جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[حسن]] در لغت، نقیض [[قبح]]<ref>ابن منظور، لسان العرب؛ جوهری، صحاح اللغة.</ref>، و به معنی [[جمال]]<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۱۸، ص۱۴۰.</ref> است و به هر چیز پسندیدهای اطلاق میشود و چون همه انواع [[نیکی]] و [[زیبایی]] و پسندیدگی را شامل میشود، معیار تشخیص آن، گاهی [[عقل]]، گاهی نفس و گاهی [[حس]] است<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۳۵.</ref>. [[ظنّ]] در لغت به معنی [[شک]] و [[یقین]] بهکار رفته است<ref>ابن منظور، لسان العرب؛ خلیل بن احمد فراهیدی، العین؛ ابن اثیر، النهایة، ج۳، ص۱۶۲.</ref>. | [[حسن]] در لغت، نقیض [[قبح]]<ref>ابن منظور، لسان العرب؛ جوهری، صحاح اللغة.</ref>، و به معنی [[جمال]]<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۱۸، ص۱۴۰.</ref> است و به هر چیز پسندیدهای اطلاق میشود و چون همه انواع [[نیکی]] و [[زیبایی]] و پسندیدگی را شامل میشود، معیار تشخیص آن، گاهی [[عقل]]، گاهی نفس و گاهی [[حس]] است<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۳۵.</ref>. [[ظنّ]] در لغت به معنی [[شک]] و [[یقین]] بهکار رفته است<ref>ابن منظور، لسان العرب؛ خلیل بن احمد فراهیدی، العین؛ ابن اثیر، النهایة، ج۳، ص۱۶۲.</ref>. | ||
در تعریفی دیگر، ظنّ تنها بر شک قابل [[تطبیق]] است. زبیدی نوشته است: «ظنّ اسم حالتی [درجه ای از [[آگاهی]]] است که از یک اَماره [نشانه] برای [[انسان]] پیدا میشود؛ این حالت اگر قوت یابد، به [[علم]] میرسد و اگر [[ضعیف]] شود، توهّم نام میگیرد»<ref>زبیدی، تاجالعروس، ج۱۸، ص۳۶۳.</ref>. طبق این تعریف، احتمالی که در [[ذهن]] انسان پیدا میشود، دارای سه رتبه است: احتمال ضعیف که توهّم نامیده میشود، احتمال [[قوی]] که علم نامیده میشود و احتمال مساویالطرفین که ظنّ نام دارد؛ این در حالی است که در اصطلاح [[علوم]] معقول، احتمال مساویالطرفین شک نام دارد و ظنّ بر احتمال قوی غیرقطعی اطلاق میشود که در فاصله بین شک و علم [[قطعی]] قرار میگیرد<ref>محمدرضا مظفر، المنطق، ص۲۰.</ref> و در [[فارسی]] [[گمان]] نامیده میشود. راغب اصفهانی هم نوشته است: «وقتی نسبت به چیزی یقین نداری و درباره آن دو احتمال میدهی، احتمال قویتر، [[ظن]] نام دارد»<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۳۹، با تصرف در عبارت.</ref>. بنابر آنچه گذشت، حسن ظنّ در لغت به معنی زیبایی یا نیکویی شک یا علم است و چون هیچیک از این ترکیبات چهارگانه یعنی زیبایی شک، زیبایی علم، نیکویی شک و نیکویی علم، معنی واضحی ندارند، میتوان گفت [[حسن ظن]] در حالت مرکب کاربرد لغوی ندارد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۲۲۳.</ref>. | در تعریفی دیگر، ظنّ تنها بر شک قابل [[تطبیق]] است. زبیدی نوشته است: «ظنّ اسم حالتی [درجه ای از [[آگاهی]]] است که از یک اَماره [نشانه] برای [[انسان]] پیدا میشود؛ این حالت اگر قوت یابد، به [[علم]] میرسد و اگر [[ضعیف]] شود، توهّم نام میگیرد»<ref>زبیدی، تاجالعروس، ج۱۸، ص۳۶۳.</ref>. طبق این تعریف، احتمالی که در [[ذهن]] انسان پیدا میشود، دارای سه رتبه است: احتمال ضعیف که توهّم نامیده میشود، احتمال [[قوی]] که علم نامیده میشود و احتمال مساویالطرفین که ظنّ نام دارد؛ این در حالی است که در اصطلاح [[علوم]] معقول، احتمال مساویالطرفین شک نام دارد و ظنّ بر احتمال قوی غیرقطعی اطلاق میشود که در فاصله بین شک و علم [[قطعی]] قرار میگیرد<ref>محمدرضا مظفر، المنطق، ص۲۰.</ref> و در [[فارسی]] [[گمان]] نامیده میشود. راغب اصفهانی هم نوشته است: «وقتی نسبت به چیزی یقین نداری و درباره آن دو احتمال میدهی، احتمال قویتر، [[ظن]] نام دارد»<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۳۹، با تصرف در عبارت.</ref>. بنابر آنچه گذشت، حسن ظنّ در لغت به معنی زیبایی یا نیکویی شک یا علم است و چون هیچیک از این ترکیبات چهارگانه یعنی زیبایی شک، زیبایی علم، نیکویی شک و نیکویی علم، معنی واضحی ندارند، میتوان گفت [[حسن ظن]] در حالت مرکب کاربرد لغوی ندارد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۲۲۳.</ref>. | ||