حقوق اقلیتهای دینی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[حقوق اقلیتهای دینی در حدیث]] - [[حقوق اقلیتهای دینی در تاریخ اسلامی]] - [[حقوق اقلیتهای دینی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = حقوق اقلیتهای دینی (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[حقوق اقلیتهای دینی در حدیث]] - [[حقوق اقلیتهای دینی در تاریخ اسلامی]] - [[حقوق اقلیتهای دینی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = حقوق اقلیتهای دینی (پرسش)}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
در [[قرآن کریم]]، غیر از [[اهل]] [[اسلام]] و [[ایمان]]، دستکم از دو گروه دیگر نام برده شده: الف) [[کفار]] و [[مشرکان]]؛ ب) [[اهل کتاب]]. | در [[قرآن کریم]]، غیر از [[اهل]] [[اسلام]] و [[ایمان]]، دستکم از دو گروه دیگر نام برده شده: الف) [[کفار]] و [[مشرکان]]؛ ب) [[اهل کتاب]]. | ||
مراد از کفار و مشرکان کسانی هستند که به هیچ یک از [[ادیان آسمانی]] ایمان ندارند و [[دعوت]] اسلام را هم به [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] نپذیرفتهاند، این گروه در یک تقسیمبندی کلی دو دستهاند: دستهای که با اسلام سر [[ستیز]] داشته و ضمن آنکه [[دعوت پیامبر]] را نپذیرفتند، همواره مزاحم ایشان و پیروانشان بودهاند. اسلام را مانع [[منافع]] خویش دانسته و پیوسته رویکرد [[مبارزه]] با [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] را برگزیدهاند. موضع اسلام در برابر اینان، همواره [[جنگ]] و [[جهاد]]، و پایان دادن به مزاحمتها، [[آزار]] و اذیتشان بوده است. [[تاریخ اسلام]] جنگهای متعدد مسلمانان با این گروه را [[ثبت]] کرده است؛ | مراد از کفار و مشرکان کسانی هستند که به هیچ یک از [[ادیان آسمانی]] ایمان ندارند و [[دعوت]] اسلام را هم به [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] نپذیرفتهاند، این گروه در یک تقسیمبندی کلی دو دستهاند: دستهای که با اسلام سر [[ستیز]] داشته و ضمن آنکه [[دعوت پیامبر]] را نپذیرفتند، همواره مزاحم ایشان و پیروانشان بودهاند. اسلام را مانع [[منافع]] خویش دانسته و پیوسته رویکرد [[مبارزه]] با [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] را برگزیدهاند. موضع اسلام در برابر اینان، همواره [[جنگ]] و [[جهاد]]، و پایان دادن به مزاحمتها، [[آزار]] و اذیتشان بوده است. [[تاریخ اسلام]] جنگهای متعدد مسلمانان با این گروه را [[ثبت]] کرده است؛ | ||
دسته دوم کسانی که هرچند ایمان نیاوردند، اما برای پیامبر و پیروانش مزاحمتی نداشته و خواهان [[زندگی]] [[مسالمتآمیز]] با مسلمانانند. اسلام با آنکه این گروه را نیز به اسلام فرا میخواند، اما جنگ و ستیزی با آنان نداشته و به درخواست آنان یعنی، زندگی توأم با [[صلح]] و [[همزیستی مسالمتآمیز]] پاسخ مثبت میدهد. | دسته دوم کسانی که هرچند ایمان نیاوردند، اما برای پیامبر و پیروانش مزاحمتی نداشته و خواهان [[زندگی]] [[مسالمتآمیز]] با مسلمانانند. اسلام با آنکه این گروه را نیز به اسلام فرا میخواند، اما جنگ و ستیزی با آنان نداشته و به درخواست آنان یعنی، زندگی توأم با [[صلح]] و [[همزیستی مسالمتآمیز]] پاسخ مثبت میدهد. | ||
مراد از اهل کتاب هم کسانی هستند که به یکی از [[ادیان الهی]] ایمان داشته و دارای کتاب آسمانیاند، هرچند دینشان در گذر [[زمان]] دچار [[تحریف]] و [[انحراف]] شده است. [[مسیحیان]]، [[یهودیان]] دو دسته اصلیِ اهل کتابند که در زمان [[ظهور اسلام]] در [[جزیرة العرب]] زندگی میکردند و [[قرآن]] از آنان نام برده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «بیگمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره مائده، آیه ۶۹.</ref>. غیر از اینان، [[زرتشتیان]] نیز که غالباً در [[ایران]] زندگی میکردند، با [[دستور پیامبر]] در شمار اهل کتاب قرار گرفته و به [[مسیحیان]] و [[یهودیان]] ملحق شدند<ref>{{متن حدیث|سَنُّوا بِهِمْ سُنَّةَ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ اسْمُهُ دَامَاسْتُ فَقَتَلُوهُ وَ كِتَابٌ يُقَالُ لَهُ جَامَاسْتُ}} (حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۱۲۷، ح۵).</ref>. به گفته برخی از [[امامان]]{{عم}}، [[زرتشتیان]] یا [[مجوس]] پیرو [[پیامبری]] به نام [[زرتشت]] بوده و دارای [[کتاب آسمانی]] بودند که در حوادث [[تاریخی]] سوزانده شده و از بین رفته است<ref>{{متن حدیث|أَنَّ الْمَجُوسَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌ فَقَتَلُوهُ وَ كِتَابٌ أَحْرَقُوهُ أَتَاهُمْ نَبِيُّهُمْ بِكِتَابِهِمْ فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ جِلْدِ ثَوْرٍ}} (حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۱۲۶، ح۱).</ref>. | مراد از اهل کتاب هم کسانی هستند که به یکی از [[ادیان الهی]] ایمان داشته و دارای کتاب آسمانیاند، هرچند دینشان در گذر [[زمان]] دچار [[تحریف]] و [[انحراف]] شده است. [[مسیحیان]]، [[یهودیان]] دو دسته اصلیِ اهل کتابند که در زمان [[ظهور اسلام]] در [[جزیرة العرب]] زندگی میکردند و [[قرآن]] از آنان نام برده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «بیگمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره مائده، آیه ۶۹.</ref>. غیر از اینان، [[زرتشتیان]] نیز که غالباً در [[ایران]] زندگی میکردند، با [[دستور پیامبر]] در شمار اهل کتاب قرار گرفته و به [[مسیحیان]] و [[یهودیان]] ملحق شدند<ref>{{متن حدیث|سَنُّوا بِهِمْ سُنَّةَ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ اسْمُهُ دَامَاسْتُ فَقَتَلُوهُ وَ كِتَابٌ يُقَالُ لَهُ جَامَاسْتُ}} (حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۱۲۷، ح۵).</ref>. به گفته برخی از [[امامان]] {{عم}}، [[زرتشتیان]] یا [[مجوس]] پیرو [[پیامبری]] به نام [[زرتشت]] بوده و دارای [[کتاب آسمانی]] بودند که در حوادث [[تاریخی]] سوزانده شده و از بین رفته است<ref>{{متن حدیث|أَنَّ الْمَجُوسَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌ فَقَتَلُوهُ وَ كِتَابٌ أَحْرَقُوهُ أَتَاهُمْ نَبِيُّهُمْ بِكِتَابِهِمْ فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ جِلْدِ ثَوْرٍ}} (حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۱۲۶، ح۱).</ref>. | ||
[[صابئین]] نیز که در بعضی از مناطق [[ایران]] و کشورهای دیگر [[زندگی]] میکنند، خود را از [[اهل کتاب]] دانسته و در سال ۱۳۵۸، به هنگام تدوین [[قانون اساسی]] خواهان ذکر نامشان در اصل سیزدهم بودند که به [[اقلیتهای دینی]] اختصاص دارد، اما روشن نبودن ماهیت مذهبشان برای خبرگان قانون اساسی، موجب شد تا مسئله مسکوت باقی بماند و به [[زمان]] بازنگری در قانون اساسی موکول شود<ref>برای اطلاع از فعالیت اقلیت مذهبی صابئان ر.ک: مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج۱، ص۴۸۳-۴۹۴.</ref>. بنابر تحقیقات [[فقهی]]<ref>ر.ک: نویسنده، مقاله “کدام یک از اقلیتهای دینی اهل | [[صابئین]] نیز که در بعضی از مناطق [[ایران]] و کشورهای دیگر [[زندگی]] میکنند، خود را از [[اهل کتاب]] دانسته و در سال ۱۳۵۸، به هنگام تدوین [[قانون اساسی]] خواهان ذکر نامشان در اصل سیزدهم بودند که به [[اقلیتهای دینی]] اختصاص دارد، اما روشن نبودن ماهیت مذهبشان برای خبرگان قانون اساسی، موجب شد تا مسئله مسکوت باقی بماند و به [[زمان]] بازنگری در قانون اساسی موکول شود<ref>برای اطلاع از فعالیت اقلیت مذهبی صابئان ر. ک: مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج۱، ص۴۸۳-۴۹۴.</ref>. بنابر تحقیقات [[فقهی]]<ref>ر. ک: نویسنده، مقاله “کدام یک از اقلیتهای دینی اهل کتاباند؟ ”، فصلنامه پژوهشهای فقهی، ش۴، ص۳۵-۵۶.</ref> و تاریخی<ref>ر. ک: طباطبایی، محیط، مقاله “صابئین” در یادنامه استاد شهید مطهری.</ref> صابئین از اهل کتاب بوده و در شمار اقلیتهای دینی قرار میگیرند. | ||
پس از آشنایی با اقلیتهای دینی به مسئله اصلی میپردازیم. آیا اقلیتهای دینی در [[جامعه اسلامی]] دارای همه [[حقوق شهروندی]] هستند یا نه؟ برای پاسخ به این [[پرسش]] لازم است وضعیت اقلیتهای دینی در [[شریعت اسلام]] روشن شود؛ زیرا [[جمهوری اسلامی]]، نظامی مکتبی و مبتنی بر [[شرع]] بوده و قانون اساسی و سایر [[قوانین]] آن براساس [[موازین شریعت]] تنظیم شدهاند. | پس از آشنایی با اقلیتهای دینی به مسئله اصلی میپردازیم. آیا اقلیتهای دینی در [[جامعه اسلامی]] دارای همه [[حقوق شهروندی]] هستند یا نه؟ برای پاسخ به این [[پرسش]] لازم است وضعیت اقلیتهای دینی در [[شریعت اسلام]] روشن شود؛ زیرا [[جمهوری اسلامی]]، نظامی مکتبی و مبتنی بر [[شرع]] بوده و قانون اساسی و سایر [[قوانین]] آن براساس [[موازین شریعت]] تنظیم شدهاند. | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
بررسی [[آیات قرآن]] نشان میدهد که [[اسلام]] نسبت به اهل کتاب در مقایسه با [[اهل]] [[ایمان]] از یک سو، و نسبت به [[کفار]] و [[مشرکان]] از سوی دیگر، نگاهی متفاوت دارد. به این معنا که هرچند همه کسانی که در [[جامعه اسلامی]] و در [[پناه]] [[دولت]] [[اسلام]] [[زندگی]] میکنند، دارای [[امنیت]] جانی، [[مالی]] و عِرضیاند، اما از نظر [[حقوق شهروندی]] تفاوتهایی دارند. بررسی نمونههایی از [[آیات]] و [[روایات]]، [[میزان]] این تفاوت و [[حکمت]] آن را مشخص میکند.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۷۳.</ref> | بررسی [[آیات قرآن]] نشان میدهد که [[اسلام]] نسبت به اهل کتاب در مقایسه با [[اهل]] [[ایمان]] از یک سو، و نسبت به [[کفار]] و [[مشرکان]] از سوی دیگر، نگاهی متفاوت دارد. به این معنا که هرچند همه کسانی که در [[جامعه اسلامی]] و در [[پناه]] [[دولت]] [[اسلام]] [[زندگی]] میکنند، دارای [[امنیت]] جانی، [[مالی]] و عِرضیاند، اما از نظر [[حقوق شهروندی]] تفاوتهایی دارند. بررسی نمونههایی از [[آیات]] و [[روایات]]، [[میزان]] این تفاوت و [[حکمت]] آن را مشخص میکند.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۷۳.</ref> | ||
==[[آیات قرآن]]== | == [[آیات قرآن]] == | ||
# [[آیه]] یکم: {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>. در این آیه که [[دستور]] [[جنگ]] با [[اهل کتاب]] صادر شده و البته به قرینه آیات دیگر، مقصود [[اهل]] کتابی است که با [[مسلمانان]] سرِ جنگ دارند و به [[آزار]] و [[اذیت]] مسلمانان پرداخته و بر علیه آنان [[توطئه]] میکنند، حقّی را برای اهل کتاب به رسمیت شناخته، و آن اینکه، اگر حاضر شوند به [[دولت اسلامی]] [[مالیات]] ([[جزیه]]) بپردازند، که نشانه پذیرش [[حاکمیت سیاسی]] مسلمانان است، میتوانند در [[سرزمینهای اسلامی]] و در پناه دولت اسلامی زندگی کنند، و به عبارت دیگر، به [[تابعیت]] [[کشور اسلامی]] درآیند. | # [[آیه]] یکم: {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>. در این آیه که [[دستور]] [[جنگ]] با [[اهل کتاب]] صادر شده و البته به قرینه آیات دیگر، مقصود [[اهل]] کتابی است که با [[مسلمانان]] سرِ جنگ دارند و به [[آزار]] و [[اذیت]] مسلمانان پرداخته و بر علیه آنان [[توطئه]] میکنند، حقّی را برای اهل کتاب به رسمیت شناخته، و آن اینکه، اگر حاضر شوند به [[دولت اسلامی]] [[مالیات]] ([[جزیه]]) بپردازند، که نشانه پذیرش [[حاکمیت سیاسی]] مسلمانان است، میتوانند در [[سرزمینهای اسلامی]] و در پناه دولت اسلامی زندگی کنند، و به عبارت دیگر، به [[تابعیت]] [[کشور اسلامی]] درآیند. | ||
#آیه دوم: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref>«خداوند میان کسانی که ایمان دارند و کسانی که یهودیاند و صابئان و مسیحیان و زرتشتیان و کسانی که شرک میورزند در روز رستخیز داوری میکند، بیگمان خداوند بر هر چیزی گواه است» سوره حج، آیه ۱۷.</ref>. در این آیه سه گروه [[مؤمنان]]، اهل کتاب ([[یهودیان]]، [[صابئین]]، [[مسیحیان]] و [[زرتشتیان]]) و [[مشرکان]] را از یکدیگر جدا کرده و برای آنان در [[روز قیامت]] [[سرنوشت]] متفاوتی [[وعده]] داده است. به نظر میرسد [[سرنوشت]] متفاوت آنان در [[قیامت]] که از [[عقیده]] و رفتارشان در [[دنیا]] سرچشمه میگیرد، در [[حقوقی]] هم که [[خداوند]] برای آنان در نظر گرفته، تأثیر داشته باشد، هرچند در این [[آیه]] سخنی از [[حقوق]] و [[تکالیف]] آنان به میان نیامده است.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۷۵.</ref> | # آیه دوم: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref>«خداوند میان کسانی که ایمان دارند و کسانی که یهودیاند و صابئان و مسیحیان و زرتشتیان و کسانی که شرک میورزند در روز رستخیز داوری میکند، بیگمان خداوند بر هر چیزی گواه است» سوره حج، آیه ۱۷.</ref>. در این آیه سه گروه [[مؤمنان]]، اهل کتاب ([[یهودیان]]، [[صابئین]]، [[مسیحیان]] و [[زرتشتیان]]) و [[مشرکان]] را از یکدیگر جدا کرده و برای آنان در [[روز قیامت]] [[سرنوشت]] متفاوتی [[وعده]] داده است. به نظر میرسد [[سرنوشت]] متفاوت آنان در [[قیامت]] که از [[عقیده]] و رفتارشان در [[دنیا]] سرچشمه میگیرد، در [[حقوقی]] هم که [[خداوند]] برای آنان در نظر گرفته، تأثیر داشته باشد، هرچند در این [[آیه]] سخنی از [[حقوق]] و [[تکالیف]] آنان به میان نیامده است.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۷۵.</ref> | ||
==[[سنت]]== | == [[سنت]] == | ||
در [[سنت پیامبر]]{{صل}} و [[جانشینان]] [[معصوم]] آن [[حضرت]] [[احادیث]] فراوانی درباره [[اهل کتاب]] و مصادیق و [[احکام]] مربوط به آنان وجود دارد. اینکه اهل کتاب چه کسانی هستند؟ [[مسلمانان]] چه روابطی با آنان دارند؟ در صورت قبول نکردن [[دعوت پیامبر]] و [[مسلمان]] نشدن میتوانند در [[کشور اسلامی]] [[زندگی]] کنند یا نه؟ آنچه [[نقل]] آن در این بحث مفید است، نمونهای از قراردادهای [[رسول خدا]]{{صل}} با [[مسیحیان]] و [[یهودیان]] [[صدر اسلام]] است. قراردادهایی که تعهدات طرفین را برشمرده و براساس آن اهل کتاب در کشور اسلامی و در [[پناه]] مسلمانان به زندگی خود ادامه دادهاند. یکی از این [[قراردادها]]، قراردادی است که [[پیامبر]] با مسیحیان [[سرزمین]] سینا منعقد کرده و به خط [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} به رشته تحریر درآمده و به علت طولانی بودن [[قرارداد]]، تنها فرازهایی از آن نقل میشود. گفتنی است در این قرارداد تعهداتی که مسلمانان در برابر اهل کتاب دارند، بیان شده و تعهدات متقابل آنان، با استفاده از اسناد [[روایی]] و [[تاریخی]] در [[کتب فقهی]] مطرح شده که در ادامه خواهد آمد. | در [[سنت پیامبر]] {{صل}} و [[جانشینان]] [[معصوم]] آن [[حضرت]] [[احادیث]] فراوانی درباره [[اهل کتاب]] و مصادیق و [[احکام]] مربوط به آنان وجود دارد. اینکه اهل کتاب چه کسانی هستند؟ [[مسلمانان]] چه روابطی با آنان دارند؟ در صورت قبول نکردن [[دعوت پیامبر]] و [[مسلمان]] نشدن میتوانند در [[کشور اسلامی]] [[زندگی]] کنند یا نه؟ آنچه [[نقل]] آن در این بحث مفید است، نمونهای از قراردادهای [[رسول خدا]] {{صل}} با [[مسیحیان]] و [[یهودیان]] [[صدر اسلام]] است. قراردادهایی که تعهدات طرفین را برشمرده و براساس آن اهل کتاب در کشور اسلامی و در [[پناه]] مسلمانان به زندگی خود ادامه دادهاند. یکی از این [[قراردادها]]، قراردادی است که [[پیامبر]] با مسیحیان [[سرزمین]] سینا منعقد کرده و به خط [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} به رشته تحریر درآمده و به علت طولانی بودن [[قرارداد]]، تنها فرازهایی از آن نقل میشود. گفتنی است در این قرارداد تعهداتی که مسلمانان در برابر اهل کتاب دارند، بیان شده و تعهدات متقابل آنان، با استفاده از اسناد [[روایی]] و [[تاریخی]] در [[کتب فقهی]] مطرح شده که در ادامه خواهد آمد. | ||
[[بسم الله]] الرحمن [[الرحیم]]. این مکتوبی است که [[محمد بن عبدالله]] که [[بشیر]] و [[نذیر]] و نسبت به [[ودیعه]] [[الهی]] [[امین]] همه [[مردم]] است، آن را نوشته تا پس از [[پیامبران]] [[حجت]] و بهانهای باقی نماند و خداوند [[عزیز]] و [[حکیم]] است. آن را برای [[پیروان]] خود نوشته تا پیمانی باشد با گروهی که در [[مشرق]] و [[مغرب زمین]] بر [[دین]] نصرانیتاند...؛ بر طبق آن با ایشان [[پیمان]] بسته که هر کس با آن [[مخالفت]] کند، [[متجاوز]] شناخته میشود، چنین کسی به [[عهد]] [[خدا]] پشت کرده و در پیمان خود [[درستکار]] و [[خاضع]] نبوده و نسبت به [[دین]] خود [[استهزا]] نموده و مستحق [[لعنت]] خواهد بود.... هر کجا [[راهب]] یا گردشگری... به سر میبرد، ما [[حافظ]] آنان هستیم و من با [[جان]] خود و [[یاران]] ملتم از جان، [[مال]] و اثاث [[زندگی]] آنان [[دفاع]] میکنیم، زیرا که آنان [[رعیت]]، هم [[پیمان]] و [[متحد]] من هستند. آنان به جز آنچه با [[رضایت]] کامل بهعنوان [[خراج]] و [[جزیه]] میدهند، به هیچ وجه [[مسئول]] و به پرداخت چیزی مجبور نخواهد بود. | [[بسم الله]] الرحمن [[الرحیم]]. این مکتوبی است که [[محمد بن عبدالله]] که [[بشیر]] و [[نذیر]] و نسبت به [[ودیعه]] [[الهی]] [[امین]] همه [[مردم]] است، آن را نوشته تا پس از [[پیامبران]] [[حجت]] و بهانهای باقی نماند و خداوند [[عزیز]] و [[حکیم]] است. آن را برای [[پیروان]] خود نوشته تا پیمانی باشد با گروهی که در [[مشرق]] و [[مغرب زمین]] بر [[دین]] نصرانیتاند... ؛ بر طبق آن با ایشان [[پیمان]] بسته که هر کس با آن [[مخالفت]] کند، [[متجاوز]] شناخته میشود، چنین کسی به [[عهد]] [[خدا]] پشت کرده و در پیمان خود [[درستکار]] و [[خاضع]] نبوده و نسبت به [[دین]] خود [[استهزا]] نموده و مستحق [[لعنت]] خواهد بود.... هر کجا [[راهب]] یا گردشگری... به سر میبرد، ما [[حافظ]] آنان هستیم و من با [[جان]] خود و [[یاران]] ملتم از جان، [[مال]] و اثاث [[زندگی]] آنان [[دفاع]] میکنیم، زیرا که آنان [[رعیت]]، هم [[پیمان]] و [[متحد]] من هستند. آنان به جز آنچه با [[رضایت]] کامل بهعنوان [[خراج]] و [[جزیه]] میدهند، به هیچ وجه [[مسئول]] و به پرداخت چیزی مجبور نخواهد بود. | ||
[[قضات]]، [[راهبان]]، خلوتگزینان و گردشگران آنان مورد تعرض قرار نگرفته و هیچ کنیسه و کلیسایی ویران نشده و هیچ [[مالی]] از آنان به [[خانه]] و ملکیت [[مسلمانان]] داخل نخواهد شد. قضات، راهبان و آنان که به [[عبادت]] اشتغال دارند، از پرداخت خراج معافند. از [[ثروتمندان]] و تجار بیش از حد معین نباید خراج گرفت و هیچ یک از آنان برای [[جنگ]] و حمل [[سلاح]] مجبور نخواهند بود، بلکه مسلمانان باید از آنان دفاع کرده و به [[بهترین]] وجه با ایشان [[گفتگو]] نمایند {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«و با اهل کتاب جز به بهترین شیوه چالش مکنید» سوره عنکبوت، آیه ۴۶.</ref>. آنان در محیطی [[امن]] و پر از [[مهربانی]] زندگی میکنند و از چیزهایی که موجب تکدر خاطر و [[رنج]] و ناراحتیشان است، جلوگیری میشود.... این [[قرارداد]] با امضای [[پیامبر]] [[توشیح]] و در ذیل آن نام عدهای از یاران [[حضرت]] بهعنوان [[شاهد]] برده شده است<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۰۲.</ref>. | [[قضات]]، [[راهبان]]، خلوتگزینان و گردشگران آنان مورد تعرض قرار نگرفته و هیچ کنیسه و کلیسایی ویران نشده و هیچ [[مالی]] از آنان به [[خانه]] و ملکیت [[مسلمانان]] داخل نخواهد شد. قضات، راهبان و آنان که به [[عبادت]] اشتغال دارند، از پرداخت خراج معافند. از [[ثروتمندان]] و تجار بیش از حد معین نباید خراج گرفت و هیچ یک از آنان برای [[جنگ]] و حمل [[سلاح]] مجبور نخواهند بود، بلکه مسلمانان باید از آنان دفاع کرده و به [[بهترین]] وجه با ایشان [[گفتگو]] نمایند {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«و با اهل کتاب جز به بهترین شیوه چالش مکنید» سوره عنکبوت، آیه ۴۶.</ref>. آنان در محیطی [[امن]] و پر از [[مهربانی]] زندگی میکنند و از چیزهایی که موجب تکدر خاطر و [[رنج]] و ناراحتیشان است، جلوگیری میشود.... این [[قرارداد]] با امضای [[پیامبر]] [[توشیح]] و در ذیل آن نام عدهای از یاران [[حضرت]] بهعنوان [[شاهد]] برده شده است<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۰۲.</ref>. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
رعایت [[قوانین]] و مقررات [[دولت اسلامی]]<ref>{{عربی|الثالث فی شرائط الذمة، و هی ستة: الاول، قبول الجزیة. الثانی و أن لا یفعلوا ما ینافی الأمان. مثل العزم علی حرب المسلمین أو إمداد المشرکین و یخرجون عن الذمة بمخالفة هذین الشرطین. الثالث، ان لا یؤذوا المسلمین کالزنا بنسائهم واللواط بصبیانهم والسرقه لاموالهم و ایواء عین المشرکین. الرابع، ان لا یتظاهروا بالمناکر کشرب الخمر والزنا و اکل لحم الخنزیر و نکاح المحرمات. الخامس، ان لا یحدثوا کنیسة و لا یضربوا ناقوسا و لا یطیلوا بناء و یعزرون لو خالفوا، و لو کان ترکه مشترطا فی العهد انتقض. السادس ان تجری علیهم احکام المسلمین}} (محقق حلی، شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱).</ref>. | رعایت [[قوانین]] و مقررات [[دولت اسلامی]]<ref>{{عربی|الثالث فی شرائط الذمة، و هی ستة: الاول، قبول الجزیة. الثانی و أن لا یفعلوا ما ینافی الأمان. مثل العزم علی حرب المسلمین أو إمداد المشرکین و یخرجون عن الذمة بمخالفة هذین الشرطین. الثالث، ان لا یؤذوا المسلمین کالزنا بنسائهم واللواط بصبیانهم والسرقه لاموالهم و ایواء عین المشرکین. الرابع، ان لا یتظاهروا بالمناکر کشرب الخمر والزنا و اکل لحم الخنزیر و نکاح المحرمات. الخامس، ان لا یحدثوا کنیسة و لا یضربوا ناقوسا و لا یطیلوا بناء و یعزرون لو خالفوا، و لو کان ترکه مشترطا فی العهد انتقض. السادس ان تجری علیهم احکام المسلمین}} (محقق حلی، شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱).</ref>. | ||
با رعایت شرایط پیشگفته، که به [[آیات قرآن]]، [[روایات]] و اجماعِ [[فقیهان]] [[امامیه]] و حتی در برخی از موارد [[اتفاق نظر]] فقیهان [[اهلسنت]] مستندند<ref>ر.ک: شیخ طوسی، المبسوط، ج۲، ص۳۶؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۶؛ احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۵۴۳.</ref>، آیین و مذهبشان به رسمیت شناخته شده و از حقوق شهروندی برخوردارند. [[جان]]، [[مال]] و عِرضشان مانند [[مسلمانان]] از تعرض مصون است. در انجام [[مناسک دینی]] و داشتن [[معبد]] برای [[عبادت]] از [[آزادی]] برخوردار بوده، و دارای آزادیهای مذهبی، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]]، [[حق]] [[انتخاب]] شغل و [[مسکن]]، حق [[دادخواهی]] و مانند آن هستند. در [[جمهوری اسلامی]] از حق داشتن [[نماینده]] در مجلس [[قانونگذاری]] برخوردارند؛ | با رعایت شرایط پیشگفته، که به [[آیات قرآن]]، [[روایات]] و اجماعِ [[فقیهان]] [[امامیه]] و حتی در برخی از موارد [[اتفاق نظر]] فقیهان [[اهلسنت]] مستندند<ref>ر. ک: شیخ طوسی، المبسوط، ج۲، ص۳۶؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۶؛ احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۵۴۳.</ref>، آیین و مذهبشان به رسمیت شناخته شده و از حقوق شهروندی برخوردارند. [[جان]]، [[مال]] و عِرضشان مانند [[مسلمانان]] از تعرض مصون است. در انجام [[مناسک دینی]] و داشتن [[معبد]] برای [[عبادت]] از [[آزادی]] برخوردار بوده، و دارای آزادیهای مذهبی، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]]، [[حق]] [[انتخاب]] شغل و [[مسکن]]، حق [[دادخواهی]] و مانند آن هستند. در [[جمهوری اسلامی]] از حق داشتن [[نماینده]] در مجلس [[قانونگذاری]] برخوردارند؛ | ||
گروه دوم، یعنی غیرکتابیهای همپیمانِ مسلمانان، در صورتی که به [[پیمان]] خویش [[وفادار]] بوده و چشم [[طمع]] به [[سرزمینهای اسلامی]] نداشته باشند، با آنان به [[نیکی]] و [[عدالت]] [[رفتار]] میشود و از [[حقوق شهروندی]] در چارچوب [[قوانین]] و مقررات برخوردارند<ref>{{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد * خداوند تنها شما را از دوست داشتن کسانی باز میدارد که با شما در کار دین جنگ کردند و شما را از خانههایتان بیرون راندند و (یا) از بیرون راندنتان پشتیبانی کردند و کسانی که آنان را دوست بدارند ستمگرند» سوره ممتحنه، آیه ۸-۹؛ با استناد به این آیه در اصل چهاردهم قانون اساسی نیز آمده است: “دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند، این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند”.</ref>. گرچه از برخی [[حقوق]] [[دینی]] و سیاسی مثل آزادی در انجام [[مراسم مذهبی]] و داشتن نماینده در مجلس قانونگذاری، به خاطر رسمیت نداشتن [[دین]] و مرامشان، محرومند. امروزه وقتی [[تابعیت]] کشوری به افراد اعطا میشود، به معنای برخورداری آنان از [[حقوق شهروندی]] است. کسانی که امروزه در [[جمهوری اسلامی]] [[زندگی]] میکنند و تابعیت [[ایرانی]] دارند، از حقوق شهروندی طبق [[قانون اساسی]] و مقررات عادی برخوردارند. | گروه دوم، یعنی غیرکتابیهای همپیمانِ مسلمانان، در صورتی که به [[پیمان]] خویش [[وفادار]] بوده و چشم [[طمع]] به [[سرزمینهای اسلامی]] نداشته باشند، با آنان به [[نیکی]] و [[عدالت]] [[رفتار]] میشود و از [[حقوق شهروندی]] در چارچوب [[قوانین]] و مقررات برخوردارند<ref>{{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد * خداوند تنها شما را از دوست داشتن کسانی باز میدارد که با شما در کار دین جنگ کردند و شما را از خانههایتان بیرون راندند و (یا) از بیرون راندنتان پشتیبانی کردند و کسانی که آنان را دوست بدارند ستمگرند» سوره ممتحنه، آیه ۸-۹؛ با استناد به این آیه در اصل چهاردهم قانون اساسی نیز آمده است: “دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند، این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند”.</ref>. گرچه از برخی [[حقوق]] [[دینی]] و سیاسی مثل آزادی در انجام [[مراسم مذهبی]] و داشتن نماینده در مجلس قانونگذاری، به خاطر رسمیت نداشتن [[دین]] و مرامشان، محرومند. امروزه وقتی [[تابعیت]] کشوری به افراد اعطا میشود، به معنای برخورداری آنان از [[حقوق شهروندی]] است. کسانی که امروزه در [[جمهوری اسلامی]] [[زندگی]] میکنند و تابعیت [[ایرانی]] دارند، از حقوق شهروندی طبق [[قانون اساسی]] و مقررات عادی برخوردارند. | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
[[امام خمینی]]، بنیانگذار جمهوری اسلامی، از تضمین حقوق شهروندی [[اقلیتهای دینی]] سخن گفتند که به [[نقل]] دو نمونه اکتفا میشود. “اقلیتهای مذهبی نه تنها آزادند، بلکه [[دولت اسلامی]] موظف است از [[حقوق]] آنان [[دفاع]] کند. و دیگر اینکه هر ایرانی [[حق]] دارد که مانند همه افراد از [[حقوق اجتماعی]] برخوردار باشد. [[مسلمان]] یا [[مسیحی]] و یا [[یهودی]] و یا [[مذهب]] دیگر فرقی ندارد”<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۵۰۸.</ref>. | [[امام خمینی]]، بنیانگذار جمهوری اسلامی، از تضمین حقوق شهروندی [[اقلیتهای دینی]] سخن گفتند که به [[نقل]] دو نمونه اکتفا میشود. “اقلیتهای مذهبی نه تنها آزادند، بلکه [[دولت اسلامی]] موظف است از [[حقوق]] آنان [[دفاع]] کند. و دیگر اینکه هر ایرانی [[حق]] دارد که مانند همه افراد از [[حقوق اجتماعی]] برخوردار باشد. [[مسلمان]] یا [[مسیحی]] و یا [[یهودی]] و یا [[مذهب]] دیگر فرقی ندارد”<ref>صحیفه امام، ج۴، ص۵۰۸.</ref>. | ||
“آقایان همه اقلیتها مطمئن باشند که [[اسلام]] با اقلیتها همیشه بهطور [[انسانی]]، بهطور عدالت، [[رفتار]] کرده است و همه در [[رفاه]] هستند. و اینها هم مثل سایر اقلیتها جزئی از [[ملت]] ما هستند، و ما و آنها با هم در این مملکت زندگی میکنیم انشاءالله”<ref>صحیفه امام، ج۶، ص۱۹۲. ایشان حتی در پاسخ یکی از اعضای شورای عالی قضایی دربارۀ غیرمسلمانانی که مرتکب جرائم مختلف میشوند، مثل جاسوسی، محاربه، و افساد فی الارض؛ ارتکاب این جرائم را موجب خروج از قرارداد ذمّه ندانسته و مجازات آنان را مثل سایر شهروندان مسلمان دانستهاند که در پناه و امنیت دولت اسلامی زندگی میکنند (ر.ک: صحیفه امام، ج۱۸، ص۳۰۴).</ref><ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۷۶.</ref> | “آقایان همه اقلیتها مطمئن باشند که [[اسلام]] با اقلیتها همیشه بهطور [[انسانی]]، بهطور عدالت، [[رفتار]] کرده است و همه در [[رفاه]] هستند. و اینها هم مثل سایر اقلیتها جزئی از [[ملت]] ما هستند، و ما و آنها با هم در این مملکت زندگی میکنیم انشاءالله”<ref>صحیفه امام، ج۶، ص۱۹۲. ایشان حتی در پاسخ یکی از اعضای شورای عالی قضایی دربارۀ غیرمسلمانانی که مرتکب جرائم مختلف میشوند، مثل جاسوسی، محاربه، و افساد فی الارض؛ ارتکاب این جرائم را موجب خروج از قرارداد ذمّه ندانسته و مجازات آنان را مثل سایر شهروندان مسلمان دانستهاند که در پناه و امنیت دولت اسلامی زندگی میکنند (ر. ک: صحیفه امام، ج۱۸، ص۳۰۴).</ref><ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۷۶.</ref> | ||
==پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم == | ||
* [[حقوق اقلیتهای دینی در فقه سیاسی چیست؟ (پرسش)]] | * [[حقوق اقلیتهای دینی در فقه سیاسی چیست؟ (پرسش)]] | ||