رضایت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = رضایت
| موضوع مرتبط = رضایت
| عنوان مدخل  = [[رضایت]]
| عنوان مدخل  = رضایت
| مداخل مرتبط = [[رضایت در قرآن]] - [[رضایت در حدیث]] - [[رضایت در نهج البلاغه]] - [[رضایت در معارف دعا و زیارات]] - [[رضایت در سیره پیامبر خاتم]] - [[رضایت در معارف مهدویت]] - [[رضایت در اخلاق اسلامی]] - [[رضایت در روان‌شناسی اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[رضایت در قرآن]] - [[رضایت در فقه سیاسی]] - [[رضایت در معارف و سیره نبوی]] - [[رضایت در معارف و سیره رضوی]] - [[رضایت در سیره معصوم]] - [[رضایت در اخلاق اسلامی]] - [[رضایت در روان‌شناسی اسلامی]] - [[رضایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  = رضایت (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[رضا]] از ریشه "ر ـ ض ـ و" یا "ر ـ ض ـ ی" در لغت به معنای [[خشنود]] شدن و خوشدلی، نیز به معنای پسند کردن و [[اختیار]] چیزی<ref>لغت نامه، ج ۸، ص ۱۲۱۰۷، «رضا»؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۳، «رضی».</ref> و حالتی در [[قلب]] است که هنگام موافقت طبع در رویارویی با واقعیات بیرون از خود به آن [[وصف]] می‌شود؛ چه‌آن امور ذاتا [[پسندیده]] باشند یا [[ناپسند]]. رضا ضد معنای [[سخط]] و [[غضب]] است که حالت قلب به هنگام منافرت طبع در رویارویی با حوادث است.<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۴۰۲؛ لسان العرب، ج ۵، ص ۲۳۵، «رضی».</ref> رضا و سخط به معنای [[اراده]] نیز برگردانده شده‌اند؛ با این تفاوت که رضا در موارد اراده [[تعظیم]] و [[ثواب]] و سخط در موارد اراده [[انتقام]] به کار می‌رود.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۲۰ـ۴۲۱.</ref> برخی دیگر، موارد کاربرد رضا را مغایر موارد کاربست اراده و تنها در جایی ذکر کرده‌اند که مراد تحقق یابد و به دنبال آن کراهتی نباشد؛ برخلاف استعمالات اراده که مقیّد به تحقق مراد نیستند.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۳۹۱.</ref> رضا در [[فرهنگ دینی]]، [[کراهت]] نداشتن از [[قضای الهی]] <ref>مفردات، ص ۳۵۶، «رضی».</ref> و شاد بودن [[دل]] به آن <ref> التعریفات، ص ۱۴۸.</ref> است.
[[رضا]] از ریشه "ر ـ ض ـ و" یا "ر ـ ض ـ ی" در لغت به معنای [[خشنود]] شدن و خوشدلی، نیز به معنای پسند کردن و [[اختیار]] چیزی<ref>لغت نامه، ج ۸، ص ۱۲۱۰۷، «رضا»؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۳، «رضی».</ref> و حالتی در [[قلب]] است که هنگام موافقت طبع در رویارویی با واقعیات بیرون از خود به آن وصف می‌شود؛ چه‌آن امور ذاتا [[پسندیده]] باشند یا [[ناپسند]]. رضا ضد معنای [[سخط]] و [[غضب]] است که حالت قلب به هنگام منافرت طبع در رویارویی با حوادث است.<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۴۰۲؛ لسان العرب، ج ۵، ص ۲۳۵، «رضی».</ref> رضا و سخط به معنای [[اراده]] نیز برگردانده شده‌اند؛ با این تفاوت که رضا در موارد اراده [[تعظیم]] و [[ثواب]] و سخط در موارد اراده [[انتقام]] به کار می‌رود.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۲۰ـ۴۲۱.</ref> برخی دیگر، موارد کاربرد رضا را مغایر موارد کاربست اراده و تنها در جایی ذکر کرده‌اند که مراد تحقق یابد و به دنبال آن کراهتی نباشد؛ برخلاف استعمالات اراده که مقیّد به تحقق مراد نیستند.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۳۹۱.</ref> رضا در [[فرهنگ دینی]]، [[کراهت]] نداشتن از [[قضای الهی]] <ref>مفردات، ص ۳۵۶، «رضی».</ref> و شاد بودن [[دل]] به آن <ref> التعریفات، ص ۱۴۸.</ref> است.


اخلاق‌پژوهان، رضا را به معنای ترک [[اعتراض]] به مقدّرات [[الهی]] در ظاهر و [[باطن]] و گفتار و [[کردار]] معنا کرده و آن را از آثار و لوازم [[مقام]] [[محبت]] دانسته‌اند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۰۳.</ref> در [[عرفان]]، رضا از منازل [[سلوک]] به سوی [[خدا]] و به این معناست که سالک در برابر خواسته خدا وقوفی صادق و [[راستین]] داشته باشد و مقامی پیش‌تر یا پس‌تر و فزونی رتبه و تبدیل شدن حالش به حالی دیگر را نخواهد. [[عارفان]] این [[منزل]] را آغاز سلوک خاصّان و از سخت‌ترین راه‌ها برای همگان دانسته و برای آن سه [[درجه]] یاد کرده‌اند.<ref>شرح منازل السائرین، ص ۱۱۳ـ۱۱۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[رضا]]، کمال [[صبر]] یا بالاترین مرتبه [[توکّل]] است.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص ۲۶۲؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸، ۸۴.</ref> مشتقات واژه رضا در [[قرآن]] فراوان به کار رفته‌اند؛ ولی تنها چند مورد به رضای [[بنده]] از قضای [[پروردگار]] ربط دارند؛ البته این موضوع را از [[آیات]] متعدد دیگری نیز می‌توان دریافت که دربردارنده مشتقات واژه رضا نیستند. [[مفسران]] نیز در [[تفسیر]] واژه‌های گوناگونی، از رضا سخن رانده‌اند که به نظر به سبب نوعی ملازمه میان معنای آن واژه و مفهوم رضا باشد؛ نه اینکه آن دو مترادف‌اند؛ از میان این واژه‌ها می‌توان [[اطاعت]] {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید پس اگر پشت کنید بر عهده پیامبر ما، تنها پیام‌رسانی آشکار است» سوره تغابن، آیه ۱۲.</ref><ref> جامع البیان، ج ۵، ص ۲۲۳-۲۲۴؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref>، [[توکل]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز می‌دارم نمی‌خواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>التبیان، ج ۶، ص ۵۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۷.</ref>، [[قناعت]] {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانه‌های (بندگی) خداوند قرار داده‌ایم، شما را در آنها خیری است پس نام خداوند را بر آنها در حالی که بر پا ایستاده‌اند ببرید (و آنها را نحر کنید) و چون پهلوهاشان به خاک رسید (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام کرده‌ایم باشد که سپاس گزارید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref><ref>احکام القرآن، ج ۳، ص ۳۱۹؛ تفسیر ثعلبی، ج ۷، ص ۲۳.</ref> و صبر {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۴۱.</ref> را بر شمرد.
اخلاق‌پژوهان، رضا را به معنای ترک [[اعتراض]] به مقدّرات [[الهی]] در ظاهر و [[باطن]] و گفتار و [[کردار]] معنا کرده و آن را از آثار و لوازم [[مقام]] [[محبت]] دانسته‌اند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۰۳.</ref> در [[عرفان]]، رضا از منازل [[سلوک]] به سوی [[خدا]] و به این معناست که سالک در برابر خواسته خدا وقوفی صادق و [[راستین]] داشته باشد و مقامی پیش‌تر یا پس‌تر و فزونی رتبه و تبدیل شدن حالش به حالی دیگر را نخواهد. [[عارفان]] این [[منزل]] را آغاز سلوک خاصّان و از سخت‌ترین راه‌ها برای همگان دانسته و برای آن سه [[درجه]] یاد کرده‌اند.<ref>شرح منازل السائرین، ص ۱۱۳ـ۱۱۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[رضا]]، کمال [[صبر]] یا بالاترین مرتبه [[توکّل]] است.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص ۲۶۲؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸، ۸۴.</ref> مشتقات واژه رضا در [[قرآن]] فراوان به کار رفته‌اند؛ ولی تنها چند مورد به رضای [[بنده]] از قضای [[پروردگار]] ربط دارند؛ البته این موضوع را از [[آیات]] متعدد دیگری نیز می‌توان دریافت که دربردارنده مشتقات واژه رضا نیستند. [[مفسران]] نیز در [[تفسیر]] واژه‌های گوناگونی، از رضا سخن رانده‌اند که به نظر به سبب نوعی ملازمه میان معنای آن واژه و مفهوم رضا باشد؛ نه اینکه آن دو مترادف‌اند؛ از میان این واژه‌ها می‌توان [[اطاعت]] {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید پس اگر پشت کنید بر عهده پیامبر ما، تنها پیام‌رسانی آشکار است» سوره تغابن، آیه ۱۲.</ref><ref> جامع البیان، ج ۵، ص ۲۲۳-۲۲۴؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref>، [[توکل]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز می‌دارم نمی‌خواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>التبیان، ج ۶، ص ۵۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۷.</ref>، [[قناعت]] {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانه‌های (بندگی) خداوند قرار داده‌ایم، شما را در آنها خیری است پس نام خداوند را بر آنها در حالی که بر پا ایستاده‌اند ببرید (و آنها را نحر کنید) و چون پهلوهاشان به خاک رسید (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام کرده‌ایم باشد که سپاس گزارید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref><ref>احکام القرآن، ج ۳، ص ۳۱۹؛ تفسیر ثعلبی، ج ۷، ص ۲۳.</ref> و صبر {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۴۱.</ref> را بر شمرد.
خط ۱۴: خط ۱۳:
رضا، نتیجه [[اطمینان]] نفس و [[آرامش]] آن با یاد پروردگار است که سبب می‌شود [[انسان]] خود را بنده‌ای بیش نداند که [[مالک]] هیچ سود و زیانی برای خویش نیست و [[دنیا]] را گذرگاهی بداند که آنچه از [[ثروت]] و [[فقر]] یا سود و زیان در آن است، تنها امتحانی [[الهی]] است، پس پیوسته در جادّه [[عبودیت]] بوده و از [[صراط مستقیم]] به سوی [[افراط]] یا [[تفریط]] نمی‌گراید، در نتیجه به تقدیرات [[تکوینی]] و [[احکام]] [[تشریعی]] [[خدا]] [[راضی]] می‌شود، به همین جهت قرآن در خطاب به [[نفس مطمئنه]] از [[مقام رضا]] یاد می‌کند: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>.<ref> المیزان، ج ۲۰، ص ۲۸۵؛ نیز ر. ک: ج ۹، ص ۳۷۵.</ref>؛ بنابراین رضا به دو قسم رضا به قضای تکوینی و رضا به [[حکم]] [[تشریعی]] بخش می‌شود.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص ۲۶۲؛ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۵۷۲؛ الرسالة القشیریه، ص ۲۹۹.</ref> چنان‌که [[قضای الهی]] نیز در [[قرآن کریم]]، هم در تکوینیات و امور مربوط به ایجاد و [[ابداع]] [[خدا]] و هم در [[جعل]] و [[تشریع]] [[احکام تکلیفی]] و وضعی، به کار رفته است.<ref> بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۸۰؛ ج ۴، ص ۲۷۶.</ref>
رضا، نتیجه [[اطمینان]] نفس و [[آرامش]] آن با یاد پروردگار است که سبب می‌شود [[انسان]] خود را بنده‌ای بیش نداند که [[مالک]] هیچ سود و زیانی برای خویش نیست و [[دنیا]] را گذرگاهی بداند که آنچه از [[ثروت]] و [[فقر]] یا سود و زیان در آن است، تنها امتحانی [[الهی]] است، پس پیوسته در جادّه [[عبودیت]] بوده و از [[صراط مستقیم]] به سوی [[افراط]] یا [[تفریط]] نمی‌گراید، در نتیجه به تقدیرات [[تکوینی]] و [[احکام]] [[تشریعی]] [[خدا]] [[راضی]] می‌شود، به همین جهت قرآن در خطاب به [[نفس مطمئنه]] از [[مقام رضا]] یاد می‌کند: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>.<ref> المیزان، ج ۲۰، ص ۲۸۵؛ نیز ر. ک: ج ۹، ص ۳۷۵.</ref>؛ بنابراین رضا به دو قسم رضا به قضای تکوینی و رضا به [[حکم]] [[تشریعی]] بخش می‌شود.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص ۲۶۲؛ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۵۷۲؛ الرسالة القشیریه، ص ۲۹۹.</ref> چنان‌که [[قضای الهی]] نیز در [[قرآن کریم]]، هم در تکوینیات و امور مربوط به ایجاد و [[ابداع]] [[خدا]] و هم در [[جعل]] و [[تشریع]] [[احکام تکلیفی]] و وضعی، به کار رفته است.<ref> بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۸۰؛ ج ۴، ص ۲۷۶.</ref>


به گفته برخی، در تحقق [[مقام رضا]] [[محبت]] به فعل مورد نظر ضروری نیست؛ ولی مسلّم نباید [[کراهت]] باشد.<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۰ـ۶۱۲،۶۱۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۳۷۵.</ref> [[صاحب نظران]] درباره وهْبی یا اکتسابی بودن [[رضا]] [[اختلاف]] دارند: خراسانیان رضا را از [[مقامات]] و [[اهل عراق]] از احوال برشمرده‌اند و چنان‌که نزد علمای [[سیر و سلوک]] معروف است، مقاماتْ اکتسابی و احوالْ وهبی هستند.<ref> الرسالة القشیریه، ص ۲۹۷ ـ ۲۹۸؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۸۰؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸ ـ ۷۹.</ref> برخی در [[سازگاری]] میان این دو گفتار، رضا در اوایل [[سلوک]] را از احوال، و رضا در اواخر سلوک را از مقامات برشمرده‌اند.<ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۹؛ مدارج السالکین، ج ۲، ص ۱۷۹.</ref>
به گفته برخی، در تحقق [[مقام رضا]] [[محبت]] به فعل مورد نظر ضروری نیست؛ ولی مسلّم نباید [[کراهت]] باشد.<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۰ـ۶۱۲،۶۱۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۳۷۵.</ref> [[صاحب‌نظران]] درباره وهْبی یا اکتسابی بودن [[رضا]] [[اختلاف]] دارند: خراسانیان رضا را از [[مقامات]] و [[اهل عراق]] از احوال برشمرده‌اند و چنان‌که نزد علمای [[سیر و سلوک]] معروف است، مقاماتْ اکتسابی و احوالْ وهبی هستند.<ref> الرسالة القشیریه، ص ۲۹۷ ـ ۲۹۸؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۸۰؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸ ـ ۷۹.</ref> برخی در [[سازگاری]] میان این دو گفتار، رضا در اوایل [[سلوک]] را از احوال، و رضا در اواخر سلوک را از مقامات برشمرده‌اند.<ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۹؛ مدارج السالکین، ج ۲، ص ۱۷۹.</ref>


بعضی محققان در ترسیم [[جایگاه]] مقام رضا در میان منازل عبودی و مقامات [[سیر]] الی‌الله، رضا را [[برتر]] از [[مقام تسلیم]] و [[پایین‌تر]] از فنا بیان کرده‌اند.<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۱.</ref> [[برتری]] رتبه رضا بر مقام تسلیم، از کلمات کسانی نیز برداشت می‌شود که [[تسلیم]] را در قسم معاملات و رضا را در [[قسم]] [[اخلاق]] یاد کرده‌اند.<ref>منازل السائرین، ص ۵۹، ۶۹.</ref> این برتری از آن روست که تسلیم، ترک [[اعتراض]] ظاهری و کراهت [[باطنی]] است؛ ولی رضا [[شادی]] و [[خشنودی]] نفس به فعل خداست.<ref>التسهیل، ج ۱، ص ۶۵؛ البحرالمدید، ج ۱، ص ۱۸۷؛ نیز ر. ک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۲.</ref> در مقابل، برخی تسلیم را بالاتر از مقام رضا دانسته‌اند؛ با این [[استدلال]] که [[بنده]] [[راضی]] خواسته و طبع خود را با خواسته [[حق]] هماهنگ می‌کند؛ اما در [[مقام]] تسلیمْ خواسته و طبعی برای بنده در برابر حق نیست.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۵؛ شرح منظومه، ص ۳۵۹؛ اطیب البیان، ج ۲، ص ۱۹۶.</ref> [[مقام رضا]]، اموری مانند [[دعا]] و [[صدقه]] را [[نفی]] نمی‌کند، چنان‌که [[پیامبران]] و [[ائمّه]] {{عم}} که در بالاترین مراتب [[رضا]] بودند، بسیار دعا می‌کردند و [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی در امر به دعا و بیان سودها و [[ستایش]] آن هست {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}<ref>«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}}<ref>«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>، زیرا [[خدا]] اشیا را بر اساس رابطه سببیت پدید آورده و از اسباب تحقق برخی امور، می‌توان دعا، صدقه و مانند آن را برشمرد؛ بی‌دعا و صدقه پاره‌ای از [[بلایا]] دفع نمی‌شوند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰-۲۱۱؛ معراج السعاده، ص ۶۹۱.</ref> مقام رضا با [[کراهت]] از [[گناهان]] و دوری از [[اهل]] [[گناه]] و [[دشمنی]] با [[کافران]] و [[فاجران]] نیز منافاتی ندارد، چنان‌که [[قرآن کریم]] راضی بودن به [[معاصی]] را [[سرزنش]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ}}<ref>«به یقین آنان که لقای ما را امید نمی‌برند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانه‌های ما غافلند؛» سوره یونس، آیه ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«راضی شده‌اند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) باشند و بر دل‌هایشان مهر نهاده شده است از این رو در نمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«ایراد تنها بر کسانی است که با آنکه توانگرند، از تو اجازه (ی ترک جهاد) می‌خواهند؛ به این خشنودند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) همراه باشند و خداوند بر دل‌های آنان مهر نهاده است از این رو (چیزی) نمی‌دانند» سوره توبه، آیه ۹۳.</ref> و از [[دوستی با کافران]] و [[فاسقان]] [[نهی]] می‌کند. {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی می‌گیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۵۷.</ref><ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۴؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰.</ref> چگونه می‌توان از گناهان کراهت داشت، در حالی که وقوع آنها به [[قضای الهی]] است و باید به آن [[خشنود]] بود و نتیجه این امر، جمع شدن میان [[رضایت]] و کراهت در یک چیز است؟ دو پاسخ داده‌اند:
بعضی محققان در ترسیم [[جایگاه]] مقام رضا در میان منازل عبودی و مقامات [[سیر]] الی‌الله، رضا را [[برتر]] از [[مقام تسلیم]] و [[پایین‌تر]] از فنا بیان کرده‌اند.<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۱.</ref> [[برتری]] رتبه رضا بر مقام تسلیم، از کلمات کسانی نیز برداشت می‌شود که [[تسلیم]] را در قسم معاملات و رضا را در [[قسم]] [[اخلاق]] یاد کرده‌اند.<ref>منازل السائرین، ص ۵۹، ۶۹.</ref> این برتری از آن روست که تسلیم، ترک [[اعتراض]] ظاهری و کراهت [[باطنی]] است؛ ولی رضا [[شادی]] و [[خشنودی]] نفس به فعل خداست.<ref>التسهیل، ج ۱، ص ۶۵؛ البحرالمدید، ج ۱، ص ۱۸۷؛ نیز ر. ک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۲.</ref> در مقابل، برخی تسلیم را بالاتر از مقام رضا دانسته‌اند؛ با این [[استدلال]] که [[بنده]] [[راضی]] خواسته و طبع خود را با خواسته [[حق]] هماهنگ می‌کند؛ اما در [[مقام]] تسلیمْ خواسته و طبعی برای بنده در برابر حق نیست.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۵؛ شرح منظومه، ص ۳۵۹؛ اطیب البیان، ج ۲، ص ۱۹۶.</ref> [[مقام رضا]]، اموری مانند [[دعا]] و [[صدقه]] را [[نفی]] نمی‌کند، چنان‌که [[پیامبران]] و [[ائمّه]] {{عم}} که در بالاترین مراتب [[رضا]] بودند، بسیار دعا می‌کردند و [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی در امر به دعا و بیان سودها و [[ستایش]] آن هست {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}<ref>«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}}<ref>«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.</ref>، زیرا [[خدا]] اشیا را بر اساس رابطه سببیت پدید آورده و از اسباب تحقق برخی امور، می‌توان دعا، صدقه و مانند آن را برشمرد؛ بی‌دعا و صدقه پاره‌ای از [[بلایا]] دفع نمی‌شوند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰-۲۱۱؛ معراج السعاده، ص ۶۹۱.</ref> مقام رضا با [[کراهت]] از [[گناهان]] و دوری از [[اهل]] [[گناه]] و [[دشمنی]] با [[کافران]] و [[فاجران]] نیز منافاتی ندارد، چنان‌که [[قرآن کریم]] راضی بودن به [[معاصی]] را [[سرزنش]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ}}<ref>«به یقین آنان که لقای ما را امید نمی‌برند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانه‌های ما غافلند؛» سوره یونس، آیه ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«راضی شده‌اند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) باشند و بر دل‌هایشان مهر نهاده شده است از این رو در نمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«ایراد تنها بر کسانی است که با آنکه توانگرند، از تو اجازه (ی ترک جهاد) می‌خواهند؛ به این خشنودند که با واپس‌ماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) همراه باشند و خداوند بر دل‌های آنان مهر نهاده است از این رو (چیزی) نمی‌دانند» سوره توبه، آیه ۹۳.</ref> و از [[دوستی با کافران]] و [[فاسقان]] [[نهی]] می‌کند. {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی می‌گیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۵۷.</ref><ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۶۱۴؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۱۰.</ref> چگونه می‌توان از گناهان کراهت داشت، در حالی که وقوع آنها به [[قضای الهی]] است و باید به آن [[خشنود]] بود و نتیجه این امر، جمع شدن میان [[رضایت]] و کراهت در یک چیز است؟ دو پاسخ داده‌اند:
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش