جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
جز (جایگزینی متن - 'سلسله' به 'سلسله') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[توزیع عادلانه امکانات در حدیث]] - [[توزیع عادلانه امکانات در کلام اسلامی]] - [[توزیع عادلانه امکانات در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = سیره اجتماعی معصومان (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[توزیع عادلانه امکانات در حدیث]] - [[توزیع عادلانه امکانات در کلام اسلامی]] - [[توزیع عادلانه امکانات در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = سیره اجتماعی معصومان (پرسش)}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
غالباً در بحث از [[عدالت]]، توزیع عادلانه امکانات و [[فرصتها]]، جایی [[ثابت]] و همیشگی دارد، [[فارابی]] بر این امر تأکید دارد که افراد [[مدینه]] باید بهرهای مساوی و یکسان از [[منافع]] و [[خیرات]] عمومی داشته باشند و خروج از آن [[ستم]] است؛ او آغاز [[عدل]] را توزیع خیرات مشترک بر میشمارد: | غالباً در بحث از [[عدالت]]، توزیع عادلانه امکانات و [[فرصتها]]، جایی [[ثابت]] و همیشگی دارد، [[فارابی]] بر این امر تأکید دارد که افراد [[مدینه]] باید بهرهای مساوی و یکسان از [[منافع]] و [[خیرات]] عمومی داشته باشند و خروج از آن [[ستم]] است؛ او آغاز [[عدل]] را توزیع خیرات مشترک بر میشمارد: | ||
{{عربی|العدل اولا یکون فی قسمه الخیرات المشترکة التی لاهل المدینه علی جمیعهم}}<ref>ابونصر فارابی، فصول المدنی، ص۱۴۲.</ref>. | {{عربی|العدل اولا یکون فی قسمه الخیرات المشترکة التی لاهل المدینه علی جمیعهم}}<ref>ابونصر فارابی، فصول المدنی، ص۱۴۲.</ref>. | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
بخشی از این امر هم، رسمی و در اختیار [[دولت اسلامی]] است که به نظر میرسد وظیفهای اساسی است. در عرصه [[سیاسی]] نیز بحث از عدالتی است که [[قدرت]]، فرصتها و امکانات برآمده از آن به [[تساوی]] در میان [[مردم]]، تقسیم شود؛ چراکه [[انبیای الهی]] به [[عدل]] امر شدهاند. لازمه [[دستور الهی]] و اجرایی کردن آن، توزیع عادلانه امکانات و فرصتهاست. | بخشی از این امر هم، رسمی و در اختیار [[دولت اسلامی]] است که به نظر میرسد وظیفهای اساسی است. در عرصه [[سیاسی]] نیز بحث از عدالتی است که [[قدرت]]، فرصتها و امکانات برآمده از آن به [[تساوی]] در میان [[مردم]]، تقسیم شود؛ چراکه [[انبیای الهی]] به [[عدل]] امر شدهاند. لازمه [[دستور الهی]] و اجرایی کردن آن، توزیع عادلانه امکانات و فرصتهاست. | ||
[[مطهری]] با توجه به [[کلامی]] از [[حضرت محمد]]{{صل}} که میفرماید: {{متن حدیث|استووا تستو قلوبكم و تماسّوا تراحموا}}<ref>متقی هندی، کنز العمال، ج۷، ص۶۲۳، ح۲۰۵۷۵.</ref>. | [[مطهری]] با توجه به [[کلامی]] از [[حضرت محمد]] {{صل}} که میفرماید: {{متن حدیث|استووا تستو قلوبكم و تماسّوا تراحموا}}<ref>متقی هندی، کنز العمال، ج۷، ص۶۲۳، ح۲۰۵۷۵.</ref>. | ||
[[معتدل]] و همسطح باشید و در میان شما ناهمواریها و [[تبعیضها]] وجود نداشته باشد تا دلهای شما به هم نزدیک شود و در یک سطح قرار بگیرد؛ | [[معتدل]] و همسطح باشید و در میان شما ناهمواریها و [[تبعیضها]] وجود نداشته باشد تا دلهای شما به هم نزدیک شود و در یک سطح قرار بگیرد؛ | ||
به این نکته اشاره میکند که اگر در [[کارها]] و موهبتها و [[نعمتهای خدا]] بین شما شکاف و فاصله افتاد، بین دلهای شما قهراً فاصله میافتد، آن وقت دیگر نمیتوانید همدل و همفکر باشید و در یک صف قرار بگیرید. قهراً در دو صف قرار خواهید گرفت<ref>مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص۹۰.</ref>. | به این نکته اشاره میکند که اگر در [[کارها]] و موهبتها و [[نعمتهای خدا]] بین شما شکاف و فاصله افتاد، بین دلهای شما قهراً فاصله میافتد، آن وقت دیگر نمیتوانید همدل و همفکر باشید و در یک صف قرار بگیرید. قهراً در دو صف قرار خواهید گرفت<ref>مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص۹۰.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
ویژگی [[ستم]] آن است که امور را از جای [[شایسته]] خویش بیرون میکند، امکانات و [[فرصتها]] را ناعادلانه در [[اختیار]] تعدادی محدود قرار میدهد؛ اما با توجه به آنکه همه [[انسانها]] در [[قرآن کریم]]، در اصل [[خلقت]] مساوی میباشند؛ لذا اصل اولی آن است که در پیوند با قدرت، همه بهرهها و فرصتها به طور مساوی در اختیار همه شهروندان قرار گیرد. در مؤلفهها و شاخصهای عدالت که به آن خواهیم پرداخت، [[مشارکت]] شهروندان در فرایند قدرت، [[حق]] [[انتخاب]]، [[تعیین سرنوشت]] و دستیابی به جایگاههای [[سیاسی]] برای همه شهروندان به طور مساوی، وجود دارد. هدف عدالت در این عرصه آن است تا [[حق]] پیشینی افراد نسبت به [[قدرت]] ستانده شود و قدرت در دست افراد، [[قوم]] یا سلسله خاصی [[ثابت]] و متمرکز نماند و عادلانه در میان کسانی که [[شایسته]] قدرتمندی و قدرتورزیاند، توزیع و تعدیل شود، [[رقابت]] منصفانه برای گرفتن قدرت، به رسمیت شناخته شود.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص ۱۵۱.</ref> | ویژگی [[ستم]] آن است که امور را از جای [[شایسته]] خویش بیرون میکند، امکانات و [[فرصتها]] را ناعادلانه در [[اختیار]] تعدادی محدود قرار میدهد؛ اما با توجه به آنکه همه [[انسانها]] در [[قرآن کریم]]، در اصل [[خلقت]] مساوی میباشند؛ لذا اصل اولی آن است که در پیوند با قدرت، همه بهرهها و فرصتها به طور مساوی در اختیار همه شهروندان قرار گیرد. در مؤلفهها و شاخصهای عدالت که به آن خواهیم پرداخت، [[مشارکت]] شهروندان در فرایند قدرت، [[حق]] [[انتخاب]]، [[تعیین سرنوشت]] و دستیابی به جایگاههای [[سیاسی]] برای همه شهروندان به طور مساوی، وجود دارد. هدف عدالت در این عرصه آن است تا [[حق]] پیشینی افراد نسبت به [[قدرت]] ستانده شود و قدرت در دست افراد، [[قوم]] یا سلسله خاصی [[ثابت]] و متمرکز نماند و عادلانه در میان کسانی که [[شایسته]] قدرتمندی و قدرتورزیاند، توزیع و تعدیل شود، [[رقابت]] منصفانه برای گرفتن قدرت، به رسمیت شناخته شود.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص ۱۵۱.</ref> | ||
==ایفای [[حقوق]] [[شهروندان]]== | == ایفای [[حقوق]] [[شهروندان]] == | ||
آنگونه که در تعریف [[عدالت]] آوردیم، [[احقاق حقوق]] شهروندان در هسته مرکزی عدالت وجود دارد و لذا یکی از هدفهای [[عدالت سیاسی]] آن است که شایستگان و حقداران به تناسب، به حقوق خویش برسند. در [[قرآن کریم]] نیز یکی از اساسیترین آیاتی که بر عدالت در عرصه [[سیاسی]]- [[اجتماعی]] دلالت دارد، حکایت از ایفای حقوق و [[داوری]] به حق دارد. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>. | آنگونه که در تعریف [[عدالت]] آوردیم، [[احقاق حقوق]] شهروندان در هسته مرکزی عدالت وجود دارد و لذا یکی از هدفهای [[عدالت سیاسی]] آن است که شایستگان و حقداران به تناسب، به حقوق خویش برسند. در [[قرآن کریم]] نیز یکی از اساسیترین آیاتی که بر عدالت در عرصه [[سیاسی]]- [[اجتماعی]] دلالت دارد، حکایت از ایفای حقوق و [[داوری]] به حق دارد. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
[[مردم]] سرزمینی که به [[حقوق اجتماعی]] خویش میرسند، در پرتو [[عدالت]]، از بهرههایی چون [[پیشرفت]] مطلوب، [[امنیت]] و [[آزادی]]، برخوردار میشوند و به جامعهای سالم و [[معتدل]]، دست مییابند، آنسان که عدالت و آزادی هماهنگ با [[فطرت]]، میتواند بندهای [[ستم اجتماعی]] را باز کند و به سوی اجرایی کردن [[فرمانهای الهی]] گام بردارد. ویژگی بنیادین چنین جامعهای، به رسمیت شناختن [[حقوق شهروندی]] و [[احقاق حق]] میباشد، وصفی که آن را پویا و سالم میسازد.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص ۱۵۳.</ref> | [[مردم]] سرزمینی که به [[حقوق اجتماعی]] خویش میرسند، در پرتو [[عدالت]]، از بهرههایی چون [[پیشرفت]] مطلوب، [[امنیت]] و [[آزادی]]، برخوردار میشوند و به جامعهای سالم و [[معتدل]]، دست مییابند، آنسان که عدالت و آزادی هماهنگ با [[فطرت]]، میتواند بندهای [[ستم اجتماعی]] را باز کند و به سوی اجرایی کردن [[فرمانهای الهی]] گام بردارد. ویژگی بنیادین چنین جامعهای، به رسمیت شناختن [[حقوق شهروندی]] و [[احقاق حق]] میباشد، وصفی که آن را پویا و سالم میسازد.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص ۱۵۳.</ref> | ||
==پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم == | ||
* [[توزیع عادلانه امکانات و فرصتها به عنوان یکی از اهداف عدالت سیاسی به چه معناست؟ (پرسش)]] | * [[توزیع عادلانه امکانات و فرصتها به عنوان یکی از اهداف عدالت سیاسی به چه معناست؟ (پرسش)]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||