تدبر در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== تدّبر'''، [[آیندهنگری]] و عاقبتاندیشی، عبارت است از نگرش [[آدمی]] در [[عاقبت]] کارها، بدین معنا که [[آدمی]] از [[ظواهر]] امور عبور کند و در فرجام آن بیندیشد. از این تعریف چنین برمیآید که تدبر با دو مفهوم [[تعقل]] و [[تفکّر]] رابطهای نزدیک دارد و محصول بهکارگیری درست آن است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | == مقدمه == تدّبر'''، [[آیندهنگری]] و عاقبتاندیشی، عبارت است از نگرش [[آدمی]] در [[عاقبت]] کارها، بدین معنا که [[آدمی]] از [[ظواهر]] امور عبور کند و در فرجام آن بیندیشد. از این تعریف چنین برمیآید که تدبر با دو مفهوم [[تعقل]] و [[تفکّر]] رابطهای نزدیک دارد و محصول بهکارگیری درست آن است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | ||
در تعریف تدبر گفتهاند: عبارت است از نگریستن در پایان کارها و این، نزدیک به [[تفکر]] است، جز اینکه [[تفکر]]، [[تصرف]] [[قلب]] است با نگریستن در [[دلیل]] و تدبر، [[تصرف]] آن است با نگریستن در عواقب<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | در تعریف تدبر گفتهاند: عبارت است از نگریستن در پایان کارها و این، نزدیک به [[تفکر]] است، جز اینکه [[تفکر]]، [[تصرف]] [[قلب]] است با نگریستن در [[دلیل]] و تدبر، [[تصرف]] آن است با نگریستن در عواقب<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
* [[امام]] {{ع}} در کلامی تفاوت [[مؤمن]] و [[منافق]] و [[میزان]] [[شناخت]] آن دو را از مسائل در عدم تدبر [[منافق]] و [[تدبیر]] [[مؤمن]] میداند: بیشک، زبان [[مؤمن]] در پشت [[قلب]] اوست و [[قلب]] [[منافق]] در پشت زبانش، زیرا [[مؤمن]] پیش از سخن گفتن آن را میسنجد و بررسی میکند، اگر خیر و مفید بود میگوید و اگر شرّ و ناپسند بود [[سکوت]] میکند؛ امّا [[منافق]] هرچه به زبانش آید گوید؛ نمیداند کدام مفید و به [[مصلحت]] است و کدام زیانبخش و مفسدهانگیز<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷٦: {{متن حدیث|"وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ، وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ، فَإِنْ كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ، وَ إِنَّ الْمُنَافِقَ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ، لَا يَدْرِي مَا ذَا لَهُ وَ مَا ذَا عَلَيْه"}}</ref>. این مفهوم بهگونهای دیگر نیز مطرح شده است: زبان خردمند آن سوی [[دل]] اوست و [[دل]] بیخرد آن سوی زبانش<ref>نهج البلاغه، حکمت ٤٠: {{متن حدیث|"لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ"}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | * [[امام]] {{ع}} در کلامی تفاوت [[مؤمن]] و [[منافق]] و [[میزان]] [[شناخت]] آن دو را از مسائل در عدم تدبر [[منافق]] و [[تدبیر]] [[مؤمن]] میداند: بیشک، زبان [[مؤمن]] در پشت [[قلب]] اوست و [[قلب]] [[منافق]] در پشت زبانش، زیرا [[مؤمن]] پیش از سخن گفتن آن را میسنجد و بررسی میکند، اگر خیر و مفید بود میگوید و اگر شرّ و ناپسند بود [[سکوت]] میکند؛ امّا [[منافق]] هرچه به زبانش آید گوید؛ نمیداند کدام مفید و به [[مصلحت]] است و کدام زیانبخش و مفسدهانگیز<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷٦: {{متن حدیث|"وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ، وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ، فَإِنْ كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ، وَ إِنَّ الْمُنَافِقَ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ، لَا يَدْرِي مَا ذَا لَهُ وَ مَا ذَا عَلَيْه"}}</ref>. این مفهوم بهگونهای دیگر نیز مطرح شده است: زبان خردمند آن سوی [[دل]] اوست و [[دل]] بیخرد آن سوی زبانش<ref>نهج البلاغه، حکمت ٤٠: {{متن حدیث|"لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ"}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | ||
* [[شریف رضی]] در ذیل این [[کلام]] توضیح میدهد: "این از معانی عجیب و شریف است. مراد این است که [[عاقل]] زبان نمیگشاید مگر پس از [[اندیشه]]، [[تفکر]] و [[مشورت]]، ولی بیخرد، سخنان بیهودهاش بر [[فکر]] و تأمل و اندیشهاش پیشی گیرد. گویی زبان [[عاقل]]، تابع [[دل]] اوست و [[دل]] احمق، تابع زبان او"<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | * [[شریف رضی]] در ذیل این [[کلام]] توضیح میدهد: "این از معانی عجیب و شریف است. مراد این است که [[عاقل]] زبان نمیگشاید مگر پس از [[اندیشه]]، [[تفکر]] و [[مشورت]]، ولی بیخرد، سخنان بیهودهاش بر [[فکر]] و تأمل و اندیشهاش پیشی گیرد. گویی زبان [[عاقل]]، تابع [[دل]] اوست و [[دل]] احمق، تابع زبان او"<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | ||
*این معنا به تعابیر دیگری نیز آمده است، مانند عبارت "[[دل]] احمق در دهان اوست و زبان [[عاقل]] در دلش." از اینرو [[امام]] بر مسئله [[تدبّر]] و [[تدبیر]] تأکید دارد و به [[انسانها]] سفارش میکند قبل از آنکه دست به کاری زنند، در [[عاقبت]] آن بیندیشند و تدبر قبل از انجام کار را مانع از پشیمانی و ندامت یاد میکند. [[امام]] در [[نامه]] ۵۳ یکی از شرایط [[گزینش]] افراد را تدبر و عاقبتاندیشی میداند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197- 198.</ref>. | * این معنا به تعابیر دیگری نیز آمده است، مانند عبارت "[[دل]] احمق در دهان اوست و زبان [[عاقل]] در دلش." از اینرو [[امام]] بر مسئله [[تدبّر]] و [[تدبیر]] تأکید دارد و به [[انسانها]] سفارش میکند قبل از آنکه دست به کاری زنند، در [[عاقبت]] آن بیندیشند و تدبر قبل از انجام کار را مانع از پشیمانی و ندامت یاد میکند. [[امام]] در [[نامه]] ۵۳ یکی از شرایط [[گزینش]] افراد را تدبر و عاقبتاندیشی میداند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197- 198.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||