پرش به محتوا

آسیب‌شناسی مهدویت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۴: خط ۴:
'''معارف [[مهدویت]]''' مانند هر مجموعه [[فرهنگی]] دارای آفت‌هایی است که باید آنها و شیوه مقابله با آنها را [[شناخت]]. برخی از آسیب‌ها عبارت‌اند از: تطبق‌گرایی؛ استعجال ظهور؛ تعیین زمان ظهور؛ طرح مباحث غیرضروری در فرهنگ مهدوی؛ [[ادعای نیابت]] توسط برخی کوته‌فکران مانند: [[ابومحمد حسن شریعی]]؛ "ابو طاهر محمد بن علی بن هلال"؛ [[ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی]]؛ [[علی محمّد شیرازی]].
'''معارف [[مهدویت]]''' مانند هر مجموعه [[فرهنگی]] دارای آفت‌هایی است که باید آنها و شیوه مقابله با آنها را [[شناخت]]. برخی از آسیب‌ها عبارت‌اند از: تطبق‌گرایی؛ استعجال ظهور؛ تعیین زمان ظهور؛ طرح مباحث غیرضروری در فرهنگ مهدوی؛ [[ادعای نیابت]] توسط برخی کوته‌فکران مانند: [[ابومحمد حسن شریعی]]؛ "ابو طاهر محمد بن علی بن هلال"؛ [[ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی]]؛ [[علی محمّد شیرازی]].


==مقدمه==
== مقدمه ==
برای معارف [[مهدویت]] نیز مانند هر [[فرهنگ]] و مجموعه [[معرفتی]]، ممکن است آفت‌هایی روی دهد که مانع [[رشد]] و بالندگی آن [[فرهنگ]] باشد. [[آموزه‌های مهدوی]] نیز گاهی به آفت‌هایی گرفتار می‌شود که حرکت معتقدان آن را کنُد می‌کند. بحث [[انحرافات]] در [[مهدویت]] عهده‌دار شناختن آن آفت‌ها و شیوه مقابله با آنهاست.
برای معارف [[مهدویت]] نیز مانند هر [[فرهنگ]] و مجموعه [[معرفتی]]، ممکن است آفت‌هایی روی دهد که مانع [[رشد]] و بالندگی آن [[فرهنگ]] باشد. [[آموزه‌های مهدوی]] نیز گاهی به آفت‌هایی گرفتار می‌شود که حرکت معتقدان آن را کنُد می‌کند. بحث [[انحرافات]] در [[مهدویت]] عهده‌دار شناختن آن آفت‌ها و شیوه مقابله با آنهاست.


==انواع [[انحراف]]==
== انواع [[انحراف]] ==
[[انحرافات]] که در زمینه [[مهدویت]] اتفاق افتاده است، از تنوع فراوانی برخوردار است که شاید بتوان آنها را در دسته‌بندی زیر قرار داد:
[[انحرافات]] که در زمینه [[مهدویت]] اتفاق افتاده است، از تنوع فراوانی برخوردار است که شاید بتوان آنها را در دسته‌بندی زیر قرار داد:
#کج فهمی: یعنی [[فهم]] غلط از [[مباحث مهدوی]] مانند مهر و [[قهر]]، [[انتظار]]، [[شیوه]] [[ظلم]]؛
# کج فهمی: یعنی [[فهم]] غلط از [[مباحث مهدوی]] مانند مهر و [[قهر]]، [[انتظار]]، [[شیوه]] [[ظلم]]؛
#کج [[رفتاری]]: یعنی رفتارهای نامناسب در برخورد با [[معارف مهدوی]] مانند تطبیق‌گرایی، [[ملاقات‌گرایی]]، [[خرافات]]؛
# کج [[رفتاری]]: یعنی رفتارهای نامناسب در برخورد با [[معارف مهدوی]] مانند تطبیق‌گرایی، [[ملاقات‌گرایی]]، [[خرافات]]؛
#مدعیان: کسانی که به نحوی در مورد [[آموزه‌های مهدوی]] ادعاهایی کرده‌اند.
# مدعیان: کسانی که به نحوی در مورد [[آموزه‌های مهدوی]] ادعاهایی کرده‌اند.


==[[انحرافات]] و کج‌فهمی==
== [[انحرافات]] و کج‌فهمی ==
از آسیب‌های مهم در [[فرهنگ مهدویت]]، [[تفسیرها]] و برداشت‌های [[نادرست]] از موضوعات این [[فرهنگ اسلامی]] است. تحلیل [[نادرست]] و ناقص از [[روایات]] به دریافت غیر صحیح می‌انجامد که چند نمونه از آن را بیان می‌کنیم.
از آسیب‌های مهم در [[فرهنگ مهدویت]]، [[تفسیرها]] و برداشت‌های [[نادرست]] از موضوعات این [[فرهنگ اسلامی]] است. تحلیل [[نادرست]] و ناقص از [[روایات]] به دریافت غیر صحیح می‌انجامد که چند نمونه از آن را بیان می‌کنیم.
# [[برداشت غلط از مفهوم انتظار]] سبب شده است که بعضی [[گمان]] کنند که چون [[اصلاح]] [[جهان]] از [[فسادها]] به‌دست [[امام عصر]]{{ع}} خواهد بود، پس ما در برابر [[تباهی‌ها]] و [[ناهنجاری‌ها]] هیچ وظیفه‌ای نداریم و بلکه ممکن است گفته شود که برای نزدیک شدن [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} باید برای [[ترویج]] [[بدی‌ها]] و [[زشتی‌ها]] در [[جامعه]] [[اقدام]] کنیم. این [[اندیشه]] [[نادرست]] در مقابل دیدگاه [[قرآن]] و [[اهل بیت]]{{ع}} است که [[امر به معروف و نهی از منکر]] را از [[وظایف]] حتمی هر [[مسلمان]] می‌داند.<ref>در درس پانزدهم ص ۲۵۶ به تصیل این مطلب بررسی شد.</ref>
# [[برداشت غلط از مفهوم انتظار]] سبب شده است که بعضی [[گمان]] کنند که چون [[اصلاح]] [[جهان]] از [[فسادها]] به‌دست [[امام عصر]]{{ع}} خواهد بود، پس ما در برابر [[تباهی‌ها]] و [[ناهنجاری‌ها]] هیچ وظیفه‌ای نداریم و بلکه ممکن است گفته شود که برای نزدیک شدن [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} باید برای [[ترویج]] [[بدی‌ها]] و [[زشتی‌ها]] در [[جامعه]] [[اقدام]] کنیم. این [[اندیشه]] [[نادرست]] در مقابل دیدگاه [[قرآن]] و [[اهل بیت]]{{ع}} است که [[امر به معروف و نهی از منکر]] را از [[وظایف]] حتمی هر [[مسلمان]] می‌داند.<ref>در درس پانزدهم ص ۲۵۶ به تصیل این مطلب بررسی شد.</ref>
#یکی دیگر از برداشت‌های غلط در [[فرهنگ مهدویت]]، نشان دادن چهره [[خشونت‌آمیز]] از [[امام مهدی]]{{ع}} است. بر خلاف تصوّر بعضی افراد که می‌اندیشند [[امام مهدی]]{{ع}} با [[شمشیر]] [[عدالت]]، دریایی از [[خون]] به راه می‌اندازد و بسیاری را از دم تیغ عبور می‌دهد، [[امام عصر]]{{ع}} [[مظهر]] [[رأفت]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] است و مانند [[پیامبر بزرگوار اسلام]]{{صل}} ابتدا همگان را با بیان روشن و [[دلایل]] آشکار به [[اسلام]] و [[قرآن]] می‌خواند و بیشتر [[مردم]]، [[دعوت]] آن [[حضرت]] را پاسخ می‌دهند و به او می‌پیوندند. بنابراین [[امام زمان]]{{ع}} تنها با [[مخالفان]] سرسخت که آگاهانه از [[پذیرفتن حق]] سرباز می‌زنند و جز زبان [[شمشیر]] نمی‌فهمند با [[سلاح]] برخورد می‌کند.  
# یکی دیگر از برداشت‌های غلط در [[فرهنگ مهدویت]]، نشان دادن چهره [[خشونت‌آمیز]] از [[امام مهدی]]{{ع}} است. بر خلاف تصوّر بعضی افراد که می‌اندیشند [[امام مهدی]]{{ع}} با [[شمشیر]] [[عدالت]]، دریایی از [[خون]] به راه می‌اندازد و بسیاری را از دم تیغ عبور می‌دهد، [[امام عصر]]{{ع}} [[مظهر]] [[رأفت]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] است و مانند [[پیامبر بزرگوار اسلام]]{{صل}} ابتدا همگان را با بیان روشن و [[دلایل]] آشکار به [[اسلام]] و [[قرآن]] می‌خواند و بیشتر [[مردم]]، [[دعوت]] آن [[حضرت]] را پاسخ می‌دهند و به او می‌پیوندند. بنابراین [[امام زمان]]{{ع}} تنها با [[مخالفان]] سرسخت که آگاهانه از [[پذیرفتن حق]] سرباز می‌زنند و جز زبان [[شمشیر]] نمی‌فهمند با [[سلاح]] برخورد می‌کند.  
#بعضی افراد از ظاهر برخی از [[روایات]]، این‌گونه برداشت کرده‌اند که هر قیامی قبل از [[قیام امام مهدی]]{{ع}} محکوم و مردود است؛ بنابراین در برابر [[قیام]] و [[انقلاب]] شکوهمند [[اسلامی]] [[ایران]] که قیامی بر ضدّ [[طاغوت]] و [[استکبار]] و در جهت برقراری [[احکام الهی]] بوده است، موضع [[نادرستی]] گرفته‌اند.
# بعضی افراد از ظاهر برخی از [[روایات]]، این‌گونه برداشت کرده‌اند که هر قیامی قبل از [[قیام امام مهدی]]{{ع}} محکوم و مردود است؛ بنابراین در برابر [[قیام]] و [[انقلاب]] شکوهمند [[اسلامی]] [[ایران]] که قیامی بر ضدّ [[طاغوت]] و [[استکبار]] و در جهت برقراری [[احکام الهی]] بوده است، موضع [[نادرستی]] گرفته‌اند.
در پاسخ باید گفت که اجرای بسیاری از [[احکام اسلامی]] مانند [[اقامه حدود]] و [[قصاص]] و نیز [[جهاد]] با [[دشمنان]] و [[مبارزه]] فراگیر با [[فساد]] جز با [[تشکیل حکومت اسلامی]] ممکن نیست؛ بنابراین تلاش برای برقراری [[نظام اسلامی]]، کاری [[پسندیده]] و مورد قبول است و [[نهی]] از [[قیام]] در بعضی از [[روایات]] به معنای شرکت در قیام‌های [[باطل]] است که [[انگیزه]] [[الهی]] ندارد یا قیام‌هایی که بدون توجه به شرایط و زمینه‌های لازم انجام می‌گیرد و یا حرکت‌هایی که به عنوان [[قیام مهدوی]] شروع می‌گردد؛ نه اینکه هر [[انقلاب]] و حرکتی که در مسیر [[اصلاح جامعه]] است، مردود شمرده شود<ref>برای اطلاع بیشتر درباره این موضوع ر.ک: دادگستر جهان، ص ۲۵۴ ـ ۳۰۰.</ref>.
در پاسخ باید گفت که اجرای بسیاری از [[احکام اسلامی]] مانند [[اقامه حدود]] و [[قصاص]] و نیز [[جهاد]] با [[دشمنان]] و [[مبارزه]] فراگیر با [[فساد]] جز با [[تشکیل حکومت اسلامی]] ممکن نیست؛ بنابراین تلاش برای برقراری [[نظام اسلامی]]، کاری [[پسندیده]] و مورد قبول است و [[نهی]] از [[قیام]] در بعضی از [[روایات]] به معنای شرکت در قیام‌های [[باطل]] است که [[انگیزه]] [[الهی]] ندارد یا قیام‌هایی که بدون توجه به شرایط و زمینه‌های لازم انجام می‌گیرد و یا حرکت‌هایی که به عنوان [[قیام مهدوی]] شروع می‌گردد؛ نه اینکه هر [[انقلاب]] و حرکتی که در مسیر [[اصلاح جامعه]] است، مردود شمرده شود<ref>برای اطلاع بیشتر درباره این موضوع ر. ک: دادگستر جهان، ص ۲۵۴ ـ ۳۰۰.</ref>.


==[[انحرافات]] و کج‌رفتاری==
== [[انحرافات]] و کج‌رفتاری ==
نوع دیگر [[انحرافات]]، رفتارهای ناصوابی است که توسط برخی افراد انجام می‌شود.
نوع دیگر [[انحرافات]]، رفتارهای ناصوابی است که توسط برخی افراد انجام می‌شود.
#'''تطبق‌گرایی''': در [[روایات]]، نشانه‌هایی برای [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} بیان شده است؛ امّا کیفیت دقیق و خصوصیات آنها روشن نیست و این بستری برای تحلیل‌ها و تفسیرهای شخصی و احتمالی شده است. هر از چند گاهی، بعضی در پی [[تطبیق علائم]] ظهور بر پدیده‌های موجود برمی‌آیند و بدین وسیله از [[نزدیکی ظهور]] خبر می‌دهند. این جریان نیز از آسیب‌هایی است که گاهی به [[یأس]] و [[ناامیدی]] از ظهور می‌انجامد؛ برای مثال وقتی [[شخصیت]] [[سفیانی]] به فردی خاصّ که در فلان منطقه است [[تفسیر]] شود و درباره [[دجّال]]، تحلیل‌های بی‌دلیل مطرح گردد و به دنبال آن، [[بشارت ظهور]] در زمانی بسیار نزدیک، به همگان داده شود، امّا بعد از طی شدن سالیانی، [[امام]]{{ع}} ظهور نکند، عدّه‌ای به [[انحراف]] و [[اشتباه]] گرفتار می‌شوند و در [[اعتقادات]] صحیح خود دچار [[تزلزل]] و تردید می‌گردند.
#'''تطبق‌گرایی''': در [[روایات]]، نشانه‌هایی برای [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} بیان شده است؛ امّا کیفیت دقیق و خصوصیات آنها روشن نیست و این بستری برای تحلیل‌ها و تفسیرهای شخصی و احتمالی شده است. هر از چند گاهی، بعضی در پی [[تطبیق علائم]] ظهور بر پدیده‌های موجود برمی‌آیند و بدین وسیله از [[نزدیکی ظهور]] خبر می‌دهند. این جریان نیز از آسیب‌هایی است که گاهی به [[یأس]] و [[ناامیدی]] از ظهور می‌انجامد؛ برای مثال وقتی [[شخصیت]] [[سفیانی]] به فردی خاصّ که در فلان منطقه است [[تفسیر]] شود و درباره [[دجّال]]، تحلیل‌های بی‌دلیل مطرح گردد و به دنبال آن، [[بشارت ظهور]] در زمانی بسیار نزدیک، به همگان داده شود، امّا بعد از طی شدن سالیانی، [[امام]]{{ع}} ظهور نکند، عدّه‌ای به [[انحراف]] و [[اشتباه]] گرفتار می‌شوند و در [[اعتقادات]] صحیح خود دچار [[تزلزل]] و تردید می‌گردند.
خط ۲۷: خط ۲۷:
#'''طرح مباحث غیرضروری در فرهنگ ناب مهدوی''': معارف فراوانی است که پرداختن به آنها یک [[ضرورت]] شمرده می‌شود و نقش اساسی در جهت [[آگاهی بخشی]] به شیعیان دارد و برای ترسیم نحوه عملکرد آنها در [[زمان غیبت]] بسیار مهم است. پرداختن به مباحثی از قبیل [[ازدواج حضرت]] یا وجود [[فرزند]] برای آن بزرگوار و یا [[محل زندگی]] [[حضرت]] و مانند آن از نمونه‌های بحث‌های غیرضروری است که بجاست جای خود را به مباحث کاربردی و تأثیرگذار بدهد؛ به همین [[دلیل]] [[گفت‌وگو]] درباره شرایط و [[زمینه‌های ظهور]] نیز بر بحث [[علایم ظهور]] مقدم است؛ زیرا آشنایی با شرایط و [[زمینه‌های ظهور]] نیز بر بحث [[علایم ظهور]] مقدم است؛ زیرا آشنایی با [[شرایط ظهور]]، [[مشتاقان]] [[امام]] را به حرکت در راستای تحقق آن شرایط [[ترغیب]] می‌کند. این نکته نیز مهم است که در طرح [[مباحث مهدویت]]، جامع‌نگری لازم است. مقصود این است که در هنگام [[گفت‌وگو]] درباره یک موضوع، مجموعه [[معارف]] [[مهدویت]] مطالعه شوند. گاهی بعضی افراد با مطالعه برخی از [[روایات]] و بدون در نظر گرفتن [[روایات]] دیگر، تحلیل‌های [[نادرستی]] از جریان [[مهدویّت]] بیان می‌کنند؛ برای مثال با ملاحظه روایاتی که از [[جنگ]] طولانی و [[خونریزی]] فراوان خبر داده است، چهره بسیار خشنی از [[امام غایب]] ترسیم می‌کنند و از [[روایات]] دیگر که جلوه‌های [[محبّت]] و [[مهربانی]] [[امام مهدی]]{{ع}} را بیان کرده و [[سیره]] و [[اخلاق]] او را همانند [[خلق و خوی]] جدّ گرامی‌اش [[پیامبر]] مکرّم [[اسلام]]{{صل}} معرفی نموده است، [[غافل]] می‌مانند. [[بدیهی]] است که دقّت در هر دو دسته [[روایات]]، این [[حقیقت]] را بیان می‌کند که [[برخورد امام]] با همه انسان‌های [[حق]] طلب –چه رسد به [[شیعیان]] و [[دوستداران]] آن بزرگوار- با دریایی از [[مهربانی]] و [[صفا]] و [[صمیمیت]] خواهد بود و [[شمشیر]] [[انتقام]] آن [[ذخیره الهی]] تنها بر گرده [[ستمگران]] و [[پیروان]] آنها فرود خواهد آمد.
#'''طرح مباحث غیرضروری در فرهنگ ناب مهدوی''': معارف فراوانی است که پرداختن به آنها یک [[ضرورت]] شمرده می‌شود و نقش اساسی در جهت [[آگاهی بخشی]] به شیعیان دارد و برای ترسیم نحوه عملکرد آنها در [[زمان غیبت]] بسیار مهم است. پرداختن به مباحثی از قبیل [[ازدواج حضرت]] یا وجود [[فرزند]] برای آن بزرگوار و یا [[محل زندگی]] [[حضرت]] و مانند آن از نمونه‌های بحث‌های غیرضروری است که بجاست جای خود را به مباحث کاربردی و تأثیرگذار بدهد؛ به همین [[دلیل]] [[گفت‌وگو]] درباره شرایط و [[زمینه‌های ظهور]] نیز بر بحث [[علایم ظهور]] مقدم است؛ زیرا آشنایی با شرایط و [[زمینه‌های ظهور]] نیز بر بحث [[علایم ظهور]] مقدم است؛ زیرا آشنایی با [[شرایط ظهور]]، [[مشتاقان]] [[امام]] را به حرکت در راستای تحقق آن شرایط [[ترغیب]] می‌کند. این نکته نیز مهم است که در طرح [[مباحث مهدویت]]، جامع‌نگری لازم است. مقصود این است که در هنگام [[گفت‌وگو]] درباره یک موضوع، مجموعه [[معارف]] [[مهدویت]] مطالعه شوند. گاهی بعضی افراد با مطالعه برخی از [[روایات]] و بدون در نظر گرفتن [[روایات]] دیگر، تحلیل‌های [[نادرستی]] از جریان [[مهدویّت]] بیان می‌کنند؛ برای مثال با ملاحظه روایاتی که از [[جنگ]] طولانی و [[خونریزی]] فراوان خبر داده است، چهره بسیار خشنی از [[امام غایب]] ترسیم می‌کنند و از [[روایات]] دیگر که جلوه‌های [[محبّت]] و [[مهربانی]] [[امام مهدی]]{{ع}} را بیان کرده و [[سیره]] و [[اخلاق]] او را همانند [[خلق و خوی]] جدّ گرامی‌اش [[پیامبر]] مکرّم [[اسلام]]{{صل}} معرفی نموده است، [[غافل]] می‌مانند. [[بدیهی]] است که دقّت در هر دو دسته [[روایات]]، این [[حقیقت]] را بیان می‌کند که [[برخورد امام]] با همه انسان‌های [[حق]] طلب –چه رسد به [[شیعیان]] و [[دوستداران]] آن بزرگوار- با دریایی از [[مهربانی]] و [[صفا]] و [[صمیمیت]] خواهد بود و [[شمشیر]] [[انتقام]] آن [[ذخیره الهی]] تنها بر گرده [[ستمگران]] و [[پیروان]] آنها فرود خواهد آمد.


==[[انحرافات]] و ادعاها==
== [[انحرافات]] و ادعاها ==
بخش سوم انحرفات، ادعای [[باطل]] و دروغینی است که در مباحث مختلف [[مهدوی]] طرح شده است.
بخش سوم انحرفات، ادعای [[باطل]] و دروغینی است که در مباحث مختلف [[مهدوی]] طرح شده است.


'''[[ادعای نیابت]]''': در طول سالیان [[غیبت امام مهدی]]{{ع}} افرادی به [[دروغ]] ادعا کرده‌اند که با آن حضرت، [[ارتباط]] خاص دارند و از سوی آن بزرگوار، به [[مقام]] [[نیابت خاص]] رسیده‌اند. [[امام زمان]]{{ع}} در آخرین [[نامه]] خود به [[نایب چهارم]]، تصریح فرموده‌اند: تو تا شش روز دیگر از [[دنیا خواهی]] رفت. کارهایت را سامان ده و درباره [[جانشینی]] [پس] از خود، به هیچ کس [[وصیّت]] نکن که [[غیبت]] کامل [= [[غیبت کبرا]]] فرا رسیده است.... و در [[آینده]] بعضی از [[شیعیان]] من ادّعای [[مشاهده]] [و [[ارتباط]] با من] می‌کنند. [[آگاه]] باشید که هر کس قبل از [[خروج سفیانی]] و [[صیحه]] [آسمانی] ادّعای [[مشاهده]] کند، [[دروغ‌گو]] است<ref>ر.ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۱۶، ح ۴۴.</ref>. با این بیان روشن، هر شیعۀ [[آگاهی]] [[وظیفه]] دارد، مدّعیان [[ارتباط]] و [[نیابت خاص]] را [[تکذیب]] کند و راه [[نفوذ]] و [[سودجویی]] این [[فرصت]] طلبان و [[دنیا]] خواهان را ببندد.
'''[[ادعای نیابت]]''': در طول سالیان [[غیبت امام مهدی]]{{ع}} افرادی به [[دروغ]] ادعا کرده‌اند که با آن حضرت، [[ارتباط]] خاص دارند و از سوی آن بزرگوار، به [[مقام]] [[نیابت خاص]] رسیده‌اند. [[امام زمان]]{{ع}} در آخرین [[نامه]] خود به [[نایب چهارم]]، تصریح فرموده‌اند: تو تا شش روز دیگر از [[دنیا خواهی]] رفت. کارهایت را سامان ده و درباره [[جانشینی]] [پس] از خود، به هیچ کس [[وصیّت]] نکن که [[غیبت]] کامل [= [[غیبت کبرا]]] فرا رسیده است.... و در [[آینده]] بعضی از [[شیعیان]] من ادّعای [[مشاهده]] [و [[ارتباط]] با من] می‌کنند. [[آگاه]] باشید که هر کس قبل از [[خروج سفیانی]] و [[صیحه]] [آسمانی] ادّعای [[مشاهده]] کند، [[دروغ‌گو]] است<ref>ر. ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۱۶، ح ۴۴.</ref>. با این بیان روشن، هر شیعۀ [[آگاهی]] [[وظیفه]] دارد، مدّعیان [[ارتباط]] و [[نیابت خاص]] را [[تکذیب]] کند و راه [[نفوذ]] و [[سودجویی]] این [[فرصت]] طلبان و [[دنیا]] خواهان را ببندد.


برخی از معروف‌ترین [[مدعیان دروغین]] از این قرارند:
برخی از معروف‌ترین [[مدعیان دروغین]] از این قرارند:


# [[ابومحمد حسن شریعی]]؛ نخستین کسی است که به [[دروغ]] و [[افترا]]، [[ادعای نیابت]] [[امام زمان]]{{ع}} را کرد. او پیش‌تر از [[یاران امام هادی]] و [[امام حسن عسکری]]{{عم}} بود؛ ولی پس از آن [[منحرف]] شد. [[تاریخ]] [[ادعای نیابت]] دروغین او به صورت دقیق بیان نشده است؛ لکن چون این ادعاهای دروغین، از دوران [[نایب دوم]] آغاز شده است، به نظر می‌رسد وی در دوران [[سفارت]] و [[نیابت]] [[محمد بن عثمان]]، به چنین عملی دست زده است.<ref>کتاب الغیبة طوسی، ص ۳۹۷. ذکر المذمومین الذین ادعوا البابیة [و السفارة کذبا و افتراء] لعنهم الله.</ref>
# [[ابومحمد حسن شریعی]]؛ نخستین کسی است که به [[دروغ]] و [[افترا]]، [[ادعای نیابت]] [[امام زمان]]{{ع}} را کرد. او پیش‌تر از [[یاران امام هادی]] و [[امام حسن عسکری]]{{عم}} بود؛ ولی پس از آن [[منحرف]] شد. [[تاریخ]] [[ادعای نیابت]] دروغین او به صورت دقیق بیان نشده است؛ لکن چون این ادعاهای دروغین، از دوران [[نایب دوم]] آغاز شده است، به نظر می‌رسد وی در دوران [[سفارت]] و [[نیابت]] [[محمد بن عثمان]]، به چنین عملی دست زده است.<ref>کتاب الغیبة طوسی، ص ۳۹۷. ذکر المذمومین الذین ادعوا البابیة [و السفارة کذبا و افتراء] لعنهم الله.</ref>
#ابو [[طاهر]] [[محمد بن علی]] بن هلال؛ او در ابتدا نزد [[امام حسن عسکری]]{{ع}} فردی مورد [[اعتماد]] بود و روایاتی چند از آن [[حضرت]] [[نقل]] کرده است؛ ولی رفته‌رفته به سبب [[پیروی]] از [[هوای نفس]]، راه [[انحراف]] در پیش گرفت و مورد [[مذمت]] [[خاندان وحی]] واقع شد. وی، ادعا کرد [[وکیل]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} است. او [[نیابت]] [[نایب دوم]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} را منکر شد و درباره اموالی که نزد وی جمع شده بود تا به [[حضرت مهدی]]{{ع}} برساند، [[خیانت]] کرد.<ref>همان، ص ۳۹۹.</ref> [[نایب دوم]]، زمینه [[دیدار]] وی را با [[حضرت مهدی]]{{ع}} فراهم کرد. [[امام]] به وی [[فرمان]] داد: [[اموال]] را به نایبشان رد کند؛ اما او در [[دشمنی]] و [[انحراف]] خود باقی ماند. پایان کارش آن شد که توقیعی از [[ناحیه مقدسه]] [[حضرت مهدی]]{{ع}}، مبنی بر [[لعن]] و [[نفرین]] و [[بیزاری]] از وی صادر شد.
# ابو [[طاهر]] [[محمد بن علی]] بن هلال؛ او در ابتدا نزد [[امام حسن عسکری]]{{ع}} فردی مورد [[اعتماد]] بود و روایاتی چند از آن [[حضرت]] [[نقل]] کرده است؛ ولی رفته‌رفته به سبب [[پیروی]] از [[هوای نفس]]، راه [[انحراف]] در پیش گرفت و مورد [[مذمت]] [[خاندان وحی]] واقع شد. وی، ادعا کرد [[وکیل]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} است. او [[نیابت]] [[نایب دوم]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} را منکر شد و درباره اموالی که نزد وی جمع شده بود تا به [[حضرت مهدی]]{{ع}} برساند، [[خیانت]] کرد.<ref>همان، ص ۳۹۹.</ref> [[نایب دوم]]، زمینه [[دیدار]] وی را با [[حضرت مهدی]]{{ع}} فراهم کرد. [[امام]] به وی [[فرمان]] داد: [[اموال]] را به نایبشان رد کند؛ اما او در [[دشمنی]] و [[انحراف]] خود باقی ماند. پایان کارش آن شد که توقیعی از [[ناحیه مقدسه]] [[حضرت مهدی]]{{ع}}، مبنی بر [[لعن]] و [[نفرین]] و [[بیزاری]] از وی صادر شد.
# [[ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی]]؛ او از [[یاران]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} و از [[دانشمندان]]، دبیران و [[محدثان]] زمان خود در [[بغداد]] بود. کتاب‌های بسیاری داشت و در آنها، انبوه روایاتی را که از [[امامان اهل بیت]]{{عم}} شنیده بود، گردآوری و دسته‌بندی کرده بود.
# [[ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی]]؛ او از [[یاران]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} و از [[دانشمندان]]، دبیران و [[محدثان]] زمان خود در [[بغداد]] بود. کتاب‌های بسیاری داشت و در آنها، انبوه روایاتی را که از [[امامان اهل بیت]]{{عم}} شنیده بود، گردآوری و دسته‌بندی کرده بود.
هنگامی که راه [[انحراف]] و [[ارتجاع]] را در پیش گرفت و از نظر [[اندیشه]]، [[عقیده]] و عملکرد [[تغییر]] یافت؛ در [[روایات]] تغییراتی ایجاد می‌کرد؛ هر چه می‌خواست برآنها می‌افزود و هر چه دلخواه او بود، کم می‌کرد.
هنگامی که راه [[انحراف]] و [[ارتجاع]] را در پیش گرفت و از نظر [[اندیشه]]، [[عقیده]] و عملکرد [[تغییر]] یافت؛ در [[روایات]] تغییراتی ایجاد می‌کرد؛ هر چه می‌خواست برآنها می‌افزود و هر چه دلخواه او بود، کم می‌کرد.
[[نجاشی]] در [[رجال]] خود می‌نویسد: [[ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی]] از [[پیروان]] [[مذهب امامیه]] بود؛ اما [[رشک]] و [[حسد]] بر [[مقام]] [[ابوالقاسم]] [[حسین بن روح]]، وی را بر آن داشت که ترک [[مذهب امامیه]] گوید و داخل کیش‌های مردود شود؛ تا بدآنجا که از طرف [[امام غایب]] توقیعاتی بر ضد او صادر شد و سرانجام به امر [[سلطان]] ([[دولت]]) به دار آویخته شد.<ref>نجاشی، رجال، ص۳۷۸.</ref>
[[نجاشی]] در [[رجال]] خود می‌نویسد: [[ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی]] از [[پیروان]] [[مذهب امامیه]] بود؛ اما [[رشک]] و [[حسد]] بر [[مقام]] [[ابوالقاسم]] [[حسین بن روح]]، وی را بر آن داشت که ترک [[مذهب امامیه]] گوید و داخل کیش‌های مردود شود؛ تا بدآنجا که از طرف [[امام غایب]] توقیعاتی بر ضد او صادر شد و سرانجام به امر [[سلطان]] ([[دولت]]) به دار آویخته شد.<ref>نجاشی، رجال، ص۳۷۸.</ref>


==[[ادعای مهدویت]]==
== [[ادعای مهدویت]] ==
فرقه‌های انحرافی که در [[اسلام]] به وجود آمده‌اند، بسیارند؛ ولی در میان فرق [[انحرافی]] که به موضوع [[مهدویّت]] [[ارتباط]] دارند، سه [[فرقه]] در [[ایران]] [[شهرت]] دارند که عبارتند از [[شیخیّه]]، بابیّت و بهائیّت. [[شیخیه]] با [[انحراف]] در بعضی از امور [[اعتقادی]] زمینه‌ساز [[بابیت]] و [[بهائیت]] شد و موسّسان این دو [[فرقه]]، براساس بعضی از [[عقاید]] غلط [[شیخیه]] به ادّعاهای [[باطل]] روی آوردند. [[علی محمد باب]] شیرازی خود از [[پیروان]] و [[شاگردان]] [[سید کاظم رشتی]] بود و [[میرزا حسین علی نوری]]، بزرگان [[شیخیه]] را مبشران ظهور خود می‌دانست<ref>میرزا حسین علی نوری (بهاء الله) از شیخ احمد احسائی و کاظم رشتی با لقب نورین نیّرین یاد کرده و آنها را مبشّران ظهور خود و باب می‌خواند. (ایقان، ص ۳ و ۴).</ref>. [[شیخیه]] مکتبی است که در اوایل [[قرن سیزدهم]] بر اساس [[تفکرات]] [[شیخ احمد احسائی]] پایه‌گذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از [[عقاید]]، پایه‌گذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از [[عقاید]]، از [[تشیّع]] فاصله گرفت. [[شیخ احمد احسائی]] و پیروانش بر این باورند که [[امام غایب]] در عالم دیگری به نام هورقلیا<ref>هورقلیا از نظر احمد به معنای عالمی غیر از عالم دنیا (عالم مادّه) و بالاتر از آن است. به عبارت روشن‌تر، هورقلیا حد وسط بین عالم دنیا و عالم ملکوت و از جنس عالم مثال است. این ملک محله‌های متعددی دارد که تنها در دو مجلۀ جابرسا و جابلقا میلیون‌ها امّت با زبان‌های متفاوت و با بدن مثالی و جسم لطیف به سر می‌برند. جسم لطیف، همان سرشت آدمی است که از آن آفریده شده و همان بدنی است که در قیامت مردگان با آن زنده خواهند شد. (فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۷۰ با تلخیص و تصرّف).</ref> [[زندگی]] می‌کنند و [[راز]] [[عمر طولانی]] او در همین است که با بدنی هورقلیایی و غیرمادّی در آن عالم به سر می‌برد و هرگاه بخواهد به این دنیای [[مادّی]] پا گذارد، صورتی از صورت‌های [[اهل]] [[زمین]] را می‌پوشد و کسی او را نمی‌شناسد<ref>جوامع الکلم، ج ۲، قسمت دوم، ص ۱۰۳.</ref>.
فرقه‌های انحرافی که در [[اسلام]] به وجود آمده‌اند، بسیارند؛ ولی در میان فرق [[انحرافی]] که به موضوع [[مهدویّت]] [[ارتباط]] دارند، سه [[فرقه]] در [[ایران]] [[شهرت]] دارند که عبارتند از [[شیخیّه]]، بابیّت و بهائیّت. [[شیخیه]] با [[انحراف]] در بعضی از امور [[اعتقادی]] زمینه‌ساز [[بابیت]] و [[بهائیت]] شد و موسّسان این دو [[فرقه]]، براساس بعضی از [[عقاید]] غلط [[شیخیه]] به ادّعاهای [[باطل]] روی آوردند. [[علی محمد باب]] شیرازی خود از [[پیروان]] و [[شاگردان]] [[سید کاظم رشتی]] بود و [[میرزا حسین علی نوری]]، بزرگان [[شیخیه]] را مبشران ظهور خود می‌دانست<ref>میرزا حسین علی نوری (بهاء الله) از شیخ احمد احسائی و کاظم رشتی با لقب نورین نیّرین یاد کرده و آنها را مبشّران ظهور خود و باب می‌خواند. (ایقان، ص ۳ و ۴).</ref>. [[شیخیه]] مکتبی است که در اوایل [[قرن سیزدهم]] بر اساس [[تفکرات]] [[شیخ احمد احسائی]] پایه‌گذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از [[عقاید]]، پایه‌گذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از [[عقاید]]، از [[تشیّع]] فاصله گرفت. [[شیخ احمد احسائی]] و پیروانش بر این باورند که [[امام غایب]] در عالم دیگری به نام هورقلیا<ref>هورقلیا از نظر احمد به معنای عالمی غیر از عالم دنیا (عالم مادّه) و بالاتر از آن است. به عبارت روشن‌تر، هورقلیا حد وسط بین عالم دنیا و عالم ملکوت و از جنس عالم مثال است. این ملک محله‌های متعددی دارد که تنها در دو مجلۀ جابرسا و جابلقا میلیون‌ها امّت با زبان‌های متفاوت و با بدن مثالی و جسم لطیف به سر می‌برند. جسم لطیف، همان سرشت آدمی است که از آن آفریده شده و همان بدنی است که در قیامت مردگان با آن زنده خواهند شد. (فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۷۰ با تلخیص و تصرّف).</ref> [[زندگی]] می‌کنند و [[راز]] [[عمر طولانی]] او در همین است که با بدنی هورقلیایی و غیرمادّی در آن عالم به سر می‌برد و هرگاه بخواهد به این دنیای [[مادّی]] پا گذارد، صورتی از صورت‌های [[اهل]] [[زمین]] را می‌پوشد و کسی او را نمی‌شناسد<ref>جوامع الکلم، ج ۲، قسمت دوم، ص ۱۰۳.</ref>.


گروهی از [[شیخیه]] معتقدند که [[اصول دین]]، [[ایمان]] به چهار اصل است: [[توحید]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و پس از آن، رکن چهارم [[ایمان]]، یعنی [[شناخت]] [[شیعه کامل]] است که در [[زمان غیبت]]، [[واسطه فیض]] میان [[امام غایب]] و [[مردم]] است. او [[احکام]] را بی‌واسطه از [[امام زمان]]{{ع}} می‌گیرد و به دیگران می‌رساند.<ref>فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۶۹.</ref> به [[اعتقاد]] اینان [[پیشوایان]] [[شیخیه]] یعنی احسائی و [[جانشینان]] او، مصداق [[شیعه کامل]] و [[رکن رابع]] هستند و تنها کسانی هستند که می‌توانند [[احکام فقهی]] را برای دیگران بیان کنند. به همین [[دلیل]]، این گروه از [[شیخیه]] به [[اجتهاد]] و [[تقلید]] عقیده‌ای ندارند<ref>ر.ک: احقاق الحق، ص ۳۵۶ (ص ۲۸۳، ۳۶۳) و بهائیان، ص ۱۱۰، ۱۵۲.</ref>.
گروهی از [[شیخیه]] معتقدند که [[اصول دین]]، [[ایمان]] به چهار اصل است: [[توحید]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و پس از آن، رکن چهارم [[ایمان]]، یعنی [[شناخت]] [[شیعه کامل]] است که در [[زمان غیبت]]، [[واسطه فیض]] میان [[امام غایب]] و [[مردم]] است. او [[احکام]] را بی‌واسطه از [[امام زمان]]{{ع}} می‌گیرد و به دیگران می‌رساند.<ref>فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۶۹.</ref> به [[اعتقاد]] اینان [[پیشوایان]] [[شیخیه]] یعنی احسائی و [[جانشینان]] او، مصداق [[شیعه کامل]] و [[رکن رابع]] هستند و تنها کسانی هستند که می‌توانند [[احکام فقهی]] را برای دیگران بیان کنند. به همین [[دلیل]]، این گروه از [[شیخیه]] به [[اجتهاد]] و [[تقلید]] عقیده‌ای ندارند<ref>ر. ک: احقاق الحق، ص ۳۵۶ (ص ۲۸۳، ۳۶۳) و بهائیان، ص ۱۱۰، ۱۵۲.</ref>.


پس از [[وفات]] احسائی، [[پیروان]] او، [[کاظم رشتی]] را پیشوای [[خوی]] دانستند. کاظم از [[جوانی]] در مجلس درس احسائی شرکت می‌کرد و بسیار مورد [[احترام]] استاد بود. او شانزده سال، [[طایفه]] [[شیخیه]] را [[رهبری]] کرد و با بیان و قلم، [[افکار]] شیخ و نظریات خود را نشر داد. بسیاری از آرای [[باطل]] [[شیخیّه]] به [[کاظم رشتی]] نسبت داده شده و ربطی به [[شیخ احمد احسائی]] ندارد، به همین سبب علمای بزرگ معاصرِ رشتی، در [[انحراف اعتقادی]] او تردیدی نداشتند. پس از درگذشت [[کاظم رشتی]]، یکی از [[شاگردان]] او به نام [[علی محمد شیرازی]]، مدعی [[جانشینی]] او شد که با [[حمایت]] جمعی از [[شاگردان]] رشتی از او، مرحله‌ای جدید و حسّاس در شکل‌گیری [[فرقه‌های انحرافی]] پدید آمد. سرانجام فرقه‌ای به نام بابیّت شکل گرفت که خود بستری آماده برای [[انحرافی]] بزرگ‌تر به نام بهائیّت شد.
پس از [[وفات]] احسائی، [[پیروان]] او، [[کاظم رشتی]] را پیشوای [[خوی]] دانستند. کاظم از [[جوانی]] در مجلس درس احسائی شرکت می‌کرد و بسیار مورد [[احترام]] استاد بود. او شانزده سال، [[طایفه]] [[شیخیه]] را [[رهبری]] کرد و با بیان و قلم، [[افکار]] شیخ و نظریات خود را نشر داد. بسیاری از آرای [[باطل]] [[شیخیّه]] به [[کاظم رشتی]] نسبت داده شده و ربطی به [[شیخ احمد احسائی]] ندارد، به همین سبب علمای بزرگ معاصرِ رشتی، در [[انحراف اعتقادی]] او تردیدی نداشتند. پس از درگذشت [[کاظم رشتی]]، یکی از [[شاگردان]] او به نام [[علی محمد شیرازی]]، مدعی [[جانشینی]] او شد که با [[حمایت]] جمعی از [[شاگردان]] رشتی از او، مرحله‌ای جدید و حسّاس در شکل‌گیری [[فرقه‌های انحرافی]] پدید آمد. سرانجام فرقه‌ای به نام بابیّت شکل گرفت که خود بستری آماده برای [[انحرافی]] بزرگ‌تر به نام بهائیّت شد.
خط ۵۸: خط ۵۸:
[[بهاء الله]] مدعی شد که [[پیامبری]] است که [[پس از ظهور]] باب و [[دین]] او، بار دیگر [[آیین]] جدیدی به نام [[بهائیت]] آورده و [[دین]] بیان را [[نسخ]] کرده است. ولی او به [[ادعای پیامبری]] اکتفا نکرد و ادّعا کرد که [[خدا]] در او تجسّم یافته است. او [[شهر]] [[عکّا]] را زندان و خود را خدای زندانی شمرده و نوشته است: {{عربی|لا اله الا أنا المسجون الفريد}} یعنی هیچ خدایی جز من که [در [[عکّا]]] زندانی شده و یگانه هستم وجود ندارد!
[[بهاء الله]] مدعی شد که [[پیامبری]] است که [[پس از ظهور]] باب و [[دین]] او، بار دیگر [[آیین]] جدیدی به نام [[بهائیت]] آورده و [[دین]] بیان را [[نسخ]] کرده است. ولی او به [[ادعای پیامبری]] اکتفا نکرد و ادّعا کرد که [[خدا]] در او تجسّم یافته است. او [[شهر]] [[عکّا]] را زندان و خود را خدای زندانی شمرده و نوشته است: {{عربی|لا اله الا أنا المسجون الفريد}} یعنی هیچ خدایی جز من که [در [[عکّا]]] زندانی شده و یگانه هستم وجود ندارد!


در حال حاضر [[بهائیت]] زیر نظر [[بیت العدل]] که در [[اسرائیل]] و [[شهر]] [[حیفا]] قرار دارد، اداره می‌شود و هر چند سال یک‌بار، اعضای آن به وسیله [[انتخابات]] [[تغییر]] می‌کنند<ref>برای مطالعه بیشتر ر.ک: بهائیان نوشته سید محمد باقر نجفی.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۳۰۳-۳۱۲.</ref>
در حال حاضر [[بهائیت]] زیر نظر [[بیت العدل]] که در [[اسرائیل]] و [[شهر]] [[حیفا]] قرار دارد، اداره می‌شود و هر چند سال یک‌بار، اعضای آن به وسیله [[انتخابات]] [[تغییر]] می‌کنند<ref>برای مطالعه بیشتر ر. ک: بهائیان نوشته سید محمد باقر نجفی.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۳۰۳-۳۱۲.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش