پرش به محتوا

جبیر بن خابور: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
 
خط ۷: خط ۷:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
*در برخی [[روایات]]، از وی به‌عنوان یکی از [[فرماندهان سپاه]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} نام برده شده است.[[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "[[جبیر بن خابور]]، گنجینه‌دار [[معاویه]] بود. او [[مادر]] [[پیری]] داشت که در شهر [[کوفه]] [[زندگی]] می‌کرد. روزی جبیر به [[معاویه]] گفت: دلم برای مادرم تنگ شده است؛اجازه بده تا از او [[دیدار]] کنم تا کمی از حقوقی که بر گردن من دارد، ادا کنم. [[معاویه]] گفت: در شهر [[کوفه]] چه کار داری‌؟ در آن‌جا مرد جادوگری به نام [[امام علی|علی بن ابی طالب]] است و [[اطمینان]] ندارم که تو را نفریبد. جبیر گفت: من با [[علی]] کاری ندارم. من می‌خواهم به [[دیدار]] مادرم بروم و حقّ‌ او را به جا آورم. جبیر پس از کسب اجازه عازم سفر شد. ان‌گاه که به شهر [[کوفه]] رسید، چون [[امیر المؤمنین]] {{ع}} پس از [[جنگ صفین]]، پیرامون شهر [[کوفه]] دیده‌بان گماشته بود و رفت‌وآمدها را کنترل می‌کردند، دیده‌بانان او را دستگیر کردند و به شهر آوردند. [[حضرت علی]] {{ع}} به او فرمود: "تو یکی از گنجینه‌های خداوندی. [[معاویه]] به تو چنین گفته است که من جادوگر هستم". جبیر گفت: [[سوگند]] به [[خدا]] که چنین گفته است. [[حضرت]] فرمود: "تو [[مالی]] همراه داشته‌ای که مقداری از آن را در منطقه [[عین التمر]] به [[خاک]] سپرده‌ای". جبیر این مطلب را نیز [[تصدیق]] کرد. سپس [[امیر مؤمنان]] {{ع}} به [[امام حسن]] {{ع}} [[دستور]] داد تا از وی [[پذیرایی]] کند. روز بعد، [[علی]] {{ع}} به [[یاران]] خود فرمود: "این شخص در جبل الاهواز به همراه چهار هزار نفر در حالی که سلاح‌ها را از نیام کشیده‌اند، منتظرند تا [[قائم]] [[اهل بیت]] ما [[ظهور]] کند. آن‌گاه این شخص، همراه [[حضرت]] و در رکابش با [[دشمنان]] خواهد جنگید<ref>بحار الانوار، ج ۴۱، ص ۲۹۶ (به نقل از چشم‌اندازی به حکومت مهدی {{ع}}، نجم الدین طبسی، پاورقی ص ۹۶.).</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۲۴۲.</ref>.
* در برخی [[روایات]]، از وی به‌عنوان یکی از [[فرماندهان سپاه]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} نام برده شده است. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "[[جبیر بن خابور]]، گنجینه‌دار [[معاویه]] بود. او [[مادر]] [[پیری]] داشت که در شهر [[کوفه]] [[زندگی]] می‌کرد. روزی جبیر به [[معاویه]] گفت: دلم برای مادرم تنگ شده است؛ اجازه بده تا از او [[دیدار]] کنم تا کمی از حقوقی که بر گردن من دارد، ادا کنم. [[معاویه]] گفت: در شهر [[کوفه]] چه کار داری‌؟ در آن‌جا مرد جادوگری به نام [[امام علی|علی بن ابی طالب]] است و [[اطمینان]] ندارم که تو را نفریبد. جبیر گفت: من با [[علی]] کاری ندارم. من می‌خواهم به [[دیدار]] مادرم بروم و حقّ‌ او را به جا آورم. جبیر پس از کسب اجازه عازم سفر شد. ان‌گاه که به شهر [[کوفه]] رسید، چون [[امیر المؤمنین]] {{ع}} پس از [[جنگ صفین]]، پیرامون شهر [[کوفه]] دیده‌بان گماشته بود و رفت‌وآمدها را کنترل می‌کردند، دیده‌بانان او را دستگیر کردند و به شهر آوردند. [[حضرت علی]] {{ع}} به او فرمود: "تو یکی از گنجینه‌های خداوندی. [[معاویه]] به تو چنین گفته است که من جادوگر هستم". جبیر گفت: [[سوگند]] به [[خدا]] که چنین گفته است. [[حضرت]] فرمود: "تو [[مالی]] همراه داشته‌ای که مقداری از آن را در منطقه [[عین التمر]] به [[خاک]] سپرده‌ای". جبیر این مطلب را نیز [[تصدیق]] کرد. سپس [[امیر مؤمنان]] {{ع}} به [[امام حسن]] {{ع}} [[دستور]] داد تا از وی [[پذیرایی]] کند. روز بعد، [[علی]] {{ع}} به [[یاران]] خود فرمود: "این شخص در جبل الاهواز به همراه چهار هزار نفر در حالی که سلاح‌ها را از نیام کشیده‌اند، منتظرند تا [[قائم]] [[اهل بیت]] ما [[ظهور]] کند. آن‌گاه این شخص، همراه [[حضرت]] و در رکابش با [[دشمنان]] خواهد جنگید<ref>بحار الانوار، ج ۴۱، ص ۲۹۶ (به نقل از چشم‌اندازی به حکومت مهدی {{ع}}، نجم الدین طبسی، پاورقی ص ۹۶.).</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۲۴۲.</ref>.
==پرسش مستقیم==
== پرسش مستقیم ==
* [[فرماندهان سپاه امام مهدی چه کسانی هستند؟‌ (پرسش)]]
* [[فرماندهان سپاه امام مهدی چه کسانی هستند؟ ‌ (پرسش)]]


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش