جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اسحاق بن مالک اشتر در تراجم و رجال]] - [[اسحاق بن مالک اشتر در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اسحاق بن مالک اشتر در تراجم و رجال]] - [[اسحاق بن مالک اشتر در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
در منابع کهن هیچ نام و نشانی از او به چشم نمیخورد و تنها [[فاضل دربندی]] در دو کتاب خود، [[اسرار الشهادة (کتاب)|اسرار الشهادة]] و [[جواهر الایقان (کتاب)|جواهر الایقان]] از او نام برده و وی را در شمار [[شهیدان کربلا]] قلمداد کرده است و میگوید: وی فرزند [[مالک اشتر]] ([[یار]] نزدیک [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}}) و [[برادر]] [[ابراهیم بن مالک اشتر]] است. پس از [[شهادت]] [[حبیب بن مظاهر]] به میدان رفت و این [[رجز]] را خواند: | در منابع کهن هیچ نام و نشانی از او به چشم نمیخورد و تنها [[فاضل دربندی]] در دو کتاب خود، [[اسرار الشهادة (کتاب)|اسرار الشهادة]] و [[جواهر الایقان (کتاب)|جواهر الایقان]] از او نام برده و وی را در شمار [[شهیدان کربلا]] قلمداد کرده است و میگوید: وی فرزند [[مالک اشتر]] ([[یار]] نزدیک [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}}) و [[برادر]] [[ابراهیم بن مالک اشتر]] است. پس از [[شهادت]] [[حبیب بن مظاهر]] به میدان رفت و این [[رجز]] را خواند: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
{{ب|''نَفْسی فِداکُمْ طاعِنُوا وَجالِدُوا''|2=''حَتّی یُبانَ مِنْکُمُ الْمُجاهِدُ''}} | {{ب|''نَفْسی فِداکُمْ طاعِنُوا وَجالِدُوا''|2=''حَتّی یُبانَ مِنْکُمُ الْمُجاهِدُ''}} | ||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
{{ب|''بِذاكَ اوْصانا....الْوالِدُ<ref>این بیت در سند ناقص و به همین گونه آورده شده است و احتمال دارد کلمهای افتاده باشد.</ref>''|2=''بِنَصْرِ ابْنِ الْمُرْتَضی یا جُحَّدُ''}} | {{ب|''بِذاكَ اوْصانا....الْوالِدُ<ref>این بیت در سند ناقص و به همین گونه آورده شده است و احتمال دارد کلمهای افتاده باشد.</ref>''|2=''بِنَصْرِ ابْنِ الْمُرْتَضی یا جُحَّدُ''}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
:ای [[یاران حسین]]! جانم فدایتان! [[شمشیر]] و نیزه بزنید تا [[مجاهدان]] شناخته شده و جدا گردند و پاها و در پی آن بازوان، در [[یاری]] [[سرور]] عابدم [[حسین]]{{ع}} قطع شود. ای انکارکنندگان! [[پدر]]، ما را به یاری فرزند [[مرتضی]] سفارش کرده است | :ای [[یاران حسین]]! جانم فدایتان! [[شمشیر]] و نیزه بزنید تا [[مجاهدان]] شناخته شده و جدا گردند و پاها و در پی آن بازوان، در [[یاری]] [[سرور]] عابدم [[حسین]] {{ع}} قطع شود. ای انکارکنندگان! [[پدر]]، ما را به یاری فرزند [[مرتضی]] سفارش کرده است | ||
وی در هنگام [[مبارزه]]، پرچمداران [[لشکر]] [[عمر بن سعد]] را مورد [[حمله]] قرار داد؛ و گروهی از آنان را به [[هلاکت]] رساند. او پس از لحظههایی استراحت در میدان [[جنگ]]، بار دیگر بر آن [[جماعت]] حمله برد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref> و این [[شعر]] را خواند: | وی در هنگام [[مبارزه]]، پرچمداران [[لشکر]] [[عمر بن سعد]] را مورد [[حمله]] قرار داد؛ و گروهی از آنان را به [[هلاکت]] رساند. او پس از لحظههایی استراحت در میدان [[جنگ]]، بار دیگر بر آن [[جماعت]] حمله برد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref> و این [[شعر]] را خواند: | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
{{ب|''فَالنَّفْسُ فينا لِلْقِتالِ تَطْلُبا''|2=''نَفْدیهِ بِالْاُمِّ ولا نَبْغِی الْاَبا''<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref>}} | {{ب|''فَالنَّفْسُ فينا لِلْقِتالِ تَطْلُبا''|2=''نَفْدیهِ بِالْاُمِّ ولا نَبْغِی الْاَبا''<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref>}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
:چه روزهای سخت و ترسناکی در پیش داری، روزهایی که [[سختی]] و [[رنج]] آن پوشیده نیست! ای [[ستمگری]] که مرتکب [[ظلم]] گشتهای، ما از [[مرگ]] هنگامی که نزدیک شود، نمیهراسیم! چون حسین{{ع}} آن [[شجاع]] آزموده و [[محبوب]]، در میان ما است، جانهای ما خواهان جنگ است، و پدر و [[مادر]] خود را فدای حسین{{ع}} خواهیم کرد. | :چه روزهای سخت و ترسناکی در پیش داری، روزهایی که [[سختی]] و [[رنج]] آن پوشیده نیست! ای [[ستمگری]] که مرتکب [[ظلم]] گشتهای، ما از [[مرگ]] هنگامی که نزدیک شود، نمیهراسیم! چون حسین {{ع}} آن [[شجاع]] آزموده و [[محبوب]]، در میان ما است، جانهای ما خواهان جنگ است، و پدر و [[مادر]] خود را فدای حسین {{ع}} خواهیم کرد. | ||
او در حملهاش نزدیک به پانصد سوار از [[شجاعان]] [[دشمن]] را به [[هلاکت]] رساند و آنقدر جنگید تا به [[فیض]] [[شهادت]] نائل شد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref><ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص:۹۳-۹۴.</ref> | او در حملهاش نزدیک به پانصد سوار از [[شجاعان]] [[دشمن]] را به [[هلاکت]] رساند و آنقدر جنگید تا به [[فیض]] [[شهادت]] نائل شد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref><ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص:۹۳-۹۴.</ref> | ||