پرش به محتوا

حمراءالاسد: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


پس از [[جنگ بدر]]، [[قریش]] تصمیم گرفت از وسط راه برگشته و کار [[مسلمانان]] را یکسره کنند؛ لذا [[پیامبر]] فردای [[جنگ احد]] تصمیم گرفت با [[سپاه]] خود [[لشکر]] [[دشمن]] را دنبال کند، تا قریش را از بازگشت منصرف سازد. حضرت تنها به حاضران در [[غزوه احد]] اجازه داد حضور یابند. سپاه [[اسلام]] در '''حمراءالاسد''' اردو زدند و شب هنگام پیامبر{{صل}} دستور داد هر یک از سپاهیان آتشی را بر بلندی‌ها بیفروزد. این [[پیام]] برای قریش گویای حضور و روحیه آن سوی جبهه بود. [[خدا]] در این [[زمان]] هراسی درون قریش انداخت تا از تصمیم خود برگردند و به سوی [[مکه]] بازگشتند.
پس از [[جنگ بدر]]، [[قریش]] تصمیم گرفت از وسط راه برگشته و کار [[مسلمانان]] را یکسره کنند؛ لذا [[پیامبر]] فردای [[جنگ احد]] تصمیم گرفت با [[سپاه]] خود [[لشکر]] [[دشمن]] را دنبال کند، تا قریش را از بازگشت منصرف سازد. حضرت تنها به حاضران در [[غزوه احد]] اجازه داد حضور یابند. سپاه [[اسلام]] در '''حمراءالاسد''' اردو زدند و شب هنگام پیامبر {{صل}} دستور داد هر یک از سپاهیان آتشی را بر بلندی‌ها بیفروزد. این [[پیام]] برای قریش گویای حضور و روحیه آن سوی جبهه بود. [[خدا]] در این [[زمان]] هراسی درون قریش انداخت تا از تصمیم خود برگردند و به سوی [[مکه]] بازگشتند.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
حمراءالاسد نام منطقه‌ای در راه [[مدینه]] به [[مکه]] است که نزدیک ۸ میل<ref>معجم ما استعجم، ج ۲، ص ۴۶۸؛ معجم البلدان، ج ۲، ص ۳۰۱؛ الروض المعطار، ص ۲۰۰.</ref> از مدینه فاصله دارد.
حمراءالاسد نام منطقه‌ای در راه [[مدینه]] به [[مکه]] است که نزدیک ۸ میل<ref>معجم ما استعجم، ج ۲، ص ۴۶۸؛ معجم البلدان، ج ۲، ص ۳۰۱؛ الروض المعطار، ص ۲۰۰.</ref> از مدینه فاصله دارد.


لشکرکشی [[پیامبر]]{{صل}} به این منطقه پس از [[نبرد]] [[احد]] به [[غزوه حمراء الاسد]] معروف است<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۴۸؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۳۱۲ - ۳۱۴.</ref>. [[جنگ احد]]، هرچند در آغاز به سود [[مسلمانان]] پیش می‌رفت، در پایان به [[شهادت]] گروهی از ایشان و [[پیروزی]] [[قریش]] انجامید.
لشکرکشی [[پیامبر]] {{صل}} به این منطقه پس از [[نبرد]] [[احد]] به [[غزوه حمراء الاسد]] معروف است<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۴۸؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۳۱۲ - ۳۱۴.</ref>. [[جنگ احد]]، هرچند در آغاز به سود [[مسلمانان]] پیش می‌رفت، در پایان به [[شهادت]] گروهی از ایشان و [[پیروزی]] [[قریش]] انجامید.


قریش پس از [[پیکار]]، [[سال]] [[آینده]] را [[رویارویی]] پسین برشمردند و سپس به سمت مکه به راه افتادند؛ اما در نخستین منزل‌های مسیر خود دریافتند بهتر است کار مسلمانان را در همین [[فرصت]] یکسره کنند. منابع، بیشتر به این نکته اشاره دارند که [[قریش]] در راه مکه با یکدیگر [[مشورت]] کردند و پس از [[رایزنی]] [[تصمیم]] گرفتند که برای یکسره کردن کار مسلمانان به مدینه باز گردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۳ - ۵۴.</ref>. به نظر، [[پیامبراکرم]]{{صل}} نیز احتمال بازگشت آنان را بعید نمی‌دانسته است، ازاین‌رو فردای نبرد احد تصمیم گرفت با [[سپاه]] خود [[لشکر]] [[دشمن]] را دنبال کند، تا [[قریش]] را از بازگشت منصرف سازد<ref>الکامل، ج ۲، ص ۱۶۴؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۵۶؛ الرحیق المختوم، ص ۲۸۴.</ref>.  
قریش پس از [[پیکار]]، [[سال]] [[آینده]] را [[رویارویی]] پسین برشمردند و سپس به سمت مکه به راه افتادند؛ اما در نخستین منزل‌های مسیر خود دریافتند بهتر است کار مسلمانان را در همین [[فرصت]] یکسره کنند. منابع، بیشتر به این نکته اشاره دارند که [[قریش]] در راه مکه با یکدیگر [[مشورت]] کردند و پس از [[رایزنی]] [[تصمیم]] گرفتند که برای یکسره کردن کار مسلمانان به مدینه باز گردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۳ - ۵۴.</ref>. به نظر، [[پیامبراکرم]] {{صل}} نیز احتمال بازگشت آنان را بعید نمی‌دانسته است، ازاین‌رو فردای نبرد احد تصمیم گرفت با [[سپاه]] خود [[لشکر]] [[دشمن]] را دنبال کند، تا [[قریش]] را از بازگشت منصرف سازد<ref>الکامل، ج ۲، ص ۱۶۴؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۵۶؛ الرحیق المختوم، ص ۲۸۴.</ref>.  


پیامبر{{صل}} بی‌درنگ چند تن را که به منطقه [[شناخت]] داشتند، پیشاهنگانی برای ردیابی [[دشمن]] فرستاد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۷؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۴.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پس از [[نماز صبح]] یکشنبه<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ نهایة الارب، ج ۱۷، ص ۱۲۶.</ref> از [[بلال]] خواست تا اعلام کند [[سپاه]] دوباره [[سازماندهی]] شود<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱.</ref> و تنها به حاضران در [[غزوه احد]] اجازه داد حضور یابند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱.</ref>. بزرگان [[انصار]] هریک نزد [[طایفه]] خود رفته و نیروها را [[بسیج]] کردند<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴ - ۳۳۵.</ref>.
پیامبر {{صل}} بی‌درنگ چند تن را که به منطقه [[شناخت]] داشتند، پیشاهنگانی برای ردیابی [[دشمن]] فرستاد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۷؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۴.</ref>. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} پس از [[نماز صبح]] یکشنبه<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ نهایة الارب، ج ۱۷، ص ۱۲۶.</ref> از [[بلال]] خواست تا اعلام کند [[سپاه]] دوباره [[سازماندهی]] شود<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱.</ref> و تنها به حاضران در [[غزوه احد]] اجازه داد حضور یابند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱.</ref>. بزرگان [[انصار]] هریک نزد [[طایفه]] خود رفته و نیروها را [[بسیج]] کردند<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴ - ۳۳۵.</ref>.


از آنجا که بخشی از فراخوانده شدگان، مجروحان نبرد احد بودند که مداوای آنها به [[زمان]] درازتری نیاز داشت، حرکت [[سپاه]] بر [[مسلمانان]] اندکی دشوار بود؛ ولی مسلمانان بی‌درنگ پس از اطلاع از [[دستور پیامبر]]{{صل}} و بی‌توجه به مداوای مجروحان خویش، آماده حرکت شدند. طوایفی چون بنی عبدالأشهل و [[بنی سلمه]] که بیشترین تلفات را داده بودند، با بیشترین شمار زخمیان، در [[پیکار]] حمراء الاسد شرکت کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴ - ۳۳۵.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده |حاجی‌زاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱؛ [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۱۷۳.</ref>  
از آنجا که بخشی از فراخوانده شدگان، مجروحان نبرد احد بودند که مداوای آنها به [[زمان]] درازتری نیاز داشت، حرکت [[سپاه]] بر [[مسلمانان]] اندکی دشوار بود؛ ولی مسلمانان بی‌درنگ پس از اطلاع از [[دستور پیامبر]] {{صل}} و بی‌توجه به مداوای مجروحان خویش، آماده حرکت شدند. طوایفی چون بنی عبدالأشهل و [[بنی سلمه]] که بیشترین تلفات را داده بودند، با بیشترین شمار زخمیان، در [[پیکار]] حمراء الاسد شرکت کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴ - ۳۳۵.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده |حاجی‌زاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱؛ [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۱۷۳.</ref>  


== قرآن و غزوه حمراء الاسد ==
== قرآن و غزوه حمراء الاسد ==
برخی از [[مفسران]] نوشته‌اند [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتاده‌اید آنان نیز چون شما به رنج افتاده‌اند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref> درباره همین رخداد است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۸۶؛ البرهان، ج ۱، ص ۶۹۴.</ref>. در این آیه آمده است در دستیابی به [[مشرکان]] [[سستی]] نکنید؛ اگر شما از جراحات و تلفات خود دردمندید، آنان نیز مانند شما از زخم‌ها و کشته‌های خود [[رنج]] می‌برند؛ ولی با یکدیگر یکسان نیستید، زیرا شما چیزهایی از [[خدا]] [[امید]] دارید که آنها ندارند.
برخی از [[مفسران]] نوشته‌اند [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتاده‌اید آنان نیز چون شما به رنج افتاده‌اند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref> درباره همین رخداد است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۸۶؛ البرهان، ج ۱، ص ۶۹۴.</ref>. در این آیه آمده است در دستیابی به [[مشرکان]] [[سستی]] نکنید؛ اگر شما از جراحات و تلفات خود دردمندید، آنان نیز مانند شما از زخم‌ها و کشته‌های خود [[رنج]] می‌برند؛ ولی با یکدیگر یکسان نیستید، زیرا شما چیزهایی از [[خدا]] [[امید]] دارید که آنها ندارند.


[[خدا]] از میان این عده به حاضران زخمی به ویژه [[نیکوکاران]] آنها [[عنایت خاص]] و از ایشان در آیه {{متن قرآن|الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند ، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیده‌اند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref> به [[نیکی]] یاد کرده و [[پاداش]] بزرگی برای آنان نهاده است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۱۱۷؛ مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۸۸۸.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده |حاجی‌زاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
[[خدا]] از میان این عده به حاضران زخمی به ویژه [[نیکوکاران]] آنها [[عنایت خاص]] و از ایشان در آیه {{متن قرآن|الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیده‌اند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref> به [[نیکی]] یاد کرده و [[پاداش]] بزرگی برای آنان نهاده است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۱۱۷؛ مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۸۸۸.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده |حاجی‌زاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


== حرکت به سوی جنگ ==
== حرکت به سوی جنگ ==
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[تعیین]] [[عبدالله بن ام‌مکتوم]] به [[جانشینی]] خویش در [[مدینه]]<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۲؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> [[پرچم]] [[جنگ]] را به دست [[حضرت علی]]{{ع}} سپرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۶؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ المنتظم، ج ۳، ص ۱۷۲.</ref> و به سمت [[دشمن]] حرکت کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۶؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref>. آنان به راه خود ادامه دادند، تا آنکه در حمراءالاسد در ۸ میلی مدینه<ref>معجم البلدان، ج۲، ص ۳۰۱؛ معجم ما استعجم، ج ۱، ص ۴۶۸؛ مراصد الاطلاع، ج ۱، ص ۴۲۴.</ref> اردو زدند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۲۱۷.</ref>.
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} با [[تعیین]] [[عبدالله بن ام‌مکتوم]] به [[جانشینی]] خویش در [[مدینه]]<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۲؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> [[پرچم]] [[جنگ]] را به دست [[حضرت علی]] {{ع}} سپرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۶؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ المنتظم، ج ۳، ص ۱۷۲.</ref> و به سمت [[دشمن]] حرکت کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۶؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref>. آنان به راه خود ادامه دادند، تا آنکه در حمراءالاسد در ۸ میلی مدینه<ref>معجم البلدان، ج۲، ص ۳۰۱؛ معجم ما استعجم، ج ۱، ص ۴۶۸؛ مراصد الاطلاع، ج ۱، ص ۴۲۴.</ref> اردو زدند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۲۱۷.</ref>.


در حمراءالاسد پیامبر{{صل}} با جنازه دو تن از پیشاهنگانی که گسیل داشته بود، روبه رو شد و آنها را همانجا به خاک سپرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۷؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۴.</ref>. [[شب]] هنگام [[پیامبر]]{{صل}} [[دستور]] داد هر یک از [[سپاهیان]] آتشی را بر بلندی‌ها بیفروزد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۴.</ref> و [[مسلمانان]] نیز هیزم‌هایی را که در [[روز]] انباشته بودند [[آتش]] زدند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸.</ref>. عدد این شعله‌ها را نزدیک ۵۰۰ شعله برشمرده‌اند. این [[پیام]] برای قریش گویای حضور و [[روحیه]] آن سوی [[جبهه]] بود؛ ولی احتمال درگیری برای هر دو طرف همچنان وجود داشت. [[معبد بن ابی معبد خزاعی]] در مسیرش به [[مکه]] پیامبر{{صل}} و اصحابش را دید و در ادامه راه و [[مشاهده]] [[سپاه قریش]] وقتی از [[تصمیم]] آنان برای بازگشت به [[مدینه]] [[آگاه]] شد، به آنها سفارش کرد از این [[خیال]] [[دست]] بردارند؛ که پیامبر{{صل}} و یارانش سخت [[خشمگین]] هستند و آمده‌اند [[انتقام]] بگیرند و به آنان هشدار داد کسانی نیز که دیروز در [[احد]] نبودند همراه پیامبر{{صل}}‌اند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸ - ۳۳۹؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۱۰۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۲.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده |حاجی‌زاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
در حمراءالاسد پیامبر {{صل}} با جنازه دو تن از پیشاهنگانی که گسیل داشته بود، روبه رو شد و آنها را همانجا به خاک سپرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۷؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۴.</ref>. [[شب]] هنگام [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] داد هر یک از [[سپاهیان]] آتشی را بر بلندی‌ها بیفروزد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۴.</ref> و [[مسلمانان]] نیز هیزم‌هایی را که در [[روز]] انباشته بودند [[آتش]] زدند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸.</ref>. عدد این شعله‌ها را نزدیک ۵۰۰ شعله برشمرده‌اند. این [[پیام]] برای قریش گویای حضور و [[روحیه]] آن سوی [[جبهه]] بود؛ ولی احتمال درگیری برای هر دو طرف همچنان وجود داشت. [[معبد بن ابی معبد خزاعی]] در مسیرش به [[مکه]] پیامبر {{صل}} و اصحابش را دید و در ادامه راه و [[مشاهده]] [[سپاه قریش]] وقتی از [[تصمیم]] آنان برای بازگشت به [[مدینه]] [[آگاه]] شد، به آنها سفارش کرد از این [[خیال]] [[دست]] بردارند؛ که پیامبر {{صل}} و یارانش سخت [[خشمگین]] هستند و آمده‌اند [[انتقام]] بگیرند و به آنان هشدار داد کسانی نیز که دیروز در [[احد]] نبودند همراه پیامبر {{صل}}‌اند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸ - ۳۳۹؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۱۰۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۲.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده |حاجی‌زاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


== بازگشت قریش ==
== بازگشت قریش ==
[[خدا]] در این [[زمان]] هراسی درون آنان انداخت تا از تصمیم خود برگردند. از سوی دیگر، [[قریش]] نیز در پی [[تضعیف]] روحیه مسلمانان برآمده و به ترفندهای [[تبلیغی]] دست زدند و چون گروهی از [[قبیله عبدقیس]] به قصد رفتن به [[مدینه]] با [[سپاه قریش]] روبه‌رو شدند، [[ابوسفیان]] از آنها خواست تا خبر حرکت [[لشکر]] خویش را به سوی [[پیامبر]]{{صل}} برای نابودی دیگر [[یاران]] حضرت به آنها اعلام کنند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹ - ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> و آنان در حمراء الاسد این خبر را به [[رسول خدا]]{{صل}} رساندند و ایشان نیز جمله "[[خدا]] برای ما کافی است" را تکرار کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref>. این پاسخ بیانگر [[ایمان راسخ]] حضرت به [[امداد الهی]] بود. تاکتیک ایشان و [[ایستادگی]] و [[وفاداری]] یارانشان، [[سپاهیان]] [[قریش]] را از [[تصمیم]] خود بازداشت و به سوی [[مکه]] بازگشتند<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده |حاجی‌زاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱؛ [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۱۷۳.</ref>
[[خدا]] در این [[زمان]] هراسی درون آنان انداخت تا از تصمیم خود برگردند. از سوی دیگر، [[قریش]] نیز در پی [[تضعیف]] روحیه مسلمانان برآمده و به ترفندهای [[تبلیغی]] دست زدند و چون گروهی از [[قبیله عبدقیس]] به قصد رفتن به [[مدینه]] با [[سپاه قریش]] روبه‌رو شدند، [[ابوسفیان]] از آنها خواست تا خبر حرکت [[لشکر]] خویش را به سوی [[پیامبر]] {{صل}} برای نابودی دیگر [[یاران]] حضرت به آنها اعلام کنند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹ - ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> و آنان در حمراء الاسد این خبر را به [[رسول خدا]] {{صل}} رساندند و ایشان نیز جمله "[[خدا]] برای ما کافی است" را تکرار کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref>. این پاسخ بیانگر [[ایمان راسخ]] حضرت به [[امداد الهی]] بود. تاکتیک ایشان و [[ایستادگی]] و [[وفاداری]] یارانشان، [[سپاهیان]] [[قریش]] را از [[تصمیم]] خود بازداشت و به سوی [[مکه]] بازگشتند<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref>.<ref>[[یدالله حاجی‌زاده |حاجی‌زاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱؛ [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۱۷۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش