پرش به محتوا

نهضت‌های پس از عاشورا: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۲۱: خط ۹۲۱:
مردی دیگر آمد و به ابوالسرایا گفت: گروهی در خرابه‌ای که در اینجا است کمین کرده‌اند، ابوالسرایا گفت: آنها را به من نشان بده، پس آن خرابه را به او نشان داد. ابوالسرایا وارد آن خرابه شد و مدتی طولانی در آنجا مکث کرد و سپس بیرون آمد در حالی که [[شمشیر]] و [[بدن]] خود را از [[خون]] [[پاک]] می‌کرد و آنگاه به سوی هرثمه حرکت کرد.
مردی دیگر آمد و به ابوالسرایا گفت: گروهی در خرابه‌ای که در اینجا است کمین کرده‌اند، ابوالسرایا گفت: آنها را به من نشان بده، پس آن خرابه را به او نشان داد. ابوالسرایا وارد آن خرابه شد و مدتی طولانی در آنجا مکث کرد و سپس بیرون آمد در حالی که [[شمشیر]] و [[بدن]] خود را از [[خون]] [[پاک]] می‌کرد و آنگاه به سوی هرثمه حرکت کرد.
آن شخص می‌گوید: پس من وارد آن خرابه شدم، دیدم همه آن کسانی که در خرابه کمین کرده بودند کشته شده و اجسادشان روی [[زمین]] بود، پس آنها را شمردم که نزدیک به صد نفر بودند<ref>مقاتل الطالبیین، ص۵۵۲.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۵۳۷.</ref>
آن شخص می‌گوید: پس من وارد آن خرابه شدم، دیدم همه آن کسانی که در خرابه کمین کرده بودند کشته شده و اجسادشان روی [[زمین]] بود، پس آنها را شمردم که نزدیک به صد نفر بودند<ref>مقاتل الطالبیین، ص۵۵۲.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۵۳۷.</ref>
==[[نهضت محمد بن جعفر]]==
از دیگر نهضت‌هایی که در [[زمان]] [[مأمون عباسی]] روی داد نهضت محمد بن جعفر است که پس از [[نهضت محمد بن ابراهیم]] و [[ابوالسرایا]] بود و در عصر [[امامت]] [[حضرت]] [[ابوالحسن]] [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} به وقوع پیوست.
===[[شخصیت]] [[محمد بن جعفر]]===
[[ابوالفرج]] می‌گوید: او مردی [[فاضل]] و در میان [[اهل]] و [[خاندان]] خود مقدم بود؛ و می‌گوید: [[مأمون]] در [[خراسان]] به خاندان [[ابوطالب]] دستور داد که با کسی از [[آل ابوطالب]] غیر از محمد بن جعفر سوار شوند و حرکت کنند.
آنها نپذیرفتند و گفتند: حرکت نکنیم و جز با محمد بن جعفر سوار نمی‌شویم، پس مأمون با خواسته آنها موافقت کرد.
محمد بن جعفر [[حدیث]] نقل کرده است و از پدرش [[روایات]] زیادی نقل کرده و [[محدثان]] از او [[روایت]] کرده‌اند مانند [[محمد بن ابی عمرو عبدی]] و [[محمد بن سلمه]] و [[اسحاق بن موسی]] [[انصاری]] و غیر از این افراد از بزرگان [[اهل حدیث]].
[[محمد بن منصور]] گوید: در حضور [[ابوطاهر احمد بن عیسی بن عبدالله]] سخن از محمد بن جعفر به میان آمد، شنیدم از ابوطاهر که به خوبی از او یاد کرد و او را [[ستایش]] کرد و گفت: محمد بن جعفر مردی [[عابد]] و فاضل بود و روزی را [[روزه]] می‌کرد و روزی را [[افطار]] می‌نمود.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۵۳۹.</ref>
===[[زهد]] محمد بن جعفر===
[[یحیی بن حسن]] گوید از [[مؤمل]] شنیدم که می‌گفت: محمد بن جعفر را در [[مکه]] دیدم که با دویست مرد بیرون آمد که آنها [[جامه]] پشمینه بر تن داشتند و نشانه‌های [[صلاح]] و خیر بر آنان نمایان بود.
[[خدیجه]] دختر [[عبدالله بن حسین بن علی بن الحسین]] که [[همسر]] محمد بن جعفر است درباره او نقل می‌کرد که: هنگامی که محمد بن جعفر از نزد خاندان خود با جامه‌ای بیرون می‌رفت هرگز باز نمی‌گشت مگر آنکه آن جامه را بخشیده بود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۵۳۷.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۵۴۰.</ref>
===علت [[قیام محمد بن جعفر]]===
[[موسی بن سلمه]] گوید: محمد بن جعفر [[کناره‌گیری]] کرده بود و در هیچ یک از امور وارد نمی‌شد. پس مردی در روزهای [[ابوالسرایا]] نامه‌ای را نوشته بود و در آن [[نامه]] [[فاطمه]] [[دختر رسول خدا]]{{صل}} و همه [[اهل بیت]] را [[سب]] کرده و [[دشنام]] داده بود.
[[خاندان]] [[ابوطالب]] نزد او آمده و آن نامه را بر او قرائت کردند، [[محمد بن جعفر]] به آنها پاسخی نداد و برخاست و وارد خانه‌اش شد، پس از آن در حالی نزد آنان بازگشت که [[زره]] پوشیده و [[لباس]] [[نبرد]] در بر نموده و [[شمشیر]] خود را حمایل کرده بود، و [[مردم]] را به سوی خود [[دعوت]] کرد<ref>مقاتل الطالبیین، ص۵۳۸.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۵۴۰.</ref>
===محمد بن جعفر و [[مالک بن انس]]===
[[اسحاق بن موسی]] گوید: از محمد بن جعفر شنیدم که می‌گفت: نزد مالک بن انس [[شکایت]] کردم از [[مشکلات]] و سختی‌هایی که با آنها دست در گریبان یا در [[آینده]] با آن مواجه خواهیم شد.
او در پاسخ به من گفت: [[صبر]] پیشه کن تا [[تأویل]] این [[آیه]] بیاید و تحقق یابد: {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۵۴۰.</ref>
===آغاز [[قیام محمد بن جعفر]]===
[[علی بن حسین بن علی]] بن [[حمزه]] [[علوی]] از محمد، و او از عمویش نقل کرده است که: گروهی از خاندان ابوطالب نزد محمد بن جعفر گرد آمدند که از آن جمله [[حسین بن حسن افطس]] و [[محمد بن سلیمان بن داود بن حسن بن حسن]] و [[محمد بن حسن]] معروف به سیلق و [[علی بن حسین بن عیسی بن زید]] و [[علی بن حسین بن زید]] و [[علی بن جعفر بن محمد]] بودند، و در [[جبهه]] مقابل [[هارون بن مسیب]]<ref>در نقل دیگری که پس از این خواهیم آورد به جای هارون بن مسیب فرد دیگری به نام عیسی جلودی از جمله فرماندهان عباسیان است ذکر شده است.</ref> [[فرمانده سپاه]] [[عباسیان]] بود و [[نبرد]] شدیدی روی داد که تعدادی از [[سپاه]] [[هارون]] بن مسیب در آن کشته شدند.
پس یکی از [[یاران]] [[محمد بن جعفر]] بر [[هارون بن مسیب]] [[یورش]] برد و بر او نیزه زد و او را بر [[زمین]] افکند، یاران هارون بازگشته و او را [[نجات]] دادند، سپس [[سپاهیان]] هارون بازگشتند و در مدتی در کنار [[کوه]] ثبیر<ref>صاحب لسان العرب چهار ثبیر برشمرده است: ۱- ثبیر غیناء، ۲- ثبیر اعوج، ۳- ثبیر احدب، ۴- ثبیر حراء، که ظاهراً همه آنها در مکه و حوالی آن می‌باشد. و در مراصد الاطلاع (ج۱، ص۲۹۲) از اصمعی نقل شده است که ثبیر اعرج بر مکه مشرف می‌باشد.</ref> ماندند.
هارون نزد محمد بن جعفر فرستاد و [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} فرزند برادرش برای او نامه‌ای ارسال کرد، اما او به [[جنگ]] ادامه داد تا اینکه هارون بن مسیب سپاهی را به سوی او روانه کرد.
آنان محمد بن جعفر و یارانش را محاصره کردند زیرا [[پناهگاه]] او بسیار محکم بود و هارون بن مسیب نمی‌توانست به آنجا دست پیدا کند ولی ادامه محاصره آنجا باعث شد که آذوقه و آبی که [[ذخیره]] کرده بودند تمام شود و یاران محمد بن جعفر پراکنده شدند و او را تنها گذاشتند.
وقتی محمد بن جعفر دید که تنها مانده است نزد هارون رفت و از او برای خود و باقیمانده از یارانش [[امان]] گرفت، و هارون امان او را پذیرفت.
این را نوفلی نقل کرده است، اما [[محمد بن علی بن حمزه]] ذکر کرده است که فرستادن سپاه از طرف [[عیسی]] جلودی صورت گرفته و از ناحیه هارون بن مسیب نبوده است، پس جلودی [[خاندان]] [[ابوطالب]] را بر محمل‌هایی بدون زیرانداز سوار کرد و به سوی [[خراسان]] فرستاد.
[[علی بن محمد نوفلی]] گوید: در [[منزل]] «زباله» [[مردم]] [[غاضریه]] با آنها درگیر شدند و پس از نبردی سخت خاندان ابوطالب را از جلودی گرفتند، و آنها خودشان نزد [[حسن بن سهل]] رفته و او آنها را به [[خراسان]] نزد [[مأمون]] اعزام نمود.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۵۴۱.</ref>
===[[وفات]] [[محمد بن جعفر]]===
محمد بن جعفر برای رفتن نزد [[مأمون عباسی]] به خراسان عزیمت کرد و در آنجا از [[دنیا]] رفت<ref>مقاتل الطالبیین، ص۵۴۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۵۴۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۸۲۹

ویرایش