تفسیر قرآن در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۲۳:۰۷
، ۲۴ اوت ۲۰۲۲وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
==تفسیر== | == تفسیر == | ||
تفسیر از ماده «فسر» به معنای [[کشف]]، ظاهر کردن و پرده بر گرفتن از چیزی است<ref>لسان العرب، ج۶، ص۳۶: «فسر».</ref>. این واژه در طول تاریخ معناهای متعددی به خود دیده که همگی ناظر به [[راه و رسم]] تبیین و تشریح مراد قرآن است<ref>ر.ک: ایازی، سیدمحمدعلی، تفسیر قرآن مجید برگرفته از آثار امام خمینی، با نظارت علمی محمدهادی معرفت، ج۱، ص۱۶۸ - ۱۷۳.</ref>. البته معارف قرآن سطوح مترتب برهم دارد؛ لذا [[تفسیرها]] نسبت به افراد و فهمهای مختلف دارای عمقهای متفاوت میباشد<ref>آداب الصلاة، ص۱۸۵.</ref>. | تفسیر از ماده «فسر» به معنای [[کشف]]، ظاهر کردن و پرده بر گرفتن از چیزی است<ref>لسان العرب، ج۶، ص۳۶: «فسر».</ref>. این واژه در طول تاریخ معناهای متعددی به خود دیده که همگی ناظر به [[راه و رسم]] تبیین و تشریح مراد قرآن است<ref>ر. ک: ایازی، سیدمحمدعلی، تفسیر قرآن مجید برگرفته از آثار امام خمینی، با نظارت علمی محمدهادی معرفت، ج۱، ص۱۶۸ - ۱۷۳.</ref>. البته معارف قرآن سطوح مترتب برهم دارد؛ لذا [[تفسیرها]] نسبت به افراد و فهمهای مختلف دارای عمقهای متفاوت میباشد<ref>آداب الصلاة، ص۱۸۵.</ref>. | ||
قرآن، کتاب [[تذکر]] و [[هدایت]] [[انسان]] است. بنابراین انسان موظف به [[فهم]] و بهرهبرداری از [[معارف]] آن برای تحصیل سعادت میباشد. از دیدگاه امام، [[مفسر]] باید به شرح مقاصد [[قرآن]] بپردازد<ref>آداب الصلاة، ص۱۹۳.</ref> [[معرفت]] را به [[انسانها]] بفهماند. مفسِّر باید در همه عبارات، جملات و حتی [[قصص]] قرآن، به خط [[هدایت]] [[انسان]] به [[عالم غیب]] از سوی قرآن توجه داشته باشد و آن را به دیگران نشان داده و بیاموزد. این امر از رهگذر بیان مقصد و سبب [[نزول آیات]] عملی میشود<ref>آداب الصلاة، ص۱۹۳.</ref>. ایشان در عین اینکه به زحمات [[مفسران]] [[ارج]] نهاده و از [[خدا]] برایشان [[اجر]] [[طلب]] میکند<ref>آداب الصلاة، ص۱۹۴.</ref>، بسیاری از تفسیرهای نوشته شده را نیز مورد [[انتقاد]] قرار میدهد؛ زیرا برخی از آنان از مقاصد اصلی قرآن یعنی هدایت انسان، [[غافل]] ماندهاند و این مهمترین [[نقد امام]] بر تفسیرهای مفسران است. قرآن [[کتاب هدایت]] است و در هر [[تفسیری]] باید این اصل به طور کامل مد نظر قرار گیرد تا تفسیری صائب پدید آید<ref>تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۶۲.</ref>. مفسِّری که از این جهت [[غفلت]] یا صرفنظر کند، از مقصود قرآن و منظور اصلی [[انزال کتب]] و [[ارسال رسل]] [[درمانده]] و راه [[فهم]] دیگران از قرآن را نیز مسدود خواهد کرد<ref>آداب الصلاة، ص۱۹۳.</ref>. | قرآن، کتاب [[تذکر]] و [[هدایت]] [[انسان]] است. بنابراین انسان موظف به [[فهم]] و بهرهبرداری از [[معارف]] آن برای تحصیل سعادت میباشد. از دیدگاه امام، [[مفسر]] باید به شرح مقاصد [[قرآن]] بپردازد<ref>آداب الصلاة، ص۱۹۳.</ref> [[معرفت]] را به [[انسانها]] بفهماند. مفسِّر باید در همه عبارات، جملات و حتی [[قصص]] قرآن، به خط [[هدایت]] [[انسان]] به [[عالم غیب]] از سوی قرآن توجه داشته باشد و آن را به دیگران نشان داده و بیاموزد. این امر از رهگذر بیان مقصد و سبب [[نزول آیات]] عملی میشود<ref>آداب الصلاة، ص۱۹۳.</ref>. ایشان در عین اینکه به زحمات [[مفسران]] [[ارج]] نهاده و از [[خدا]] برایشان [[اجر]] [[طلب]] میکند<ref>آداب الصلاة، ص۱۹۴.</ref>، بسیاری از تفسیرهای نوشته شده را نیز مورد [[انتقاد]] قرار میدهد؛ زیرا برخی از آنان از مقاصد اصلی قرآن یعنی هدایت انسان، [[غافل]] ماندهاند و این مهمترین [[نقد امام]] بر تفسیرهای مفسران است. قرآن [[کتاب هدایت]] است و در هر [[تفسیری]] باید این اصل به طور کامل مد نظر قرار گیرد تا تفسیری صائب پدید آید<ref>تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۶۲.</ref>. مفسِّری که از این جهت [[غفلت]] یا صرفنظر کند، از مقصود قرآن و منظور اصلی [[انزال کتب]] و [[ارسال رسل]] [[درمانده]] و راه [[فهم]] دیگران از قرآن را نیز مسدود خواهد کرد<ref>آداب الصلاة، ص۱۹۳.</ref>. | ||
اکنون با توجه به آنچه از [[امام]] گذشت، میتوان افزود: [[هرمنوتیک]] شخصیتهایی نظیر گادامر با دیدگاه [[امام خمینی]] [[اختلاف]] مبنایی دارد. گادامر مدعی است صاحب متن پس از القای آن به مخاطب ([[مفسر]]) هیچ نقشی در معنای آن ندارد و مفسر هرگز نمیتواند بدون پیشفرضها و اندوختههای [[ذهنی]] خود به فهم و [[تفسیر]] متن بپردازد؛ در نتیجه متن در [[اختیار]] مفسر معنا مییابد و نمیتوان گفت مراد جدی مؤلف و صاحب متن از متن به دست میآید<ref>ر.ک: حاتمه انتقادی، ص۶۷ و ۱۴۶ و ۱۶۸؛ رابرت هولاب، یورگن هابرماس، ترجمه حسین بشیریه، ص۹۰؛ ساختار و تأویل متن، ص۵۷۴؛ محمدرضا ریختهگران، گادامر و هابرماس، فصلنامه ارغنون، سال دوم، شماره ۷ و ۸ ص۴۲۶.</ref>. این دیدگاه دچار چالشهای مهمی است که از آن جمله ابتلای آن به نسبیگرایی [[معرفتی]] است. البته در میان هرمنوتیکدانان کسانی مانند دیلتای هستند که به نقش مؤلف در [[القاء]] معنا [[اعتقاد]] دارند. [[هرمنوتیک]] عینیگرا نیز [[معتقد]] به [[ثبات]] معنایی متن و عبارت میباشند که با هرمنوتیک نسبیگرایانه گادامر [[اختلاف]] دارد<ref>ر.ک: واعظی، احمد، درآمدی بر هرمنوتیک، ص۵۹ و ۶۰ و ۴۳۱ - ۴۳۴؛ ابوالفضل ساجدی، زبان دین و قرآن، ص۴۴۸ - ۴۵۰.</ref>. [[حضرت]] [[امام]] به [[صراحت]] دستیابی به مراد اصلی [[قرآن]] را [[وظیفه]] و [[هدف]] [[تفسیر]] میداند؛ در حالی که هرمنوتیک افرادی نظیر گادامر، مؤلف را به طور کامل از متن [[خلع]] ید کرده و معناداری متن را به منطقه ابهام میافکند. | اکنون با توجه به آنچه از [[امام]] گذشت، میتوان افزود: [[هرمنوتیک]] شخصیتهایی نظیر گادامر با دیدگاه [[امام خمینی]] [[اختلاف]] مبنایی دارد. گادامر مدعی است صاحب متن پس از القای آن به مخاطب ([[مفسر]]) هیچ نقشی در معنای آن ندارد و مفسر هرگز نمیتواند بدون پیشفرضها و اندوختههای [[ذهنی]] خود به فهم و [[تفسیر]] متن بپردازد؛ در نتیجه متن در [[اختیار]] مفسر معنا مییابد و نمیتوان گفت مراد جدی مؤلف و صاحب متن از متن به دست میآید<ref>ر. ک: حاتمه انتقادی، ص۶۷ و ۱۴۶ و ۱۶۸؛ رابرت هولاب، یورگن هابرماس، ترجمه حسین بشیریه، ص۹۰؛ ساختار و تأویل متن، ص۵۷۴؛ محمدرضا ریختهگران، گادامر و هابرماس، فصلنامه ارغنون، سال دوم، شماره ۷ و ۸ ص۴۲۶.</ref>. این دیدگاه دچار چالشهای مهمی است که از آن جمله ابتلای آن به نسبیگرایی [[معرفتی]] است. البته در میان هرمنوتیکدانان کسانی مانند دیلتای هستند که به نقش مؤلف در [[القاء]] معنا [[اعتقاد]] دارند. [[هرمنوتیک]] عینیگرا نیز [[معتقد]] به [[ثبات]] معنایی متن و عبارت میباشند که با هرمنوتیک نسبیگرایانه گادامر [[اختلاف]] دارد<ref>ر. ک: واعظی، احمد، درآمدی بر هرمنوتیک، ص۵۹ و ۶۰ و ۴۳۱ - ۴۳۴؛ ابوالفضل ساجدی، زبان دین و قرآن، ص۴۴۸ - ۴۵۰.</ref>. [[حضرت]] [[امام]] به [[صراحت]] دستیابی به مراد اصلی [[قرآن]] را [[وظیفه]] و [[هدف]] [[تفسیر]] میداند؛ در حالی که هرمنوتیک افرادی نظیر گادامر، مؤلف را به طور کامل از متن [[خلع]] ید کرده و معناداری متن را به منطقه ابهام میافکند. | ||
حضرت امام [[فهم قرآن]] را مشروط به رعایت [[آداب]] و شرایطی میداند. [[سلامت]] [[قوای ادراکی]]، [[تفکر]] در [[آیات قرآن]] و رفع حجابها به ویژه [[حجاب]] [[خودبینی]] مهمترین شرایط فهم قرآن هستند<ref>آداب الصلاة، ص۲۰۳.</ref>. [[انسان]] تا در حجاب و حصار خودبینی محصور و [[قلب]] او گرفتار [[هواهای نفسانی]] و خودبینیهاست، نمیتواند [[مظهر]] و جلوه گاه [[نور الهی]] شود<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۸۷ - ۳۸۹.</ref>. | حضرت امام [[فهم قرآن]] را مشروط به رعایت [[آداب]] و شرایطی میداند. [[سلامت]] [[قوای ادراکی]]، [[تفکر]] در [[آیات قرآن]] و رفع حجابها به ویژه [[حجاب]] [[خودبینی]] مهمترین شرایط فهم قرآن هستند<ref>آداب الصلاة، ص۲۰۳.</ref>. [[انسان]] تا در حجاب و حصار خودبینی محصور و [[قلب]] او گرفتار [[هواهای نفسانی]] و خودبینیهاست، نمیتواند [[مظهر]] و جلوه گاه [[نور الهی]] شود<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۸۷ - ۳۸۹.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
اکنون پس از به دست آمدن معنای تفسیر، باید اقسام و روشهای مختلف تفسیر را نیز ملاحظه کرد. [[مفسران]] در [[تفسیر قرآن]] از روشهای مختلفی بهره بردهاند که روشهای مشهور، سه روش [[نقلی]]، [[عقلی]] و [[شهودی]] است. البته گاه یک [[مفسر]]، یک [[سوره]] یا [[آیه]] را با همه روشهای یادشده تفسیر میکند که در هر روش، معنایی جدید و متفاوت به دست میآید. [[آثار تفسیری]] حضرت امام نشان میدهد که ایشان در تفسیر، با استفاده از همه روشهای یادشده، با روشی جامع و [[اجتهادی]] به تفسیر قرآن پرداخته است.<ref>[[حسن پناهی آزاد|پناهی آزاد، حسن]]، [[منطق فهم اسلام (مقاله)| مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۱۰۱.</ref> | اکنون پس از به دست آمدن معنای تفسیر، باید اقسام و روشهای مختلف تفسیر را نیز ملاحظه کرد. [[مفسران]] در [[تفسیر قرآن]] از روشهای مختلفی بهره بردهاند که روشهای مشهور، سه روش [[نقلی]]، [[عقلی]] و [[شهودی]] است. البته گاه یک [[مفسر]]، یک [[سوره]] یا [[آیه]] را با همه روشهای یادشده تفسیر میکند که در هر روش، معنایی جدید و متفاوت به دست میآید. [[آثار تفسیری]] حضرت امام نشان میدهد که ایشان در تفسیر، با استفاده از همه روشهای یادشده، با روشی جامع و [[اجتهادی]] به تفسیر قرآن پرداخته است.<ref>[[حسن پناهی آزاد|پناهی آزاد، حسن]]، [[منطق فهم اسلام (مقاله)| مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۱۰۱.</ref> | ||
==[[تفسیر نقلی]]== | == [[تفسیر نقلی]] == | ||
==[[تفسیر عقلی]]== | == [[تفسیر عقلی]] == | ||
==[[تفسیر شهودی]]== | == [[تفسیر شهودی]] == | ||
== منابع == | == منابع == | ||