پرش به محتوا

ابورزین عقیلی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[لقیط بن عامر بن منتفق]] از [[قبیله]] [[بنی عامر بن صعصعه]] از عدنان بود<ref>ابن حزم، ص۱۰و ۲۷۲.</ref> که به کنده مشهور است. نام پدرش را بیشتر عامر<ref>ابن سعد، ج۶، ص۵۴؛ خلیفة بن خیاط، ص۱۱۱؛ دولابی، ج۱، ص۵۴؛ ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۰.</ref>، برخی [[صبره]]<ref>ابن اثیر، ج۳، ص۴۹۱؛ ذهبی، الکاشف، ج۲، ص۴۰۴.</ref> و منتفق<ref>ابن بشکوال، ج۱، ص۳۰۰.</ref> گفته‌اند. نام جدش را نیز بیشتر منتفق<ref>ابن سعد، ج۶، ص۵۴؛ ابن ابی حاتم، ج۷، ص۱۷۷؛ دولابی، ج۱، ص۵۴؛ ابن اثیر، ج۴، ص۴۹۱.</ref>، برخی صبره<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۰؛ مزی، ج۱۵، ص۴۳۲.</ref> و عامر<ref>ابن بشکوال، ج۱، ص۴۰۰.</ref> آورده‌اند. نامیدن پدرش به منتفق، می‌تواند ناشی از این خبر باشد که [[رسول خدا]]{{صل}} به لقیط فرمود: جایگاه پدرت، [[منتفق]]، [[آتش]] است<ref>بیشتر منابع این روایت را آورده‌اند؛ ر. ک: أحمد بن حنبل، ج۴، ص۱۴؛ حاکم، ج۴، ص۵۶۳.</ref>. اما [[روایت]] [[صراحت]] در این امر ندارد؛ به ویژه که در زبان عربی، منسوب کردن افراد به اجدادشان امری رایج است و امکان دارد لقیط را به جدش نسبت داده<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹.</ref>، از او به شکل‌های مختلفی، از جمله [[ابن المنتفق]] یاد کرده باشند<ref>ر. ک: ابن حجر، فتح، ج۳، ص۲۰۸.</ref>.
[[لقیط بن عامر بن منتفق]] از [[قبیله]] [[بنی عامر بن صعصعه]] از عدنان بود<ref>ابن حزم، ص۱۰و ۲۷۲.</ref> که به کنده مشهور است. نام پدرش را بیشتر عامر<ref>ابن سعد، ج۶، ص۵۴؛ خلیفة بن خیاط، ص۱۱۱؛ دولابی، ج۱، ص۵۴؛ ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۰.</ref>، برخی [[صبره]]<ref>ابن اثیر، ج۳، ص۴۹۱؛ ذهبی، الکاشف، ج۲، ص۴۰۴.</ref> و منتفق<ref>ابن بشکوال، ج۱، ص۳۰۰.</ref> گفته‌اند. نام جدش را نیز بیشتر منتفق<ref>ابن سعد، ج۶، ص۵۴؛ ابن ابی حاتم، ج۷، ص۱۷۷؛ دولابی، ج۱، ص۵۴؛ ابن اثیر، ج۴، ص۴۹۱.</ref>، برخی صبره<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۰؛ مزی، ج۱۵، ص۴۳۲.</ref> و عامر<ref>ابن بشکوال، ج۱، ص۴۰۰.</ref> آورده‌اند. نامیدن پدرش به منتفق، می‌تواند ناشی از این خبر باشد که [[رسول خدا]] {{صل}} به لقیط فرمود: جایگاه پدرت، [[منتفق]]، [[آتش]] است<ref>بیشتر منابع این روایت را آورده‌اند؛ ر. ک: أحمد بن حنبل، ج۴، ص۱۴؛ حاکم، ج۴، ص۵۶۳.</ref>. اما [[روایت]] [[صراحت]] در این امر ندارد؛ به ویژه که در زبان عربی، منسوب کردن افراد به اجدادشان امری رایج است و امکان دارد لقیط را به جدش نسبت داده<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹.</ref>، از او به شکل‌های مختلفی، از جمله [[ابن المنتفق]] یاد کرده باشند<ref>ر. ک: ابن حجر، فتح، ج۳، ص۲۰۸.</ref>.


افزون بر آنکه در روایتی دیگر، لقیط بن عامر اظهار کرد پدرش پیر است و [[توانایی]] [[حج]] و [[عمره]] ندارد و رسول خدا{{صل}} به وی اجازه داد از طرف پدرش [[حج]] و عمره به جا آورد<ref>ترمذی، ج۲، ص۲۰۴؛ ابن حبان، ج۹، ص۳۰۴.</ref>. این [[حدیث]] نشان دهنده آن است که [[پدر]] لقیط [[پس از ظهور]] [[اسلام]] زنده و [[مسلمان]] بوده است.
افزون بر آنکه در روایتی دیگر، لقیط بن عامر اظهار کرد پدرش پیر است و [[توانایی]] [[حج]] و [[عمره]] ندارد و رسول خدا {{صل}} به وی اجازه داد از طرف پدرش [[حج]] و عمره به جا آورد<ref>ترمذی، ج۲، ص۲۰۴؛ ابن حبان، ج۹، ص۳۰۴.</ref>. این [[حدیث]] نشان دهنده آن است که [[پدر]] لقیط [[پس از ظهور]] [[اسلام]] زنده و [[مسلمان]] بوده است.


به عکس، شواهد حاکی از آن است که منتفق، نیای اعلای اوست زیرا در موردی به جای بنی المنتفق، بن المنتفق آمده و وافد بنی المنتفق<ref>ر. ک: ابن قتیبه، المعارف، ص۳۳۲.</ref> به سبب حضور او در [[وفد]] بنی المنتفق بر وی اطلاق شده است<ref>خلیفة بن خیاط، ص۱۱۲؛ احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۱۱؛ ابن قتیبه غریب الحدیث، ج۲، ص۲۲۸؛ ابن شنبه، ج۲، ص۹۶؛ ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹.</ref>.
به عکس، شواهد حاکی از آن است که منتفق، نیای اعلای اوست زیرا در موردی به جای بنی المنتفق، بن المنتفق آمده و وافد بنی المنتفق<ref>ر. ک: ابن قتیبه، المعارف، ص۳۳۲.</ref> به سبب حضور او در [[وفد]] بنی المنتفق بر وی اطلاق شده است<ref>خلیفة بن خیاط، ص۱۱۲؛ احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۱۱؛ ابن قتیبه غریب الحدیث، ج۲، ص۲۲۸؛ ابن شنبه، ج۲، ص۹۶؛ ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹.</ref>.
خط ۱۲: خط ۱۲:
با این حال برخی با [[اطمینان]]<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹؛ نووی، ج۱، ص۳۵۳.</ref> و عده‌ای با تردید<ref>بخاری، ص۸۷؛ مزی، ج۱۵، ص۴۳۲.</ref> آن دو را یکی دانسته‌اند. البته به گفته [[ابن حجر]]، مزی دچار تناقض شده و در جایی دیگر آنان را دو نفر دانسته است<ref>تهذیب، ج۸، ص۴۰۹.</ref>.
با این حال برخی با [[اطمینان]]<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹؛ نووی، ج۱، ص۳۵۳.</ref> و عده‌ای با تردید<ref>بخاری، ص۸۷؛ مزی، ج۱۵، ص۴۳۲.</ref> آن دو را یکی دانسته‌اند. البته به گفته [[ابن حجر]]، مزی دچار تناقض شده و در جایی دیگر آنان را دو نفر دانسته است<ref>تهذیب، ج۸، ص۴۰۹.</ref>.


شاید آنچه سبب شده آن دو را یکی بدانند، تعبیر وافد بنی [[المنتفق]] باشد که در برخی منابع کهن برای معرفی آن در به صورت مشترک به کار رفته است<ref>خلیفة بن خیاط، ص۱۱۲؛ احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۱۱؛ ابن قتیبه، غریب الحدیث، ج۱، ص۲۲۸؛ ابن شبه، ج۲، ص۵۱۶؛ ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹.</ref>، ابن حجر پس از اشاره به این [[اختلاف‌ها]]، ترجیحأ آنان را دو نفر می‌داند. [[استدلال]] وی این است که لقیط بن عامر به کنیه‌اش - ابورزین - [[شهرت]] دارد، در حالی که از لقیط بن صبره، کسی جز ابن شاهین با [[کنیه]] یاد نکرده است. دیگر آنکه از [[ابو رزین]] چند نفر [[روایت]] نقل کرده‌اند، ولی [[راوی]] لقیط بن صبره، تنها پسرش [[عاصم]] است. وی در توجیه کاربرد مشترک عنوان وافد بنی المنتفق می‌گوید: "روشن نیست منظور کدام یک از آن دو است و احتمال دارد هریک از آنان [[رئیس]] [[قبیله]] خود بوده و به حضور [[رسول خدا]]{{صل}} رسیده باشند"<ref>الاصابه، ج۵، ص۵۰۹.</ref>.
شاید آنچه سبب شده آن دو را یکی بدانند، تعبیر وافد بنی [[المنتفق]] باشد که در برخی منابع کهن برای معرفی آن در به صورت مشترک به کار رفته است<ref>خلیفة بن خیاط، ص۱۱۲؛ احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۱۱؛ ابن قتیبه، غریب الحدیث، ج۱، ص۲۲۸؛ ابن شبه، ج۲، ص۵۱۶؛ ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹.</ref>، ابن حجر پس از اشاره به این [[اختلاف‌ها]]، ترجیحأ آنان را دو نفر می‌داند. [[استدلال]] وی این است که لقیط بن عامر به کنیه‌اش - ابورزین - [[شهرت]] دارد، در حالی که از لقیط بن صبره، کسی جز ابن شاهین با [[کنیه]] یاد نکرده است. دیگر آنکه از [[ابو رزین]] چند نفر [[روایت]] نقل کرده‌اند، ولی [[راوی]] لقیط بن صبره، تنها پسرش [[عاصم]] است. وی در توجیه کاربرد مشترک عنوان وافد بنی المنتفق می‌گوید: "روشن نیست منظور کدام یک از آن دو است و احتمال دارد هریک از آنان [[رئیس]] [[قبیله]] خود بوده و به حضور [[رسول خدا]] {{صل}} رسیده باشند"<ref>الاصابه، ج۵، ص۵۰۹.</ref>.


شگفت آنکه [[ابن حجر]] در تقریب التهذیب<ref>ابن حجر، ج۲، ص۴۷.</ref> تنها از [[لقیط بن صبره]] با عنوان [[صحابی]] مشهور رسول خدا{{صل}} یاد و با آنکه اشاره کرده است بیشتر منابع وی را با [[لقیط بن عامر]] یکی نمی‌دانند، اما در [[تهذیب]] التهذیب<ref>ابن حجر، ج۸، ص۴۰۹.</ref> تنها یک شرح حال آورده است. به هر حال با توجه به [[روایات]] مختلفی که در برخی موارد با [[راویان]] مشترکی از این دو نقل شده است و نیز در آمیختگی اطلاعات مربوط به این دو، که ترجیحاً نشان دهنده یکی بودن آنان است، تشخیص و [[داوری]] درباره [[ابورزین]] به [[غایت]] دشوار می‌نماید. از این رو، ما تمام اطلاعات مربوط به آنان را در اینجا می‌آوریم.
شگفت آنکه [[ابن حجر]] در تقریب التهذیب<ref>ابن حجر، ج۲، ص۴۷.</ref> تنها از [[لقیط بن صبره]] با عنوان [[صحابی]] مشهور رسول خدا {{صل}} یاد و با آنکه اشاره کرده است بیشتر منابع وی را با [[لقیط بن عامر]] یکی نمی‌دانند، اما در [[تهذیب]] التهذیب<ref>ابن حجر، ج۸، ص۴۰۹.</ref> تنها یک شرح حال آورده است. به هر حال با توجه به [[روایات]] مختلفی که در برخی موارد با [[راویان]] مشترکی از این دو نقل شده است و نیز در آمیختگی اطلاعات مربوط به این دو، که ترجیحاً نشان دهنده یکی بودن آنان است، تشخیص و [[داوری]] درباره [[ابورزین]] به [[غایت]] دشوار می‌نماید. از این رو، ما تمام اطلاعات مربوط به آنان را در اینجا می‌آوریم.


ابورزین را [[اهل]] [[طائف]] دانسته‌اند<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۰.</ref>. وی در [[وفد]] بنی المنتفق از طرف قبیله‌اش با رسول خدا{{صل}}[[بیعت]] کرد و آن [[حضرت]] آب نظیم<ref>ابی متعلق به بنی عامر در نجد؛ رک: بکری، ج۴، ص۱۵۷.</ref> را به او بخشید<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۰.</ref>. در این [[دیدار]] میان او و رسول خدا{{صل}}، گفتگویی صورت گرفت و او [[اشتیاق]] قبیله‌اش را برای [[درک]] [[اسلام]] به [[آگاهی]] رسول خدا{{صل}} رساند. آن حضرت وی را وافدی [[مبارک]] دانست و برای او [[دعا]] کرد<ref>ابن شبه، ج۲، ص۵۱۶.</ref>.
ابورزین را [[اهل]] [[طائف]] دانسته‌اند<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳۵۹؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۰.</ref>. وی در [[وفد]] بنی المنتفق از طرف قبیله‌اش با رسول خدا {{صل}}[[بیعت]] کرد و آن [[حضرت]] آب نظیم<ref>ابی متعلق به بنی عامر در نجد؛ رک: بکری، ج۴، ص۱۵۷.</ref> را به او بخشید<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۰.</ref>. در این [[دیدار]] میان او و رسول خدا {{صل}}، گفتگویی صورت گرفت و او [[اشتیاق]] قبیله‌اش را برای [[درک]] [[اسلام]] به [[آگاهی]] رسول خدا {{صل}} رساند. آن حضرت وی را وافدی [[مبارک]] دانست و برای او [[دعا]] کرد<ref>ابن شبه، ج۲، ص۵۱۶.</ref>.
گفته‌اند رسول خدا{{صل}} [[اکراه]] داشت که از آن حضرت<ref>درباره مسائل فتنه انگیز؛ ر. ک: مناوی، ج۵، ص۳۱۰.</ref> [[پرسش]] شود، ولی هنگامی که [[ابو رزین]] می‌پرسید، ایشان<ref>به سبب رعایت ادب و زیبایی پرسش او؛ ر. ک: مناوی، ج۵، ص۳۱۰.</ref> شگفت زده می‌شد و پاسخش را می‌داد<ref>طبرانی، ج۱۹، ص۲۰۹؛ مزی، ج۱۵، ص۴۳۲.</ref>. بیشتر پرسش‌های وی، درباره [[اصول عقاید]] و [[توحید]] بود<ref>ابونعیم، ج۵، ص۲۴۱۸-۲۴۱۹.</ref>. از برخی منابع به دست می‌آید که ابو رزین در [[اختلاف]] قرائت‌های [[قرآن]] نیز صاحب قرائتی بوده است<ref>ابن جوزی، ج۱، ص۲۶۹ و ۳۶۰ و ج۲، ص۱۴.</ref>.
گفته‌اند رسول خدا {{صل}} [[اکراه]] داشت که از آن حضرت<ref>درباره مسائل فتنه انگیز؛ ر. ک: مناوی، ج۵، ص۳۱۰.</ref> [[پرسش]] شود، ولی هنگامی که [[ابو رزین]] می‌پرسید، ایشان<ref>به سبب رعایت ادب و زیبایی پرسش او؛ ر. ک: مناوی، ج۵، ص۳۱۰.</ref> شگفت زده می‌شد و پاسخش را می‌داد<ref>طبرانی، ج۱۹، ص۲۰۹؛ مزی، ج۱۵، ص۴۳۲.</ref>. بیشتر پرسش‌های وی، درباره [[اصول عقاید]] و [[توحید]] بود<ref>ابونعیم، ج۵، ص۲۴۱۸-۲۴۱۹.</ref>. از برخی منابع به دست می‌آید که ابو رزین در [[اختلاف]] قرائت‌های [[قرآن]] نیز صاحب قرائتی بوده است<ref>ابن جوزی، ج۱، ص۲۶۹ و ۳۶۰ و ج۲، ص۱۴.</ref>.


وی از رسول خدا{{صل}}[[حدیث]] نقل کرده است و [[عاصم]] و [[وکیع بن عدس]]<ref>به خطا: عدی؛ ر. ک: ذهبی، تجرید، ج۲، ص۱۶۵.</ref> یا [[دس]] نیز از وی [[روایت]] نقل کرده‌اند<ref>مزی، ج۱۵، ص۴۳۲.</ref><ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابورزین عقیلی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۲۹۵-۲۹۶.</ref>
وی از رسول خدا {{صل}}[[حدیث]] نقل کرده است و [[عاصم]] و [[وکیع بن عدس]]<ref>به خطا: عدی؛ ر. ک: ذهبی، تجرید، ج۲، ص۱۶۵.</ref> یا [[دس]] نیز از وی [[روایت]] نقل کرده‌اند<ref>مزی، ج۱۵، ص۴۳۲.</ref><ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابورزین عقیلی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۲۹۵-۲۹۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش