بحث:ولایت در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: برگردانده‌شده
برچسب: برگردانده‌شده
خط ۲۱: خط ۲۱:


{{متن قرآن|قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«بگو: «چه کسی می‌تواند شما را از اراده خدا نگه دارد اگر او بدی یا رحمتی را برای شما اراده کند؟!» و آنها جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای خود نخواهند یافت» سوره احزاب، آیه ۱۷.</ref>.
{{متن قرآن|قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«بگو: «چه کسی می‌تواند شما را از اراده خدا نگه دارد اگر او بدی یا رحمتی را برای شما اراده کند؟!» و آنها جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای خود نخواهند یافت» سوره احزاب، آیه ۱۷.</ref>.
در این آیه نیز افزون بر تکرر نفی بین {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} و {{متن قرآن|نَصِيرٍ}} که صریح در تعدد معناست، صدر آیه قرینه بر این است که مراد از {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} همان صاحب اختیار و مالک امر تدبیر و تصرف در خلق است.
در این آیه نیز افزون بر تکرر نفی بین {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} و {{متن قرآن|نَصِيرٍ}} که صریح در تعدد معناست، صدر آیه قرینه بر این است که مراد از {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} همان صاحب اختیار و مالک امر تدبیر و تصرف در خلق است.
موارد استعمالات قرآنی فراوان دیگری بر تعدد معنای «ولیّ» و «نصیر» دلالت دارد، البته این تعدد معنا با ناصر بودن ضمنی «ولیّ» منافات ندارد؛ زیرا «ولیّ» به معنای سلطان و صاحب اختیار و مَلِک، به کار نصرت و یاری نیز می‌پردازد.
موارد استعمالات قرآنی فراوان دیگری بر تعدد معنای «ولیّ» و «نصیر» دلالت دارد، البته این تعدد معنا با ناصر بودن ضمنی «ولیّ» منافات ندارد؛ زیرا «ولیّ» به معنای سلطان و صاحب اختیار و مَلِک، به کار نصرت و یاری نیز می‌پردازد.
ابن منظور در بیان وحدت معنای «ولیّ» و «مولا» می‌گوید: {{عربی|و الوَلِيُّ و المَوْلى واحد في كلام العرب}}<ref>لسان العرب، ج۱۵، ذیل ماده «ولی».</ref>؛ ولیّ و مولا در کلام عرب به یک معناست.
ابن منظور در بیان وحدت معنای «ولیّ» و «مولا» می‌گوید: {{عربی|و الوَلِيُّ و المَوْلى واحد في كلام العرب}}<ref>لسان العرب، ج۱۵، ذیل ماده «ولی».</ref>؛ ولیّ و مولا در کلام عرب به یک معناست.
فیروزآبادی در قاموس المحیط می‌گوید: {{عربی|الوَلْيُ: القُرْبُ، والدُّنُوُّ... والوَلِيُّ: الاسمُ منه}}؛ «وَلْی» به معنای نزدیکی است... و ولیّ اسم برگرفته شده از آن است.
فیروزآبادی در قاموس المحیط می‌گوید: {{عربی|الوَلْيُ: القُرْبُ، والدُّنُوُّ... والوَلِيُّ: الاسمُ منه}}؛ «وَلْی» به معنای نزدیکی است... و ولیّ اسم برگرفته شده از آن است.
خط ۴۰: خط ۴۳:


{{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند، ولیّ و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمت‌ها خارج ساخته، به سوی نور می‌برد. ولی کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوت‌ها هستند؛ که آنها را از نور خارج ساخته، به سوی ظلمت‌ها می‌برند؛ آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref>.
{{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند، ولیّ و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمت‌ها خارج ساخته، به سوی نور می‌برد. ولی کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوت‌ها هستند؛ که آنها را از نور خارج ساخته، به سوی ظلمت‌ها می‌برند؛ آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref>.
در این آیه «ولیّ» به معنای صاحب اختیار و مَلِک و متصرف و قائم به امر است. قرائن و شواهد متعددی بر اراده این معنا از کلمه «ولیّ» در آیه مذکور دلالت می‌کنند.
در این آیه «ولیّ» به معنای صاحب اختیار و مَلِک و متصرف و قائم به امر است. قرائن و شواهد متعددی بر اراده این معنا از کلمه «ولیّ» در آیه مذکور دلالت می‌کنند.
سیاق آیات قبل و بعد از این آیه از جمله آیة الکرسی که همه جملات آن در رابطه با وصف سلطنت و حاکمیت الهی است - نظیر: {{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>، {{متن قرآن|وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ}}<ref>«قلمرو حکومت او، آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا}}<ref>«و نگهداری آنها او را خسته نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref> -، و از جمله آیه بعد از آیة الکرسی که جملات آن نیز در راستای وصف شیوه اجرای مُلک و سلطنت و حاکمیت الهی و وصف مؤمنان و فرمانبران و سرنهادگان به این مُلک و سلطنت است، این مطلب را تأیید می‌کند.
سیاق آیات قبل و بعد از این آیه از جمله آیة الکرسی که همه جملات آن در رابطه با وصف سلطنت و حاکمیت الهی است - نظیر: {{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>، {{متن قرآن|وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ}}<ref>«قلمرو حکومت او، آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا}}<ref>«و نگهداری آنها او را خسته نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref> -، و از جمله آیه بعد از آیة الکرسی که جملات آن نیز در راستای وصف شیوه اجرای مُلک و سلطنت و حاکمیت الهی و وصف مؤمنان و فرمانبران و سرنهادگان به این مُلک و سلطنت است، این مطلب را تأیید می‌کند.
جمله {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«اکراهی در قبول دین، نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> اشاره به این حقیقت است که برپایی حاکمیت خدا در جامعه بشر با اکراه نیست، و مراد از دین، همان آیین عدل است که به وسیله پیامبر اکرم{{صل}} برای برقراری نظم در جامعه بشر فرستاده شده؛ چنان‌که در سوره شوری فرمود: {{متن قرآن|وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}<ref>«مأمورم در میان شما عدالت را اجرا کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.
جمله {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«اکراهی در قبول دین، نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> اشاره به این حقیقت است که برپایی حاکمیت خدا در جامعه بشر با اکراه نیست، و مراد از دین، همان آیین عدل است که به وسیله پیامبر اکرم{{صل}} برای برقراری نظم در جامعه بشر فرستاده شده؛ چنان‌که در سوره شوری فرمود: {{متن قرآن|وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}<ref>«مأمورم در میان شما عدالت را اجرا کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.
در جمله {{متن قرآن|قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref>«راه درست از بیراهه، روشن شده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> اشاره به این مطلب است که شیوه برپایی حاکمیت الهی در جامعه بشری شیوه تبیین و ارشاد و توضیح حقیقت و تمییز آن از باطل در برابر مردم است تا با آگاهی از حق و باطل با انتخاب خویش حکومت حق را برگزینند و از حکومت باطل و گردن نهادن به آن سر باز زنند.
در جمله {{متن قرآن|قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref>«راه درست از بیراهه، روشن شده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> اشاره به این مطلب است که شیوه برپایی حاکمیت الهی در جامعه بشری شیوه تبیین و ارشاد و توضیح حقیقت و تمییز آن از باطل در برابر مردم است تا با آگاهی از حق و باطل با انتخاب خویش حکومت حق را برگزینند و از حکومت باطل و گردن نهادن به آن سر باز زنند.
در جمله {{متن قرآن|فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}}<ref>«پس کسی که به طاغوت [= فرمانروایی جز خداوند] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به محکم‌ترین دستگیره چنگ زده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> اشاره به وصف و حال کسانی است که پس از تبیین حاکمیت حقه الهی و تمییز آن از حاکمیت باطل مدعیان دروغین رهبری و حاکمیت در جامعه بشر، دست رد به سینه نامحرمان زده و از گردن نهادن به حاکمیت طاغوت امتناع ورزیده و به حاکمیت خداوند متعال ایمان آورده و در برابر فرمان او سر تسلیم فرود آورده‌اند. این آیه فرمانبران امر و نهی الهی و سرسپردگان به حاکمیت مطلق خدا را با جمله {{متن قرآن|فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}} توصیف نموده است.
در جمله {{متن قرآن|فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}}<ref>«پس کسی که به طاغوت [= فرمانروایی جز خداوند] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به محکم‌ترین دستگیره چنگ زده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> اشاره به وصف و حال کسانی است که پس از تبیین حاکمیت حقه الهی و تمییز آن از حاکمیت باطل مدعیان دروغین رهبری و حاکمیت در جامعه بشر، دست رد به سینه نامحرمان زده و از گردن نهادن به حاکمیت طاغوت امتناع ورزیده و به حاکمیت خداوند متعال ایمان آورده و در برابر فرمان او سر تسلیم فرود آورده‌اند. این آیه فرمانبران امر و نهی الهی و سرسپردگان به حاکمیت مطلق خدا را با جمله {{متن قرآن|فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}} توصیف نموده است.
خط ۴۹: خط ۵۵:
و در جایی دیگر رسول اکرم{{صل}} را سبب آن معرفی نموده است: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref> این کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‌ها [ی شرک و ظلم و جهل] به سوی روشنایی [ایمان و عدل و آگاهی]، بیرون آوری [و هدایت کنی].
و در جایی دیگر رسول اکرم{{صل}} را سبب آن معرفی نموده است: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref> این کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‌ها [ی شرک و ظلم و جهل] به سوی روشنایی [ایمان و عدل و آگاهی]، بیرون آوری [و هدایت کنی].
بنابراین، اخراج من الظلمات إلی النور به وسیله امر و نهی تشریعی یا همان اِعمال حاکمیت الهی انجام می‌گیرد که سبب و ابزار آن، قانون و مجریان قانونند؛ کتاب خدا بیان قانون را به عهده دارد و مجریان آن و حاکمان بر طبق آن، وجود مقدس رسول الله{{صل}} و حاکمان تعیین‌شده از سوی اویند.
بنابراین، اخراج من الظلمات إلی النور به وسیله امر و نهی تشریعی یا همان اِعمال حاکمیت الهی انجام می‌گیرد که سبب و ابزار آن، قانون و مجریان قانونند؛ کتاب خدا بیان قانون را به عهده دارد و مجریان آن و حاکمان بر طبق آن، وجود مقدس رسول الله{{صل}} و حاکمان تعیین‌شده از سوی اویند.
بنابراین، جمله {{متن قرآن|يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}} اشاره به وظیفه‌ای است که حاکم اسلامی در جامعه بشری بر عهده دارد. لهذا حاکمیت الهی در حقیقت، اخراج مردم از ظلمات به نور و از نقص به کمال و از گمراهی و ضلالت به هدایت و تقوی و فضیلت است.
بنابراین، جمله {{متن قرآن|يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}} اشاره به وظیفه‌ای است که حاکم اسلامی در جامعه بشری بر عهده دارد. لهذا حاکمیت الهی در حقیقت، اخراج مردم از ظلمات به نور و از نقص به کمال و از گمراهی و ضلالت به هدایت و تقوی و فضیلت است.


۱۴٬۲۲۲

ویرایش