جاسوسی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = جاسوسی | | موضوع مرتبط = جاسوسی | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = جاسوسی | ||
| مداخل مرتبط = [[جاسوسی در قرآن]] - [[جاسوسی در | | مداخل مرتبط = [[جاسوسی در قرآن]] - [[جاسوسی در فقه اسلامی]] - [[جاسوسی در فقه سیاسی]] - [[جاسوسی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
واژه [[جاسوسی]] از دو بخش "جاسوس" و "یاءِ" حاصل مصدر (در نقش پسوند [[شغل]] ساز) ساخته شده و در [[زبان فارسی]] به معنای | واژه [[جاسوسی]] از دو بخش "جاسوس" و "یاءِ" حاصل مصدر (در نقش پسوند [[شغل]] ساز) ساخته شده و در [[زبان فارسی]] به معنای جستجوی خبر، خبر پرسی، خبر چینی، [[سخن چینی]]، به دست آوردن [[اخبار]] و [[اسرار]] فرد، اداره یا کشوری و دادن آن به دیگری آمده است و به صورت مصدرِ مرکبِ "جاسوسی کردن" نیز کاربرد دارد.<ref> لغتنامه، ج ۵، ص ۷۳۶۰؛ [[فرهنگ]] عمید، ص ۴۵۰، "جاسوس و جاسوسی".</ref> جاسوس از ریشه [[عربی]] "ج ـ س ـ س" و صفت مشبهه بر وزن "فاعول" است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۴۱۴؛ المصباح، ص ۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۲۸۳، "جسس".</ref> شماری از واژه پژوهان، "جسّ" را در اصل به معنای لمس چیزی با دست <ref>جمهرة اللغه، ج ۱، ص ۸۸ - ۸۹؛ المصباح، ص ۱۰۱؛ مفردات، ص ۱۹۶، "جسس".</ref> (مانند گرفتن نبض) برای کسب [[آگاهی]] لازم، دانسته <ref> العین، ص ۱۴۰؛ الصحاح، ج ۳، ص ۹۱۳؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۲۸۳، "جسس".</ref> و برخی آن را فقط تفحص نامحسوس معنا کردهاند؛<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۴۱۴؛ التحقیق، ج ۲، ص ۸۶ - ۸۷، "جسس"؛ الفائق، ج ۱، ص ۲۱۴. </ref> | ||
همچنین [[تجسس]] که در [[زبان عربی]] <ref> مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۴۱۴؛ المصباح، ص ۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۲۸۳. </ref> به ویژه عربی معاصر <ref>موسوعة السیاسه، ج ۲، ص ۱۵. </ref> معادل جاسوسی است، از این ریشه است. این واژه در لغت به معنای آگاهی جستن از اخبار <ref> العین، ص ۱۴۰؛ الصحاح، ج ۳، ص ۹۱۳؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۲۸۳. </ref> و اموری عمدتاً پنهان آمده و اغلب کاربردی منفی دارد.<ref>النهایه، ج ۱، ص ۲۷۲؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۲۸۳؛ [[مجمع البحرین]]، ج ۱، ص ۳۷۴، "جسس".</ref> | همچنین [[تجسس]] که در [[زبان عربی]] <ref> مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۴۱۴؛ المصباح، ص ۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۲۸۳. </ref> به ویژه عربی معاصر <ref>موسوعة السیاسه، ج ۲، ص ۱۵. </ref> معادل جاسوسی است، از این ریشه است. این واژه در لغت به معنای آگاهی جستن از اخبار <ref> العین، ص ۱۴۰؛ الصحاح، ج ۳، ص ۹۱۳؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۲۸۳. </ref> و اموری عمدتاً پنهان آمده و اغلب کاربردی منفی دارد.<ref>النهایه، ج ۱، ص ۲۷۲؛ لسان العرب، ج ۲، ص ۲۸۳؛ [[مجمع البحرین]]، ج ۱، ص ۳۷۴، "جسس".</ref> | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
گزارشهای [[تورات]] درباره [[اتهام]] جاسوسی به [[برادران یوسف]] {{ع}} پس از ورود نخستین آنان به [[مصر]]، ارسال [[جاسوسان]] [[دوازده گانه]] بنی اسرئیل از سوی [[موسی]] {{ع}} برای [[شناسایی]] [[سرزمین]] کنعان <ref>کتاب [[مقدس]]، اعداد ۱۳: ۱ - ۲۹؛ تثنیه ۱: ۲۲ - ۲۸. </ref> و روانه شدن جاسوسان [[یوشع]] به [[شهر]] اریحا <ref>کتاب مقدس، یوشع ۲: ۱ - ۲۴. </ref> از این قبیلاند.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۴۲: ۸ - ۲۰. </ref> اتهام برادران یوسف {{ع}} در پارهای [[منابع تفسیری]] نیز گزارش شده <ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۴۲۲؛ [[تفسیر ثعالبی]]، ج ۳، ص ۳۳۵؛ زاد المسیر، ج ۴، ص ۱۸۷. </ref> و برخی [[مفسران]]، [[فسادانگیزی]] [[نفی]] شده در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که شما میدانید ما نیامدهایم تا در این سرزمین تبهکاری کنیم و ما دزد نیستیم» سوره یوسف، آیه ۷۳.</ref> را اشاره به آن دانستهاند.<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۲۴. </ref> | گزارشهای [[تورات]] درباره [[اتهام]] جاسوسی به [[برادران یوسف]] {{ع}} پس از ورود نخستین آنان به [[مصر]]، ارسال [[جاسوسان]] [[دوازده گانه]] بنی اسرئیل از سوی [[موسی]] {{ع}} برای [[شناسایی]] [[سرزمین]] کنعان <ref>کتاب [[مقدس]]، اعداد ۱۳: ۱ - ۲۹؛ تثنیه ۱: ۲۲ - ۲۸. </ref> و روانه شدن جاسوسان [[یوشع]] به [[شهر]] اریحا <ref>کتاب مقدس، یوشع ۲: ۱ - ۲۴. </ref> از این قبیلاند.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۴۲: ۸ - ۲۰. </ref> اتهام برادران یوسف {{ع}} در پارهای [[منابع تفسیری]] نیز گزارش شده <ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۴۲۲؛ [[تفسیر ثعالبی]]، ج ۳، ص ۳۳۵؛ زاد المسیر، ج ۴، ص ۱۸۷. </ref> و برخی [[مفسران]]، [[فسادانگیزی]] [[نفی]] شده در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که شما میدانید ما نیامدهایم تا در این سرزمین تبهکاری کنیم و ما دزد نیستیم» سوره یوسف، آیه ۷۳.</ref> را اشاره به آن دانستهاند.<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۲۴. </ref> | ||
در [[تاریخ اسلام]] نیز نمونههایی از جاسوسی در خلال درگیریهای [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با [[مشرکان]] به چشم میخورد که فرستادن افراد و گروههای [[تجسس]] از سوی آن [[حضرت]] برای شناسایی و گزارش اوضاع [[دشمنان]] از آن قبیل است؛<ref>تاریخ الاسلام، [[ذهبی]]، ج ۲، ص ۳۰۲؛ السیرة النبویه، [[ابن کثیر]]، ج ۳، ص ۲۱۹؛ ج ۴، ص ۱۳۱؛ [[عیون]] الاثر، ج ۲، ص ۴۵. </ref> همچنین گزارشهایی درباره شیوه [[حفظ]] [[اسرار]] محرمانه در برخورد با [[جاسوسان]] [[دشمن]]، در [[سیره پیامبر]] {{صل}} به چشم میخورد.<ref>سنن ابی [[ | در [[تاریخ اسلام]] نیز نمونههایی از جاسوسی در خلال درگیریهای [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با [[مشرکان]] به چشم میخورد که فرستادن افراد و گروههای [[تجسس]] از سوی آن [[حضرت]] برای شناسایی و گزارش اوضاع [[دشمنان]] از آن قبیل است؛<ref>تاریخ الاسلام، [[ذهبی]]، ج ۲، ص ۳۰۲؛ السیرة النبویه، [[ابن کثیر]]، ج ۳، ص ۲۱۹؛ ج ۴، ص ۱۳۱؛ [[عیون]] الاثر، ج ۲، ص ۴۵. </ref> همچنین گزارشهایی درباره شیوه [[حفظ]] [[اسرار]] محرمانه در برخورد با [[جاسوسان]] [[دشمن]]، در [[سیره پیامبر]] {{صل}} به چشم میخورد.<ref>سنن ابی [[داوود]]، ج ۱، ص ۵۹۸ - ۵۹۹؛ [[مسند احمد]]، ج ۴، ص ۴۹؛ السنن الکبری، ج ۹، ص ۱۴۷. </ref> فعالیتهای یاد شده در زمانها و اوضاع گوناگون [[جنگی]] و در [[ارتباط]] با همه دشمنان اعم از [[قریش]]، [[هوازن]]، [[رومیان]] و... گزارش شدهاند.<ref> نک: مسند احمد، ج۳، ص۱۳۶؛ موسوعه الاستخبارات و الامن، ج ۱، ص ۳۵۰، ۳۵۲؛ الاستخبارات العسکریة فی الاسلام، ص ۱۰۵ - ۱۰۶. </ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[جاسوسی (مقاله)|مقاله «جاسوسی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
== جاسوسی در قرآن == | == جاسوسی در قرآن == | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
=== [[جاسوسی]] [[حاطب بن ابی بلتعه]] === | === [[جاسوسی]] [[حاطب بن ابی بلتعه]] === | ||
[[خداوند]] با اشاره به پارهای از برخوردهای خصمانه و کینهتوزانه [[دشمنان اسلام]]، [[مؤمنان]] را از [[همگرایی]] و ابراز [[مودت]] و [[دوستی]] نسبت به آنان [[نهی]] کرده و آن را مایه [[گمراهی]] خوانده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون میآیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیدهاند؛ پیامبر و شما را (از شهر خود) بیرون میکنند که چرا به خداوند -پروردگارتان- ایمان دارید، پنهانی به آنان مهربانی میورزید و من به آنچه پنهان و آنچه آشکار میدارید داناترم و از شما هر کس چنین کند به یقین، راه میانه را گم کرده است» سوره ممتحنه، آیه ۱.</ref> از [[آیات]] بعدی برمیآید که [[انگیزه]] این همگرایی و دوستی با [[دشمنان خدا]] نیز [[حفظ]] بستگان، [[فرزندان]] و [[داراییها]] از گزند آنان بوده است، از همین رو خداوند، مؤمنان را از روزی ([[قیامت]]) بر [[حذر]] میدارد که در آن [[روز]] بستگان، فرزندان و [[دارایی]] [[آدمیان]] هیچ سودی به حال آنان نخواهد داشت، پس نباید [[دلبستگی]] به آنان زمینه ساز دوستی با دشمنان خدا شود: {{متن قرآن|لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«خویشان و فرزندانتان در روز رستخیز سودی برایتان نخواهند داشت، (خداوند در آن روز) میان شما جدایی میافکند و خداوند بدانچه میکنید بیناست» سوره ممتحنه، آیه ۳.</ref> عموم [[مفسران شیعه]] <ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۴۴۵؛ التبیان، ج ۹، ص ۵۷۵؛ [[المیزان]]، ج ۱۹، ص ۲۲۶. </ref> و [[سنی]] <ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص ۷۴ - ۷۸؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۰، ص ۵۱۵ - ۵۱۶؛ [[تفسیر]] [[قرطبی]]، ج ۱۸، ص ۳۵ - ۳۶. </ref> به [[پیروی از امام]] [[علی]] {{ع}} و صحابیانی چون [[ابن عباس]] و دیگران،<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۹؛ [[صحیح مسلم]]، ج ۷، ص ۱۶۸؛ [[جامع البیان]]، ج ۲۸، ص ۷۴ - ۷۶. </ref> [[آیه]] را در [[شأن]] [[حاطب بن ابی بلتعه]] دانستهاند. براساس این [[روایت]] هنگامی که [[رسول خدا]] {{صل}} در [[سال هشتم هجری]]، آماده [[فتح مکه]] میشد،<ref>صحیح البخاری، ج ۵، ص ۱۳؛ نمونه، ج ۲۴، ص ۹. </ref> برای رعایت اصل غافلگیری در [[جنگ]]، میان [[مردم]] شایع ساخت که به سوی [[خیبر]] میروند. [[حاطب]]، [[آگاه]] از مقصد اصلی حرکت، با [[نوشتن]] [[نامه]] و به وسیله زنی که عازم [[مکه]] بود، درصدد اطلاع دادن به [[مشرکان قریش]] برآمد. [[پیامبر]] {{صل}} پس از [[آگاهی]] از [[طریق وحی]]، برخی از [[یاران]] خود همانند علی {{ع}} و [[زبیر]] را در پی او گسیل داشت. [[زن]] در آغاز [[انکار]] کرد؛ ولی پس از | [[خداوند]] با اشاره به پارهای از برخوردهای خصمانه و کینهتوزانه [[دشمنان اسلام]]، [[مؤمنان]] را از [[همگرایی]] و ابراز [[مودت]] و [[دوستی]] نسبت به آنان [[نهی]] کرده و آن را مایه [[گمراهی]] خوانده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون میآیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیدهاند؛ پیامبر و شما را (از شهر خود) بیرون میکنند که چرا به خداوند -پروردگارتان- ایمان دارید، پنهانی به آنان مهربانی میورزید و من به آنچه پنهان و آنچه آشکار میدارید داناترم و از شما هر کس چنین کند به یقین، راه میانه را گم کرده است» سوره ممتحنه، آیه ۱.</ref> از [[آیات]] بعدی برمیآید که [[انگیزه]] این همگرایی و دوستی با [[دشمنان خدا]] نیز [[حفظ]] بستگان، [[فرزندان]] و [[داراییها]] از گزند آنان بوده است، از همین رو خداوند، مؤمنان را از روزی ([[قیامت]]) بر [[حذر]] میدارد که در آن [[روز]] بستگان، فرزندان و [[دارایی]] [[آدمیان]] هیچ سودی به حال آنان نخواهد داشت، پس نباید [[دلبستگی]] به آنان زمینه ساز دوستی با دشمنان خدا شود: {{متن قرآن|لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«خویشان و فرزندانتان در روز رستخیز سودی برایتان نخواهند داشت، (خداوند در آن روز) میان شما جدایی میافکند و خداوند بدانچه میکنید بیناست» سوره ممتحنه، آیه ۳.</ref> عموم [[مفسران شیعه]] <ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۴۴۵؛ التبیان، ج ۹، ص ۵۷۵؛ [[المیزان]]، ج ۱۹، ص ۲۲۶. </ref> و [[سنی]] <ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص ۷۴ - ۷۸؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۰، ص ۵۱۵ - ۵۱۶؛ [[تفسیر]] [[قرطبی]]، ج ۱۸، ص ۳۵ - ۳۶. </ref> به [[پیروی از امام]] [[علی]] {{ع}} و صحابیانی چون [[ابن عباس]] و دیگران،<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۹؛ [[صحیح مسلم]]، ج ۷، ص ۱۶۸؛ [[جامع البیان]]، ج ۲۸، ص ۷۴ - ۷۶. </ref> [[آیه]] را در [[شأن]] [[حاطب بن ابی بلتعه]] دانستهاند. براساس این [[روایت]] هنگامی که [[رسول خدا]] {{صل}} در [[سال هشتم هجری]]، آماده [[فتح مکه]] میشد،<ref>صحیح البخاری، ج ۵، ص ۱۳؛ نمونه، ج ۲۴، ص ۹. </ref> برای رعایت اصل غافلگیری در [[جنگ]]، میان [[مردم]] شایع ساخت که به سوی [[خیبر]] میروند. [[حاطب]]، [[آگاه]] از مقصد اصلی حرکت، با [[نوشتن]] [[نامه]] و به وسیله زنی که عازم [[مکه]] بود، درصدد اطلاع دادن به [[مشرکان قریش]] برآمد. [[پیامبر]] {{صل}} پس از [[آگاهی]] از [[طریق وحی]]، برخی از [[یاران]] خود همانند علی {{ع}} و [[زبیر]] را در پی او گسیل داشت. [[زن]] در آغاز [[انکار]] کرد؛ ولی پس از جستجوی همه وسایل و در برابر [[تهدید]] به بازرسی کامل بدنی یا کشته شدن، نامه را از لابه لای گیسوان بافته شده خویش بیرون آورد. حاطب در پاسخ رسول خدا {{صل}} که چرا چنین کرده است، با [[نفی]] [[نفاق]] ورزی و [[ارتداد]] خویش، [[انگیزه]] آن را فقط به دست آوردن [[دل]] [[مشرکان]] و [[جلب حمایت]] آنان خواند، زیرا وی برخلاف بسیاری از [[مهاجران]]، کسی را در مکه نداشت که در برابر تعرض مشرکان به [[خانه]] و کاشانه و [[دارایی]] و افراد خانوادهاش از آنها [[حمایت]] کند <ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص ۷۴ - ۷۸؛ [[مجمع البیان]]، ج ۹، ص ۴۴۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۰، ص ۵۱۵ - ۵۱۶. </ref>. بر اساس برخی گزارشهای دیگر، وی انگیزه خود را جبران [[حسن]] [[رفتار]] و برخورد [[مسالمت]] آمیز مشرکان با [[خانواده]] و بستگان خویش خوانده است،<ref>نور الثقلین، ج ۵، ص ۳۰۰. </ref> به هرحال رسول خدا {{صل}} با پذیرش سخن حاطب و با استناد به اینکه وی از [[اصحاب بدر]] است، از خطای او درگذشت و از کشتن وی منع کرد.<ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص ۷۴ - ۷۸؛ [[مجمع البیان]]، ج ۹، ص ۴۴۶؛ المجموع، ج ۱۹، ص ۳۴۰. </ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[جاسوسی (مقاله)|مقاله «جاسوسی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
=== [[جاسوسی]] از روی نیاز === | === [[جاسوسی]] از روی نیاز === | ||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:اصطلاحات سیاسی]] | ||
[[رده:مدخلهای در انتظار تلخیص]] | |||