پرش به محتوا

اخبات: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ آوریل ۲۰۲۴
جز
جایگزینی متن - 'زبان فارسی' به 'زبان فارسی'
جز (جایگزینی متن - 'زبان فارسی' به 'زبان فارسی')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[اخبات در قرآن]] | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[اخبات در قرآن]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۸: خط ۱۳:
عرفا، اخبات را منزلی از منازل [[سیر و سلوک]] و نخستین [[منزل]] از [[مقامات]] [[طمأنینه]] می‌دانند که سالک در این [[مقام]] از هر گونه تردید و [[غفلت]] [[رهایی]] مییابد. به گفته بعضی "مُخبتگ همیشه نفس خود را ملامت می‌کند و هیچ گاه از او [[راضی]] نیست و این همان [[نفس لوامه]] است که در [[قرآن]] از آن یاد شده است<ref>مدارج السالکین، ج۲، ص۵.</ref>. با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref>«و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref> که مخبتین را با اوصاف [[صابران]]، برپادارندگان [[نماز]]، [[انفاق]] کنندگان و کسانی که چون به [[یاد خدا]] بیفتند دلشان بیمناک می‌شود، یاد نموده است، معلوم می‌شود که در معنای [[اخبات]] نوعی [[بیم]] و [[هراس]] لحاظ شده است. اخبات رابطه تنگاتنگی با چند اصطلاح [[قرآنی]] دارد که عبارتند از: [[تقوا]]، وَجَل، [[خشیت]] و [[اشفاق]]. این اصطلاحات مفاهیم بسیار نزدیکی با هم دارند، ولی مترداف نیستند و در عین حال که در همه آنها مفهوم [[ترس]] وجود دارد، دلالت‌های ویژه‌ای دارند که آنها را از یکدیگر ممتاز میسازد و میتوان گفت همه این معانی در واژه "اخبات" جمع است و در واقع [[تقوا]]، وجل، خشیت، [[رجا]] و اشفاق زیرمجموعه واژه "اخبات" به شمار می‌آیند. افزون بر آن، در اخبات معنای [[طمأنینه]]، [[آرامش]]، [[پناه]] بردن و [[سرسپردگی]] به [[خدا]] هم لحاظ شده است و در واقع مخبتین کسانی هستند که همه این صفات را در وجود خویش گرد آورده‌اند<ref>ترجمان وحی، شماره ۲۹.</ref>.
عرفا، اخبات را منزلی از منازل [[سیر و سلوک]] و نخستین [[منزل]] از [[مقامات]] [[طمأنینه]] می‌دانند که سالک در این [[مقام]] از هر گونه تردید و [[غفلت]] [[رهایی]] مییابد. به گفته بعضی "مُخبتگ همیشه نفس خود را ملامت می‌کند و هیچ گاه از او [[راضی]] نیست و این همان [[نفس لوامه]] است که در [[قرآن]] از آن یاد شده است<ref>مدارج السالکین، ج۲، ص۵.</ref>. با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref>«و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref> که مخبتین را با اوصاف [[صابران]]، برپادارندگان [[نماز]]، [[انفاق]] کنندگان و کسانی که چون به [[یاد خدا]] بیفتند دلشان بیمناک می‌شود، یاد نموده است، معلوم می‌شود که در معنای [[اخبات]] نوعی [[بیم]] و [[هراس]] لحاظ شده است. اخبات رابطه تنگاتنگی با چند اصطلاح [[قرآنی]] دارد که عبارتند از: [[تقوا]]، وَجَل، [[خشیت]] و [[اشفاق]]. این اصطلاحات مفاهیم بسیار نزدیکی با هم دارند، ولی مترداف نیستند و در عین حال که در همه آنها مفهوم [[ترس]] وجود دارد، دلالت‌های ویژه‌ای دارند که آنها را از یکدیگر ممتاز میسازد و میتوان گفت همه این معانی در واژه "اخبات" جمع است و در واقع [[تقوا]]، وجل، خشیت، [[رجا]] و اشفاق زیرمجموعه واژه "اخبات" به شمار می‌آیند. افزون بر آن، در اخبات معنای [[طمأنینه]]، [[آرامش]]، [[پناه]] بردن و [[سرسپردگی]] به [[خدا]] هم لحاظ شده است و در واقع مخبتین کسانی هستند که همه این صفات را در وجود خویش گرد آورده‌اند<ref>ترجمان وحی، شماره ۲۹.</ref>.


در [[قرآن کریم]] اخبات گاهی با حرف {{متن قرآن|إِلَى}} {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} <ref>«بی‌گمان کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافته‌اند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند» سوره هود، آیه ۲۳.</ref> و گاهی با حرف [[لام]] {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref> «و تا کسانی که دانش یافته‌اند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دل‌های آنها در برابر آن فروتن گردد و بی‌گمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.</ref> و گاهی بدون حرف تعدیه {{متن قرآن|وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}} <ref>«و برای هر امتی آیینی نهاده‌ایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref> آمده است. وقتی که [[اخبات]] با {{متن قرآن|إِلَى}} متعدی شود {{متن قرآن|وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ}} بیشتر [[اطمینان]]، [[آرامش]]، [[رکون]] و تکیه دادن در آن لحاظ شده است، هرچند مفاهیم دیگری چون [[تسلیم]] بودن هم در آن وجود دارد و چون با [[لام]] متعدی شود، معنای [[پذیرش حق]] و [[تسلیم شدن]] در برابر آن نمود بیشتری دارد، اما در جایی که بدون حرف تعدیه ذکر شده باشد همه مفاهیم فوق‌الذکر می‌تواند در آن جمع آید، هرچند به قرینه {{متن قرآن|فَلَهُ أَسْلِمُوا}} معنای تسلیم در آنجا بیشتر به نظر می‌آید.
در [[قرآن کریم]] اخبات گاهی با حرف {{متن قرآن|إِلَى}} {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} <ref>«بی‌گمان کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافته‌اند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند» سوره هود، آیه ۲۳.</ref> و گاهی با حرف لام {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref> «و تا کسانی که دانش یافته‌اند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دل‌های آنها در برابر آن فروتن گردد و بی‌گمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.</ref> و گاهی بدون حرف تعدیه {{متن قرآن|وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}} <ref>«و برای هر امتی آیینی نهاده‌ایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref> آمده است. وقتی که [[اخبات]] با {{متن قرآن|إِلَى}} متعدی شود {{متن قرآن|وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ}} بیشتر [[اطمینان]]، [[آرامش]]، [[رکون]] و تکیه دادن در آن لحاظ شده است، هرچند مفاهیم دیگری چون [[تسلیم]] بودن هم در آن وجود دارد و چون با لام متعدی شود، معنای [[پذیرش حق]] و [[تسلیم شدن]] در برابر آن نمود بیشتری دارد، اما در جایی که بدون حرف تعدیه ذکر شده باشد همه مفاهیم فوق‌الذکر می‌تواند در آن جمع آید، هرچند به قرینه {{متن قرآن|فَلَهُ أَسْلِمُوا}} معنای تسلیم در آنجا بیشتر به نظر می‌آید.


بنابراین در [[زبان فارسی]] واژه واحدی نمی‌تواند تمام مفهوم اخبات را در خود جمع کند و چون در [[قرآن کریم]]، استعاره و کنایه و مجاز فراوان است در [[مقام]] ترجمه باید این گونه واژه‌ها را با جمله‌ای که بتواند مفهوم آن را برساند، ترجمه کرد<ref>ترجمان وحی، شماره ۲۹، ۱۰۲.</ref>.
بنابراین در زبان فارسی واژه واحدی نمی‌تواند تمام مفهوم اخبات را در خود جمع کند و چون در [[قرآن کریم]]، استعاره و کنایه و مجاز فراوان است در [[مقام]] ترجمه باید این گونه واژه‌ها را با جمله‌ای که بتواند مفهوم آن را برساند، ترجمه کرد<ref>ترجمان وحی، شماره ۲۹، ۱۰۲.</ref>.


اخبات یکی از اصطلاحات کلیدی [[قرآن]] است که کلمه کانونی میدان معناشناختی واژه‌های: [[تقوا]]، [[خشیت]]، [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، [[اشفاق]]، وَجَل، [[رجا]]، [[طمع]]، [[تسلیم]]، [[خضوع]]، [[خشوع]] و اطمینان می‌باشد. این میدان معناشناختی مبتنی بر [[معرفت خدا]] و [[رضا]] و تسلیم در برابر اوست.
اخبات یکی از اصطلاحات کلیدی [[قرآن]] است که کلمه کانونی میدان معناشناختی واژه‌های: [[تقوا]]، [[خشیت]]، [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، [[اشفاق]]، وَجَل، [[رجا]]، [[طمع]]، [[تسلیم]]، [[خضوع]]، [[خشوع]] و اطمینان می‌باشد. این میدان معناشناختی مبتنی بر [[معرفت خدا]] و [[رضا]] و تسلیم در برابر اوست.
خط ۳۰: خط ۳۵:
نتیجه چنین حالاتی که [[قرآن]] با عنوان مخبتین از آن یاد می‌کند این است که استقرار [[حس]] [[آرامش]] و [[ثبات]] [[روانی]] در [[جامعه]] توسط نخبگانی که الگوهای [[اخلاق]] و [[عرفان]] به شمار میروند در [[قلوب]] حقیقت‌جویان به تدریج [[رسوخ]] و [[نفوذ]] می‌کند و جریانی معنویت‌گرا به وجود می‌آید که [[طبیعت]] و [[فطرت]] بشرخواهان و خواستار آن است؛ زیرا تأمین [[امور اقتصادی]] و [[آسایش]] [[اجتماعی]] و دستیابی به همه آرزوهای مادی، هرگز اشباع کننده تمام ابعاد وجودی [[انسان]] نیست، بلکه [[آدمی]] در ورای [[رفاه]] و [[امنیت]]، جویای [[کشف]] واقع و [[تشنه]] رسیدن به [[حقیقت]] مطلق است.
نتیجه چنین حالاتی که [[قرآن]] با عنوان مخبتین از آن یاد می‌کند این است که استقرار [[حس]] [[آرامش]] و [[ثبات]] [[روانی]] در [[جامعه]] توسط نخبگانی که الگوهای [[اخلاق]] و [[عرفان]] به شمار میروند در [[قلوب]] حقیقت‌جویان به تدریج [[رسوخ]] و [[نفوذ]] می‌کند و جریانی معنویت‌گرا به وجود می‌آید که [[طبیعت]] و [[فطرت]] بشرخواهان و خواستار آن است؛ زیرا تأمین [[امور اقتصادی]] و [[آسایش]] [[اجتماعی]] و دستیابی به همه آرزوهای مادی، هرگز اشباع کننده تمام ابعاد وجودی [[انسان]] نیست، بلکه [[آدمی]] در ورای [[رفاه]] و [[امنیت]]، جویای [[کشف]] واقع و [[تشنه]] رسیدن به [[حقیقت]] مطلق است.


باز نمودن درهای [[معارف قرآنی]] همچون مفهوم [[اخبات]]، اشباع و ارضاء ابعادی از [[روح]] حقیقت‌جوی بشری را عهده‌دار می‌شود که به محض آشنایی با آن، ورود به مرحله جدیدی از مراحل [[کمال انسانی]] آغاز می‌شود و آنگاه است که انسان وارد [[دنیایی]] دیگر از [[فهم]] و [[معرفت]] می‌شود که [[وصف]] و بیان چگونگی آن را تنها کسانی میفهمند که به آن دست یافته باشند. [[قرآن کریم]]، ابوابی از [[شناخت]] [[حقیقت]] را به روی [[بشر]] گشوده است که ورود به آن مستلزم عبور از مرز [[مادیات]] است.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اخبات - کوشا (مقاله)|مقاله «اخبات»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>
باز نمودن درهای [[معارف قرآنی]] همچون مفهوم [[اخبات]]، اشباع و ارضاء ابعادی از [[روح]] حقیقت‌جوی بشری را عهده‌دار می‌شود که به محض آشنایی با آن، ورود به مرحله جدیدی از مراحل [[کمال انسانی]] آغاز می‌شود و آنگاه است که انسان وارد [[دنیایی]] دیگر از [[فهم]] و [[معرفت]] می‌شود که وصف و بیان چگونگی آن را تنها کسانی میفهمند که به آن دست یافته باشند. [[قرآن کریم]]، ابوابی از [[شناخت]] [[حقیقت]] را به روی [[بشر]] گشوده است که ورود به آن مستلزم عبور از مرز [[مادیات]] است.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اخبات - کوشا (مقاله)|مقاله «اخبات»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش