پرش به محتوا

جبار بن صخر انصاری در تراجم و رجال: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
وی فرزند [[صخر بن أمیة بن خنساء بن سنان بن عبید بن عدی بن غنم بن کعب]]، از تیره «سلمه»، از [[قبیله خزرج]] است<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۷۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. در نام او به «جبار»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶.</ref> و «جابر»<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۸۹.</ref> [[اختلاف]] است، ولی گفته شده آنان برادرند<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۰۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۴۳.</ref>. به همین دلیل، برخی از تراجم‌نویسان دو مدخل با نام جبار و جابر آورده‌اند <ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶ و ۵۵۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۸۹ و ۵۰۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۴۳ و ۵۵۹.</ref> در حالی که جابر تصحیف جبار است؛ زیرا با توجه به یکی بودن [[نقل روایات]]، آن دو در حقیقت یک نفر هستند؛ چنان که [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۵۳.</ref> به آن اشاره کرده است. کنیه‌اش «ابوعبدالله» است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶.</ref> و مادرش «عُلَیّة»، دختر «حرشیه» <ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۹۷۲.</ref> به تصحیف «عتیکه دختر خرشه»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳.</ref> یا «سعاد» دختر «سلمه»<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۰۵.</ref> است. وی با «قبیسه» دختر [[صیفی بن صخر]]، از [[زنان]] [[بیعت کننده]] با [[رسول خدا]]{{صل}} [[ازدواج]] کرد و [[عایشه]] را به [[دنیا]] آورد <ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۵.</ref>. فرزند دیگر وی، «عُصیمه» نام داشت<ref>ابن حبیب، ص۴۲۷.</ref>. وی در کاروان هفتاد نفری [[انصار]] در [[بیعت عقبه دوم]] حاضر بود <ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳.</ref>. رسول خدا{{صل}} میان او و [[مقداد بن اسود]] [[پیمان برادری]] بست<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۱۹ و ۴۳۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. در روایتی که [[جابر بن عبد الله]] در مورد [[همراهی]] خود با رسول خدا در [[غزوه بواط]] (سال دوم) نقل کرده از حضور جبار در آن [[نبرد]] و نیز [[برخورد پیامبر]] با وی در مورد چگونگی قرار گرفتن در صف [[نماز جماعت]]، یاد شده است<ref>احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۳، ص۴۲۱؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۸، ص۲۳۳.</ref>. از این [[روایت]] در [[منابع فقهی]] در باب صف [[جماعت]] استناد شده است<ref>ر.ک: طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۱، ص۵۵۴؛ حلی، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۴۳؛ نووی، محی الدین، المجموع فی شرح المهذب، ج۴، ص۲۹۰.</ref>. گفتنی است، جبار روایت دیگری درباره [[نهی]] [[رسول خدا]]{{صل}} از [[کشف]] عورت نقل کرده است<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۷.</ref>. جبار در ۳۲ سالگی در [[جنگ بدر]] شرکت کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۱۶ و ۵۱۷؛ واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳.</ref>. هنگامی که [[نوفل بن خویلد]] (یا حارث) [[شکست]] [[قریش]] را دید، در حالی که به دست جبار [[اسیر]] شده بود، گفت: پس از این کشته‌های زیاد، آیا شما به شتران شیرده ما نیاز ندارید. جبار با او سخن می‌گفت و وی را به جلو می‌راند که [[حضرت علی]]{{ع}} نوفل را دید و چون در بحبوحه [[جنگ]] اسیر شده بود (که مصداق [[آیه]] {{متن قرآن|حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا}}<ref>«تا جنگ، به پایان آید» سوره محمد، آیه ۴.</ref>. است) به سمت نوفل آمد و با ضربه‌ای وی را به [[هلاکت]] رساند و [[پیامبر]] هنگامی که شنید حضرت علی{{ع}} نوفل را کشته است، [[تکبیر]] گفت<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۹۱، ۹۲ و ۱۳۸.</ref> و از این جهت کار حضرت علی را مورد [[تأیید]] قرار داد. وی در جنگ [[أحد]] حضور داشت و هنگامی که در [[سپاه]] ([[مسلمانان]] و [[مشرکان]]) در [[جنگ احد]] به هم آمیخته شده بودند چون [[شناخت]] [[دوست]] و [[دشمن]] سخت شده بود، بی‌آنکه [[حباب بن منذر]] را بشناسد، ضربه‌ای بر سرش زد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۴.</ref>. در ماجرای [[نبرد بنی نضیر]] هنگامی که [[یهودیان]] [[بنی نضیر]] [[تسلیم]] [[فرمان]] [[رسول خدا]]{{صل}} شدند تا از [[مدینه]] بیرون روند، آنان با سروصدا و نیز [[زنان]] با [[آشکار کردن]] زینت‌هایشان، [[بی‌باکی]] خود را نشان دادند. جبار می‌گوید: من تا آن [[روز]] [[زر و زیور]] این [[قوم]] را که از سرزمینی به [[سرزمین]] دیگر [[تبعید]] می‌شوند، ندیده بودم<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۷۵.</ref>. وی در [[غزوات]] دیگر، از جمله [[جنگ خندق]] حضور داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۰۵.</ref> و در [[سال ششم هجری]]، در [[سریه عمرو بن امیه]] که رسول خدا{{صل}} برای کشتن [[ابوسفیان]] فرستاده بود، شرکت کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۱۰۴۹.</ref>. [[حضرت]] کار تخمین [[میزان]] خرمای [[اهل]] [[خیبر]] را که به عهده [[عبد الله بن رواحه]] بود، پس از شهادتش (در سال هشتم در [[جنگ موته]])، به جبار سپرد <ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۳۶۹؛ واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۹۱؛ مسعودی، علی بن الحسین ، التنبیه والاشراف، ص۲۲۲.</ref>.
وی فرزند [[صخر بن أمیة بن خنساء بن سنان بن عبید بن عدی بن غنم بن کعب]]، از تیره «سلمه»، از [[قبیله خزرج]] است<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۷۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. در نام او به «جبار»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶.</ref> و «جابر»<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۸۹.</ref> [[اختلاف]] است، ولی گفته شده آنان برادرند<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۰۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۴۳.</ref>. به همین دلیل، برخی از تراجم‌نویسان دو مدخل با نام جبار و جابر آورده‌اند <ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶ و ۵۵۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۸۹ و ۵۰۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۴۳ و ۵۵۹.</ref> در حالی که جابر تصحیف جبار است؛ زیرا با توجه به یکی بودن [[نقل روایات]]، آن دو در حقیقت یک نفر هستند؛ چنان که [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۵۳.</ref> به آن اشاره کرده است. کنیه‌اش «ابوعبدالله» است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶.</ref> و مادرش «عُلَیّة»، دختر «حرشیه» <ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۹۷۲.</ref> به تصحیف «عتیکه دختر خرشه»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳.</ref> یا «سعاد» دختر «سلمه»<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۰۵.</ref> است. وی با «قبیسه» دختر [[صیفی بن صخر]]، از [[زنان]] [[بیعت کننده]] با [[رسول خدا]] {{صل}} [[ازدواج]] کرد و [[عایشه]] را به [[دنیا]] آورد <ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۵.</ref>. فرزند دیگر وی، «عُصیمه» نام داشت<ref>ابن حبیب، ص۴۲۷.</ref>. وی در کاروان هفتاد نفری [[انصار]] در [[بیعت عقبه دوم]] حاضر بود <ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳.</ref>. رسول خدا {{صل}} میان او و [[مقداد بن اسود]] [[پیمان برادری]] بست<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۱۹ و ۴۳۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. در روایتی که [[جابر بن عبد الله]] در مورد [[همراهی]] خود با رسول خدا در [[غزوه بواط]] (سال دوم) نقل کرده از حضور جبار در آن [[نبرد]] و نیز [[برخورد پیامبر]] با وی در مورد چگونگی قرار گرفتن در صف [[نماز جماعت]]، یاد شده است<ref>احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۳، ص۴۲۱؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۸، ص۲۳۳.</ref>. از این [[روایت]] در [[منابع فقهی]] در باب صف [[جماعت]] استناد شده است<ref>ر. ک: طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۱، ص۵۵۴؛ حلی، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۴۳؛ نووی، محی الدین، المجموع فی شرح المهذب، ج۴، ص۲۹۰.</ref>. گفتنی است، جبار روایت دیگری درباره [[نهی]] [[رسول خدا]] {{صل}} از [[کشف]] عورت نقل کرده است<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۷.</ref>. جبار در ۳۲ سالگی در [[جنگ بدر]] شرکت کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۱۶ و ۵۱۷؛ واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳.</ref>. هنگامی که [[نوفل بن خویلد]] (یا حارث) [[شکست]] [[قریش]] را دید، در حالی که به دست جبار [[اسیر]] شده بود، گفت: پس از این کشته‌های زیاد، آیا شما به شتران شیرده ما نیاز ندارید. جبار با او سخن می‌گفت و وی را به جلو می‌راند که [[حضرت علی]] {{ع}} نوفل را دید و چون در بحبوحه [[جنگ]] اسیر شده بود (که مصداق [[آیه]] {{متن قرآن|حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا}}<ref>«تا جنگ، به پایان آید» سوره محمد، آیه ۴.</ref>. است) به سمت نوفل آمد و با ضربه‌ای وی را به [[هلاکت]] رساند و [[پیامبر]] هنگامی که شنید حضرت علی {{ع}} نوفل را کشته است، [[تکبیر]] گفت<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۹۱، ۹۲ و ۱۳۸.</ref> و از این جهت کار حضرت علی را مورد [[تأیید]] قرار داد. وی در جنگ [[أحد]] حضور داشت و هنگامی که در [[سپاه]] ([[مسلمانان]] و [[مشرکان]]) در [[جنگ احد]] به هم آمیخته شده بودند چون [[شناخت]] [[دوست]] و [[دشمن]] سخت شده بود، بی‌آنکه [[حباب بن منذر]] را بشناسد، ضربه‌ای بر سرش زد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۴.</ref>. در ماجرای [[نبرد بنی نضیر]] هنگامی که [[یهودیان]] [[بنی نضیر]] [[تسلیم]] [[فرمان]] [[رسول خدا]] {{صل}} شدند تا از [[مدینه]] بیرون روند، آنان با سروصدا و نیز [[زنان]] با [[آشکار کردن]] زینت‌هایشان، [[بی‌باکی]] خود را نشان دادند. جبار می‌گوید: من تا آن [[روز]] [[زر و زیور]] این [[قوم]] را که از سرزمینی به [[سرزمین]] دیگر [[تبعید]] می‌شوند، ندیده بودم<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۷۵.</ref>. وی در [[غزوات]] دیگر، از جمله [[جنگ خندق]] حضور داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۰۵.</ref> و در [[سال ششم هجری]]، در [[سریه عمرو بن امیه]] که رسول خدا {{صل}} برای کشتن [[ابوسفیان]] فرستاده بود، شرکت کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۱۰۴۹.</ref>. [[حضرت]] کار تخمین [[میزان]] خرمای [[اهل]] [[خیبر]] را که به عهده [[عبد الله بن رواحه]] بود، پس از شهادتش (در سال هشتم در [[جنگ موته]])، به جبار سپرد <ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۳۶۹؛ واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۹۱؛ مسعودی، علی بن الحسین، التنبیه والاشراف، ص۲۲۲.</ref>.


[[امام علی]]{{ع}} نیز در [[سریه فلس]] در سال نهم، [[پرچم]] را به دست او داد<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۸۵.</ref>. زمانی که در [[سال نهم هجری]]، [[پیامبر]] دستور حرکت به سوی [[تبوک]] را صادر کرد، [[جد بن قیس]] از قومش، از جمله [[جبار بن صخر]] خواست به سبب گرمای شدید از مدینه خارج نشوند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۳.</ref>. گفته شده [[عمر]] در [[زمان]] خلافتش، جبار و [[زید بن ثابت]] را از حسابرسان و تقسیم کنندگان مدینه قرار داد <ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۲۱.</ref>. وی در ۶۲ سالگی<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶.</ref> در دوره [[خلافت عثمان]] و به سال سی [[هجری]] درگذشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳.</ref>.<ref>[[حسین مرادی نسب|مرادی نسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جبار بن صخر انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۶۰ - ۳۶۱.</ref>
[[امام علی]] {{ع}} نیز در [[سریه فلس]] در سال نهم، [[پرچم]] را به دست او داد<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۸۵.</ref>. زمانی که در [[سال نهم هجری]]، [[پیامبر]] دستور حرکت به سوی [[تبوک]] را صادر کرد، [[جد بن قیس]] از قومش، از جمله [[جبار بن صخر]] خواست به سبب گرمای شدید از مدینه خارج نشوند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۳.</ref>. گفته شده [[عمر]] در [[زمان]] خلافتش، جبار و [[زید بن ثابت]] را از حسابرسان و تقسیم کنندگان مدینه قرار داد <ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۲۱.</ref>. وی در ۶۲ سالگی<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۲۶.</ref> در دوره [[خلافت عثمان]] و به سال سی [[هجری]] درگذشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۳.</ref>.<ref>[[حسین مرادی نسب|مرادی نسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جبار بن صخر انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۶۰ - ۳۶۱.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش