جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوالاعور سلمی در قرآن]] - [[ابوالاعور سلمی در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوالاعور سلمی در قرآن]] - [[ابوالاعور سلمی در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[عمرو بن سفیان بن عبد شمس بن سعد]]،<ref> الاستیعاب، ج ۳، ص ۲۶۱.</ref> از [[بنیسلیم]]، تیره [[ذکوان]]<ref> تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۵۱؛ النسب، ابوعبید، ص ۲۵۵؛ المعارف، ص ۴۶۷.</ref> همپیمان [[ابوسفیان]] و از دولت مردان [[معاویه]]. [[عمرو]]، در [[جاهلیّت]] زیست <ref>الاستیعاب، ج ۳، ص ۲۶۲.</ref> و تا [[نبرد حنین]] در صف [[مشرکان]]، با [[مسلمانان]] جنگید و گویا پس از آن [[اسلام]] آورد.<ref>الاصابه، ج ۴، ص ۵۳۰.</ref> جزئیات [[زندگی]] وی در [[تاریخ]] روشن نیست؛ بدین جهت در باب [[صحابی]] بودن او [[اختلاف]] است. برخی، وی را از [[صحابیان]] [[پیامبر]]{{صل}} نمیدانند؛ بنابراین معتقدند که [[روایت]] او از پیامبر، مرسل است؛<ref> الاستیعاب، ج ۳، ص ۲۶۲.</ref> چنانکه [[بخاری]] نیز در تاریخ کبیر، نام وی را در ردیف [[صحابه]] ذکر نکرده؛<ref> التاریخ الکبیر، ج ۶، ص ۳۳۶.</ref> ولی برخی چون [[مسلم بن حجّاج]] او را صحابی شمردهاند.<ref> تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۵۵؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۲۰.</ref> [[شیخ صدوق]] از آن رو که وی را در ماجرای [[تبوک]]، از دستاندرکاران [[قتل پیامبر]] میداند،<ref>الخصال، ج ۲، ص ۴۹۹.</ref> صحابی میشمارد. شاید در صحابی شمردن او اشتباهی رخ داده باشد؛ چرا که در تاریخ دو نفر به [[ابوالاعور]] شهره بودهاند: یکی [[حارث بن ظالم انصاری خزرجی]]، از [[بنیعدی]] بننجّار که در صحابی بودن وی اختلافی نیست و دیگری، [[عمرو بن سفیان سلمی]]،<ref> اسدالغابه، ج ۱، ص ۶۱۸.</ref> و شاید در این عرصه، اغراض [[سیاسی]] دخالت داشته تا بدینگونه بر شمار [[اصحاب رسول خدا]] در [[سپاه معاویه]] بیفزاید؛<ref>الصحیح من سیرهالنبی، ج ۹، ص ۴۷.</ref> به هر حال، [[داوری]] در این باره آسان نیست. | [[عمرو بن سفیان بن عبد شمس بن سعد]]،<ref> الاستیعاب، ج ۳، ص ۲۶۱.</ref> از [[بنیسلیم]]، تیره [[ذکوان]]<ref> تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۵۱؛ النسب، ابوعبید، ص ۲۵۵؛ المعارف، ص ۴۶۷.</ref> همپیمان [[ابوسفیان]] و از دولت مردان [[معاویه]]. [[عمرو]]، در [[جاهلیّت]] زیست <ref>الاستیعاب، ج ۳، ص ۲۶۲.</ref> و تا [[نبرد حنین]] در صف [[مشرکان]]، با [[مسلمانان]] جنگید و گویا پس از آن [[اسلام]] آورد.<ref>الاصابه، ج ۴، ص ۵۳۰.</ref> جزئیات [[زندگی]] وی در [[تاریخ]] روشن نیست؛ بدین جهت در باب [[صحابی]] بودن او [[اختلاف]] است. برخی، وی را از [[صحابیان]] [[پیامبر]]{{صل}} نمیدانند؛ بنابراین معتقدند که [[روایت]] او از پیامبر، مرسل است؛<ref> الاستیعاب، ج ۳، ص ۲۶۲.</ref> چنانکه [[بخاری]] نیز در تاریخ کبیر، نام وی را در ردیف [[صحابه]] ذکر نکرده؛<ref> التاریخ الکبیر، ج ۶، ص ۳۳۶.</ref> ولی برخی چون [[مسلم بن حجّاج]] او را صحابی شمردهاند.<ref> تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۵۵؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۲۰.</ref> [[شیخ صدوق]] از آن رو که وی را در ماجرای [[تبوک]]، از دستاندرکاران [[قتل پیامبر]] میداند،<ref>الخصال، ج ۲، ص ۴۹۹.</ref> صحابی میشمارد. شاید در صحابی شمردن او اشتباهی رخ داده باشد؛ چرا که در تاریخ دو نفر به [[ابوالاعور]] شهره بودهاند: یکی [[حارث بن ظالم انصاری خزرجی]]، از [[بنیعدی]] بننجّار که در صحابی بودن وی اختلافی نیست و دیگری، [[عمرو بن سفیان سلمی]]،<ref> اسدالغابه، ج ۱، ص ۶۱۸.</ref> و شاید در این عرصه، اغراض [[سیاسی]] دخالت داشته تا بدینگونه بر شمار [[اصحاب رسول خدا]] در [[سپاه معاویه]] بیفزاید؛<ref>الصحیح من سیرهالنبی، ج ۹، ص ۴۷.</ref> به هر حال، [[داوری]] در این باره آسان نیست. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
[[ابوالاعور]] در [[مخالفت با امام حسن]]{{ع}} و [[تحقیر]] و شکستن او نیز کوشا بود، و [[امام]] در خاموش کردن وی، به [[حدیثی]] از [[پیامبر]]{{صل}} اشاره کرد که در آن [[عمرو بن سفیان سلمی]]، لعن شد و در خطاب به [[معاویه]] گفت: آیا میدانی که پیامبر{{صل}} [[فرماندهی]] ([[قائد]]) و راننده (سائق) [[احزاب]] را لعن کرد؟ یکی از آن دو [[ابوسفیان]] و دیگری ابوالاعور بود.<ref>تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۶۰.</ref> فرجام کار او نیز روشن نیست. بر پایه روایتی [[ضعیف]]، وی درسال ۶۵هجری با [[مروان بن حکم]] به مصر رفت <ref>تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۵۴.</ref> که البتّه [[پذیرش]] این سخن مشکل است. | [[ابوالاعور]] در [[مخالفت با امام حسن]]{{ع}} و [[تحقیر]] و شکستن او نیز کوشا بود، و [[امام]] در خاموش کردن وی، به [[حدیثی]] از [[پیامبر]]{{صل}} اشاره کرد که در آن [[عمرو بن سفیان سلمی]]، لعن شد و در خطاب به [[معاویه]] گفت: آیا میدانی که پیامبر{{صل}} [[فرماندهی]] ([[قائد]]) و راننده (سائق) [[احزاب]] را لعن کرد؟ یکی از آن دو [[ابوسفیان]] و دیگری ابوالاعور بود.<ref>تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۶۰.</ref> فرجام کار او نیز روشن نیست. بر پایه روایتی [[ضعیف]]، وی درسال ۶۵هجری با [[مروان بن حکم]] به مصر رفت <ref>تاریخ دمشق، ج ۴۶، ص ۵۴.</ref> که البتّه [[پذیرش]] این سخن مشکل است. | ||
==ابوالاعور در [[شأن نزول]]== | == ابوالاعور در [[شأن نزول]] == | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
* [[عبدالرحمن بن ابیالاعور سلمی]] (فرزند) | * [[عبدالرحمن بن ابیالاعور سلمی]] (فرزند) | ||