سرگذشت زندگی امام حسین: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام حسین | عنوان مدخل = سرگذشت زندگی امام حسین | مداخل مرتبط = [[سرگذشت زندگی امام حسین در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام حسین | عنوان مدخل = سرگذشت زندگی امام حسین | مداخل مرتبط = [[سرگذشت زندگی امام حسین در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}


==در عصر [[پیامبر خاتم]]{{صل}}==
== در عصر [[پیامبر خاتم]] {{صل}} ==
===[[ولادت امام حسین]]===
=== [[ولادت امام حسین]] ===


==در عصر [[خلفای سه گانه]]==
== در عصر [[خلفای سه گانه]] ==


==در عصر [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}}==
== در عصر [[خلافت امیرالمؤمنین]] {{ع}} ==
===حضور در جنگ‌های [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]]===
=== حضور در جنگ‌های [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] ===


==در عصر [[خلافت]] و [[امامت امام حسن]]{{ع}}==
== در عصر [[خلافت]] و [[امامت امام حسن]] {{ع}} ==


==در عصر حکومت [[معاویه]]==
== در عصر حکومت [[معاویه]] ==


==در عصر حکومت [[یزید]] و [[قیام]] علیه او==
== در عصر حکومت [[یزید]] و [[قیام]] علیه او ==


==[[حادثه عاشورا]] ==
== [[حادثه عاشورا]] ==
== [[شهادت امام حسین]]==
== [[شهادت امام حسین]] ==


==زندگی‌نامه اجمالی‌==
== زندگی‌نامه اجمالی‌==
وی [[حضرت ابی عبدالله الحسین]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]{{عم}} سومین پیشوای [[اهل بیت]]، دومین نواده [[نبی اکرم]]{{صل}}، [[سرور جوانان اهل بهشت]] و گل خوشبوی [[رسول خدا]]، پنجمین درّ گرانمایه [[اهل کساء]] و [[سالار شهیدان]] و [[مادر]] مکرمه‌اش [[فاطمه زهرا]]{{عم}} دخت [[پیامبر خدا]] [[حضرت]] [[محمد بن عبد الله]]{{صل}} است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۵.</ref>
وی [[حضرت ابی عبدالله الحسین]] فرزند [[علی بن ابی طالب]] {{عم}} سومین پیشوای [[اهل بیت]]، دومین نواده [[نبی اکرم]] {{صل}}، [[سرور جوانان اهل بهشت]] و گل خوشبوی [[رسول خدا]]، پنجمین درّ گرانمایه [[اهل کساء]] و [[سالار شهیدان]] و [[مادر]] مکرمه‌اش [[فاطمه زهرا]] {{عم}} دخت [[پیامبر خدا]] [[حضرت]] [[محمد بن عبد الله]] {{صل}} است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۵.</ref>


==توجه [[پیامبر]] به حسین{{ع}}‌==
== توجه [[پیامبر]] به حسین {{ع}}‌==
[[روایات]] فراوانی از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره حسین{{ع}} وارد شده که حاکی از جایگاه برجسته وی در دنیای [[رسالت]] و [[امت]] است و در اینجا جهت [[آگاهی]] به [[مقام]] و [[منزلت]] والای او، نمونه‌ای از آنها را یادآور می‌شویم:
[[روایات]] فراوانی از [[رسول خدا]] {{صل}} درباره حسین {{ع}} وارد شده که حاکی از جایگاه برجسته وی در دنیای [[رسالت]] و [[امت]] است و در اینجا جهت [[آگاهی]] به [[مقام]] و [[منزلت]] والای او، نمونه‌ای از آنها را یادآور می‌شویم:
# [[سلمان]] [[روایت]] کرده که از رسول خدا{{صل}} شنید درباره حسن و حسین می‌فرماید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُمَا فَأَحِبَّهُمَا وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمَا}}<ref>«خدایا! من آن‌دو را دوست دارم تو نیز دوستدارشان باش و دوستان آنان را نیز دوست دار» ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>.
# [[سلمان]] [[روایت]] کرده که از رسول خدا {{صل}} شنید درباره حسن و حسین می‌فرماید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُمَا فَأَحِبَّهُمَا وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمَا}}<ref>«خدایا! من آن‌دو را دوست دارم تو نیز دوستدارشان باش و دوستان آنان را نیز دوست دار» ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>.
#آن‌که [[دوستدار]] حسن و حسین باشد، من او را دوست دارم و هرکه را من دوستدارش بودم، [[خدا]] او را [[دوست]] دارد و هرکس را خدای عز و جل دوست داشته باشد او را وارد [[بهشت]] می‌گرداند و کسی که با حسن و حسین [[دشمنی]] کند، من با او دشمنی می‌کنم و هرکه را من با او دشمنی کنم، خدا او را [[دشمن]] دارد و کسی که خدا با او دشمنی کند وی را در [[آتش دوزخ]] جاودان می‌سازد<ref>ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>.
# آن‌که [[دوستدار]] حسن و حسین باشد، من او را دوست دارم و هرکه را من دوستدارش بودم، [[خدا]] او را [[دوست]] دارد و هرکس را خدای عز و جل دوست داشته باشد او را وارد [[بهشت]] می‌گرداند و کسی که با حسن و حسین [[دشمنی]] کند، من با او دشمنی می‌کنم و هرکه را من با او دشمنی کنم، خدا او را [[دشمن]] دارد و کسی که خدا با او دشمنی کند وی را در [[آتش دوزخ]] جاودان می‌سازد<ref>ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>.
#{{متن حدیث|إِنَّ ابْنَيَّ هَذَيْنِ رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>«این دو فرزندم (حسن و حسین) گل‌های دنیوی منند» ارشاد، ج۲، ص۲۸؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۸؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۶۱۵، ح۳۷۷.</ref>.
#{{متن حدیث|إِنَّ ابْنَيَّ هَذَيْنِ رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>«این دو فرزندم (حسن و حسین) گل‌های دنیوی منند» ارشاد، ج۲، ص۲۸؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۸؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۶۱۵، ح۳۷۷.</ref>.
#از [[ابن مسعود]] روایت شده که گفت: رسول خدا{{صل}} مشغول [[نماز]] گزاردن بود که حسن و حسین وارد شدند و هردو بر پشت پیامبر نشستند، وقتی [[حضرت]] سر از [[سجده]] برداشت آن‌دو را با [[مهربانی]] گرفت، مجددا که به سجده رفت، آن‌دو نیز دوباره بر پشت او سوار شدند، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[فراغت]] یافتن از [[نماز]]، یکی از آنان را بر زانوی راست و دیگری را بر زانوی چپ خود نشانید و سپس فرمود: آن‌کس که مرا [[دوست]] دارد باید [[دوستدار]] این دو باشد<ref>مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۶۶؛ کفایة الطالب، ص۴۲۲؛ اعلام الوری، ج۱، ص۴۳۲.</ref>.
# از [[ابن مسعود]] روایت شده که گفت: رسول خدا {{صل}} مشغول [[نماز]] گزاردن بود که حسن و حسین وارد شدند و هردو بر پشت پیامبر نشستند، وقتی [[حضرت]] سر از [[سجده]] برداشت آن‌دو را با [[مهربانی]] گرفت، مجددا که به سجده رفت، آن‌دو نیز دوباره بر پشت او سوار شدند، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با [[فراغت]] یافتن از [[نماز]]، یکی از آنان را بر زانوی راست و دیگری را بر زانوی چپ خود نشانید و سپس فرمود: آن‌کس که مرا [[دوست]] دارد باید [[دوستدار]] این دو باشد<ref>مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۶۶؛ کفایة الطالب، ص۴۲۲؛ اعلام الوری، ج۱، ص۴۳۲.</ref>.
#{{متن حدیث|حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ}}<ref>«حسین از من است و من از حسین، آن‌کس که حسین را دوست داشته باشد، خدا او را دوست دارد، حسین سبطی از اسباط است» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۱؛ مسند احمد، ج۴، ص۱۷۲؛ صحیح ترمذی، ج۵، ص۶۵۸، ح۳۷۷۵.</ref>.
#{{متن حدیث|حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ}}<ref>«حسین از من است و من از حسین، آن‌کس که حسین را دوست داشته باشد، خدا او را دوست دارد، حسین سبطی از اسباط است» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۱؛ مسند احمد، ج۴، ص۱۷۲؛ صحیح ترمذی، ج۵، ص۶۵۸، ح۳۷۷۵.</ref>.
#{{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ بَعْدِي وَ بَعْدَ أَبِيهِمَا وَ أُمُّهُمَا أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْأَرْضِ}}<ref>«حسن و حسین پس از من و پدرشان، برجسته‌ترین ساکنان روی زمین‌اند و مادر گرامی آنها والاترین بانوان روی زمین به شمار می‌آید» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۱؛ عیون الأخبار الرضا، ج۲، ص۶۲.</ref>.
#{{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ بَعْدِي وَ بَعْدَ أَبِيهِمَا وَ أُمُّهُمَا أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْأَرْضِ}}<ref>«حسن و حسین پس از من و پدرشان، برجسته‌ترین ساکنان روی زمین‌اند و مادر گرامی آنها والاترین بانوان روی زمین به شمار می‌آید» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۱؛ عیون الأخبار الرضا، ج۲، ص۶۲.</ref>.
#{{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}<ref>«حسن و حسین دو سرور جوانان بهشتی‌اند» سنن ابن ماجه، ج۱، ص۵۶؛ ترمذی، ج۵، ص۶۱۴، ح۳۷۶۸؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۵.</ref>.
#{{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}<ref>«حسن و حسین دو سرور جوانان بهشتی‌اند» سنن ابن ماجه، ج۱، ص۵۶؛ ترمذی، ج۵، ص۶۱۴، ح۳۷۶۸؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۵.</ref>.
#از بره دختر [[امیه خزاعی]] نقل شده که گفته است: هنگامی که فاطمه‌ زهرا{{س}} به وجود [[مقدس]] [[امام حسن]] باردار بود، [[رسول خدا]]{{صل}} برای انجام کاری از [[خانه]] بیرون رفت و به [[فاطمه]] فرمود: فاطمه [[جان]]! به زودی صاحب فرزند پسری خواهی شد که [[جبرئیل]] مرا به وجود او مژده داده است، تا من نزدت نیامده‌ام به او شیر ندهی. دخت [[امیّه]] می‌گوید: سه [[روز]] پس از [[تولد]] [[حسن]] که مادرش به او شیر نداده بود، حضور آن بانو شرفیاب شدم و عرض کردم: نوزاد را به من بدهید تا او را شیر دهم. فرمود: هرگز. ولی سپس مهر مادری‌اش بروز کرد و خودش او را شیر داد. وقتی رسول خدا{{صل}} وارد شد، به فاطمه فرمود: چه کردی؟ عرضه داشت: مهر مادری‌ام بروز کرد و او را شیر دادم. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: جز کاری که [[خدا]] خود بخواهد، انجام‌شدنی نیست. اما زمانی که آن مخدره به [[حسین]]{{ع}} باردار شد، رسول خدا{{صل}} به او فرمود: [[فاطمه]] [[جان]]! تو به زودی صاحب فرزند پسری خواهی شد که [[جبرئیل]] مرا به وجود او تهنیت گفته است، تا نزدت نیامده‌ام هرچند یک ماه به طول انجامد، از شیر دادن به او خودداری نما. فاطمه{{س}} عرضه داشت: فرموده شما را عمل خواهم کرد. [[رسول اکرم]]{{صل}} برای انجام کاری در [[سفر]] بود، حسین از [[مادر]] متولد شد تا رسول خدا{{صل}} نیامد فاطمه نوزادش را شیر نداد، [[حضرت]] به دخترش فرمود: چه کرده‌ای؟ عرضه داشت: تاکنون او را شیر نداده‌ام. رسول خدا{{صل}} نوزاد را گرفت و زبان خود را در دهان او نهاد و حسین شروع به مکیدن نمود، تا اینکه حضرت فرمود: «إیها حسین! إیها حسین!؛ حسین جان بس است. سپس فرمود: جز کاری را که [[خداوند]] خود بخواهد انجام پذیرفتنی نیست و [[امامت]] در تو و میان فرزندانت وجود خواهد داشت<ref>اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۷۹.</ref>.
# از بره دختر [[امیه خزاعی]] نقل شده که گفته است: هنگامی که فاطمه‌ زهرا {{س}} به وجود [[مقدس]] [[امام حسن]] باردار بود، [[رسول خدا]] {{صل}} برای انجام کاری از [[خانه]] بیرون رفت و به [[فاطمه]] فرمود: فاطمه [[جان]]! به زودی صاحب فرزند پسری خواهی شد که [[جبرئیل]] مرا به وجود او مژده داده است، تا من نزدت نیامده‌ام به او شیر ندهی. دخت [[امیّه]] می‌گوید: سه [[روز]] پس از [[تولد]] [[حسن]] که مادرش به او شیر نداده بود، حضور آن بانو شرفیاب شدم و عرض کردم: نوزاد را به من بدهید تا او را شیر دهم. فرمود: هرگز. ولی سپس مهر مادری‌اش بروز کرد و خودش او را شیر داد. وقتی رسول خدا {{صل}} وارد شد، به فاطمه فرمود: چه کردی؟ عرضه داشت: مهر مادری‌ام بروز کرد و او را شیر دادم. [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: جز کاری که [[خدا]] خود بخواهد، انجام‌شدنی نیست. اما زمانی که آن مخدره به [[حسین]] {{ع}} باردار شد، رسول خدا {{صل}} به او فرمود: [[فاطمه]] [[جان]]! تو به زودی صاحب فرزند پسری خواهی شد که [[جبرئیل]] مرا به وجود او تهنیت گفته است، تا نزدت نیامده‌ام هرچند یک ماه به طول انجامد، از شیر دادن به او خودداری نما. فاطمه {{س}} عرضه داشت: فرموده شما را عمل خواهم کرد. [[رسول اکرم]] {{صل}} برای انجام کاری در [[سفر]] بود، حسین از [[مادر]] متولد شد تا رسول خدا {{صل}} نیامد فاطمه نوزادش را شیر نداد، [[حضرت]] به دخترش فرمود: چه کرده‌ای؟ عرضه داشت: تاکنون او را شیر نداده‌ام. رسول خدا {{صل}} نوزاد را گرفت و زبان خود را در دهان او نهاد و حسین شروع به مکیدن نمود، تا اینکه حضرت فرمود: «إیها حسین! إیها حسین!؛ حسین جان بس است. سپس فرمود: جز کاری را که [[خداوند]] خود بخواهد انجام پذیرفتنی نیست و [[امامت]] در تو و میان فرزندانت وجود خواهد داشت<ref>اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۷۹.</ref>.
# روزی [[نبی اکرم]]{{صل}} جلوس فرموده بود، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} وارد شدند، وقتی رسول خدا{{صل}} آن‌دو را دید، به پا خواست و قبل از آنکه نزدش آیند، خود به سمت آنها رفت، از آنان استقبال و آنها را بر دوش خود سوار کرد و فرمود: {{متن حدیث|نِعْمَ الْمَطِيُّ مَطِيُّكُمَا، وَ نِعْمَ الرَّاكِبَانِ أَنْتُمَا، وَ أَبُوكُمَا خَيْرٌ مِنْكُمَا}}<ref>«بهترین مرکب، مرکب شما و بهترین سواران شما دو تن هستید و پدرتان از شما برتر است» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۸۵- ۲۸۶.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۸.</ref>
# روزی [[نبی اکرم]] {{صل}} جلوس فرموده بود، [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} وارد شدند، وقتی رسول خدا {{صل}} آن‌دو را دید، به پا خواست و قبل از آنکه نزدش آیند، خود به سمت آنها رفت، از آنان استقبال و آنها را بر دوش خود سوار کرد و فرمود: {{متن حدیث|نِعْمَ الْمَطِيُّ مَطِيُّكُمَا، وَ نِعْمَ الرَّاكِبَانِ أَنْتُمَا، وَ أَبُوكُمَا خَيْرٌ مِنْكُمَا}}<ref>«بهترین مرکب، مرکب شما و بهترین سواران شما دو تن هستید و پدرتان از شما برتر است» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۸۵- ۲۸۶.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۸.</ref>


==[[کنیه]] و لقب‌==
== [[کنیه]] و لقب‌==
کنیه آن بزرگوار، [[ابو عبد الله]]{{ع}} و لقب‌های وی [[رشید]]، وفیّ، طیّب، سیّد، زکیّ، [[مبارک]]، تابع لمرضاة [[الله]]، دلیل [[علی]] ذات الله و [[سبط]] است و برجسته‌ترین [[لقب]] معروف وی [[سرور جوانان اهل بهشت]] است که رسول خدا{{صل}} وی را بدان ملقّب ساخت و درباره او و برادرش [[حسن]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّهُمَا سَيِّدا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}<ref>«آن‌دو سرور جوانان بهشتی‌اند»</ref>. هم‌چنین [[لقب]] [[سبط]] نیز [[القاب]] مشهور آن بزرگوار است، که فرمود: {{متن حدیث|حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ}}<ref>«حسین سبطی از اسباط است‌» ذخائر العقبی، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۷۲.</ref>
کنیه آن بزرگوار، [[ابو عبد الله]] {{ع}} و لقب‌های وی [[رشید]]، وفیّ، طیّب، سیّد، زکیّ، [[مبارک]]، تابع لمرضاة [[الله]]، دلیل [[علی]] ذات الله و [[سبط]] است و برجسته‌ترین [[لقب]] معروف وی [[سرور جوانان اهل بهشت]] است که رسول خدا {{صل}} وی را بدان ملقّب ساخت و درباره او و برادرش [[حسن]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّهُمَا سَيِّدا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}<ref>«آن‌دو سرور جوانان بهشتی‌اند»</ref>. هم‌چنین [[لقب]] [[سبط]] نیز [[القاب]] مشهور آن بزرگوار است، که فرمود: {{متن حدیث|حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ}}<ref>«حسین سبطی از اسباط است‌» ذخائر العقبی، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۷۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش