جزئی‌ترین مسائل مربوط به حوادث و شخصیتهای دینی و سخنان آنها را گزارش کرده‌اند.
*پس از طبقه‌بندی کلی آیات، به شرح هریک از دسته‌های چهارگانه می‌پردازیم:
 
==='''دسته نخست:'''===
*در گروه نخست، ابتدا آیاتی که در آنها مشتقّات تحریف به کار رفته بررسی و سپس به آیات دیگر پرداخته می‌شود.
#یهودیان به سبب اهل کتاب بودن، با بشارت بعثت [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و ویژگیهای آن کاملا آشنا و در انتظار آمدن وی بودند، از این رو انتظار ایمان آوردن آنان به اسلام کاملا طبیعی بود؛ اما چون برخلاف توقع آنها، [[پیامبر]] از میان بنی‌ اسرائیل برگزیده نشد، او را تکذیب کردند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ}}﴾}}<ref> و هرگاه با کسانی که ایمان آورده‌اند دیدار کنند می‌گویند: ما (نیز) ایمان آورده‌ایم و چون با یکدیگر تنها شوند می‌گویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان می‌گویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمی‌ورزید؟؛ سوره بقره، آیه:۷۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَاؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ}}﴾}}<ref> و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد.خود را به بد چیزی فروختند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است، از سر افزونجویی کفر می‌ورزند (و می‌گویند:) چرا خداوند برای برخی از بندگانش که بخواهد، از بخشش خویش، فرو می‌فرستد! و سزاوار خشمی از پی خشمی گشتند و برای کافران، عذابی خواری آور، خواهد بود؛ سوره بقره، آیه: ۸۹- ۹۰.</ref> خداوند با اشاره به تحریف کاملا آگاهانه<ref>جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۲۰؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۶؛ جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۶۱.</ref>. سخنانش به وسیله گروهی از بنی‌اسرائیل، از مسلمانان می‌خواهد که به ایمان آوردن آنها امیدی نداشته باشند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۲۱۳.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دسته‌ای از آنان سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟؛ سوره بقره، آیه:۷۵.</ref>
مفسّران در تعیین مصداق «کلام الله»، نوع تحریف و هویت تحریف‌کنندگان به اختلاف گراییده‌اند. ابن‌عباس، ربیع، ابن اسحاق و بلخی[۱۱]آیه را اشاره به ۷۰ نفر برگزیده حضرت موسی(علیه السلام)دانسته‌اند که همراه وی در کوه طور کلام خدا را از زبان آن حضرت یا بیواسطه شنیدند (اعراف/۷،۱۵۵)[۱۲]؛ لیکن گروهی از آنان پس از بازگشت به میان بنی‌اسرائیل آن را تحریف کردند.[۱۳] شماری از  
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۲۸۹
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۲۸۹
مفسران این دیدگاه را به قرینه «یسمعون‌کلام الله»تقویت کرده‌اند[۱۴]؛ ولی قرطبی به قرینه اختصاص «کلیم الله» بودن به حضرت موسی(علیه السلام)این احتمال را تضعیف کرده است.[۱۵] برخی این دیدگاه را ساخته و پرداخته افرادی ضعیف و غیر موثق خوانده‌اند.[۱۶]
مفسران این دیدگاه را به قرینه «یسمعون‌کلام الله»تقویت کرده‌اند[۱۴]؛ ولی قرطبی به قرینه اختصاص «کلیم الله» بودن به حضرت موسی(علیه السلام)این احتمال را تضعیف کرده است.[۱۵] برخی این دیدگاه را ساخته و پرداخته افرادی ضعیف و غیر موثق خوانده‌اند.[۱۶]
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش