جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
این مطلب، امری است که بسیاری از مکتبهای مادی و [[الهی]] به آن باور دارند، هرچند که در سرچشمه آن و محدوده و گستره آن با هم اختلافهایی گسترده دارند. ژان ژاک روسو فرانسوی در نگرش مادی خود، تصریح دارد [[طبیعت]]، [[انسان]] را [[آزاد]] [[آفریده]] است و [[بردگی]] او آن گاه است که وارد [[جامعه]] میشود و دیگرانی او را به بردگی میگیرند: کسی که از آزادی صرف نظر کند از [[مقام]] آدمیت، از [[حقوق]] و حتی از [[وظایف]] [[بشریت]] صرف نظر مینماید و هیچ چیزی نمیتواند این خسارت را جبران نماید، طبیعت، انسان را آزاد آفریده، ولی جامعه او را [[بنده]] گردانیده است. طبیعت، انسان را [[خوشبخت]] ایجاد کرده، ولی جامعه او را [[بدبخت]] و بیچاره نموده است<ref>ژان ژاک روسو، قرارداد اجتماعی، ص۴۲.</ref>. | این مطلب، امری است که بسیاری از مکتبهای مادی و [[الهی]] به آن باور دارند، هرچند که در سرچشمه آن و محدوده و گستره آن با هم اختلافهایی گسترده دارند. ژان ژاک روسو فرانسوی در نگرش مادی خود، تصریح دارد [[طبیعت]]، [[انسان]] را [[آزاد]] [[آفریده]] است و [[بردگی]] او آن گاه است که وارد [[جامعه]] میشود و دیگرانی او را به بردگی میگیرند: کسی که از آزادی صرف نظر کند از [[مقام]] آدمیت، از [[حقوق]] و حتی از [[وظایف]] [[بشریت]] صرف نظر مینماید و هیچ چیزی نمیتواند این خسارت را جبران نماید، طبیعت، انسان را آزاد آفریده، ولی جامعه او را [[بنده]] گردانیده است. طبیعت، انسان را [[خوشبخت]] ایجاد کرده، ولی جامعه او را [[بدبخت]] و بیچاره نموده است<ref>ژان ژاک روسو، قرارداد اجتماعی، ص۴۲.</ref>. | ||
اما در نگرش [[قرآنی]] و [[دینی]]، آزادی امری در [[سرشت]] و [[فطرت انسان]] است که [[خداوند]] قبل از ورود او به عرصه [[سیاسی]]- [[اجتماعی]]، در نهاد او قرار داده، او را آزاد آفریده است و رها از هرگونه [[بندگی]] و بردگی دیگران. در [[آیات]] گوناگونی که در ادامه بررسی خواهد شد، تأکید میشود [[انبیای الهی]] آمدهاند تا به انسانها یادآور شوند که آنان نباید زیر [[سیطره]] و تازیانه [[طاغوتها]] [[روزگار]] سر کنند. آن چه در [[کلام]] [[علی]]{{ع}} نیز آمده است بر این امر تأکید دارد که آزادی امری [[فطری]] است و خداوند، انسان را آزاد آفریده است: | اما در نگرش [[قرآنی]] و [[دینی]]، آزادی امری در [[سرشت]] و [[فطرت انسان]] است که [[خداوند]] قبل از ورود او به عرصه [[سیاسی]]- [[اجتماعی]]، در نهاد او قرار داده، او را آزاد آفریده است و رها از هرگونه [[بندگی]] و بردگی دیگران. در [[آیات]] گوناگونی که در ادامه بررسی خواهد شد، تأکید میشود [[انبیای الهی]] آمدهاند تا به انسانها یادآور شوند که آنان نباید زیر [[سیطره]] و تازیانه [[طاغوتها]] [[روزگار]] سر کنند. آن چه در [[کلام]] [[علی]] {{ع}} نیز آمده است بر این امر تأکید دارد که آزادی امری [[فطری]] است و خداوند، انسان را آزاد آفریده است: | ||
{{متن حدیث|وَ أَكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ إِنْ سَاقَتْكَ إِلَى الرَّغَائِبِ فَإِنَّكَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً وَ لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً}}<ref>«خویش را از هر [[زبونی]] و [[پستی]] دور نگه دار هرچند که تو را به خواستههایت رهنمون شود؛ چرا که هیچ سودی نمیتواند بهای چیزی باشد که از خویشتن خویش مایه میگذاری. برده دیگری مباش که خدایت [[آزاد]] [[آفریده]] است.» نهج البلاغه، محمدبن حسین شریف الرضی للصبحی صالح، خ ۳۱، ص۴۰۱.</ref>. | {{متن حدیث|وَ أَكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ إِنْ سَاقَتْكَ إِلَى الرَّغَائِبِ فَإِنَّكَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً وَ لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً}}<ref>«خویش را از هر [[زبونی]] و [[پستی]] دور نگه دار هرچند که تو را به خواستههایت رهنمون شود؛ چرا که هیچ سودی نمیتواند بهای چیزی باشد که از خویشتن خویش مایه میگذاری. برده دیگری مباش که خدایت [[آزاد]] [[آفریده]] است.» نهج البلاغه، محمدبن حسین شریف الرضی للصبحی صالح، خ ۳۱، ص۴۰۱.</ref>. | ||