جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
در [[سوره مؤمنون]] نیز ظاهراً از آسمانهای هفتگانه سخن گفته است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ}}<ref>«و همانا ما بر فراز شما هفت راه (آسمانی) آفریدهایم و از آفریدگان غافل نیستیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۷.</ref>؛ اما تصریح نشده است. چنانکه در [[سوره نبأ]] {{متن قرآن|وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا}}<ref>«و بر فرازتان، هفت آسمان پابرجا بنا کردیم» سوره نبأ، آیه ۱۲.</ref> نیز به اشاره آمده است. | در [[سوره مؤمنون]] نیز ظاهراً از آسمانهای هفتگانه سخن گفته است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ}}<ref>«و همانا ما بر فراز شما هفت راه (آسمانی) آفریدهایم و از آفریدگان غافل نیستیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۷.</ref>؛ اما تصریح نشده است. چنانکه در [[سوره نبأ]] {{متن قرآن|وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا}}<ref>«و بر فرازتان، هفت آسمان پابرجا بنا کردیم» سوره نبأ، آیه ۱۲.</ref> نیز به اشاره آمده است. | ||
[[قرآن کریم]] [[هفت آسمان]] را از [[کلام]] [[نوح]]{{ع}} {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا}}<ref>«آیا ندیدهاید که چگونه خداوند هفت آسمان را تو بر تو آفریده،» سوره نوح، آیه ۱۵.</ref> [[نقل]] میکند و [[علامه طباطبایی]] در ذیل [[آیه]] نتیجه میگیرد: [[مشرکین]] به [[هفت آسمان]] [[معتقد]] بودهاند که [[نوح]]{{ع}} به وسیله این مطلب با آنها [[احتجاج]] میکند. پس معلوم میشود مسئله [[هفت آسمان]] قبل از [[اسلام]] بلکه قبل از پیدایش [[ادیان]] [[یهود]] و [[مسیحیت]] مطرح بوده است. در [[کتاب مقدس]] نیز بارها سخن از [[آسمان]] گفته شده، گاهی [[آسمان]] مادی و گاهی [[آسمان]] [[روحانی]] که خارج از این دنیاست و در آنجا [[قداست]] و [[سعادت]] برقرار است و محل مخصوص [[حضرت]] [[اقدس]] [[الهی]] است. خاخامهای [[یهود]] بر این عقیدهاند که [[هفت آسمان]] هست: سه [[آسمان]] هیولایی (جسمانی) و چهار [[آسمان]] [[روحانی]] که [[ملائکه]] و مقدسین در آنجا ساکن هستند. | [[قرآن کریم]] [[هفت آسمان]] را از [[کلام]] [[نوح]] {{ع}} {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا}}<ref>«آیا ندیدهاید که چگونه خداوند هفت آسمان را تو بر تو آفریده،» سوره نوح، آیه ۱۵.</ref> [[نقل]] میکند و [[علامه طباطبایی]] در ذیل [[آیه]] نتیجه میگیرد: [[مشرکین]] به [[هفت آسمان]] [[معتقد]] بودهاند که [[نوح]] {{ع}} به وسیله این مطلب با آنها [[احتجاج]] میکند. پس معلوم میشود مسئله [[هفت آسمان]] قبل از [[اسلام]] بلکه قبل از پیدایش [[ادیان]] [[یهود]] و [[مسیحیت]] مطرح بوده است. در [[کتاب مقدس]] نیز بارها سخن از [[آسمان]] گفته شده، گاهی [[آسمان]] مادی و گاهی [[آسمان]] [[روحانی]] که خارج از این دنیاست و در آنجا [[قداست]] و [[سعادت]] برقرار است و محل مخصوص [[حضرت]] [[اقدس]] [[الهی]] است. خاخامهای [[یهود]] بر این عقیدهاند که [[هفت آسمان]] هست: سه [[آسمان]] هیولایی (جسمانی) و چهار [[آسمان]] [[روحانی]] که [[ملائکه]] و مقدسین در آنجا ساکن هستند. | ||
برخی از عرفا [[هفت آسمان]] را به [[عوالم]] [[روحی]] [[تفسیر]] کردهاند. از جمله [[ابن عربی]] مراد از [[هفت آسمان]] در [[قرآن کریم]] را چنین بیان کرده است: [[هفت آسمان]]، اشاره به عالم روحانیات دارد که اولین آن [[عالم ملکوت]] ارضیه و قوای نفسانیه و [[جن]] است. دوم عالم نفس، سوم عالم [[قلب]]، چهارم عالم [[عقل]]، پنجم عالم سرّ، ششم عالم [[روح]] و هفتم عالم خفاء است. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} نیز به همین مطلب اشاره دارد، آنجا که میفرماید: "من بر راههای [[آسمان]] آگاهتر از راههای [[زمین]] هستم"<ref>تفسیر، ابن عربی، ج۱، ص۲۵.</ref>. | برخی از عرفا [[هفت آسمان]] را به [[عوالم]] [[روحی]] [[تفسیر]] کردهاند. از جمله [[ابن عربی]] مراد از [[هفت آسمان]] در [[قرآن کریم]] را چنین بیان کرده است: [[هفت آسمان]]، اشاره به عالم روحانیات دارد که اولین آن [[عالم ملکوت]] ارضیه و قوای نفسانیه و [[جن]] است. دوم عالم نفس، سوم عالم [[قلب]]، چهارم عالم [[عقل]]، پنجم عالم سرّ، ششم عالم [[روح]] و هفتم عالم خفاء است. [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} نیز به همین مطلب اشاره دارد، آنجا که میفرماید: "من بر راههای [[آسمان]] آگاهتر از راههای [[زمین]] هستم"<ref>تفسیر، ابن عربی، ج۱، ص۲۵.</ref>. | ||
با توجه به احتمالات متعدد [[تفسیری]] بین [[مفسرین]] قدیم و جدید و بر اساس [[هیئت]] بطلمیوسی و فیزیک جدید نمیتوان گفت مقصود [[قرآن]] از سماء در همه موارد این [[آیات]]، یک معنا بوده است. لذا لفظ "سماء" در [[قرآن کریم]]، معنای واحد ندارد و در معانی و مصادیق مختلف به کار رفته است. هر چند ممکن است برخی از این معانی و مصادیق را بتوان در یک مفهوم واحد جمع کرد.<ref>[[مهوشالسادات علوی|علوی، مهوشالسادات]]، [[آسمان - علوی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۴۶-۴۸.</ref> | با توجه به احتمالات متعدد [[تفسیری]] بین [[مفسرین]] قدیم و جدید و بر اساس [[هیئت]] بطلمیوسی و فیزیک جدید نمیتوان گفت مقصود [[قرآن]] از سماء در همه موارد این [[آیات]]، یک معنا بوده است. لذا لفظ "سماء" در [[قرآن کریم]]، معنای واحد ندارد و در معانی و مصادیق مختلف به کار رفته است. هر چند ممکن است برخی از این معانی و مصادیق را بتوان در یک مفهوم واحد جمع کرد.<ref>[[مهوشالسادات علوی|علوی، مهوشالسادات]]، [[آسمان - علوی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۴۶-۴۸.</ref> | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
== آسمان در دانشنامه امام رضا == | == آسمان در دانشنامه امام رضا == | ||
فضایی ناپیداکرانه که [[مردم]] در هر جای کره خاکی مانند گنبد نیلگونی بالای سر خود [[مشاهده]] میکنند. در سخنان منسوب به [[امام رضا]]{{ع}} چند [[روایت]] درباره [[آسمان]] نقل شده است. معادل این واژه در [[زبان عربی]] "سماء" است. "سماء" به هر آنچه در سمت بالا قرار دارد گفته میشود و آسمان هر چیزی، همانی است که در سمت بالای آن واقع شده است<ref>المفردات، ص۴۲۸؛ مجمع البیان، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. | فضایی ناپیداکرانه که [[مردم]] در هر جای کره خاکی مانند گنبد نیلگونی بالای سر خود [[مشاهده]] میکنند. در سخنان منسوب به [[امام رضا]] {{ع}} چند [[روایت]] درباره [[آسمان]] نقل شده است. معادل این واژه در [[زبان عربی]] "سماء" است. "سماء" به هر آنچه در سمت بالا قرار دارد گفته میشود و آسمان هر چیزی، همانی است که در سمت بالای آن واقع شده است<ref>المفردات، ص۴۲۸؛ مجمع البیان، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. | ||
هر کاربردی که در [[قرآن]]، [[حدیث]] و [[ادبیات عرب]] برای واژه "سماء" وجود دارد بر همین پایه است. در قرآن و حدیث با تعابیر مختلف از آسمان نام برده شده است، اما پرکاربردترین واژهها "سماء" است. این واژه در قرآن با شکلهای مختلف بیش از ۳۱۰ بار به کار رفته است<ref>المعجم الإحصائی، ج۲، ص۸۶۳-۸۶۷.</ref>؛ صد بار به [[تنهایی]] و ۱۷۳ بار پیش از واژه "أرض" و هفت بار بعد از آن قرار گرفته است. سماء در قرآن به معانی مختلفی آمده است که وجه مشترک همه این معانی بالایی و [[علو]] است. | هر کاربردی که در [[قرآن]]، [[حدیث]] و [[ادبیات عرب]] برای واژه "سماء" وجود دارد بر همین پایه است. در قرآن و حدیث با تعابیر مختلف از آسمان نام برده شده است، اما پرکاربردترین واژهها "سماء" است. این واژه در قرآن با شکلهای مختلف بیش از ۳۱۰ بار به کار رفته است<ref>المعجم الإحصائی، ج۲، ص۸۶۳-۸۶۷.</ref>؛ صد بار به [[تنهایی]] و ۱۷۳ بار پیش از واژه "أرض" و هفت بار بعد از آن قرار گرفته است. سماء در قرآن به معانی مختلفی آمده است که وجه مشترک همه این معانی بالایی و [[علو]] است. | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
# [[باران]]{{متن قرآن|يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا}}<ref> «تا (باران) آسمان را بر شما ریزان، بفرستد» سوره نوح، آیه ۱۱.</ref>. | # [[باران]]{{متن قرآن|يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا}}<ref> «تا (باران) آسمان را بر شما ریزان، بفرستد» سوره نوح، آیه ۱۱.</ref>. | ||
تعبیر آسمان یا [[آسمانها]] در سخنان منسوب به [[امام رضا]]{{ع}} در دو معنای طبیعی و [[معنوی]] بسیار آمده است. در روایتی [[امام رضا]]{{ع}} از قول [[امام زینالعابدین]]{{ع}} در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَالسَّمَاءَ بِنَاءً}}<ref>«و آسمان را سرپناهی ساخت» سوره بقره، آیه ۲۲.</ref> آن را به عنوان سقفی بر بالای سر [[انسانها]] تفسیر کرده است که [[خورشید و ماه]] و ستارهها در درون آن میچرخند تا به انسانها سود برسانند<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۲۶.</ref>. در روایتی دیگر امام رضا{{ع}} از قول اجدادش از [[علی بن ابی طالب]]{{عم}} درباره [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> فرموده: مقصود از {{متن قرآن|اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ}}، [[آغاز آفرینش]] و [[اتقان]] [[آسمان]] است<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۱۵.</ref>. از تفسیر امام رضا{{ع}} به خوبی میتوان فهمید "استواء" به معنای استقرار که [[پیروان]] مکاتب تجسم معنا میکنند از نظر [[اهل بیت]]{{عم}} [[نادرست]] است. با توجه به موضوع [[تاریخی]] [[گرایش]] تجسم در مقوله [[توحید]] که یکی از [[دلایل]] بنیادی آنان همین تعبیر استواء در این [[آیه]] است، میتوان در [[سخن امام]] اشارهای به [[نفی]] ادعای مزبور دید. | تعبیر آسمان یا [[آسمانها]] در سخنان منسوب به [[امام رضا]] {{ع}} در دو معنای طبیعی و [[معنوی]] بسیار آمده است. در روایتی [[امام رضا]] {{ع}} از قول [[امام زینالعابدین]] {{ع}} در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَالسَّمَاءَ بِنَاءً}}<ref>«و آسمان را سرپناهی ساخت» سوره بقره، آیه ۲۲.</ref> آن را به عنوان سقفی بر بالای سر [[انسانها]] تفسیر کرده است که [[خورشید و ماه]] و ستارهها در درون آن میچرخند تا به انسانها سود برسانند<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۲۶.</ref>. در روایتی دیگر امام رضا {{ع}} از قول اجدادش از [[علی بن ابی طالب]] {{عم}} درباره [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> فرموده: مقصود از {{متن قرآن|اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ}}، [[آغاز آفرینش]] و [[اتقان]] [[آسمان]] است<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۵.</ref>. از تفسیر امام رضا {{ع}} به خوبی میتوان فهمید "استواء" به معنای استقرار که [[پیروان]] مکاتب تجسم معنا میکنند از نظر [[اهل بیت]] {{عم}} [[نادرست]] است. با توجه به موضوع [[تاریخی]] [[گرایش]] تجسم در مقوله [[توحید]] که یکی از [[دلایل]] بنیادی آنان همین تعبیر استواء در این [[آیه]] است، میتوان در [[سخن امام]] اشارهای به [[نفی]] ادعای مزبور دید. | ||
در [[قرآن]] در جاهای مختلف از [[آفرینش آسمان]] سخن به میان آمده است و [[مفسران]] در ذیل [[آیات]] مربوط، از چگونگی آفرینش آسمان بحث کردهاند. بر بحثهای شماری از مفسران در مباحث مربوط به [[طبیعت]] به طور کلی و درباره آسمان به طور خاص، [[نظام فکری]] بطلمیوسی سایه افکنده است. مفسران جدید و نیز پارهای از مفسران پیشین تلاش کردهاند این مباحث را به دور از نظام فکری بطلمیوسی بررسی کنند. قرآن درباره آفرینش آسمان از چهار مرحله سخن گفته است: | در [[قرآن]] در جاهای مختلف از [[آفرینش آسمان]] سخن به میان آمده است و [[مفسران]] در ذیل [[آیات]] مربوط، از چگونگی آفرینش آسمان بحث کردهاند. بر بحثهای شماری از مفسران در مباحث مربوط به [[طبیعت]] به طور کلی و درباره آسمان به طور خاص، [[نظام فکری]] بطلمیوسی سایه افکنده است. مفسران جدید و نیز پارهای از مفسران پیشین تلاش کردهاند این مباحث را به دور از نظام فکری بطلمیوسی بررسی کنند. قرآن درباره آفرینش آسمان از چهار مرحله سخن گفته است: | ||
#'''مرحلهای که هنوز چیزی جز مایعی [[آفریده]] نشده بود'''. قرآن از این مایع با عنوان "ماء" یاد میکند و [[عرش خدا]] را بر آن مستقر میداند {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref> «و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که کدام نکوکردار ترید و اگر بگویی که شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد بیگمان کافران میگویند این جز جادویی آشکار نیست» سوره هود، آیه ۷.</ref>. به احتمال بسیار، آب در این [[آیه]] غیر از آب معمول یعنی ترکیب "H۲O" است، بلکه احتمالاً مایع مذابی مراد است که از تراکم و فشردگی گازها به وجود آمده است{{متن قرآن|لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا * وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ}}<ref> «در آن هر چه بخواهند دارند در حالی که جاودانند. (این) وعدهای است درخواست شده بر عهده پروردگارت * و از روزی (یاد کن) که آنان را و آنچه را به جای خداوند میپرستند، گرد میآورد آنگاه میفرماید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا آنان خود، راه را گم کردند؟» سوره فرقان، آیه ۱۶-۱۷.</ref><ref>تفسیر نمونه، ج۹، ص۲۶.</ref>. بعضی از [[مفسران]] این مرحله را قبل از [[آفرینش آسمان]] و [[زمین]] میدانند<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۵۲.</ref>. در روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} به قبل بودن این مرحله تصریح شده است {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref> «سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>. | # '''مرحلهای که هنوز چیزی جز مایعی [[آفریده]] نشده بود'''. قرآن از این مایع با عنوان "ماء" یاد میکند و [[عرش خدا]] را بر آن مستقر میداند {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref> «و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که کدام نکوکردار ترید و اگر بگویی که شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد بیگمان کافران میگویند این جز جادویی آشکار نیست» سوره هود، آیه ۷.</ref>. به احتمال بسیار، آب در این [[آیه]] غیر از آب معمول یعنی ترکیب "H۲O" است، بلکه احتمالاً مایع مذابی مراد است که از تراکم و فشردگی گازها به وجود آمده است{{متن قرآن|لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا * وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ}}<ref> «در آن هر چه بخواهند دارند در حالی که جاودانند. (این) وعدهای است درخواست شده بر عهده پروردگارت * و از روزی (یاد کن) که آنان را و آنچه را به جای خداوند میپرستند، گرد میآورد آنگاه میفرماید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا آنان خود، راه را گم کردند؟» سوره فرقان، آیه ۱۶-۱۷.</ref><ref>تفسیر نمونه، ج۹، ص۲۶.</ref>. بعضی از [[مفسران]] این مرحله را قبل از [[آفرینش آسمان]] و [[زمین]] میدانند<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۵۲.</ref>. در روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} به قبل بودن این مرحله تصریح شده است {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref> «سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>. | ||
#'''مرحله دخانی''': [[قرآن]] مرحله دیگر در آفرینش آسمان را مرحله دخانی معرفی میکند<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. درباره اینکه معنای دخان چیست، [[مفسران]] و واژهشناسان دیدگاههای متفاوتی دارند. [[علامه طباطبایی]] دخان را چیزی میداند که [[خداوند]] نام آن را دخان نهاده و آن مادهای است که به آن شکل بخشیده و [[هفت آسمان]] را از آن [[آفریده]] است<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۵.</ref>. این بیان مبهم است و به طور دقیق نشان نمیدهد که مقصود از آن دخان چیست. [[آلوسی]] از قول ابنعربی نقل میکند که وی دخان را [[بخاری]] میداند که خداوند هفت آسمان را از آن به وجود آورد<ref>روح المعانی، ج۴، ص۱۵۶.</ref>. بعضی از مفسران معاصر دخان را با توجه به دید ناظر دخان میدانند، همان گونه که رنگ آبی [[آسمان]] را با توجه به دید ناظر آبی میدانند<ref>أطیب البیان، ج۱۱، ص۴۱۷.</ref>. [[علامه طباطبایی]] بر این [[باور]] است که این گونه مقولات را باید در پرتو [[دانش]] امروزی فهمید{{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref> «آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>. | # '''مرحله دخانی''': [[قرآن]] مرحله دیگر در آفرینش آسمان را مرحله دخانی معرفی میکند<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. درباره اینکه معنای دخان چیست، [[مفسران]] و واژهشناسان دیدگاههای متفاوتی دارند. [[علامه طباطبایی]] دخان را چیزی میداند که [[خداوند]] نام آن را دخان نهاده و آن مادهای است که به آن شکل بخشیده و [[هفت آسمان]] را از آن [[آفریده]] است<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۵.</ref>. این بیان مبهم است و به طور دقیق نشان نمیدهد که مقصود از آن دخان چیست. [[آلوسی]] از قول ابنعربی نقل میکند که وی دخان را [[بخاری]] میداند که خداوند هفت آسمان را از آن به وجود آورد<ref>روح المعانی، ج۴، ص۱۵۶.</ref>. بعضی از مفسران معاصر دخان را با توجه به دید ناظر دخان میدانند، همان گونه که رنگ آبی [[آسمان]] را با توجه به دید ناظر آبی میدانند<ref>أطیب البیان، ج۱۱، ص۴۱۷.</ref>. [[علامه طباطبایی]] بر این [[باور]] است که این گونه مقولات را باید در پرتو [[دانش]] امروزی فهمید{{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref> «آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>. | ||
#'''مرحله شکلگیری آسمانهای هفتگانه''': [[قرآن]] بعد از بیان مرحله دخانی آسمان، به شکلگیری هفت آسمان در دو دوره میپردازد<ref>المیزان، ج۸، ص۱۵۸.</ref>. | # '''مرحله شکلگیری آسمانهای هفتگانه''': [[قرآن]] بعد از بیان مرحله دخانی آسمان، به شکلگیری هفت آسمان در دو دوره میپردازد<ref>المیزان، ج۸، ص۱۵۸.</ref>. | ||
#'''مرحله رتق و فتق''': [[ظاهر قرآن]] گویای آن است که آسمان و [[زمین]] نخست پیوسته بودند و سپس جدا شدند. این فرایند در [[ادبیات]] [[قرآنی]] با عنوان رتق و فتق یاد میشود {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}} <ref>«آیا کافران درنیافتهاند که آسمانها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمیآورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref>. بعضی رتق آسمان را به معنای به هم [[پیوستگی]] [[آسمان]] و [[زمین]] و به صورت [[توده]] بخار به هم پیوسته گرفتهاند که کمکم تجزیه شد و ستارهها و کواکب و از جمله منظومه شمسی تشکیل شد و فتق حاصل گشت<ref>الفرقان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۲۸۵.</ref>. در بعضی دیدگاهها رتق به معنای [[تاریکی]] و فتق به معنای روشنی آسمان و زمین گرفته شده است<ref>کشف الأسرار، میبدی، ج۶، ص۲۳۰.</ref>. از سخن [[علامه طباطبایی]] چنین به دست میآید که وی رتق را همان عناصر نخستین اشیا میداند که با تجربه و ترکیبهای [[مجدد]] آن، چیزهای جدید حاصل میشود و فتق به وجود میآید و این امری همیشگی است و [[دانش]] امروز چنین پدیدهای را [[تأیید]] میکند. از همین موضوع میفهمیم که [[مخلوقات]] نیز روزی رتق بوده و به مرور فتق در آن حاصل شده است<ref>المیزان، ج۱۴، ص۲۷۸.</ref>. | # '''مرحله رتق و فتق''': [[ظاهر قرآن]] گویای آن است که آسمان و [[زمین]] نخست پیوسته بودند و سپس جدا شدند. این فرایند در [[ادبیات]] [[قرآنی]] با عنوان رتق و فتق یاد میشود {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}} <ref>«آیا کافران درنیافتهاند که آسمانها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمیآورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref>. بعضی رتق آسمان را به معنای به هم [[پیوستگی]] [[آسمان]] و [[زمین]] و به صورت [[توده]] بخار به هم پیوسته گرفتهاند که کمکم تجزیه شد و ستارهها و کواکب و از جمله منظومه شمسی تشکیل شد و فتق حاصل گشت<ref>الفرقان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۲۸۵.</ref>. در بعضی دیدگاهها رتق به معنای [[تاریکی]] و فتق به معنای روشنی آسمان و زمین گرفته شده است<ref>کشف الأسرار، میبدی، ج۶، ص۲۳۰.</ref>. از سخن [[علامه طباطبایی]] چنین به دست میآید که وی رتق را همان عناصر نخستین اشیا میداند که با تجربه و ترکیبهای [[مجدد]] آن، چیزهای جدید حاصل میشود و فتق به وجود میآید و این امری همیشگی است و [[دانش]] امروز چنین پدیدهای را [[تأیید]] میکند. از همین موضوع میفهمیم که [[مخلوقات]] نیز روزی رتق بوده و به مرور فتق در آن حاصل شده است<ref>المیزان، ج۱۴، ص۲۷۸.</ref>. | ||
در [[قرآن]] و [[احادیث]] [[رضوی]] از مدت [[زمان]] خاص برای [[آفرینش]] [[آسمانها]] سخن به میان آمده است. این موضوع در چندین [[آیه]] مطرح شده است. تعبیر به شش [[روز]] در آیه {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند- که آن را شتابان میجوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>، آیه {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ کار (هستی) را کارسازی میکند، هیچ میانجی مگر با اذن او (در کار) نیست، این است خداوند پروردگار شما، او را بپرستید! آیا پند نمیگیرید؟» سوره یونس، آیه ۳.</ref>، [[آیه]] {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که کدام نکوکردار ترید و اگر بگویی که شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد بیگمان کافران میگویند این جز جادویی آشکار نیست» سوره هود، آیه ۷.</ref>، آیه {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا}}<ref>«و چون به آنان گویند: به (خداوند) بخشنده سجده برید میگویند: (خداوند) بخشنده چیست؟» سوره فرقان، آیه ۶۰.</ref>، آیه {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«خداوند همان است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ شما را هیچ دوست و میانجییی جز او نیست؛ آیا پند نمیگیرید؟» سوره سجده، آیه ۴.</ref>، آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ آنچه به زمین درون میرود یا از آن برون میآید و آنچه از آسمان فرود میآید یا به آن فرا میرود میداند و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره حدید، آیه ۴.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ}}<ref>«و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ ماندگی به ما نرسید» سوره ق، آیه ۳۸.</ref> آمده است. در آیه {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>سخن از انجام [[هفت آسمان]] در دو [[روز]] است. با توجه به اینکه روز و شب از گردش [[زمین]] به دور خود پدید میآید، قطعاً مقصود از این ایام، روزهای متعارف بین [[انسانها]] نیست. از اینرو، [[مفسران]] برای این تعبیر در [[قرآن]] مفاهیم مختلفی ارائه کردهاند. در این باره چندین قول وجود دارد: شماری گفتهاند که مقصود از ایام دورههایی از [[زمان]] است که در آن دوره شکلی از [[آفرینش]] تحقق پیدا کرده است، گرچه ممکن است این دوره هزاران سال هم طول کشیده باشد<ref>قاموس قرآن، ج۱، ص۶۱-۶۲.</ref>. | در [[قرآن]] و [[احادیث]] [[رضوی]] از مدت [[زمان]] خاص برای [[آفرینش]] [[آسمانها]] سخن به میان آمده است. این موضوع در چندین [[آیه]] مطرح شده است. تعبیر به شش [[روز]] در آیه {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند- که آن را شتابان میجوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>، آیه {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ کار (هستی) را کارسازی میکند، هیچ میانجی مگر با اذن او (در کار) نیست، این است خداوند پروردگار شما، او را بپرستید! آیا پند نمیگیرید؟» سوره یونس، آیه ۳.</ref>، [[آیه]] {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که کدام نکوکردار ترید و اگر بگویی که شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد بیگمان کافران میگویند این جز جادویی آشکار نیست» سوره هود، آیه ۷.</ref>، آیه {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا}}<ref>«و چون به آنان گویند: به (خداوند) بخشنده سجده برید میگویند: (خداوند) بخشنده چیست؟» سوره فرقان، آیه ۶۰.</ref>، آیه {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«خداوند همان است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ شما را هیچ دوست و میانجییی جز او نیست؛ آیا پند نمیگیرید؟» سوره سجده، آیه ۴.</ref>، آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ آنچه به زمین درون میرود یا از آن برون میآید و آنچه از آسمان فرود میآید یا به آن فرا میرود میداند و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره حدید، آیه ۴.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ}}<ref>«و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ ماندگی به ما نرسید» سوره ق، آیه ۳۸.</ref> آمده است. در آیه {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>سخن از انجام [[هفت آسمان]] در دو [[روز]] است. با توجه به اینکه روز و شب از گردش [[زمین]] به دور خود پدید میآید، قطعاً مقصود از این ایام، روزهای متعارف بین [[انسانها]] نیست. از اینرو، [[مفسران]] برای این تعبیر در [[قرآن]] مفاهیم مختلفی ارائه کردهاند. در این باره چندین قول وجود دارد: شماری گفتهاند که مقصود از ایام دورههایی از [[زمان]] است که در آن دوره شکلی از [[آفرینش]] تحقق پیدا کرده است، گرچه ممکن است این دوره هزاران سال هم طول کشیده باشد<ref>قاموس قرآن، ج۱، ص۶۱-۶۲.</ref>. | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
بعضی [[مفسران]] [[عقیده]] دارند که مراد روزهای [[ربوبی]] است که هر [[روز]] آن هزاران سال [[دنیوی]] است <ref>تفسیر القرآن الکریم، ملاصدرا، ج۶، ص۱۶۰.</ref>. این نکته را میتوان از آیه {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}}<ref>«کار (جهان) را از آسمان تا زمین تدبیر میکند سپس (کردارها) در روزی که در شمار شما هزار سال است به سوی او بالا میرود» سوره سجده، آیه ۵.</ref> نیز فهمید. کسانی بر این اندیشهاند که مقصود مقدار [[زمان]] [[آفرینش]] است که اگر با ایام سنجیده شود شش روز میشود، و نه آنکه واقعاً شش روز بوده، زیرا در زمان آفرینش شب و روزی وجود نداشته است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۵۰؛ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۶۶۲.</ref>. | بعضی [[مفسران]] [[عقیده]] دارند که مراد روزهای [[ربوبی]] است که هر [[روز]] آن هزاران سال [[دنیوی]] است <ref>تفسیر القرآن الکریم، ملاصدرا، ج۶، ص۱۶۰.</ref>. این نکته را میتوان از آیه {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}}<ref>«کار (جهان) را از آسمان تا زمین تدبیر میکند سپس (کردارها) در روزی که در شمار شما هزار سال است به سوی او بالا میرود» سوره سجده، آیه ۵.</ref> نیز فهمید. کسانی بر این اندیشهاند که مقصود مقدار [[زمان]] [[آفرینش]] است که اگر با ایام سنجیده شود شش روز میشود، و نه آنکه واقعاً شش روز بوده، زیرا در زمان آفرینش شب و روزی وجود نداشته است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۵۰؛ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۶۶۲.</ref>. | ||
در [[نقلی]] [[مأمون عباسی]] درباره آیه {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که کدام نکوکردار ترید و اگر بگویی که شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد بیگمان کافران میگویند این جز جادویی آشکار نیست» سوره هود، آیه ۷.</ref> از [[امام رضا]]{{ع}} میپرسد. امام رضا{{ع}} در پاسخ میگوید: "خداوند [[عرش]]، آب و [[فرشتگان]] را پیش از آفرینش [[آسمانها]] و [[زمین]] آفرید. فرشتگان به خود و به عرش و به آب برای [[خداوند متعال]] [[استدلال]] میکردند. بعد از آن، [[خداوند]] عرشش را بر آب مستقر کرد تا به این وسیله قدرتش را به [[فرشتگان]] نشان دهد. آنان دانستند که او بر هر چیزی تواناست. بعد [[عرش]] را به [[قدرت]] خود بلند کرد و آن را منتقل نمود و بر بالای آسمانهای هفتگانه قرار داد. او در حالی که بر عرش مستولی بود [[آسمانها]] و [[زمین]] را در شش [[روز]] آفرید. با آنکه میتوانست همه آنها را در یک چشم بر هم زدن بیافریند، اما آنها را در شش روز آفرید تا قدرت خویش را در مرحله به مرحله [[آفرینش]] آنها برای فرشتگانش آشکار سازد و یک به یک به حدوث آنچه حادث میشد به خداوند متعال استدلال گردد. خداوند عرش را برای نیاز خویش نیافرید، زیرا او از عرش [[غنی]] است و از همه آنچه [[آفریده]] [[بینیاز]] است. او بر بودن بر روی عرش توصیف نمیگردد، زیرا [[جسم]] نیست و از آفریدههایش بسیار [[برتر]] است"<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. در این [[روایت]] تصریح شده است که خداوند آسمانها و زمین را در شش روز آفریده است. از تعبیر مرحله به مرحله میتوان چنین برداشت کرد که مقصود از [[یوم]] همان مرحله و دوره است. [[زمان]] هر کدام از دورهها نیز معلوم نیست و ممکن است با مقیاس روز در [[ذهن]] ما [[انسانها]] هر دورهای میلیونها سال باشد. | در [[نقلی]] [[مأمون عباسی]] درباره آیه {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که کدام نکوکردار ترید و اگر بگویی که شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد بیگمان کافران میگویند این جز جادویی آشکار نیست» سوره هود، آیه ۷.</ref> از [[امام رضا]] {{ع}} میپرسد. امام رضا {{ع}} در پاسخ میگوید: "خداوند [[عرش]]، آب و [[فرشتگان]] را پیش از آفرینش [[آسمانها]] و [[زمین]] آفرید. فرشتگان به خود و به عرش و به آب برای [[خداوند متعال]] [[استدلال]] میکردند. بعد از آن، [[خداوند]] عرشش را بر آب مستقر کرد تا به این وسیله قدرتش را به [[فرشتگان]] نشان دهد. آنان دانستند که او بر هر چیزی تواناست. بعد [[عرش]] را به [[قدرت]] خود بلند کرد و آن را منتقل نمود و بر بالای آسمانهای هفتگانه قرار داد. او در حالی که بر عرش مستولی بود [[آسمانها]] و [[زمین]] را در شش [[روز]] آفرید. با آنکه میتوانست همه آنها را در یک چشم بر هم زدن بیافریند، اما آنها را در شش روز آفرید تا قدرت خویش را در مرحله به مرحله [[آفرینش]] آنها برای فرشتگانش آشکار سازد و یک به یک به حدوث آنچه حادث میشد به خداوند متعال استدلال گردد. خداوند عرش را برای نیاز خویش نیافرید، زیرا او از عرش [[غنی]] است و از همه آنچه [[آفریده]] [[بینیاز]] است. او بر بودن بر روی عرش توصیف نمیگردد، زیرا [[جسم]] نیست و از آفریدههایش بسیار [[برتر]] است"<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. در این [[روایت]] تصریح شده است که خداوند آسمانها و زمین را در شش روز آفریده است. از تعبیر مرحله به مرحله میتوان چنین برداشت کرد که مقصود از [[یوم]] همان مرحله و دوره است. [[زمان]] هر کدام از دورهها نیز معلوم نیست و ممکن است با مقیاس روز در [[ذهن]] ما [[انسانها]] هر دورهای میلیونها سال باشد. | ||
در [[قرآن]] و روایتهای منقول از{{عم}} [[علی]] و به خصوص از [[امام رضا]]{{ع}} از [[هفت آسمان]] یاد شده است<ref>مسند الإمام الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۷۴.</ref>. درباره مباحث طبیعی مطرح شده در [[متون دینی]] باید به این نکته توجه شود که در پارهای از آنها اندیشههای مقبول زمانه گاه از سوی ناقلان [[روایتها]] و یا دیگران وارد شده است نمیتوان به صرف وجود آنها در متون [[روایی]]، آنها را به عنوان روایت به [[معصوم]] نسبت داد. تنها در مواردی میتوان این انتساب را درست دانست که با دادههای [[قرآنی]] توافق داشته باشند. تعبیر [[هفت آسمان]] در هفت [[آیه]] از [[آیات قرآنی]] با تعبیر "سماوات" و در یک آیه با تعبیر {{متن قرآن|سَبْعًا شِدَادًا}} {{متن قرآن|وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا}}<ref> «و بر فرازتان، هفت آسمان پابرجا بنا کردیم» سوره نبأ، آیه ۱۲.</ref> و در یک آیه با تعبیر "سبع طرائق" {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ}} <ref>«و همانا ما بر فراز شما هفت راه (آسمانی) آفریدهایم و از آفریدگان غافل نیستیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۷.</ref> آمده است. [[مفسران]] درباره مقصود از این تعبیر بسیار بحث کردهاند. شماری آن را تعبیر کنایی از فراوانی دانستهاند و آن را منسلخ از معنای [[حقیقی]] شمردهاند<ref>تفسیر المراغی، ج۲۸، ص۱۵۱؛ روح المعانی، ج۱۰، ص۱۴۸.</ref>. ولی بسیاری آن را به کار رفته در معنای حقیقی دانستهاند. تکرار این تعبیر در [[قرآن]] و به تبع آن در متون [[روایی]] و [[ادعیه]] نیز این دیدگاه را بیشتر [[تأیید]] میکند. این افراد در بیان مقصود از آن [[اختلاف]] نظر دارند. کسانی آن را به معنای هفت آسمان گرفتهاند و شماری نیز آن را به معنای هفت طبقه دانستهاند. [[شیخ طوسی]] در رد دیدگاه رمانی درباره تفاوت هفت آسمان با افلاک هفتگانه، با این [[استدلال]] که افلاک در دوراناند و [[آسمانها]] در [[سکون]]، بعید نمیداند که هفت آسمان همان افلاک هفتگانه باشد، زیرا مقصود از امساک آسمانها و [[زمین]] در آیه {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«خداوند، آسمانها و زمین را از اینکه از جای بروند باز میدارد و اگر از جای بروند پس از وی هیچ کس آنها را نگاه نخواهد داشت؛ به راستی او بردباری آمرزنده است» سوره فاطر، آیه ۴۱.</ref> عدم حرکت نیست، بلکه [[حفظ]] آنها در مدارهای خودشان است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. | در [[قرآن]] و روایتهای منقول از {{عم}} [[علی]] و به خصوص از [[امام رضا]] {{ع}} از [[هفت آسمان]] یاد شده است<ref>مسند الإمام الرضا {{ع}}، ج۱، ص۳۷۴.</ref>. درباره مباحث طبیعی مطرح شده در [[متون دینی]] باید به این نکته توجه شود که در پارهای از آنها اندیشههای مقبول زمانه گاه از سوی ناقلان [[روایتها]] و یا دیگران وارد شده است نمیتوان به صرف وجود آنها در متون [[روایی]]، آنها را به عنوان روایت به [[معصوم]] نسبت داد. تنها در مواردی میتوان این انتساب را درست دانست که با دادههای [[قرآنی]] توافق داشته باشند. تعبیر [[هفت آسمان]] در هفت [[آیه]] از [[آیات قرآنی]] با تعبیر "سماوات" و در یک آیه با تعبیر {{متن قرآن|سَبْعًا شِدَادًا}} {{متن قرآن|وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا}}<ref> «و بر فرازتان، هفت آسمان پابرجا بنا کردیم» سوره نبأ، آیه ۱۲.</ref> و در یک آیه با تعبیر "سبع طرائق" {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ}} <ref>«و همانا ما بر فراز شما هفت راه (آسمانی) آفریدهایم و از آفریدگان غافل نیستیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۷.</ref> آمده است. [[مفسران]] درباره مقصود از این تعبیر بسیار بحث کردهاند. شماری آن را تعبیر کنایی از فراوانی دانستهاند و آن را منسلخ از معنای [[حقیقی]] شمردهاند<ref>تفسیر المراغی، ج۲۸، ص۱۵۱؛ روح المعانی، ج۱۰، ص۱۴۸.</ref>. ولی بسیاری آن را به کار رفته در معنای حقیقی دانستهاند. تکرار این تعبیر در [[قرآن]] و به تبع آن در متون [[روایی]] و [[ادعیه]] نیز این دیدگاه را بیشتر [[تأیید]] میکند. این افراد در بیان مقصود از آن [[اختلاف]] نظر دارند. کسانی آن را به معنای هفت آسمان گرفتهاند و شماری نیز آن را به معنای هفت طبقه دانستهاند. [[شیخ طوسی]] در رد دیدگاه رمانی درباره تفاوت هفت آسمان با افلاک هفتگانه، با این [[استدلال]] که افلاک در دوراناند و [[آسمانها]] در [[سکون]]، بعید نمیداند که هفت آسمان همان افلاک هفتگانه باشد، زیرا مقصود از امساک آسمانها و [[زمین]] در آیه {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«خداوند، آسمانها و زمین را از اینکه از جای بروند باز میدارد و اگر از جای بروند پس از وی هیچ کس آنها را نگاه نخواهد داشت؛ به راستی او بردباری آمرزنده است» سوره فاطر، آیه ۴۱.</ref> عدم حرکت نیست، بلکه [[حفظ]] آنها در مدارهای خودشان است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. | ||
[[علامه طباطبایی]] پس از بحث دامنهداری، خلاصه برداشت خودش را این گونه بیان میکند: از ظاهر این [[آیات]] به دست میآید که [[آسمان]] [[دنیا]] از بین این آسمانهای هفتگانه، همین [[جهان]] [[ستارگان]] و سیارات است. شش آسمان باقی مانده هم همگی [[آفرینش]] [[جسمانی]] دارند که [[قرآن]] چیزی از [[وصف]] آنها را نیاورده است و فقط گفته آنها طبقهطبقهاند. مقصود از این [[هفت آسمان]] اجرام بالایی و یا خصوص بعضی از آنها از قبیل [[خورشید]] و یا ماه و امثال آنها نیست<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۹.</ref>. این [[تفسیر]] به طور مشخص تفسیر هفت آسمان به کواکب را رد میکند. تفسیر هفت آسمان به کواکب متأثر از [[هیئت]] بطلمیوسی است که در [[فرهنگ اسلامی]] تا مدتها مورد قبول بود. دانشمندانی که به این هیئت توجه داشتند مقصود از هفت آسمان را [[فلک]] ماه، عطارد، [[زهره]]، خورشید، مریخ، مشتری و زحل میدانستند. اینان به فلک ثوابت و فلک الافلاک نیز [[باور]] داشتند و چرخش روزانه همه افلاک را وابسته به چرخش فلک الافلاک میدانستند<ref>شرح نهج البلاغة، ابنمیثم بحرانی، ج۱، ص۱۵۰؛ ریاض السالکین ج۲، ص۵۱۲.</ref>. تصریح در [[آیه]] {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> به اینکه "آسمان دنیا را با چراغهایی آراستیم" و نیز اینکه [[خداوند]] در [[سوره]] {{متن قرآن|إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ}}<ref>«ما آسمان نزدیکتر را به آرایه ستارگان، آراستهایم» سوره صافات، آیه ۶.</ref> از آرایش آسمان به آرایهها سخن گفته، دلیل روشنی است که ستارگان، منظومه شمسی، کهکشانها و همه آنچه در آسمان دیده میشود، مربوط به آسمان دنیاست و این آیات به [[صراحت]] نظریههای شماری از پیشینیان را که آسمانهای هفتگانه را به کواکب و افلاک تفسیر میکردند رد میکند. با توجه به این نکته میتوان گفت [[آسمانها]] فضاهای بینهایت گستردهای هستند که در پی هم قرار دارند و تنها [[خداوند]] علیم از چگونگی آنها اطلاع دارد. در منقولات از [[امام رضا]]{{ع}} سخن از [[آسمان]] چهارم به میان آمده است. [[محمد بن سنان]] نقل کرده است که امام رضا{{ع}} در پاسخ [[نامه]] وی درباره علت [[طواف]] [[بیت الله الحرام]] که امام رضا{{ع}} فرموده است: در پی [[پشیمانی]] [[فرشتگان]] از [[اعتراض]] به [[آفرینش انسان]]، [[خداوند متعال]] [[اراده]] کرد تا در برابر [[عرش]]، خانهای در آسمان چهارم بنیان نهد و نام آن را "صراح" گذاشت. در برابر صراح بیتی در [[دنیا]] قرار داد و نام آن را "بیت معمور" نهاد. بعد این [[خانه]] را در برابر [[بیت]] معمور قرار داد و به [[آدم]]{{ع}} [[فرمان]] داد که گرد آن طواف کند<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۹۸.</ref>. در این [[روایت]] تعبیر آسمان چهارم آمده است که با توجه به دیگر [[روایتها]] نمیتوان گفت مقصود آسمان قدسی است، بلکه آسمان غیر قدسی مطرح است. نکتهای که نمیتوان آسان از کنار آن گذشت، تعبیر [[برابری]] خانه آسمان چهارم با عرش است. ظاهر تعبیر بیانگر این است که [[عرش الهی]] جای مخصوصی است و در برابر آسمانها و [[زمین]] و امثال آن قرار دارد. هماهنگی این تعبیر با استوای [[الهی]] بر عرش که در [[آیات]] متعدد {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref> «به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند -که آن را شتابان میجوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴</ref>؛ {{متن قرآن|دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را»» سوره یونس، آیه ۱۰</ref>؛ {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ}} «خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ امر (آفرینش) را کارسازی میکند، آیات را آشکار میدارد باشد که شما به لقای پروردگارتان، یقین کنید» سوره رعد، آیه ۲</ref> یاد شده، تا حدودی دشوار است. | [[علامه طباطبایی]] پس از بحث دامنهداری، خلاصه برداشت خودش را این گونه بیان میکند: از ظاهر این [[آیات]] به دست میآید که [[آسمان]] [[دنیا]] از بین این آسمانهای هفتگانه، همین [[جهان]] [[ستارگان]] و سیارات است. شش آسمان باقی مانده هم همگی [[آفرینش]] [[جسمانی]] دارند که [[قرآن]] چیزی از [[وصف]] آنها را نیاورده است و فقط گفته آنها طبقهطبقهاند. مقصود از این [[هفت آسمان]] اجرام بالایی و یا خصوص بعضی از آنها از قبیل [[خورشید]] و یا ماه و امثال آنها نیست<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۹.</ref>. این [[تفسیر]] به طور مشخص تفسیر هفت آسمان به کواکب را رد میکند. تفسیر هفت آسمان به کواکب متأثر از [[هیئت]] بطلمیوسی است که در [[فرهنگ اسلامی]] تا مدتها مورد قبول بود. دانشمندانی که به این هیئت توجه داشتند مقصود از هفت آسمان را [[فلک]] ماه، عطارد، [[زهره]]، خورشید، مریخ، مشتری و زحل میدانستند. اینان به فلک ثوابت و فلک الافلاک نیز [[باور]] داشتند و چرخش روزانه همه افلاک را وابسته به چرخش فلک الافلاک میدانستند<ref>شرح نهج البلاغة، ابنمیثم بحرانی، ج۱، ص۱۵۰؛ ریاض السالکین ج۲، ص۵۱۲.</ref>. تصریح در [[آیه]] {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> به اینکه "آسمان دنیا را با چراغهایی آراستیم" و نیز اینکه [[خداوند]] در [[سوره]] {{متن قرآن|إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ}}<ref>«ما آسمان نزدیکتر را به آرایه ستارگان، آراستهایم» سوره صافات، آیه ۶.</ref> از آرایش آسمان به آرایهها سخن گفته، دلیل روشنی است که ستارگان، منظومه شمسی، کهکشانها و همه آنچه در آسمان دیده میشود، مربوط به آسمان دنیاست و این آیات به [[صراحت]] نظریههای شماری از پیشینیان را که آسمانهای هفتگانه را به کواکب و افلاک تفسیر میکردند رد میکند. با توجه به این نکته میتوان گفت [[آسمانها]] فضاهای بینهایت گستردهای هستند که در پی هم قرار دارند و تنها [[خداوند]] علیم از چگونگی آنها اطلاع دارد. در منقولات از [[امام رضا]] {{ع}} سخن از [[آسمان]] چهارم به میان آمده است. [[محمد بن سنان]] نقل کرده است که امام رضا {{ع}} در پاسخ [[نامه]] وی درباره علت [[طواف]] [[بیت الله الحرام]] که امام رضا {{ع}} فرموده است: در پی [[پشیمانی]] [[فرشتگان]] از [[اعتراض]] به [[آفرینش انسان]]، [[خداوند متعال]] [[اراده]] کرد تا در برابر [[عرش]]، خانهای در آسمان چهارم بنیان نهد و نام آن را "صراح" گذاشت. در برابر صراح بیتی در [[دنیا]] قرار داد و نام آن را "بیت معمور" نهاد. بعد این [[خانه]] را در برابر [[بیت]] معمور قرار داد و به [[آدم]] {{ع}} [[فرمان]] داد که گرد آن طواف کند<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۹۸.</ref>. در این [[روایت]] تعبیر آسمان چهارم آمده است که با توجه به دیگر [[روایتها]] نمیتوان گفت مقصود آسمان قدسی است، بلکه آسمان غیر قدسی مطرح است. نکتهای که نمیتوان آسان از کنار آن گذشت، تعبیر [[برابری]] خانه آسمان چهارم با عرش است. ظاهر تعبیر بیانگر این است که [[عرش الهی]] جای مخصوصی است و در برابر آسمانها و [[زمین]] و امثال آن قرار دارد. هماهنگی این تعبیر با استوای [[الهی]] بر عرش که در [[آیات]] متعدد {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref> «به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند -که آن را شتابان میجوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴</ref>؛ {{متن قرآن|دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را»» سوره یونس، آیه ۱۰</ref>؛ {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ}} «خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ امر (آفرینش) را کارسازی میکند، آیات را آشکار میدارد باشد که شما به لقای پروردگارتان، یقین کنید» سوره رعد، آیه ۲</ref> یاد شده، تا حدودی دشوار است. | ||
در [[قرآن]] [[آسمان]] به ویژگیهایی توصیف شده است از قبیل آنکه مانند سقفی برافراشته است {{متن قرآن|وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ}}<ref>«و به بام برافراشته (آسمان)» سوره طور، آیه ۵</ref>؛ {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ}} <ref>«خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ امر (آفرینش) را کارسازی میکند، آیات را آشکار میدارد باشد که شما به لقای پروردگارتان، یقین کنید» سوره رعد، آیه ۲</ref>؛ {{متن قرآن|رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا}}<ref>«بام آن را برافراخت و آن را سامان بخشید» سوره نازعات، آیه ۲۸.</ref>، دارای برجهاست {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ}}<ref>«سوگند به آسمان که باروها دارد،» سوره بروج، آیه ۱</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ}}<ref>«و بیگمان در آسمان کوشکهایی آفریدهایم و آن را برای بینندگان آراستهایم» سوره حجر، آیه ۱۶</ref>؛ {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِيرًا}}<ref>«بزرگوار است آنکه در آسمان برجهایی پدید آورد و در آن چراغی و ماهی درخشان نهاد» سوره فرقان، آیه ۶۱.</ref>، دارای "حبک" است {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ}}<ref>«سوگند به آسمان آراسته به راههای ستارگان» سوره ذاریات، آیه ۷.</ref> - و "حبک" به معنای [[ستارگان]] فروزان، [[استوار]] و [[زیبا]] [[تفسیر]] شده است؛ چنان که گذشت در روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} برای "حبک" معنایی غیر از این آمده است - برخوردار از [[باران]] بسیار {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ}}<ref>«و سوگند به آسمان بارانزا» سوره طارق، آیه ۱۱.</ref>، آراسته به ستارگان و چراغها و برجها {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ}}<ref>«و بیگمان در آسمان کوشکهایی آفریدهایم و آن را برای بینندگان آراستهایم» سوره حجر، آیه ۱۶</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ}}<ref>«ما آسمان نزدیکتر را به آرایه ستارگان، آراستهایم» سوره صافات، آیه ۶</ref>؛ {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}} <ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ}} <ref>«آسمان نزدیکتر را به چراغهایی آراستیم و آنها را ابزار رماندن شیطانها کردیم و عذاب آتش سوزان را برای آنان آماده ساختیم» سوره ملک، آیه ۵.</ref>، بیشکاف {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ}}<ref>«آیا در آسمان بر فراز سرشان ننگریستهاند که چگونه آن را ساختیم و آراستیم و هیچ رخنهای ندارد؟» سوره ق، آیه ۶.</ref> و با ستون نامرئی {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ}}<ref>«خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ امر (آفرینش) را کارسازی میکند، آیات را آشکار میدارد باشد که شما به لقای پروردگارتان، یقین کنید» سوره رعد، آیه ۲.</ref> است. | در [[قرآن]] [[آسمان]] به ویژگیهایی توصیف شده است از قبیل آنکه مانند سقفی برافراشته است {{متن قرآن|وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ}}<ref>«و به بام برافراشته (آسمان)» سوره طور، آیه ۵</ref>؛ {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ}} <ref>«خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ امر (آفرینش) را کارسازی میکند، آیات را آشکار میدارد باشد که شما به لقای پروردگارتان، یقین کنید» سوره رعد، آیه ۲</ref>؛ {{متن قرآن|رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا}}<ref>«بام آن را برافراخت و آن را سامان بخشید» سوره نازعات، آیه ۲۸.</ref>، دارای برجهاست {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ}}<ref>«سوگند به آسمان که باروها دارد،» سوره بروج، آیه ۱</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ}}<ref>«و بیگمان در آسمان کوشکهایی آفریدهایم و آن را برای بینندگان آراستهایم» سوره حجر، آیه ۱۶</ref>؛ {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِيرًا}}<ref>«بزرگوار است آنکه در آسمان برجهایی پدید آورد و در آن چراغی و ماهی درخشان نهاد» سوره فرقان، آیه ۶۱.</ref>، دارای "حبک" است {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ}}<ref>«سوگند به آسمان آراسته به راههای ستارگان» سوره ذاریات، آیه ۷.</ref> - و "حبک" به معنای [[ستارگان]] فروزان، [[استوار]] و [[زیبا]] [[تفسیر]] شده است؛ چنان که گذشت در روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} برای "حبک" معنایی غیر از این آمده است - برخوردار از [[باران]] بسیار {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ}}<ref>«و سوگند به آسمان بارانزا» سوره طارق، آیه ۱۱.</ref>، آراسته به ستارگان و چراغها و برجها {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ}}<ref>«و بیگمان در آسمان کوشکهایی آفریدهایم و آن را برای بینندگان آراستهایم» سوره حجر، آیه ۱۶</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ}}<ref>«ما آسمان نزدیکتر را به آرایه ستارگان، آراستهایم» سوره صافات، آیه ۶</ref>؛ {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}} <ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ}} <ref>«آسمان نزدیکتر را به چراغهایی آراستیم و آنها را ابزار رماندن شیطانها کردیم و عذاب آتش سوزان را برای آنان آماده ساختیم» سوره ملک، آیه ۵.</ref>، بیشکاف {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ}}<ref>«آیا در آسمان بر فراز سرشان ننگریستهاند که چگونه آن را ساختیم و آراستیم و هیچ رخنهای ندارد؟» سوره ق، آیه ۶.</ref> و با ستون نامرئی {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ}}<ref>«خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ امر (آفرینش) را کارسازی میکند، آیات را آشکار میدارد باشد که شما به لقای پروردگارتان، یقین کنید» سوره رعد، آیه ۲.</ref> است. | ||
در [[روایت]] [[حسین بن خالد]] از [[امام رضا]]{{ع}} مقوله نامرئی بودن ستون [[آسمان]] به خوبی تشریح شده است. این توصیفها در بسیاری از روایتهای [[دینی]] هم تکرار شده است که متأثر از تعبیرات [[قرآنی]] است. به نظر میرسد توصیف [[قرآن]] از آسمان به گونهای است که برای [[مردم]] آن [[روز]] قابل [[فهم]] بود؛ مردمی که با توجه به [[قدرت]] [[بینایی]] چشمشان آسمان را میدیدند و میتوانستند تصویری از آن در [[ذهن]] خود داشته باشند. این توصیف در درون خود معنا و مفهومی نیز دارد که میتواند برای مردم امروز که با چشم مسلح و ابزار [[علمی]] بسیار دقیق درباره آسمان مطالعه میکنند سخنی متقن داشته باشد. [[بدیهی]] است که برای آیندگان نیز که از ابزارهای قویتری برخوردار خواهند بود مفهومی جدید و متناسب با آن روز خواهد داشت. با این [[تفسیر]]، مفاهیم تعابیری چون آسمان، [[عرش]]، [[هفت آسمان]]، "ماء"، "یوم" و امثال اینها همان چیزی است که از این الفاظ میفهمیم. اما زمانی که به مصداق خارجی آنها میرسیم تفاوت پیدا میکند و تشابه حاصل میشود. از اینرو، مثلاً برای آسمان مصادیق گوناگونی وجود دارد و حتی میتواند مصادیق جدیدی پیدا شود. اینکه به طور دقیق گفته شود قرآن و روایتهای دینی کدام مصداق از مصادیق متعدد آسمان را در نظر دارد مبهم است و داخل در [[متشابهات]] میگردد.<ref> منابع: قرآن کریم: أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبد الحسین بن محمدتقی طیب (۱۴۱۲ق)، تهران، انتشارات اسلام، دوم، ۱۳۷۸ش؛ التبیان فی تفسیر القرآن، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۲۶۰ق)، تحقیق: احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۴۲ق؛ تفسیر القرآن الکریم، محمد بن ابراهیم شیرازی معروف به ملاصدرا (۱۰۵۰ق)، تحقیق و تصحیح: محسن بیدار فر - محمد خواجوی، قم، بیدار، دوم، ۱۳۶۶ش؛ تفسیر المراغی، احمد بن مصطفی مراغی (۱۳۷۱ق)، مصر، مصطفی بابی حلبی، اول، ۱۳۶۵ق؛ تفسیر جوامع الجامع، فضل بن حسن معروف به طبرسی (۵۴۸ق)، تهران، دانشگاه تهران، اول، ۱۳۷۷ش؛ تفسیر نمونه، زیر نظر: ناصر بن علی محمد مکارم شیرازی (معاصر)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، اول، ۱۳۷۴ش؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، محمود بن عبدالله معروف به آلوسی (۱۳۷۰ق)، تصحیح: محمد حسین عرب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین عائلا، سید علی خان بن احمد حسینی شیرازی (۱۱۲۰ق)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق، شرح نهج البلاغة، میثم بن علی بحرانی (۶۷۹ق)، تهران، دفتر نشر الکتاب، دوم، ۱۴۰۴ق؛ عیون أخبار الرضا، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: حسین اعلمی، بیروت، مؤسسة الأعلمی، اول، ۱۴۰۴ق، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، محمد بن رضا صادقی تهرانی (۱۴۳۲ق)، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، دوم، ۱۳۶۵ش؛ قاموس قرآن، سید علی اکبر بن محمد قرشی معاصر)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ششم، ۱۴۱۲ق؛ کشف الأسرار و عدة الأبرار، احمد بن ابی سعید میبدی (قرن ۶ق)، به کوشش: علی اصغر حکمت، تهران، امیر کبیر، پنجم، ۱۳۷۱ش؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن معروف به طبرسی (۵۴۸ق)، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، مؤسسة الأعلمی، اول، ۱۴۱۵ق؛ مسند الإمام الرضا، عزیزالله بن محمد عطاردی قوچانی معاصر)، مشهد، کنگره جهانی حضرت رضا، اول، ۱۴۰۶ق، المعجم الإحصائی لألفاظ القرآن الکریم، محمود روحانی (۱۳۱۵ش)، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶ش؛ مفردات ألفاظ القرآن، حسین بن محمد معروف به راغب اصفهانی (۵۰۲ق)، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، دمشق - بیروت، دار القلم - الدار الشامیة، اول، ۱۴۱۲ق، المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین بن محمد طباطبایی (۱۴۰۲ق)، بیروت، مؤسسة الأعلمی، اول، ۱۹۹۷م</ref>..<ref>[[محمد علی سلطانی|سلطانی، محمد علی]]، [[آسمان - سلطانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]]، ج۱، ص ۱۱۸.</ref> | در [[روایت]] [[حسین بن خالد]] از [[امام رضا]] {{ع}} مقوله نامرئی بودن ستون [[آسمان]] به خوبی تشریح شده است. این توصیفها در بسیاری از روایتهای [[دینی]] هم تکرار شده است که متأثر از تعبیرات [[قرآنی]] است. به نظر میرسد توصیف [[قرآن]] از آسمان به گونهای است که برای [[مردم]] آن [[روز]] قابل [[فهم]] بود؛ مردمی که با توجه به [[قدرت]] [[بینایی]] چشمشان آسمان را میدیدند و میتوانستند تصویری از آن در [[ذهن]] خود داشته باشند. این توصیف در درون خود معنا و مفهومی نیز دارد که میتواند برای مردم امروز که با چشم مسلح و ابزار [[علمی]] بسیار دقیق درباره آسمان مطالعه میکنند سخنی متقن داشته باشد. [[بدیهی]] است که برای آیندگان نیز که از ابزارهای قویتری برخوردار خواهند بود مفهومی جدید و متناسب با آن روز خواهد داشت. با این [[تفسیر]]، مفاهیم تعابیری چون آسمان، [[عرش]]، [[هفت آسمان]]، "ماء"، "یوم" و امثال اینها همان چیزی است که از این الفاظ میفهمیم. اما زمانی که به مصداق خارجی آنها میرسیم تفاوت پیدا میکند و تشابه حاصل میشود. از اینرو، مثلاً برای آسمان مصادیق گوناگونی وجود دارد و حتی میتواند مصادیق جدیدی پیدا شود. اینکه به طور دقیق گفته شود قرآن و روایتهای دینی کدام مصداق از مصادیق متعدد آسمان را در نظر دارد مبهم است و داخل در [[متشابهات]] میگردد.<ref> منابع: قرآن کریم: أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبد الحسین بن محمدتقی طیب (۱۴۱۲ق)، تهران، انتشارات اسلام، دوم، ۱۳۷۸ش؛ التبیان فی تفسیر القرآن، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۲۶۰ق)، تحقیق: احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۴۲ق؛ تفسیر القرآن الکریم، محمد بن ابراهیم شیرازی معروف به ملاصدرا (۱۰۵۰ق)، تحقیق و تصحیح: محسن بیدار فر - محمد خواجوی، قم، بیدار، دوم، ۱۳۶۶ش؛ تفسیر المراغی، احمد بن مصطفی مراغی (۱۳۷۱ق)، مصر، مصطفی بابی حلبی، اول، ۱۳۶۵ق؛ تفسیر جوامع الجامع، فضل بن حسن معروف به طبرسی (۵۴۸ق)، تهران، دانشگاه تهران، اول، ۱۳۷۷ش؛ تفسیر نمونه، زیر نظر: ناصر بن علی محمد مکارم شیرازی (معاصر)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، اول، ۱۳۷۴ش؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، محمود بن عبدالله معروف به آلوسی (۱۳۷۰ق)، تصحیح: محمد حسین عرب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین عائلا، سید علی خان بن احمد حسینی شیرازی (۱۱۲۰ق)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق، شرح نهج البلاغة، میثم بن علی بحرانی (۶۷۹ق)، تهران، دفتر نشر الکتاب، دوم، ۱۴۰۴ق؛ عیون أخبار الرضا، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: حسین اعلمی، بیروت، مؤسسة الأعلمی، اول، ۱۴۰۴ق، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، محمد بن رضا صادقی تهرانی (۱۴۳۲ق)، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، دوم، ۱۳۶۵ش؛ قاموس قرآن، سید علی اکبر بن محمد قرشی معاصر)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ششم، ۱۴۱۲ق؛ کشف الأسرار و عدة الأبرار، احمد بن ابی سعید میبدی (قرن ۶ق)، به کوشش: علی اصغر حکمت، تهران، امیر کبیر، پنجم، ۱۳۷۱ش؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن معروف به طبرسی (۵۴۸ق)، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، مؤسسة الأعلمی، اول، ۱۴۱۵ق؛ مسند الإمام الرضا، عزیزالله بن محمد عطاردی قوچانی معاصر)، مشهد، کنگره جهانی حضرت رضا، اول، ۱۴۰۶ق، المعجم الإحصائی لألفاظ القرآن الکریم، محمود روحانی (۱۳۱۵ش)، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶ش؛ مفردات ألفاظ القرآن، حسین بن محمد معروف به راغب اصفهانی (۵۰۲ق)، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، دمشق - بیروت، دار القلم - الدار الشامیة، اول، ۱۴۱۲ق، المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین بن محمد طباطبایی (۱۴۰۲ق)، بیروت، مؤسسة الأعلمی، اول، ۱۹۹۷م</ref>..<ref>[[محمد علی سلطانی|سلطانی، محمد علی]]، [[آسمان - سلطانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]]، ج۱، ص ۱۱۸.</ref> | ||
== آسمان در دایره المعارف قرآن کریم == | == آسمان در دایره المعارف قرآن کریم == | ||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
== مقصود از سماء == | == مقصود از سماء == | ||
کلمه سماء در [[قرآن]]، ۱۲۰ بار مفرد، ۱۹۰ بار جمع <ref>المعجم الاحصائی، ج ۲، ص ۸۶۳ ـ ۸۶۷. </ref> و ۱۰۰ مرتبه تنها آمده و غیر از آن، با [[ارض]] به کار رفته که ۱۷۳ بار بر ارض مقدّم و ۷ مرتبه مؤخّر و بر موارد ذیل اطلاق شده است: | کلمه سماء در [[قرآن]]، ۱۲۰ بار مفرد، ۱۹۰ بار جمع <ref>المعجم الاحصائی، ج ۲، ص ۸۶۳ ـ ۸۶۷. </ref> و ۱۰۰ مرتبه تنها آمده و غیر از آن، با [[ارض]] به کار رفته که ۱۷۳ بار بر ارض مقدّم و ۷ مرتبه مؤخّر و بر موارد ذیل اطلاق شده است: | ||
#'''اجرام و فضای بالا:''' {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا }}<ref>«خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت» سوره رعد، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا}}<ref>«در آسمان برجهایی پدید آورد» سوره فرقان، آیه ۶۱.</ref> این مورد، بیشترین کاربرد را دارد. | # '''اجرام و فضای بالا:''' {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا }}<ref>«خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت» سوره رعد، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا}}<ref>«در آسمان برجهایی پدید آورد» سوره فرقان، آیه ۶۱.</ref> این مورد، بیشترین کاربرد را دارد. | ||
#'''قشر متراکم اطراف [[زمین]] (جوّ):''' {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ}}<ref>«و آسمان را چون بامی نگهداشته آفریدیم و آنان از نشانههای آن رو گردانند» سوره انبیاء، آیه ۳۲.</ref><ref>نمونه، ج ۱۳، ص ۳۹۸.</ref> | # '''قشر متراکم اطراف [[زمین]] (جوّ):''' {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ}}<ref>«و آسمان را چون بامی نگهداشته آفریدیم و آنان از نشانههای آن رو گردانند» سوره انبیاء، آیه ۳۲.</ref><ref>نمونه، ج ۱۳، ص ۳۹۸.</ref> | ||
#'''سقف و آسمانه [[خانه]]:''' {{متن قرآن|فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ }}<ref>«ریسمانی از سقف بیاویزد» سوره حج، آیه ۱۵.</ref><ref> وجوه قرآن، ص ۱۳۴، "سما".</ref> | # '''سقف و آسمانه [[خانه]]:''' {{متن قرآن|فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ }}<ref>«ریسمانی از سقف بیاویزد» سوره حج، آیه ۱۵.</ref><ref> وجوه قرآن، ص ۱۳۴، "سما".</ref> | ||
#'''[[عالم ملکوت]] و [[مقام قرب الهی]]:''' {{متن قرآن|أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ}}<ref>«آیا از آنکه در آسمان است ایمنی یافتهاید که شما را در زمین فرو برد در آن حال که ناگهان زمین بجنبد» سوره ملک، آیه ۱۶.</ref>. | # '''[[عالم ملکوت]] و [[مقام قرب الهی]]:''' {{متن قرآن|أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ}}<ref>«آیا از آنکه در آسمان است ایمنی یافتهاید که شما را در زمین فرو برد در آن حال که ناگهان زمین بجنبد» سوره ملک، آیه ۱۶.</ref>. | ||
#'''گنبد کبود که [[انسان]] بالای سر خود [[مشاهده]] میکند:''' {{متن قرآن|وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ }}<ref>«ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref><ref> نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۵۲.</ref> | # '''گنبد کبود که [[انسان]] بالای سر خود [[مشاهده]] میکند:''' {{متن قرآن|وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ }}<ref>«ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref><ref> نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۵۲.</ref> | ||
برخی معتقدند: سماء به معنای [[باران]] {{متن قرآن|ِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا}}<ref>«تا (باران) آسمان را بر شما ریزان، بفرستد.» سوره نوح، آیه ۱۱.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۴۳؛ وجوه قرآن، ص ۱۳۴، "سماء".</ref> و [[ابر]] {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكًا فَأَنْبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ}}<ref>«و از آسمان، آبی خجسته فرو فرستادیم آنگاه با آن بوستانها و دانه درویدنی رویاندیم» سوره ق، آیه ۹.</ref><ref> قرطبی، ج ۱۷، ص ۶. </ref> نیز به کار رفته است. روشن است که همه این موارد، در معنای [[علوّ]] (مکانی یا رتبی) مشترکند.<ref> التحقیق، ج ۵، ص ۲۲۰، "سمو"؛ نمونه، ج ۱۱، ص ۴۷.</ref>[[آسمان]]، گاهی [[مادّی]] و گاهی [[معنوی]] ([[ملکوت]]) است؛ امّا به [[دلیل قطعی]] نبودن یکی از آن دو در هر [[آیه]]، ما نیز چون بیشتر [[مفسّران]] در [[مقام]] [[انتخاب]] نیستیم؛ بلکه به مباحث مطلق [[آسمان]] میپردازیم. | برخی معتقدند: سماء به معنای [[باران]] {{متن قرآن|ِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا}}<ref>«تا (باران) آسمان را بر شما ریزان، بفرستد.» سوره نوح، آیه ۱۱.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۴۳؛ وجوه قرآن، ص ۱۳۴، "سماء".</ref> و [[ابر]] {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكًا فَأَنْبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ}}<ref>«و از آسمان، آبی خجسته فرو فرستادیم آنگاه با آن بوستانها و دانه درویدنی رویاندیم» سوره ق، آیه ۹.</ref><ref> قرطبی، ج ۱۷، ص ۶. </ref> نیز به کار رفته است. روشن است که همه این موارد، در معنای [[علوّ]] (مکانی یا رتبی) مشترکند.<ref> التحقیق، ج ۵، ص ۲۲۰، "سمو"؛ نمونه، ج ۱۱، ص ۴۷.</ref>[[آسمان]]، گاهی [[مادّی]] و گاهی [[معنوی]] ([[ملکوت]]) است؛ امّا به [[دلیل قطعی]] نبودن یکی از آن دو در هر [[آیه]]، ما نیز چون بیشتر [[مفسّران]] در [[مقام]] [[انتخاب]] نیستیم؛ بلکه به مباحث مطلق [[آسمان]] میپردازیم. | ||
| خط ۱۲۲: | خط ۱۲۲: | ||
== [[آفرینش]] [[آسمان]] == | == [[آفرینش]] [[آسمان]] == | ||
براساس آیاتِ قرآن، چهار مرحله بر [[آفرینش]] [[آسمانها]] گذشته است: | براساس آیاتِ قرآن، چهار مرحله بر [[آفرینش]] [[آسمانها]] گذشته است: | ||
# مرحلهای که در فضای خالی [[جهان]] <ref> نهجالبلاغه، خطبه ۱، ص ۱۵.</ref> هیچ چیز وجود نداشت، جز مایعی که قرآن از آن به "ماء" تعبیر کرده، و [[عرش]] آفرینش [[خدا]] بر آن بوده است: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ }}<ref>«و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت» سوره هود، آیه ۷.</ref> از [[آیه]] پیش گفته، به [[اجمال]] (به کمک [[دانش]] کیهانشناسی) میتوان فهمید که [[آسمان]] و [[زمین]]، پیش از مرحله دخان که در [[آیه]] {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref> آمده، "ماء" و به صورت گازهای بسیار فشرده بوده که شکل موادّ مذاب را داشته است.<ref>الفرقان، ج۱۶ و ۱۷، ص ۲۸۵؛ نمونه، ج ۹، ص۲۶.</ref>. [[دانشمندان]] نیز مادّه نخستین [[آفرینش جهان]] [[مادّی]] را که [[قرآن]] از آن به ماء تعبیر کرده، موادّ مذاب دارای حرارت بسیار و فوق العاده میدانند، نه آب معمولی که ترکیب "O۲H" دارد؛ زیرا آب، در حرارت بیش از صد [[درجه]]، به طور کلّی به بخار تبدیل میشود. افزون بر آن، آب در حالت غلیان، [[آتش]] و زبانه تولید نمیکند؛ چه رسد به اینکه [[دود]] (دخان) ایجاد کند.<ref> زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، ص ۱۸.</ref> برخی برآنند که پیدایش و [[تکامل]] [[جهان]]، از فضایی مملو از مادّهای بسیار گرم آغاز شده و تحت تأثیر فشار شگرف آن، گسترش یافته و در این مدّت، انبساط جهان و درجه حرارت مادّه به کندی در حال تنزّل است، و در مرحله معیّنی از این گسترش، گازِ پیوسته، بریدگی یافته و به پاره ابرهای [[منظم]] گِردی که همان [[ستارگان]] است، مبدل گشته است.<ref>پیدایش و مرگ خورشید، ص ۲۰۳.</ref> این [[حقیقت]] را میتوان از [[روایات]] [[امامان]]{{عم}} نیز استفاده کرد. [[امام باقر]]{{ع}} درباره [[آغاز آفرینش]] میگوید: همه چیز آب بود و [[عرش الهی]] بر آن قرار داشت؛ سپس [[خداوند]]، اشتعال و انفجاری در آب پدید آورد و پس از آن، شعله و زبانهاش را خاموش کرد و در پی آن، گازی پدید آمد که مادّه [[آفرینش]] [[آسمانها]] شد.<ref>نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۰. </ref> [[حضرت]]، در روایتی دیگر، مادّه نخستین آفرینش را "ماء" و ویژگی آن را سابقه و نَسَب نداشتن دانسته است<ref>نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۰. </ref> و از آن به دست میآید که "ماء" آب معمولیِ دارای سابقه و ترکیب نبوده است.<ref>زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، ص ۲۱.</ref> برخی نیز معتقدند "ماء" در این [[روایت]]، استعاره از [[عقل]] یا [[نور]] است که نخستین [[آفریده]] [[خدا]] به شمار میرود؛ بنابراین منظور از آن آب [[جسمانی]] نیست.<ref> توحید صدوق، ص ۶۴؛ شرح توحید صدوق، ج ۱، ص۵۱۸. </ref> | # مرحلهای که در فضای خالی [[جهان]] <ref> نهجالبلاغه، خطبه ۱، ص ۱۵.</ref> هیچ چیز وجود نداشت، جز مایعی که قرآن از آن به "ماء" تعبیر کرده، و [[عرش]] آفرینش [[خدا]] بر آن بوده است: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ }}<ref>«و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت» سوره هود، آیه ۷.</ref> از [[آیه]] پیش گفته، به [[اجمال]] (به کمک [[دانش]] کیهانشناسی) میتوان فهمید که [[آسمان]] و [[زمین]]، پیش از مرحله دخان که در [[آیه]] {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref> آمده، "ماء" و به صورت گازهای بسیار فشرده بوده که شکل موادّ مذاب را داشته است.<ref>الفرقان، ج۱۶ و ۱۷، ص ۲۸۵؛ نمونه، ج ۹، ص۲۶.</ref>. [[دانشمندان]] نیز مادّه نخستین [[آفرینش جهان]] [[مادّی]] را که [[قرآن]] از آن به ماء تعبیر کرده، موادّ مذاب دارای حرارت بسیار و فوق العاده میدانند، نه آب معمولی که ترکیب "O۲H" دارد؛ زیرا آب، در حرارت بیش از صد [[درجه]]، به طور کلّی به بخار تبدیل میشود. افزون بر آن، آب در حالت غلیان، [[آتش]] و زبانه تولید نمیکند؛ چه رسد به اینکه [[دود]] (دخان) ایجاد کند.<ref> زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، ص ۱۸.</ref> برخی برآنند که پیدایش و [[تکامل]] [[جهان]]، از فضایی مملو از مادّهای بسیار گرم آغاز شده و تحت تأثیر فشار شگرف آن، گسترش یافته و در این مدّت، انبساط جهان و درجه حرارت مادّه به کندی در حال تنزّل است، و در مرحله معیّنی از این گسترش، گازِ پیوسته، بریدگی یافته و به پاره ابرهای [[منظم]] گِردی که همان [[ستارگان]] است، مبدل گشته است.<ref>پیدایش و مرگ خورشید، ص ۲۰۳.</ref> این [[حقیقت]] را میتوان از [[روایات]] [[امامان]] {{عم}} نیز استفاده کرد. [[امام باقر]] {{ع}} درباره [[آغاز آفرینش]] میگوید: همه چیز آب بود و [[عرش الهی]] بر آن قرار داشت؛ سپس [[خداوند]]، اشتعال و انفجاری در آب پدید آورد و پس از آن، شعله و زبانهاش را خاموش کرد و در پی آن، گازی پدید آمد که مادّه [[آفرینش]] [[آسمانها]] شد.<ref>نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۰. </ref> [[حضرت]]، در روایتی دیگر، مادّه نخستین آفرینش را "ماء" و ویژگی آن را سابقه و نَسَب نداشتن دانسته است<ref>نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۰. </ref> و از آن به دست میآید که "ماء" آب معمولیِ دارای سابقه و ترکیب نبوده است.<ref>زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، ص ۲۱.</ref> برخی نیز معتقدند "ماء" در این [[روایت]]، استعاره از [[عقل]] یا [[نور]] است که نخستین [[آفریده]] [[خدا]] به شمار میرود؛ بنابراین منظور از آن آب [[جسمانی]] نیست.<ref> توحید صدوق، ص ۶۴؛ شرح توحید صدوق، ج ۱، ص۵۱۸. </ref> | ||
#'''مرحله دخانی:''' این دوره، پس از دوره موادِّ مذابِ یکنواخت است. [[قرآن]]، پس از بیان [[آفرینش]] [[زمین]]، به دوره دخانِ [[آسمان]] تصریح میکند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref> لغویان، دخان را به [[دود]] معنا کردهاند. راغب، دخان را چیزی میداند که به همراه زبانه [[آتش]] متصاعد میشود.<ref>مفردات، ص ۳۱۰، "دخن".</ref> چگونگی پیدایش دخان، در روایت پیشین از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است. به نظر بیشتر کیهانشناسان نیز فرضیه انفجار بزرگ (Bigbang) در مادّه نخستین آفرینش، به [[حقیقت]] پیوسته.<ref>من علم الفلک القرآنی، ص ۳۰.</ref> درباره شکل و ترکیب دخان باید گفت: همانگونه که مقصود از ماء، آب معمولی نیست، دخان نیز نباید دود ساده و معمولی باشد. "ژرژگاموف" مینویسد: ادلّه نجومی، ما را به این حقیقت رهنمون میسازد که این [[ستارگان]] بیشمار آسمان، آغازی دارند و تمام آنها از گازهای بسیار داغ پدید آمدهاند.<ref>پیدایش و مرگ خورشید، ص ۲۰۳.</ref> "بوکای" در ذیل [[آیه]] پیشین، واژه دخان را چنین ترجمه کرده است: بنیانی گازیِ ساخته شده که در آن، بخشچههای ریزی به حالت کمابیش [[پایدار]] معلّقند و ممکن است دارای حالت جامد یا مایع و [[درجه]] گرمای بالا باشد.<ref>مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۱۹۶.</ref> در [[روایات]] [[امامان]]{{عم}} از این مرحله، گاهی به بخار {{متن حدیث|خَلَقْتُ اَلسَّمَوَاتِ ... مِنْ بُخَارِ اَلْمَاءِ}}<ref> بحارالانوار، ج ۵۴، ص ۷۳ و ج ۵۵، ص ۸۸. </ref> و گاهی به دخان: {{متن حدیث| ثُمَّ أَمَرَ اَلنَّارَ فَخَمَدَتْ فَارْتَفَعَ مِنْ خُمُودِهَا دُخَانٌ فَخَلَقَ اَللَّهُ اَلسَّمَاوَاتِ مِنْ ذَلِكَ اَلدُّخَانِ }}<ref> نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۱. </ref> تعبیر شده است. | # '''مرحله دخانی:''' این دوره، پس از دوره موادِّ مذابِ یکنواخت است. [[قرآن]]، پس از بیان [[آفرینش]] [[زمین]]، به دوره دخانِ [[آسمان]] تصریح میکند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref> لغویان، دخان را به [[دود]] معنا کردهاند. راغب، دخان را چیزی میداند که به همراه زبانه [[آتش]] متصاعد میشود.<ref>مفردات، ص ۳۱۰، "دخن".</ref> چگونگی پیدایش دخان، در روایت پیشین از [[امام باقر]] {{ع}} آمده است. به نظر بیشتر کیهانشناسان نیز فرضیه انفجار بزرگ (Bigbang) در مادّه نخستین آفرینش، به [[حقیقت]] پیوسته.<ref>من علم الفلک القرآنی، ص ۳۰.</ref> درباره شکل و ترکیب دخان باید گفت: همانگونه که مقصود از ماء، آب معمولی نیست، دخان نیز نباید دود ساده و معمولی باشد. "ژرژگاموف" مینویسد: ادلّه نجومی، ما را به این حقیقت رهنمون میسازد که این [[ستارگان]] بیشمار آسمان، آغازی دارند و تمام آنها از گازهای بسیار داغ پدید آمدهاند.<ref>پیدایش و مرگ خورشید، ص ۲۰۳.</ref> "بوکای" در ذیل [[آیه]] پیشین، واژه دخان را چنین ترجمه کرده است: بنیانی گازیِ ساخته شده که در آن، بخشچههای ریزی به حالت کمابیش [[پایدار]] معلّقند و ممکن است دارای حالت جامد یا مایع و [[درجه]] گرمای بالا باشد.<ref>مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۱۹۶.</ref> در [[روایات]] [[امامان]] {{عم}} از این مرحله، گاهی به بخار {{متن حدیث|خَلَقْتُ اَلسَّمَوَاتِ ... مِنْ بُخَارِ اَلْمَاءِ}}<ref> بحارالانوار، ج ۵۴، ص ۷۳ و ج ۵۵، ص ۸۸. </ref> و گاهی به دخان: {{متن حدیث| ثُمَّ أَمَرَ اَلنَّارَ فَخَمَدَتْ فَارْتَفَعَ مِنْ خُمُودِهَا دُخَانٌ فَخَلَقَ اَللَّهُ اَلسَّمَاوَاتِ مِنْ ذَلِكَ اَلدُّخَانِ }}<ref> نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۱. </ref> تعبیر شده است. | ||
#'''مرحله شکل گرفتن هفت آسمان که پس از دخان بودن پدید آمده:''' {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> چنانکه در [[روایت]] [[امام باقر]]{{ع}} به این دوره نیز اشاره شده است.<ref> نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۱. </ref> | # '''مرحله شکل گرفتن هفت آسمان که پس از دخان بودن پدید آمده:''' {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> چنانکه در [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} به این دوره نیز اشاره شده است.<ref> نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۱. </ref> | ||
#'''مرحله رتق و فتق [[آسمانها]]:''' [[قرآن]]، به رتق آسمانها و [[زمین]] در ابتدای [[آفرینش]]، سپس فتق آنها تصریح کرده است؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا کافران درنیافتهاند که آسمانها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمیآورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref> در این که رتق و فتق آسمانها و زمین چیست، آرای گوناگونی بر اساس شواهدی از [[آیات]] و [[روایات]] یا دادههای [[علمی]]، گفته شده است: | # '''مرحله رتق و فتق [[آسمانها]]:''' [[قرآن]]، به رتق آسمانها و [[زمین]] در ابتدای [[آفرینش]]، سپس فتق آنها تصریح کرده است؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا کافران درنیافتهاند که آسمانها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمیآورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref> در این که رتق و فتق آسمانها و زمین چیست، آرای گوناگونی بر اساس شواهدی از [[آیات]] و [[روایات]] یا دادههای [[علمی]]، گفته شده است: | ||
## رتق، به هم [[پیوستگی]] آسمانها با زمین در [[آغاز آفرینش]] است. به نظر [[دانشمندان]]، [[جهان]] ابتدا به صورت [[توده]] بزرگی از بخار سوزان بود که بر اثر انفجارهای درونی و حرکت، آرام آرام تجزیه شد و کواکب و ستارهها، از جمله منظومه شمسی و کره زمین پدید آمد.<ref>الفرقان، ج ۱۶ و ۱۷، ص ۲۸۵؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۳۹۴.</ref> | ## رتق، به هم [[پیوستگی]] آسمانها با زمین در [[آغاز آفرینش]] است. به نظر [[دانشمندان]]، [[جهان]] ابتدا به صورت [[توده]] بزرگی از بخار سوزان بود که بر اثر انفجارهای درونی و حرکت، آرام آرام تجزیه شد و کواکب و ستارهها، از جمله منظومه شمسی و کره زمین پدید آمد.<ref>الفرقان، ج ۱۶ و ۱۷، ص ۲۸۵؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۳۹۴.</ref> | ||
## آسمانها طبقههای به هم پیوسته بودند و [[خداوند]] آنها را فتق (جدا) کرد و به شکل [[هفت آسمان]] پدید آورد، [[زمین]] نیز چنین است.<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۷۲.</ref> [[امام علی]]{{ع}} در داستان آغاز آفرینش، به این موضوع تصریح میکند: خداوند، [[آسمان]] را به طبقهها تبدیل کرد و طبقهها را از هم گشود و آن را هفت آسمان ساخت؛ پس از آنکه به یکدیگر بسته و به [[فرمان]] او، چنگ در یکدیگر نهاده بودند.<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۲۱۱، ص ۴۴۴.</ref> | ## آسمانها طبقههای به هم پیوسته بودند و [[خداوند]] آنها را فتق (جدا) کرد و به شکل [[هفت آسمان]] پدید آورد، [[زمین]] نیز چنین است.<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۷۲.</ref> [[امام علی]] {{ع}} در داستان آغاز آفرینش، به این موضوع تصریح میکند: خداوند، [[آسمان]] را به طبقهها تبدیل کرد و طبقهها را از هم گشود و آن را هفت آسمان ساخت؛ پس از آنکه به یکدیگر بسته و به [[فرمان]] او، چنگ در یکدیگر نهاده بودند.<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۲۱۱، ص ۴۴۴.</ref> | ||
## آسمانها رتق بودند؛ یعنی محکم بودند و خلل و فُرَجی در آنها نبود و خداوند، آنها را با [[باران]] گشود و این معنایِ {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ}}<ref>«و سوگند به آسمان بارانزا،» سوره طارق، آیه ۱۱.</ref> است. زمین نیز رتق و محکم بود و [[آمادگی]] [[رویش گیاهان]] را نداشت و خداوند آن را فتق کرد و برای روییدن گیاهان آماده ساخت: {{متن قرآن|وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ}}<ref>«و به زمین برشکافته (از گیاه)» سوره طارق، آیه ۱۲.</ref><ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص ۷۱۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۶۳.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر]] رتق و فتق در [[آیه]] {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا کافران درنیافتهاند که آسمانها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمیآورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref> میگوید: [[آسمان]] به رنگ آب سبز، و [[زمین]] خشک و به رنگ آب زلال، و هر دو "مرتوق" بودند و در نداشتند. [[زمین]]، دارای در (منفذی) که محل [[رویش گیاهان]] است، نبود و [[آسمان]] بر زمین نمیبارید تا از آن گیاه بروید؛ پس [[خداوند]]، آسمان را با [[باران]] و زمین را با رویش گیاهان گشود.<ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۴۲۵.</ref> | ## آسمانها رتق بودند؛ یعنی محکم بودند و خلل و فُرَجی در آنها نبود و خداوند، آنها را با [[باران]] گشود و این معنایِ {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ}}<ref>«و سوگند به آسمان بارانزا،» سوره طارق، آیه ۱۱.</ref> است. زمین نیز رتق و محکم بود و [[آمادگی]] [[رویش گیاهان]] را نداشت و خداوند آن را فتق کرد و برای روییدن گیاهان آماده ساخت: {{متن قرآن|وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ}}<ref>«و به زمین برشکافته (از گیاه)» سوره طارق، آیه ۱۲.</ref><ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص ۷۱۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۶۳.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} در [[تفسیر]] رتق و فتق در [[آیه]] {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا کافران درنیافتهاند که آسمانها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمیآورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref> میگوید: [[آسمان]] به رنگ آب سبز، و [[زمین]] خشک و به رنگ آب زلال، و هر دو "مرتوق" بودند و در نداشتند. [[زمین]]، دارای در (منفذی) که محل [[رویش گیاهان]] است، نبود و [[آسمان]] بر زمین نمیبارید تا از آن گیاه بروید؛ پس [[خداوند]]، آسمان را با [[باران]] و زمین را با رویش گیاهان گشود.<ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۴۲۵.</ref> | ||
## [[آسمانها]] و زمین، رتق یعنی تاریک بودند و موجودات آنها دیده نمیشدند. خداوند آنها را با اجرام [[نورانی]]، فتق (روشن) کرد.<ref> کشفالاسرار، ج ۶، ص ۲۳۰.</ref> | ## [[آسمانها]] و زمین، رتق یعنی تاریک بودند و موجودات آنها دیده نمیشدند. خداوند آنها را با اجرام [[نورانی]]، فتق (روشن) کرد.<ref> کشفالاسرار، ج ۶، ص ۲۳۰.</ref> | ||
## آسمانها و زمین "رتق" بودند؛ یعنی موجود نبودند و با فتق، وجود یافتند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۶۲ و ۱۶۳.</ref> فخررازی تفسیر اوّل، دوم و سوم را به ترتیب راجح دانسته و سوم را به بیشتر [[مفسّران]] نسبت داده است.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۶۲ و ۱۶۳.</ref> الفرقان، میان آرای پیشین چنین جمع کرده: "رتقاً" که به صورت مصدر و مفرد آمده، دلیل بر آن است که آن دو، در آغاز یکی بودند و زمین و آسمانی وجود نداشت؛ بلکه هر دو، مادّه واحد نخستین بودند که از آن به "ماء" تعبیر میشود و در این مادّه، به هم پیوسته بودند؛ سپس ماء، فتق، و به دخانِ سماء و زَبَدِ [[ارض]] تقسیم شد. در آیه {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> رتق و فتق دوم بیان شده. پس دخانِ آسمان، اصلِ دوم آسمانها است که از "ماء"، فتق (جدا) سپس به [[هفت آسمان]] فتق شد؛ چنانکه زَبَد ارض، برای ارضین سبع، اصل بود و فتق شد؛ سپس فتق سوم صورت گرفت و زمین با [[رویش گیاهان]] و [[آسمان]] با [[نزول]] [[باران]] فتق شد: {{متن قرآن|وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ وَالأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ }}<ref>«و سوگند به آسمان بارانزا، و به زمین برشکافته (از گیاه)» سوره طارق، آیه ۱۱-۱۲.</ref><ref>الفرقان، ج ۱۶ و ۱۷، ص ۲۸۵.</ref> [[علامه طباطبایی]]، جدا شدن ترکیبات زمینی و هوایی را از یکدیگر، از جمله گیاهان از زمین، حیوان از حیوان و [[انسان]] از انسان، و پدید آمدن ترکیبات و ویژگیهای تازه را رتق و فتق در [[جهان مادّی]] میداند که در [[آسمانها]] و زمین و کواکب نیز جاری است و تکرار آن در این [[جهان]]، دلیل بر آن است که روزی همه آنها، رتق (به هم پیوسته) بودند. وی یافتههای [[علمی]] را نیز [[مؤیّد]] این نظر دانسته؛ زیرا اجرامی که در دید ما هستند، از عناصر مشترک معیّنی تشکیل شدهاند و هر کدام عمری محدود دارند.<ref> المیزان، ج ۱۴، ص ۲۷۸.</ref> | ## آسمانها و زمین "رتق" بودند؛ یعنی موجود نبودند و با فتق، وجود یافتند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۶۲ و ۱۶۳.</ref> فخررازی تفسیر اوّل، دوم و سوم را به ترتیب راجح دانسته و سوم را به بیشتر [[مفسّران]] نسبت داده است.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۶۲ و ۱۶۳.</ref> الفرقان، میان آرای پیشین چنین جمع کرده: "رتقاً" که به صورت مصدر و مفرد آمده، دلیل بر آن است که آن دو، در آغاز یکی بودند و زمین و آسمانی وجود نداشت؛ بلکه هر دو، مادّه واحد نخستین بودند که از آن به "ماء" تعبیر میشود و در این مادّه، به هم پیوسته بودند؛ سپس ماء، فتق، و به دخانِ سماء و زَبَدِ [[ارض]] تقسیم شد. در آیه {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> رتق و فتق دوم بیان شده. پس دخانِ آسمان، اصلِ دوم آسمانها است که از "ماء"، فتق (جدا) سپس به [[هفت آسمان]] فتق شد؛ چنانکه زَبَد ارض، برای ارضین سبع، اصل بود و فتق شد؛ سپس فتق سوم صورت گرفت و زمین با [[رویش گیاهان]] و [[آسمان]] با [[نزول]] [[باران]] فتق شد: {{متن قرآن|وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ وَالأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ }}<ref>«و سوگند به آسمان بارانزا، و به زمین برشکافته (از گیاه)» سوره طارق، آیه ۱۱-۱۲.</ref><ref>الفرقان، ج ۱۶ و ۱۷، ص ۲۸۵.</ref> [[علامه طباطبایی]]، جدا شدن ترکیبات زمینی و هوایی را از یکدیگر، از جمله گیاهان از زمین، حیوان از حیوان و [[انسان]] از انسان، و پدید آمدن ترکیبات و ویژگیهای تازه را رتق و فتق در [[جهان مادّی]] میداند که در [[آسمانها]] و زمین و کواکب نیز جاری است و تکرار آن در این [[جهان]]، دلیل بر آن است که روزی همه آنها، رتق (به هم پیوسته) بودند. وی یافتههای [[علمی]] را نیز [[مؤیّد]] این نظر دانسته؛ زیرا اجرامی که در دید ما هستند، از عناصر مشترک معیّنی تشکیل شدهاند و هر کدام عمری محدود دارند.<ref> المیزان، ج ۱۴، ص ۲۷۸.</ref> | ||
| خط ۱۹۸: | خط ۱۹۸: | ||
این راهها ممکن است بر اثر شکلهای گوناگون تودههای [[ستارگان]] و افلاک موجود بر صفحه آسمان یا بر اثر نقشها و موجهای ابرها پدید آمده باشد.<ref>التبیان، ج۹، ص۳۸۰؛ الکشّاف، ج۴، ص۳۹۶؛ روحالمعانی، مج ۱۵، ج۲۷، ص ۴.</ref> از [[حسن بصری]] نقل شده: حبُک یعنی ستارگان فروزان آسمان.<ref>روحالمعانی، مج ۱۵، ج ۲۷، ص ۴.</ref> ابنعبّاس، [[قتاده]]، [[عکرمه]] و [[مجاهد]] گفتهاند: حبک یعنی [[استواری]]، محکمی و [[زیبایی]] [[آسمان]]<ref>الکشاف، ج ۴، ص ۳۹۶؛ مجمعالبیان، ج ۹، ص ۲۳۰.</ref>. [[سعید بن جبیر]] آن را به [[زینت]] و زیبایی [[تفسیر]] کرده است.<ref>روضالجنان، ج ۱۸، ص ۹۲.</ref> | این راهها ممکن است بر اثر شکلهای گوناگون تودههای [[ستارگان]] و افلاک موجود بر صفحه آسمان یا بر اثر نقشها و موجهای ابرها پدید آمده باشد.<ref>التبیان، ج۹، ص۳۸۰؛ الکشّاف، ج۴، ص۳۹۶؛ روحالمعانی، مج ۱۵، ج۲۷، ص ۴.</ref> از [[حسن بصری]] نقل شده: حبُک یعنی ستارگان فروزان آسمان.<ref>روحالمعانی، مج ۱۵، ج ۲۷، ص ۴.</ref> ابنعبّاس، [[قتاده]]، [[عکرمه]] و [[مجاهد]] گفتهاند: حبک یعنی [[استواری]]، محکمی و [[زیبایی]] [[آسمان]]<ref>الکشاف، ج ۴، ص ۳۹۶؛ مجمعالبیان، ج ۹، ص ۲۳۰.</ref>. [[سعید بن جبیر]] آن را به [[زینت]] و زیبایی [[تفسیر]] کرده است.<ref>روضالجنان، ج ۱۸، ص ۹۲.</ref> | ||
به نظر [[علامه طباطبایی]] "حُبُک" درباره آسمان اگربه معنای زینت و زیبایی باشد، با [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ}}<ref>«ما آسمان نزدیکتر را به آرایه ستارگان، آراستهایم» سوره صافات، آیه ۶.</ref> [[تأیید]] میشود و اگر به معنای [[آفرینش]] [[استوار]] باشد، با آیه {{متن قرآن|وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ}}<ref>«و آسمان را با دستهایی (توانا) بنا نهادیم و بیگمان ما (آن را) گسترندهایم» سوره ذاریات، آیه ۴۷.</ref> تقویت میشود و اگر به معنای راههای گوناگون آسمان باشد، در آیه {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ}}<ref>«و همانا ما بر فراز شما هفت راه (آسمانی) آفریدهایم و از آفریدگان غافل نیستیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۷.</ref> بیان شدهاست واین معنا با جمله [[قسم]] {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ}}<ref>«سوگند به آسمان آراسته به راههای ستارگان» سوره ذاریات، آیه ۷.</ref> و جواب آن {{متن قرآن|إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ}}<ref>«بیگمان شما در گفتاری گوناگونید» سوره ذاریات، آیه ۸.</ref> که در آن گوناگونی [[آرای مردم]] را باز میگوید، مناسبتر است.<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۳۶۶.</ref> از [[امام رضا]]{{ع}} روایتی نقل شده که از آن استفاده میشود، حُبُک نیروی [[جاذبه]] میان آسمان و زمین است <ref>قمی، ج ۲، ص ۳۳۶.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | به نظر [[علامه طباطبایی]] "حُبُک" درباره آسمان اگربه معنای زینت و زیبایی باشد، با [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ}}<ref>«ما آسمان نزدیکتر را به آرایه ستارگان، آراستهایم» سوره صافات، آیه ۶.</ref> [[تأیید]] میشود و اگر به معنای [[آفرینش]] [[استوار]] باشد، با آیه {{متن قرآن|وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ}}<ref>«و آسمان را با دستهایی (توانا) بنا نهادیم و بیگمان ما (آن را) گسترندهایم» سوره ذاریات، آیه ۴۷.</ref> تقویت میشود و اگر به معنای راههای گوناگون آسمان باشد، در آیه {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ}}<ref>«و همانا ما بر فراز شما هفت راه (آسمانی) آفریدهایم و از آفریدگان غافل نیستیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۷.</ref> بیان شدهاست واین معنا با جمله [[قسم]] {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ}}<ref>«سوگند به آسمان آراسته به راههای ستارگان» سوره ذاریات، آیه ۷.</ref> و جواب آن {{متن قرآن|إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ}}<ref>«بیگمان شما در گفتاری گوناگونید» سوره ذاریات، آیه ۸.</ref> که در آن گوناگونی [[آرای مردم]] را باز میگوید، مناسبتر است.<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۳۶۶.</ref> از [[امام رضا]] {{ع}} روایتی نقل شده که از آن استفاده میشود، حُبُک نیروی [[جاذبه]] میان آسمان و زمین است <ref>قمی، ج ۲، ص ۳۳۶.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | ||
=== ذات رجع === | === ذات رجع === | ||
| خط ۲۱۱: | خط ۲۱۱: | ||
در تفسیر این دو آیه گفتهاند: اگر {{متن قرآن|تَرَوْنَهَا}} را جمله معترضه بدانیم، به این معنا است که آسمانها [[ستون]] ندارند و به [[فرمان خداوند]] نگهداری میشوند.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۲۷۲؛ مجمعالبیان، ج ۶، ص ۴۲۱.</ref> این نظر با هیأت بطلمیوس (بطلیموس) که آسمانها را چون پوست پیاز تو در تو میداند، موافق است؛ زیرا براساس آن، هریک از آسمانها به دیگری تکیه دارد و معلّق نیست تا به ستون نیاز داشته باشد.<ref>نمونه، ج ۱۰، ص ۱۱۱.</ref> [[شیخ طوسی]] نیز بر آن است که {{متن قرآن|بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا}} یعنی ستون ندارند؛ زیرا اگر چنین میبود، دیده میشدند و به سبب بزرگیشان نیاز به ستونهای دیگری داشتند و همینطور ادامه مییافت و [[تسلسل]] لازم میآمد.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۲۷۳.</ref> اگر {{متن قرآن|تَرَوْنَهَا}} را صفت {{متن قرآن|عَمَدٍ}} بدانیم باید گفت: براساس [[قانون]] عمومی "علّیت"، آسمانها نیز دارای ستونند و ممکن است ستون آنها قوّه [[جاذبه]] یا اسباب دیگری باشد؛ ولی دیدنی نیستند و این از [[قدرت خداوند]] دور نیست؛ چه اینکه او خود، آسمانها را با جاذبه برافراشته است.<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۸۷.</ref> | در تفسیر این دو آیه گفتهاند: اگر {{متن قرآن|تَرَوْنَهَا}} را جمله معترضه بدانیم، به این معنا است که آسمانها [[ستون]] ندارند و به [[فرمان خداوند]] نگهداری میشوند.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۲۷۲؛ مجمعالبیان، ج ۶، ص ۴۲۱.</ref> این نظر با هیأت بطلمیوس (بطلیموس) که آسمانها را چون پوست پیاز تو در تو میداند، موافق است؛ زیرا براساس آن، هریک از آسمانها به دیگری تکیه دارد و معلّق نیست تا به ستون نیاز داشته باشد.<ref>نمونه، ج ۱۰، ص ۱۱۱.</ref> [[شیخ طوسی]] نیز بر آن است که {{متن قرآن|بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا}} یعنی ستون ندارند؛ زیرا اگر چنین میبود، دیده میشدند و به سبب بزرگیشان نیاز به ستونهای دیگری داشتند و همینطور ادامه مییافت و [[تسلسل]] لازم میآمد.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۲۷۳.</ref> اگر {{متن قرآن|تَرَوْنَهَا}} را صفت {{متن قرآن|عَمَدٍ}} بدانیم باید گفت: براساس [[قانون]] عمومی "علّیت"، آسمانها نیز دارای ستونند و ممکن است ستون آنها قوّه [[جاذبه]] یا اسباب دیگری باشد؛ ولی دیدنی نیستند و این از [[قدرت خداوند]] دور نیست؛ چه اینکه او خود، آسمانها را با جاذبه برافراشته است.<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۸۷.</ref> | ||
در هیأت جدید نیز [[ثابت]] شده که تمام اجرام آسمانی (ثوابت و سیّارات) در فضایی بیپایان، مشمول قانون جاذبه عمومی، و همه جاذب و مجذوب یکدیگرند و آسمانها را همین قانون، نگه داشته است.<ref>هیئت در مکتب اسلام، ص ۵۹. </ref> برخی {{متن قرآن|الْمِيزَانَ}} در آیه {{متن قرآن|وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ}}<ref>«و آسمان را برافراشت و ترازو را بگذاشت» سوره الرحمن، آیه ۷.</ref> را به معنای [[تعادل]] میان قوای جاذبه آسمانها دانستهاند که از [[سقوط]] و جدایی آنها جلوگیری میکند.<ref>التفسیر العلمی للآیات الکونیّه، ص ۲۴۷.</ref> از [[امام رضا]]{{ع}} روایتی نقل شده که از آن برداشت میشود، مقصود از {{متن قرآن|الْحُبُكِ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ}}<ref>«سوگند به آسمان آراسته به راههای ستارگان» سوره ذاریات، آیه ۷.</ref> نیروی [[جاذبه]] است<ref>قمی، ج ۲، ص ۳۳۶.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | در هیأت جدید نیز [[ثابت]] شده که تمام اجرام آسمانی (ثوابت و سیّارات) در فضایی بیپایان، مشمول قانون جاذبه عمومی، و همه جاذب و مجذوب یکدیگرند و آسمانها را همین قانون، نگه داشته است.<ref>هیئت در مکتب اسلام، ص ۵۹. </ref> برخی {{متن قرآن|الْمِيزَانَ}} در آیه {{متن قرآن|وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ}}<ref>«و آسمان را برافراشت و ترازو را بگذاشت» سوره الرحمن، آیه ۷.</ref> را به معنای [[تعادل]] میان قوای جاذبه آسمانها دانستهاند که از [[سقوط]] و جدایی آنها جلوگیری میکند.<ref>التفسیر العلمی للآیات الکونیّه، ص ۲۴۷.</ref> از [[امام رضا]] {{ع}} روایتی نقل شده که از آن برداشت میشود، مقصود از {{متن قرآن|الْحُبُكِ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ}}<ref>«سوگند به آسمان آراسته به راههای ستارگان» سوره ذاریات، آیه ۷.</ref> نیروی [[جاذبه]] است<ref>قمی، ج ۲، ص ۳۳۶.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | ||
=== بیشکاف و [[شکست]] === | === بیشکاف و [[شکست]] === | ||
| خط ۲۳۲: | خط ۲۳۲: | ||
# منظور، [[عبادت]] [[فرشتگان]] و شگفتیهای آفرینش است.<ref> قرطبی، ج ۷، ص ۱۷.</ref> ابوالفتوح میگوید: خداوند[[حجاب]] را از مقابل چشمان [[ابراهیم]] برداشت. درهای [[آسمان]] به رویش گشوده شد و [[عرش]] را به او نشان داد تا عجایب آسمان و زمین را ببیند؛<ref>روضالجنان، ج ۷، ص ۳۴۲.</ref> | # منظور، [[عبادت]] [[فرشتگان]] و شگفتیهای آفرینش است.<ref> قرطبی، ج ۷، ص ۱۷.</ref> ابوالفتوح میگوید: خداوند[[حجاب]] را از مقابل چشمان [[ابراهیم]] برداشت. درهای [[آسمان]] به رویش گشوده شد و [[عرش]] را به او نشان داد تا عجایب آسمان و زمین را ببیند؛<ref>روضالجنان، ج ۷، ص ۳۴۲.</ref> | ||
# [[ملک عظیم]] و [[سلطه]] [[قاهر]] خداوند است.<ref>روحالمعانی، مج ۵، ج ۷، ص ۲۸۷.</ref> | # [[ملک عظیم]] و [[سلطه]] [[قاهر]] خداوند است.<ref>روحالمعانی، مج ۵، ج ۷، ص ۲۸۷.</ref> | ||
از امامصادق{{ع}} نقل شده که خداوند برای ابراهیم از آسمان و زمین و هر آنچه در آنها وجود دارد و از فرشتهای که آسمان را حمل میکند و از عرش و کسی که بر آن قرار دارد، پرده برداشت و همین معنا برای [[رسولخدا]]{{صل}} و [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز وجود داشت<ref>قمی، ج ۱، ص ۲۳۴.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | از امامصادق {{ع}} نقل شده که خداوند برای ابراهیم از آسمان و زمین و هر آنچه در آنها وجود دارد و از فرشتهای که آسمان را حمل میکند و از عرش و کسی که بر آن قرار دارد، پرده برداشت و همین معنا برای [[رسولخدا]] {{صل}} و [[امیرمؤمنان]] {{ع}} نیز وجود داشت<ref>قمی، ج ۱، ص ۲۳۴.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | ||
=== مورد [[عرضه امانت]] === | === مورد [[عرضه امانت]] === | ||
خداوند میفرماید: ما [[امانت]] را به [[آسمانها]] و زمین عرضه کردیم؛ ولی آنها از پذیرش آن سرباز زدند و از آن ترسیدند: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> نظر [[مفسّران]] درباره امانتی که به آسمانها عرضه شد، گوناگون است: | خداوند میفرماید: ما [[امانت]] را به [[آسمانها]] و زمین عرضه کردیم؛ ولی آنها از پذیرش آن سرباز زدند و از آن ترسیدند: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> نظر [[مفسّران]] درباره امانتی که به آسمانها عرضه شد، گوناگون است: | ||
| خط ۲۴۴: | خط ۲۴۴: | ||
== ویژگیهای آسمان [[معنوی]] == | == ویژگیهای آسمان [[معنوی]] == | ||
=== جایگاه [[فرشتگان]] === | === جایگاه [[فرشتگان]] === | ||
از [[آیات]] به دست میآید که جایگاه فرشتگان [[آسمان]] است: {{متن قرآن|قُلْ لَوْ كَانَ فِي الْأَرْضِ مَلَائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَسُولًا}}<ref>«بگو: اگر بر زمین فرشتگانی میبودند که با آرامش راه میپیمودند (باز هم) بر آنان از آسمان فرشتهای را به پیامبری میفرستادیم» سوره اسراء، آیه ۹۵.</ref>، {{متن قرآن|وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى}}<ref>«و بسا فرشتههایی در آسمانهاست که میانجیگریشان هیچ به کار نمیآید مگر پس از آنکه خداوند برای کسی که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد» سوره نجم، آیه ۲۶.</ref> [[حضرت علی]]{{ع}} در وصف فرشتگان و اعمالشان میگوید: سپس خداوندِ سبحان، آسمانهای برافراشته را از هم گشود و میان آنها را از اقسام فرشتگان پر کرد. <ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱، ص ۱۶.</ref> آیا مقصود از آسمانهایی که محل فرشتگان است، کرات و افلاک محسوس و [[مادّی]] است یا کنایه از عالمی دیگر است؟ به نظر [[علامه طباطبایی]]، مقصود، آسمانی که میبینیم، نیست؛ بلکه [[عالم ملکوت]] است که افقی عالیتر از عالم [[ملک]] و محسوس دارد؛<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۲۵.</ref> چنانکه [[ملائکه]] نیز خود مجرّدند نه مادّی.<ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | از [[آیات]] به دست میآید که جایگاه فرشتگان [[آسمان]] است: {{متن قرآن|قُلْ لَوْ كَانَ فِي الْأَرْضِ مَلَائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَسُولًا}}<ref>«بگو: اگر بر زمین فرشتگانی میبودند که با آرامش راه میپیمودند (باز هم) بر آنان از آسمان فرشتهای را به پیامبری میفرستادیم» سوره اسراء، آیه ۹۵.</ref>، {{متن قرآن|وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى}}<ref>«و بسا فرشتههایی در آسمانهاست که میانجیگریشان هیچ به کار نمیآید مگر پس از آنکه خداوند برای کسی که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد» سوره نجم، آیه ۲۶.</ref> [[حضرت علی]] {{ع}} در وصف فرشتگان و اعمالشان میگوید: سپس خداوندِ سبحان، آسمانهای برافراشته را از هم گشود و میان آنها را از اقسام فرشتگان پر کرد. <ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱، ص ۱۶.</ref> آیا مقصود از آسمانهایی که محل فرشتگان است، کرات و افلاک محسوس و [[مادّی]] است یا کنایه از عالمی دیگر است؟ به نظر [[علامه طباطبایی]]، مقصود، آسمانی که میبینیم، نیست؛ بلکه [[عالم ملکوت]] است که افقی عالیتر از عالم [[ملک]] و محسوس دارد؛<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۲۵.</ref> چنانکه [[ملائکه]] نیز خود مجرّدند نه مادّی.<ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | ||
=== دارای کلید === | === دارای کلید === | ||
در [[آیه]] {{متن قرآن|لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست و آنان که به آیات خداوند انکار ورزیدند زیانکارند» سوره زمر، آیه ۶۳.</ref> از کلیدهای آسمان یاد شده. نظر [[مفسّران]] درباره کلیدهای آسمان گوناگون است: | در [[آیه]] {{متن قرآن|لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست و آنان که به آیات خداوند انکار ورزیدند زیانکارند» سوره زمر، آیه ۶۳.</ref> از کلیدهای آسمان یاد شده. نظر [[مفسّران]] درباره کلیدهای آسمان گوناگون است: | ||
| خط ۲۵۰: | خط ۲۵۰: | ||
# کلید [[ارزاق]] آسمان و [[زمین]] و اسباب [[رزق]] چون [[باران]] است؛<ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص ۳۷.</ref> | # کلید [[ارزاق]] آسمان و [[زمین]] و اسباب [[رزق]] چون [[باران]] است؛<ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص ۳۷.</ref> | ||
# [[طاعت]] آنها مقصود است و معنای آیه چنین میشود: اِطاعت هر آنکه در [[آسمانها]] و [[زمینها]] وجود دارد برای [[خدا]] است؛<ref>قرطبی، ج ۱۵، ص ۱۷۹.</ref> | # [[طاعت]] آنها مقصود است و معنای آیه چنین میشود: اِطاعت هر آنکه در [[آسمانها]] و [[زمینها]] وجود دارد برای [[خدا]] است؛<ref>قرطبی، ج ۱۵، ص ۱۷۹.</ref> | ||
# مراد از کلیدهای آسمانها و زمین، کلیدهای [[خزائن]] و [[غیب]] آنها است که تمام اشیاء و [[نظام]] جاری در آنها از آنجا ظهور کرده، به [[عالم شهادت]] میآیند و [[مالکیّت]] کلیدها کنایه از [[مالکیت]] این خزائن است که از جمله آنها وجود اشیا و [[روزیها]] و عمرهای آنان و هر آن چه از ابتدای وجود تا هنگام [[رجوع]] به [[پروردگار]] با آن مواجه هستند، به شمار میرود. [[پیامبراکرم]]{{صل}} در [[تفسیر]] "مقالید" فرمود: یعنی، هر [[صبح و شام]] ده بار این جمله را تکرار کنی: {{متن حدیث| لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ وَ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ اَلْآخِرُ وَ اَلظّٰاهِرُ وَ اَلْبٰاطِنُ لَهُ اَلْمُلْكُ وَ لَهُ اَلْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي وَ هُوَ حَيٌّ لاَ يَمُوتُ بِيَدِهِ اَلْخَيْرُ وَ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }}<ref>قرطبی، ج ۱۵، ص ۱۷۹.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | # مراد از کلیدهای آسمانها و زمین، کلیدهای [[خزائن]] و [[غیب]] آنها است که تمام اشیاء و [[نظام]] جاری در آنها از آنجا ظهور کرده، به [[عالم شهادت]] میآیند و [[مالکیّت]] کلیدها کنایه از [[مالکیت]] این خزائن است که از جمله آنها وجود اشیا و [[روزیها]] و عمرهای آنان و هر آن چه از ابتدای وجود تا هنگام [[رجوع]] به [[پروردگار]] با آن مواجه هستند، به شمار میرود. [[پیامبراکرم]] {{صل}} در [[تفسیر]] "مقالید" فرمود: یعنی، هر [[صبح و شام]] ده بار این جمله را تکرار کنی: {{متن حدیث| لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ وَ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ اَلْآخِرُ وَ اَلظّٰاهِرُ وَ اَلْبٰاطِنُ لَهُ اَلْمُلْكُ وَ لَهُ اَلْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي وَ هُوَ حَيٌّ لاَ يَمُوتُ بِيَدِهِ اَلْخَيْرُ وَ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }}<ref>قرطبی، ج ۱۵، ص ۱۷۹.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | ||
=== دارای درب === | === دارای درب === | ||
براساس پارهای از [[آیات]] و راویات، [[آسمان]] درهایی دارد که به روی برخی باز میشود و به روی برخی دیگر بسته است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«درهای آسمان بر کسانی که آیات ما را دروغ شمردند و از (پذیرش) آنها سرکشی ورزیدند گشوده نخواهد شد و به بهشت وارد نخواهند گشت تا آنگاه که شتر به سوراخ سوزن در آید! و این چنین تبهکاران را کیفر میدهیم» سوره اعراف، آیه ۴۰.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: [[اعمال]] و [[ارواح مؤمنان]] را بهسوی آسمان میبرند و درهای آسمان به رویشان گشوده میشود؛ امّا [[روح]] و عمل [[کافر]] را بهسوی [[سجّین]] ([[دوزخ]]) پایین میبرند<ref>مجمعالبیان، ج ۴، ص ۶۴۶. </ref>. | براساس پارهای از [[آیات]] و راویات، [[آسمان]] درهایی دارد که به روی برخی باز میشود و به روی برخی دیگر بسته است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«درهای آسمان بر کسانی که آیات ما را دروغ شمردند و از (پذیرش) آنها سرکشی ورزیدند گشوده نخواهد شد و به بهشت وارد نخواهند گشت تا آنگاه که شتر به سوراخ سوزن در آید! و این چنین تبهکاران را کیفر میدهیم» سوره اعراف، آیه ۴۰.</ref> [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: [[اعمال]] و [[ارواح مؤمنان]] را بهسوی آسمان میبرند و درهای آسمان به رویشان گشوده میشود؛ امّا [[روح]] و عمل [[کافر]] را بهسوی [[سجّین]] ([[دوزخ]]) پایین میبرند<ref>مجمعالبیان، ج ۴، ص ۶۴۶. </ref>. | ||
از [[آیات قرآن]] میتوان استفاده کرد که گاهی آسمان مقصد بوده و دارای درهایی است که با گذر از آنها میتوان به آسمان رسید و گاهی نیز مرتبهای بالاتر از آسمان مقصد است که در این صورت، خود آسمان "در" برای آن مرتبه بوده، با گذر از آسمان میتوان به آن مقصد رسید: {{متن قرآن|وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا}}<ref>«و آسمان گشوده گردد و به گونه دروازههایی درآید،» سوره نبأ، آیه ۱۹.</ref> البتّه برخی [[مفسّران]] در ذیل این [[آیه]] گفتهاند: درهای آسمان برای [[نزول فرشتگان]] گشوده میشود. <ref>قرطبی، ج ۱۹، ص ۱۱۵.</ref> درباره [[حقیقی]] یا مجازی بودن درهای آسمان دو [[رأی]] است: | از [[آیات قرآن]] میتوان استفاده کرد که گاهی آسمان مقصد بوده و دارای درهایی است که با گذر از آنها میتوان به آسمان رسید و گاهی نیز مرتبهای بالاتر از آسمان مقصد است که در این صورت، خود آسمان "در" برای آن مرتبه بوده، با گذر از آسمان میتوان به آن مقصد رسید: {{متن قرآن|وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا}}<ref>«و آسمان گشوده گردد و به گونه دروازههایی درآید،» سوره نبأ، آیه ۱۹.</ref> البتّه برخی [[مفسّران]] در ذیل این [[آیه]] گفتهاند: درهای آسمان برای [[نزول فرشتگان]] گشوده میشود. <ref>قرطبی، ج ۱۹، ص ۱۱۵.</ref> درباره [[حقیقی]] یا مجازی بودن درهای آسمان دو [[رأی]] است: | ||
| خط ۲۹۲: | خط ۲۹۲: | ||
براساس هیأت قدیم، افلاکی وجود دارند که دارای صفات اجسام عنصری از جمله خرق و التیام نیستند؛<ref>شرح منظومه، ص ۲۶۸.</ref> ازاینرو نفوذ به آسمانها غیر ممکن است. کیهانشناسان کنونی به طور کلّی نظریّه افلاک را [[باطل]] میدانند.<ref>روحالمعانی، مج ۵، ج ۸، ص ۱۷۶.</ref> در آیه {{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! اگر از کرانههای آسمانها و زمین میتوانید رخنه کنید، بکنید! جز با توانمندی، نمیتوانید رخنه کنید» سوره الرحمن، آیه ۳۳.</ref> به خروج از آسمانها اشاره شده است. از [[سیاق آیات]] به دست میآید که این خطاب، به [[روز قیامت]] مربوط بوده، خطابی تعجیزی است؛ یعنی [[انسانها]] نمیتوانند با نفوذ از نواحی آسمانها و زمین، از [[ملک]] [[الهی]] خارج شده، از [[مؤاخذه]] بگریزند؛ زیرا این نفوذ، به نوعی [[سلطه]] و [[قدرت]] نیاز دارد که انسانها فاقد آن هستند.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۰۶ و ۱۰۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص ۱۱۳.</ref> در [[تفسیر]] این آیه نظریّات دیگری نیز ارائه شده است؛ مانند اینکه [[آیه]]، هم ناظر به [[رستاخیز]] و هم ناظر به [[دنیا]] است و یا اینکه آیه به مسافرتهای فضایی [[بشر]] اشاره دارد که شرط آن داشتن [[سلطه]] [[علمی]] و صنعتی است یا اینکه منظور از [[نفوذ]]، نفوذ [[فکری]] و علمی در اقطار [[آسمانها]] است که با [[قدرت]] [[استدلال]] امکان دارد.<ref> نمونه، ج ۲۳، ص ۱۴۹.</ref> | براساس هیأت قدیم، افلاکی وجود دارند که دارای صفات اجسام عنصری از جمله خرق و التیام نیستند؛<ref>شرح منظومه، ص ۲۶۸.</ref> ازاینرو نفوذ به آسمانها غیر ممکن است. کیهانشناسان کنونی به طور کلّی نظریّه افلاک را [[باطل]] میدانند.<ref>روحالمعانی، مج ۵، ج ۸، ص ۱۷۶.</ref> در آیه {{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! اگر از کرانههای آسمانها و زمین میتوانید رخنه کنید، بکنید! جز با توانمندی، نمیتوانید رخنه کنید» سوره الرحمن، آیه ۳۳.</ref> به خروج از آسمانها اشاره شده است. از [[سیاق آیات]] به دست میآید که این خطاب، به [[روز قیامت]] مربوط بوده، خطابی تعجیزی است؛ یعنی [[انسانها]] نمیتوانند با نفوذ از نواحی آسمانها و زمین، از [[ملک]] [[الهی]] خارج شده، از [[مؤاخذه]] بگریزند؛ زیرا این نفوذ، به نوعی [[سلطه]] و [[قدرت]] نیاز دارد که انسانها فاقد آن هستند.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۰۶ و ۱۰۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص ۱۱۳.</ref> در [[تفسیر]] این آیه نظریّات دیگری نیز ارائه شده است؛ مانند اینکه [[آیه]]، هم ناظر به [[رستاخیز]] و هم ناظر به [[دنیا]] است و یا اینکه آیه به مسافرتهای فضایی [[بشر]] اشاره دارد که شرط آن داشتن [[سلطه]] [[علمی]] و صنعتی است یا اینکه منظور از [[نفوذ]]، نفوذ [[فکری]] و علمی در اقطار [[آسمانها]] است که با [[قدرت]] [[استدلال]] امکان دارد.<ref> نمونه، ج ۲۳، ص ۱۴۹.</ref> | ||
برخی نیز مقصود از خروج از آسمانها و [[زمین]] را فرار از [[مرگ]] دانستهاند که برای [[آدمیان]] و جنّیان امکانپذیر نیست.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۱۰.</ref> [[خداوند]] در جایی دیگر، مشرکان را به تحدّی (مبارزه طلبی) فرا میخواند که اگر میتوانند، با اسباب به آسمانها بروند و در امور آنجا تصرّف و دخالت کنند و نگذارند بر [[پیامبر]]، [[وحی]] نازل شود: {{متن قرآن|أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ}}<ref>«یا فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست از آن ایشان است؟ پس بر ریسمانها (به آسمان) فرا روند! (تا جلو وحی را بگیرند)» سوره ص، آیه ۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|الْأَسْبَابِ}} در اینجا به چیزهای نفوذناپذیر، مانند راههای [[آسمان]] <ref> روحالمعانی، مج ۱۳، ج ۲۳، ص ۲۴۸.</ref> یا درهای آن، [[تفسیر]] شده است.<ref>قرطبی، ج ۱۵، ص ۱۰۱.</ref> در جای دیگر، از این مطلب که [[شیاطین]] میخواهند به آسمانها نفوذ کرده، سخنان [[ملکوت]] اعلا را بشنوند، ولی شهابها آنان را تعقیب میکنند و از [[استراق سمع]] بازشان میدارند، [[سخن]] به میان آمده است: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ}}<ref>«مگر کسی که ربایشی ویژه کند که شهابی فروزان در پیاش میافتد» سوره صافات، آیه ۱۰.</ref> بیشتر [[مفسّران]] از جمله [[طبری]]،<ref>جامعالبیان، مج ۱۲، ج ۲۳، ص ۵۰. </ref> [[آلوسی]] <ref>روحالمعانی، مج ۱۳، ج ۲۳، ص ۱۰۶.</ref> و [[سیدقطب]]،<ref> فی ظلال، ج ۵، ص ۲۹۸۴.</ref> [[آیات]] پیشین را بر ظاهرشان تفسیر کردهاند؛ ولی برخی احتمال دادهاند که آسمان، شهاب و [[رجم]] جنّیان تمثیلهایی باشد که خداوند برای [[تشبیه]] معقول به محسوس آورده و مقصود از آسمان، ملکوت اعلا و مقصود از شهاب، [[نور]] ملکوت باشد که شیاطین را تعقیب میکند و آنان را از آنجا میراند.<ref> المیزان، ج ۱۷، ص ۱۲۵.</ref> در اینجا آیات مربوط به [[معراج]] پیامبر{{صل}} و [[عروج عیسی]]{{ع}} به [[آسمانها]] نیز قابل توجّه است.<ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | برخی نیز مقصود از خروج از آسمانها و [[زمین]] را فرار از [[مرگ]] دانستهاند که برای [[آدمیان]] و جنّیان امکانپذیر نیست.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۱۰.</ref> [[خداوند]] در جایی دیگر، مشرکان را به تحدّی (مبارزه طلبی) فرا میخواند که اگر میتوانند، با اسباب به آسمانها بروند و در امور آنجا تصرّف و دخالت کنند و نگذارند بر [[پیامبر]]، [[وحی]] نازل شود: {{متن قرآن|أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ}}<ref>«یا فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست از آن ایشان است؟ پس بر ریسمانها (به آسمان) فرا روند! (تا جلو وحی را بگیرند)» سوره ص، آیه ۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|الْأَسْبَابِ}} در اینجا به چیزهای نفوذناپذیر، مانند راههای [[آسمان]] <ref> روحالمعانی، مج ۱۳، ج ۲۳، ص ۲۴۸.</ref> یا درهای آن، [[تفسیر]] شده است.<ref>قرطبی، ج ۱۵، ص ۱۰۱.</ref> در جای دیگر، از این مطلب که [[شیاطین]] میخواهند به آسمانها نفوذ کرده، سخنان [[ملکوت]] اعلا را بشنوند، ولی شهابها آنان را تعقیب میکنند و از [[استراق سمع]] بازشان میدارند، [[سخن]] به میان آمده است: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ}}<ref>«مگر کسی که ربایشی ویژه کند که شهابی فروزان در پیاش میافتد» سوره صافات، آیه ۱۰.</ref> بیشتر [[مفسّران]] از جمله [[طبری]]،<ref>جامعالبیان، مج ۱۲، ج ۲۳، ص ۵۰. </ref> [[آلوسی]] <ref>روحالمعانی، مج ۱۳، ج ۲۳، ص ۱۰۶.</ref> و [[سیدقطب]]،<ref> فی ظلال، ج ۵، ص ۲۹۸۴.</ref> [[آیات]] پیشین را بر ظاهرشان تفسیر کردهاند؛ ولی برخی احتمال دادهاند که آسمان، شهاب و [[رجم]] جنّیان تمثیلهایی باشد که خداوند برای [[تشبیه]] معقول به محسوس آورده و مقصود از آسمان، ملکوت اعلا و مقصود از شهاب، [[نور]] ملکوت باشد که شیاطین را تعقیب میکند و آنان را از آنجا میراند.<ref> المیزان، ج ۱۷، ص ۱۲۵.</ref> در اینجا آیات مربوط به [[معراج]] پیامبر {{صل}} و [[عروج عیسی]] {{ع}} به [[آسمانها]] نیز قابل توجّه است.<ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | ||
== [[گریه]] [[آسمان]] == | == [[گریه]] [[آسمان]] == | ||
در [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِينَ}}<ref>«آنگاه، نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین و نه مهلت یافتند» سوره دخان، آیه ۲۹.</ref> از گریه آسمان یاد شده است. ابنعبّاس میگوید: [[آسمان]] و زمین بر [[مرگ]] [[مؤمن]] میگریند؛ زیرا با مرگ او دری که روزیاش از آن نازل میشود و عمل نیکش از آن بالا میرود، بسته میشود. <ref>جامعالبیان، مج ۱۳، ج ۲۵، ص ۱۶۱.</ref> به نظر [[حسن بصری]]، منظور، گریه [[اهل آسمان]] است،<ref> الکشّاف، ج ۴، ص ۲۷۷.</ref> و به نظر بعضی از [[مفسّران]]، گریه آسمان، غیر [[حقیقی]] و کنایه از [[عظمت]] [[مصیبت]] و شدّت تأثر برای از دست رفتن چیزی است. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص ۲۴۵؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۱۴۱.</ref> مردی از [[دشمنان خدا]] و [[پیامبر]] بر [[امام علی]]{{ع}} گذشت و [[حضرت]]، این آیه را [[تلاوت]] کرد: {{متن قرآن|فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ }}؛ سپس [[حسین]]{{ع}} بر حضرت گذشت. فرمود: آسمان و زمین بر حسین میگرید و فرمود آسمان و زمین فقط بر [[یحیی بن زکرّیا]] و [[حسین بن علی]] گریست<ref>قمی، ج ۲، ص ۲۹۶.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | در [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِينَ}}<ref>«آنگاه، نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین و نه مهلت یافتند» سوره دخان، آیه ۲۹.</ref> از گریه آسمان یاد شده است. ابنعبّاس میگوید: [[آسمان]] و زمین بر [[مرگ]] [[مؤمن]] میگریند؛ زیرا با مرگ او دری که روزیاش از آن نازل میشود و عمل نیکش از آن بالا میرود، بسته میشود. <ref>جامعالبیان، مج ۱۳، ج ۲۵، ص ۱۶۱.</ref> به نظر [[حسن بصری]]، منظور، گریه [[اهل آسمان]] است،<ref> الکشّاف، ج ۴، ص ۲۷۷.</ref> و به نظر بعضی از [[مفسّران]]، گریه آسمان، غیر [[حقیقی]] و کنایه از [[عظمت]] [[مصیبت]] و شدّت تأثر برای از دست رفتن چیزی است. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص ۲۴۵؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۱۴۱.</ref> مردی از [[دشمنان خدا]] و [[پیامبر]] بر [[امام علی]] {{ع}} گذشت و [[حضرت]]، این آیه را [[تلاوت]] کرد: {{متن قرآن|فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ }}؛ سپس [[حسین]] {{ع}} بر حضرت گذشت. فرمود: آسمان و زمین بر حسین میگرید و فرمود آسمان و زمین فقط بر [[یحیی بن زکرّیا]] و [[حسین بن علی]] گریست<ref>قمی، ج ۲، ص ۲۹۶.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | ||
== فرجام آسمان == | == فرجام آسمان == | ||
[[خداوند]]، برای [[عالم هستی]] [[اجل]] معیّنی قرار داده که از آن فراتر نمیرود: {{متن قرآن|مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ}}<ref>«ما آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست جز به حق و در زمانی معین نیافریدهایم و کافران از آنچه بیمشان دادهاند رویگردانند» سوره احقاف، آیه ۳.</ref> با فرا رسیدن اجل معیّن آسمانها که [[روز قیامت]] است،<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۸۶.</ref> آسمان، چون طومار، [[درهم]] پیچیده میشود: {{متن قرآن|يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ}}<ref>«روزی که آسمانها را چون در هم پیچیدن طومار نوشتهها درهم پیچیم، همانگونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم آن را باز میگردانیم، بنابر وعدهای که (برآوردنش) بر عهده ماست؛ به راستی ما کننده (ی این کار) ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۴.</ref> اجل معیّنِ آسمانها، در [[لوح محفوظ]] نوشته شده است و [[فرشتگان]] از آن آگاهند. <ref>التبیان، ج ۹، ص ۲۶۷.</ref> براساس پارهای از [[آیات]]، پایان [[عمر]] آسمان را حوادثی تشکیل میدهد که با انقراض عالم و از بین رفتن [[نظام]] موجود ملازم است؛ نظیر شکافته شدن و از هم گُسستن آسمان: {{متن قرآن|وَانْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ}}<ref>«و آسمان از هم میشکافد و در آن روز، گسستهوار خواهد بود» سوره حاقه، آیه ۱۶.</ref> و به حرکت درآمدن آن: {{متن قرآن|يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْرًا}}<ref>«روزی که آسمان، سخت به جنب و جوش افتد» سوره طور، آیه ۹.</ref> و برآمدن دودی نمایان از آن: {{متن قرآن|فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ}}<ref>«پس به روزی چشم بدوز که آسمان دودی آشکار برمیآورد» سوره دخان، آیه ۱۰.</ref> به فرموده [[پیامبر]]{{صل}} "دخان" دودی است که در [[آستانه قیامت]]، [[جهان]] را فرا میگیرد <ref>الدرّالمنثور، ج۷، ص ۴۰۸.</ref> و تبدیل [[آسمانها]] به آسمانهای دیگر: {{متن قرآن|يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ}}<ref>«روزی که (این) زمین زمینی دیگر گردد و آسمانها نیز و (همگان) نزد خداوند یگانه دادفرما پدیدار شوند» سوره ابراهیم، آیه ۴۸.</ref> [[مفسّران]] درباره تبدیل و دگرگونی آسمانها آرای گوناگونی دارند؛ مانند اینکه صورت آسمانها [[تغییر]] مییابد؛ بهگونهای که [[خورشید و ماه]] و ستارههای آن از میان میروند. <ref>مجمعالبیان، ج ۶، ص ۴۹۸.</ref> آسمانها به [[بهشت]]، و [[زمین]] به [[آتش]] تبدیل میشود <ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۸۸.</ref> و.... به گفته فخررازی، تبدیل و دگرگونی آسمانها به دو گونه است: | [[خداوند]]، برای [[عالم هستی]] [[اجل]] معیّنی قرار داده که از آن فراتر نمیرود: {{متن قرآن|مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ}}<ref>«ما آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست جز به حق و در زمانی معین نیافریدهایم و کافران از آنچه بیمشان دادهاند رویگردانند» سوره احقاف، آیه ۳.</ref> با فرا رسیدن اجل معیّن آسمانها که [[روز قیامت]] است،<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۸۶.</ref> آسمان، چون طومار، [[درهم]] پیچیده میشود: {{متن قرآن|يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ}}<ref>«روزی که آسمانها را چون در هم پیچیدن طومار نوشتهها درهم پیچیم، همانگونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم آن را باز میگردانیم، بنابر وعدهای که (برآوردنش) بر عهده ماست؛ به راستی ما کننده (ی این کار) ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۴.</ref> اجل معیّنِ آسمانها، در [[لوح محفوظ]] نوشته شده است و [[فرشتگان]] از آن آگاهند. <ref>التبیان، ج ۹، ص ۲۶۷.</ref> براساس پارهای از [[آیات]]، پایان [[عمر]] آسمان را حوادثی تشکیل میدهد که با انقراض عالم و از بین رفتن [[نظام]] موجود ملازم است؛ نظیر شکافته شدن و از هم گُسستن آسمان: {{متن قرآن|وَانْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ}}<ref>«و آسمان از هم میشکافد و در آن روز، گسستهوار خواهد بود» سوره حاقه، آیه ۱۶.</ref> و به حرکت درآمدن آن: {{متن قرآن|يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْرًا}}<ref>«روزی که آسمان، سخت به جنب و جوش افتد» سوره طور، آیه ۹.</ref> و برآمدن دودی نمایان از آن: {{متن قرآن|فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ}}<ref>«پس به روزی چشم بدوز که آسمان دودی آشکار برمیآورد» سوره دخان، آیه ۱۰.</ref> به فرموده [[پیامبر]] {{صل}} "دخان" دودی است که در [[آستانه قیامت]]، [[جهان]] را فرا میگیرد <ref>الدرّالمنثور، ج۷، ص ۴۰۸.</ref> و تبدیل [[آسمانها]] به آسمانهای دیگر: {{متن قرآن|يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ}}<ref>«روزی که (این) زمین زمینی دیگر گردد و آسمانها نیز و (همگان) نزد خداوند یگانه دادفرما پدیدار شوند» سوره ابراهیم، آیه ۴۸.</ref> [[مفسّران]] درباره تبدیل و دگرگونی آسمانها آرای گوناگونی دارند؛ مانند اینکه صورت آسمانها [[تغییر]] مییابد؛ بهگونهای که [[خورشید و ماه]] و ستارههای آن از میان میروند. <ref>مجمعالبیان، ج ۶، ص ۴۹۸.</ref> آسمانها به [[بهشت]]، و [[زمین]] به [[آتش]] تبدیل میشود <ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۸۸.</ref> و.... به گفته فخررازی، تبدیل و دگرگونی آسمانها به دو گونه است: | ||
# تبدیل ذات؛ | # تبدیل ذات؛ | ||
# تبدیل صفات. <ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۱۴۶ و ۱۴۷.</ref> منشأاختلاف در تفسیرِ تبدیل، [[اختلاف]] روایاتی است که در [[تفسیر]] این [[آیه]] آمده و [[آیات]] مربوط به تبدیل زمین و [[آسمان]]، گویای این معنا است که تبدیل، بزرگتر از حدّ [[تصوّر]] است، و آنچه در [[روایات]] آمده، [[تمثیل]] و برای نزدیک کردن به [[ذهن]] است<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۸۸.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | # تبدیل صفات. <ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۱۴۶ و ۱۴۷.</ref> منشأاختلاف در تفسیرِ تبدیل، [[اختلاف]] روایاتی است که در [[تفسیر]] این [[آیه]] آمده و [[آیات]] مربوط به تبدیل زمین و [[آسمان]]، گویای این معنا است که تبدیل، بزرگتر از حدّ [[تصوّر]] است، و آنچه در [[روایات]] آمده، [[تمثیل]] و برای نزدیک کردن به [[ذهن]] است<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۸۸.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی]] و [[لطفالله خراسانی|خراسانی]]، [[آسمان - اورعی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آسمان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref> | ||