ابوخزامه عذری قضاعی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوخزامه بن یعمر سعدی قضاعی در تراجم و رجال]] - [[ابوخزامه بن یعمر سعدی قضاعی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوخزامه بن یعمر سعدی قضاعی در تراجم و رجال]] - [[ابوخزامه بن یعمر سعدی قضاعی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
العذری، منسوب به [[عذرة بن سعد هذیم بن زید بن لیث بن شود بن أسلم بن الحاف (الحافی) بن قضاعه]]<ref>ابن حزم، ص۴۴۷؛ سمعانی، ج۴، ص۱۷۲؛ ابن اثیر، الباب، ج۲، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۰۵.</ref> و [[ابن اثیر]]<ref>اسد الغابه، ج۶، ص۸۶.</ref> نسبت او را به جهتی از ناحیه عموی او یعنی [[جهینة بن زید بن لیث]]<ref>ابن سلام، ص۳۷۲؛ ابن حزم، ص۴۴۴.</ref> و این نسبت را مشهورتر از غذری میدانند. معلوم نیست این [[شهرت]] چقدر اعتبار داشته است که حتی خود کسانی که این مطلب را گفتهاند، بدان عمل نکرده و ابوخزامه را با [[لقب]] "العذری" آوردهاند. به احتمال زیاد، [[کنیه]] با قید عُذری و نام او با جُهَنی مشهور است. انتساب ابوخزامه به جُهنی، انتساب از ناحیه عموی اوست. | العذری، منسوب به [[عذرة بن سعد هذیم بن زید بن لیث بن شود بن أسلم بن الحاف (الحافی) بن قضاعه]]<ref>ابن حزم، ص۴۴۷؛ سمعانی، ج۴، ص۱۷۲؛ ابن اثیر، الباب، ج۲، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۰۵.</ref> و [[ابن اثیر]]<ref>اسد الغابه، ج۶، ص۸۶.</ref> نسبت او را به جهتی از ناحیه عموی او یعنی [[جهینة بن زید بن لیث]]<ref>ابن سلام، ص۳۷۲؛ ابن حزم، ص۴۴۴.</ref> و این نسبت را مشهورتر از غذری میدانند. معلوم نیست این [[شهرت]] چقدر اعتبار داشته است که حتی خود کسانی که این مطلب را گفتهاند، بدان عمل نکرده و ابوخزامه را با [[لقب]] "العذری" آوردهاند. به احتمال زیاد، [[کنیه]] با قید عُذری و نام او با جُهَنی مشهور است. انتساب ابوخزامه به جُهنی، انتساب از ناحیه عموی اوست. | ||
انتساب ابوخزامه به حجازی و [[مدنی]]<ref>بخاری، ج۳، ص۳۲۱؛ ابن حبان، تاریخ الصحابه، ص۹۹؛ همو، الثقات، ج۳، ص۱۲۵؛ ابن سعد، ج۴، ص۳۵۳؛ ذهبی، ج۱، ص۱۸۴.</ref> نیز گویای اسکان او در [[مدینه]] است، ولی [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، ج۴، ص۲۶۳.</ref>، ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۰۵.</ref> و بکری<ref>بکری، ج۱، ص۳۲۹.</ref> او را ساکن جناب<ref>نواحی مقابل خیبر و سلاح و وادی القری؛ ر.ک: ابن سعد، ج۲، ص۱۲۰؛ یاقوت حموی، ج۲، ص۱۶۴.</ref> دانستهاند که [[سرزمین]] قبیلة عذره است<ref>ابن سعده، ج۲، ص۱۶۴.</ref>. خلیفة بن خیاط<ref>خلیفه بن خیاط، ص۲۰۳.</ref> ابوخزامه را از ساکنان بصره نام برده که این موضوع باید به پس از [[فتوحات]] مربوط باشد. [[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۶۰.</ref> [[مرگ]] ابوخزامه را در [[مکه]] بیان داشته است. از این سخن برمیآید که وی پس از اسکان در [[بصره]] (شاید برای [[حج]] یا سکونت) به مکه آمده و در آنجا از [[دنیا]] رفته است، ولی ابن سعد نام او را در شمار اصحابی که در مکه میزیستند نیاورده است. | انتساب ابوخزامه به حجازی و [[مدنی]]<ref>بخاری، ج۳، ص۳۲۱؛ ابن حبان، تاریخ الصحابه، ص۹۹؛ همو، الثقات، ج۳، ص۱۲۵؛ ابن سعد، ج۴، ص۳۵۳؛ ذهبی، ج۱، ص۱۸۴.</ref> نیز گویای اسکان او در [[مدینه]] است، ولی [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، ج۴، ص۲۶۳.</ref>، ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۰۵.</ref> و بکری<ref>بکری، ج۱، ص۳۲۹.</ref> او را ساکن جناب<ref>نواحی مقابل خیبر و سلاح و وادی القری؛ ر. ک: ابن سعد، ج۲، ص۱۲۰؛ یاقوت حموی، ج۲، ص۱۶۴.</ref> دانستهاند که [[سرزمین]] قبیلة عذره است<ref>ابن سعده، ج۲، ص۱۶۴.</ref>. خلیفة بن خیاط<ref>خلیفه بن خیاط، ص۲۰۳.</ref> ابوخزامه را از ساکنان بصره نام برده که این موضوع باید به پس از [[فتوحات]] مربوط باشد. [[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۶۰.</ref> [[مرگ]] ابوخزامه را در [[مکه]] بیان داشته است. از این سخن برمیآید که وی پس از اسکان در [[بصره]] (شاید برای [[حج]] یا سکونت) به مکه آمده و در آنجا از [[دنیا]] رفته است، ولی ابن سعد نام او را در شمار اصحابی که در مکه میزیستند نیاورده است. | ||
مشهور صحابهنگاران و [[محدثان]]، ابوخزامه عذری را کنیه [[رفاعة بن عرابه]]<ref>بخاری، ج۳، ص۳۲۱؛ ذهبی، ج۱، ص۱۸۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۰۹.</ref> دانستهاند، ولی ابن سعد<ref>ابن سعد، ج۴، ص۲۶۲ و ۲۶۴.</ref> ابوخزامه عذری را غیر از رفاعة بن عرابه جهنی میداند. نام [[پدر]] او را ساده نیز گفتهاند<ref>بخاری، ج۳، ص۳۲۱؛ ابن سعد، ج۴، ص۲۶۲.</ref>. [[یحیی بن معین]]<ref>یحیی بن معین، ج۳، ص۲۰۰.</ref> عراده را [[اشتباه]] و [[ترمذی]]<ref>ابن حجر، تهذیب، ج۳، ص۲۴۴.</ref> آن را توهم دانسته است. [[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۲، ص۴۰۹ -۴۱۰ و تهذیب، ج۳، ص۲۴۴.</ref> هر دو ضبط را نقل کرده، ولی عرابه را صحیحتر دانسته است. [[ابن حبان]]<ref>الثقات، ج۳، ص۱۲۵.</ref> برای جمع این دو، عراده را جد [[رفاعه]] دانسته و توضیح داده است کسانی که وی را رفاعة بن عراده گفتهاند، در حقیقت او را به جد نسبت دادهاند. از اینرو، نام وی [[رفاعة بن عرابة بن عراده]] است. چنانچه این توجیه - [[سست]] - ابن حبان را نپذیریم، عراده باید تصحیف عرابه باشد یا بالعکس. | مشهور صحابهنگاران و [[محدثان]]، ابوخزامه عذری را کنیه [[رفاعة بن عرابه]]<ref>بخاری، ج۳، ص۳۲۱؛ ذهبی، ج۱، ص۱۸۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۰۹.</ref> دانستهاند، ولی ابن سعد<ref>ابن سعد، ج۴، ص۲۶۲ و ۲۶۴.</ref> ابوخزامه عذری را غیر از رفاعة بن عرابه جهنی میداند. نام [[پدر]] او را ساده نیز گفتهاند<ref>بخاری، ج۳، ص۳۲۱؛ ابن سعد، ج۴، ص۲۶۲.</ref>. [[یحیی بن معین]]<ref>یحیی بن معین، ج۳، ص۲۰۰.</ref> عراده را [[اشتباه]] و [[ترمذی]]<ref>ابن حجر، تهذیب، ج۳، ص۲۴۴.</ref> آن را توهم دانسته است. [[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۲، ص۴۰۹ -۴۱۰ و تهذیب، ج۳، ص۲۴۴.</ref> هر دو ضبط را نقل کرده، ولی عرابه را صحیحتر دانسته است. [[ابن حبان]]<ref>الثقات، ج۳، ص۱۲۵.</ref> برای جمع این دو، عراده را جد [[رفاعه]] دانسته و توضیح داده است کسانی که وی را رفاعة بن عراده گفتهاند، در حقیقت او را به جد نسبت دادهاند. از اینرو، نام وی [[رفاعة بن عرابة بن عراده]] است. چنانچه این توجیه - [[سست]] - ابن حبان را نپذیریم، عراده باید تصحیف عرابه باشد یا بالعکس. | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
تمام [[صحابه]] از این [[سخن پیامبر]]{{صل}} به [[گریه]] افتادند. آنگاه [[ابوبکر]] (در برخی نقلها [[رجل]]) به حضرت گفت: هر که پس از این از شما اجازه بخواهد، سفیه و [[نادان]] است. حضرتش او را [[دعا]] کرد و فرمود: نزد [[خدا]] [[گواهی]] میدهم هر بندهای در گفتار و [[کردار]] خالصانه [[شهادت]] دهد که خدایی جز [[الله]] نیست و [[محمد]] فرستاده اوست، وارد [[بهشت]] خواهد شد. پروردگارم به من [[وعده]] داده است که هفتاد هزار نفر از امتم را بدون اینکه حساب و عذابی بر ایشان باشد، وارد بهشت کند. من امیدوارم شما و [[همسران]] و ذراری و [[فرزندان]] [[نیکوکار]] شما وارد بهشت شده، در مساکن آن فرود آیید. آنگاه فرمود: هرگاه نیمی یا ثلثی از شب گذشت، [[خداوند]] تا [[طلوع فجر]] میگوید: هیچ کس جز من از بندهام این را نمیخواهد که: چه کسی هست که [[استغفار]] کند تا او را ببخشم؛ چه کسی مرا میخواند تا او را [[اجابت]] کنم؛ چه کسی خواستهای دارد تا به او [[عطا]] کنم<ref> ابن مبارک، ص۲۴؛ احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۶؛ دارمی، ج۱، ص۳۴۷؛ نسائی، ج۶، ص۱۲۲؛ طبرانی، ج۵، ص۵۲-۵۰؛ هروی، ص۸۰؛ ابونعیم، ج۲، ص۱۰۷۷؛ هیثمی، ص۳۲.</ref>. | تمام [[صحابه]] از این [[سخن پیامبر]]{{صل}} به [[گریه]] افتادند. آنگاه [[ابوبکر]] (در برخی نقلها [[رجل]]) به حضرت گفت: هر که پس از این از شما اجازه بخواهد، سفیه و [[نادان]] است. حضرتش او را [[دعا]] کرد و فرمود: نزد [[خدا]] [[گواهی]] میدهم هر بندهای در گفتار و [[کردار]] خالصانه [[شهادت]] دهد که خدایی جز [[الله]] نیست و [[محمد]] فرستاده اوست، وارد [[بهشت]] خواهد شد. پروردگارم به من [[وعده]] داده است که هفتاد هزار نفر از امتم را بدون اینکه حساب و عذابی بر ایشان باشد، وارد بهشت کند. من امیدوارم شما و [[همسران]] و ذراری و [[فرزندان]] [[نیکوکار]] شما وارد بهشت شده، در مساکن آن فرود آیید. آنگاه فرمود: هرگاه نیمی یا ثلثی از شب گذشت، [[خداوند]] تا [[طلوع فجر]] میگوید: هیچ کس جز من از بندهام این را نمیخواهد که: چه کسی هست که [[استغفار]] کند تا او را ببخشم؛ چه کسی مرا میخواند تا او را [[اجابت]] کنم؛ چه کسی خواستهای دارد تا به او [[عطا]] کنم<ref> ابن مبارک، ص۲۴؛ احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۶؛ دارمی، ج۱، ص۳۴۷؛ نسائی، ج۶، ص۱۲۲؛ طبرانی، ج۵، ص۵۲-۵۰؛ هروی، ص۸۰؛ ابونعیم، ج۲، ص۱۰۷۷؛ هیثمی، ص۳۲.</ref>. | ||
روایت ابوخزامه اندکی مبهم است و به [[درستی]] بیان نمیکند ماجرا چیست، ولی با توجه به [[روایات]] دیگر، از جمله [[روایت]] [[جابر]]<ref>مغازلی، ص۳۵.</ref> به دست میآید که موضوع مربوط به داستان [[غدیر خم]] و [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بوده است که چون [[قریش]] [[احساس]] کردند موضوع چیست، از [[حضرت]] جدا میشدند<ref>ر.ک: جعفر مرتضی عاملی، ص۵۲ و ۷۴؛ احمدی میانجی، ج۱، ص۵۹۸-۵۹۷.</ref>. | روایت ابوخزامه اندکی مبهم است و به [[درستی]] بیان نمیکند ماجرا چیست، ولی با توجه به [[روایات]] دیگر، از جمله [[روایت]] [[جابر]]<ref>مغازلی، ص۳۵.</ref> به دست میآید که موضوع مربوط به داستان [[غدیر خم]] و [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بوده است که چون [[قریش]] [[احساس]] کردند موضوع چیست، از [[حضرت]] جدا میشدند<ref>ر. ک: جعفر مرتضی عاملی، ص۵۲ و ۷۴؛ احمدی میانجی، ج۱، ص۵۹۸-۵۹۷.</ref>. | ||
این روایت را برخی<ref>طیالسی، ص۱۸۲؛ ابن ابی عاصم، ج۵، ص۲۴؛ خلیفه، ص۲۰۳؛ ابونعیم، ج۲، ص۱۰۷۷؛ ابن حجر، فتح، ج۱۱، ص۴۵۶.</ref> تقطیع کرده و البته با همان [[سند]] آوردهاند که نباید [[تصور]] شود چند [[حدیث]] از ابوخزامه عذری نقل شده است. همچنین این روایت را به [[عبدالله بن عرابه جُهنی]] نسبت دادهاند، ولی [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، ج۳، ص۱۷۴۳.</ref>، [[ابن اثیر]]<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۴۳۳.</ref>، [[ذهبی]]<ref>ذهبی، ج۱، ص۳۱۰.</ref> و [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۴، ص۱۵۲-۱۵۳.</ref> آن را قبول نداشته و صحیح آن را [[رفاعه]] دانستهاند. شواهد و متابعات حدیث رفاعة بن عرابه<ref>ابونعیم، ج۲، ص۱۰۷۷.</ref> نیز تشکیک در ابن باره را برطرف میسازد. همچنین روایت دیگری از طریق [[عبدالرحمان بن عرابه جهنی]] نقل شده که چنین است: {{عربی|"عن معاذ بن عبدالله عن عبدالرحمن بن عرابة الجهنی، و له صحبة، عن النبی{{صل}} قال: أدنی [[اهل]] الجنة حظا [[قوم]] یخرجهم من النار فیدخلهم الجنة فیقول تمنوا..."}}. | این روایت را برخی<ref>طیالسی، ص۱۸۲؛ ابن ابی عاصم، ج۵، ص۲۴؛ خلیفه، ص۲۰۳؛ ابونعیم، ج۲، ص۱۰۷۷؛ ابن حجر، فتح، ج۱۱، ص۴۵۶.</ref> تقطیع کرده و البته با همان [[سند]] آوردهاند که نباید [[تصور]] شود چند [[حدیث]] از ابوخزامه عذری نقل شده است. همچنین این روایت را به [[عبدالله بن عرابه جُهنی]] نسبت دادهاند، ولی [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، ج۳، ص۱۷۴۳.</ref>، [[ابن اثیر]]<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۴۳۳.</ref>، [[ذهبی]]<ref>ذهبی، ج۱، ص۳۱۰.</ref> و [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۴، ص۱۵۲-۱۵۳.</ref> آن را قبول نداشته و صحیح آن را [[رفاعه]] دانستهاند. شواهد و متابعات حدیث رفاعة بن عرابه<ref>ابونعیم، ج۲، ص۱۰۷۷.</ref> نیز تشکیک در ابن باره را برطرف میسازد. همچنین روایت دیگری از طریق [[عبدالرحمان بن عرابه جهنی]] نقل شده که چنین است: {{عربی|"عن معاذ بن عبدالله عن عبدالرحمن بن عرابة الجهنی، و له صحبة، عن النبی{{صل}} قال: أدنی [[اهل]] الجنة حظا [[قوم]] یخرجهم من النار فیدخلهم الجنة فیقول تمنوا..."}}. | ||