سوره قدر در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
نود و هفتمین [[سوره]] [[قرآن]] و بیست و پنجمین آن به [[ترتیب نزول]] با موضوع [[شب قدر]]، مکی یا [[مدنی]] بودن آن اختلافی است. این سوره را «قدر» مینامند؛ زیرا در [[آیه]] اول آن [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}}<ref>«ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم» سوره قدر، آیه ۱.</ref>. | نود و هفتمین [[سوره]] [[قرآن]] و بیست و پنجمین آن به [[ترتیب نزول]] با موضوع [[شب قدر]]، مکی یا [[مدنی]] بودن آن اختلافی است. این سوره را «قدر» مینامند؛ زیرا در [[آیه]] اول آن [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}}<ref>«ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم» سوره قدر، آیه ۱.</ref>. | ||
دارای ۵ آیه، ۳۰ کلمه و ۱۱۲ یا ۱۱۴ حرف است. از نظر حجم از «مفصلات» و از گروه «اوساط» و از سورههای کوچک قرآن است که در ردیف سورههای جزء عم و در پایان [[حزب]] سوم جزء سیام قرار دارد. [[سوره قدر]] از [[نزول قرآن]] در شب قدر، [[عظمت]]، [[فضیلت]] و [[برکات]] شب قدر که سرنوشتساز است و شب [[نزول فرشتگان]] [[رحمت]] و رقم زدن [[سرنوشت انسانها]] است، [[سخن]] میگوید<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۶؛ تفسیر الجلالین، ص۸۱۵؛ کشف الاسرار.</ref>. | دارای ۵ آیه، ۳۰ کلمه و ۱۱۲ یا ۱۱۴ حرف است. از نظر حجم از «مفصلات» و از گروه «اوساط» و از سورههای کوچک قرآن است که در ردیف سورههای جزء عم و در پایان [[حزب]] سوم جزء سیام قرار دارد. [[سوره قدر]] از [[نزول قرآن]] در شب قدر، [[عظمت]]، [[فضیلت]] و [[برکات]] شب قدر که سرنوشتساز است و شب [[نزول فرشتگان]] [[رحمت]] و رقم زدن [[سرنوشت انسانها]] است، [[سخن]] میگوید<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۶؛ تفسیر الجلالین، ص۸۱۵؛ کشف الاسرار.</ref>. | ||
این سوره نزول قرآن در شب قدر را بیان میکند و آن شب را [[تعظیم]] نموده از هزار ماه بالاتر میداند، چون در آن شب [[ملائکه]] و [[روح]] نازل میشوند. این سوره، هم احتمال مکی بودن را دارد و هم میتواند مدنی باشد و روایاتی که درباره [[سبب نزول]] آن از [[امامان]]{{عم}} و از دیگران رسیده خالی از [[تأیید]] مدنی بودن آن نیست. [[ضمیر]] در {{متن قرآن|أَنْزَلْنَاهُ}} به قرآن برمیگردد و ظاهرش این است که: میخواهد بفرماید همه قرآن را در شب قدر نازل کرده، نه بعضی از [[آیات]] آن را، مؤیدش هم این است که تعبیر به «انزال» کرده است که ظاهر در اعتبار [[یکپارچگی]] است، نه [[تنزیل]] که ظاهر در نازل کردن تدریجی است. آیه زیر هم مانند آیه مورد بحث میباشد که میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ}}<ref>«که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بیگمان ما بیمدهنده بودیم» سوره دخان، آیه ۳.</ref> که صریحاً فرموده همه کتاب را در آن شب نازل کرده، چون ظاهرش این است که نخست [[سوگند]] به همه کتاب خورده، بعد فرموده این کتاب را که به حرمتش سوگند خوردیم، در یک شب و یکپارچه نازل کردیم. پس مدلول [[آیات]] این میشود که [[قرآن کریم]] دو [[جور]] نازل شده، یکی یک پارچه در یک شب معین و یکی هم به تدریج و در طول بیست و سه سال [[نبوت]] که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا}}<ref>«و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۶.</ref> [[نزول]] تدریجی آن را بیان میکند و همچنین [[آیه]]: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}<ref>«و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.</ref><ref>المیزان.</ref>. | این سوره نزول قرآن در شب قدر را بیان میکند و آن شب را [[تعظیم]] نموده از هزار ماه بالاتر میداند، چون در آن شب [[ملائکه]] و [[روح]] نازل میشوند. این سوره، هم احتمال مکی بودن را دارد و هم میتواند مدنی باشد و روایاتی که درباره [[سبب نزول]] آن از [[امامان]] {{عم}} و از دیگران رسیده خالی از [[تأیید]] مدنی بودن آن نیست. [[ضمیر]] در {{متن قرآن|أَنْزَلْنَاهُ}} به قرآن برمیگردد و ظاهرش این است که: میخواهد بفرماید همه قرآن را در شب قدر نازل کرده، نه بعضی از [[آیات]] آن را، مؤیدش هم این است که تعبیر به «انزال» کرده است که ظاهر در اعتبار [[یکپارچگی]] است، نه [[تنزیل]] که ظاهر در نازل کردن تدریجی است. آیه زیر هم مانند آیه مورد بحث میباشد که میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ}}<ref>«که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بیگمان ما بیمدهنده بودیم» سوره دخان، آیه ۳.</ref> که صریحاً فرموده همه کتاب را در آن شب نازل کرده، چون ظاهرش این است که نخست [[سوگند]] به همه کتاب خورده، بعد فرموده این کتاب را که به حرمتش سوگند خوردیم، در یک شب و یکپارچه نازل کردیم. پس مدلول [[آیات]] این میشود که [[قرآن کریم]] دو [[جور]] نازل شده، یکی یک پارچه در یک شب معین و یکی هم به تدریج و در طول بیست و سه سال [[نبوت]] که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا}}<ref>«و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۶.</ref> [[نزول]] تدریجی آن را بیان میکند و همچنین [[آیه]]: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}<ref>«و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.</ref><ref>المیزان.</ref>. | ||
[[ابن عباس]] میگوید: [[خدا]] [[قرآن]] را یک بار در [[شب قدر]] از «[[لوح محفوظ]]» به [[آسمان]] [[دنیا]] فرود آورد، آنگاه آن را به تدریج در مدت ۲۳ سال بر [[پیامبر]] فرو فرستاد<ref>مجمع البیان.</ref>. | [[ابن عباس]] میگوید: [[خدا]] [[قرآن]] را یک بار در [[شب قدر]] از «[[لوح محفوظ]]» به [[آسمان]] [[دنیا]] فرود آورد، آنگاه آن را به تدریج در مدت ۲۳ سال بر [[پیامبر]] فرو فرستاد<ref>مجمع البیان.</ref>. | ||
همه [[روایات]] مختلفی که از [[ائمه]]{{عم}} وارد شده است متفقند که شب قدر تا [[روز قیامت]] باقی است و همه ساله تکرار میشود و نیز [[لیلة القدر]] شبی از شبهای [[رمضان]] و نیز یکی از سه شب نوزده و بیست و یک و بیست و سه است، اما در منابع [[اهل تسنن]]، مانند [[تفسیر]] [[الدر المنثور]] روایات به طور عجیبی [[اختلاف]] دارند که به هیچ وجه نمیشود بین آنها را جمع کرد، ولی معروف بین اهل تسنن این است که شب قدر، [[شب]] بیست و هفتم [[ماه رمضان]] است و در آن شب بوده که قرآن نازل شده است. | همه [[روایات]] مختلفی که از [[ائمه]] {{عم}} وارد شده است متفقند که شب قدر تا [[روز قیامت]] باقی است و همه ساله تکرار میشود و نیز [[لیلة القدر]] شبی از شبهای [[رمضان]] و نیز یکی از سه شب نوزده و بیست و یک و بیست و سه است، اما در منابع [[اهل تسنن]]، مانند [[تفسیر]] [[الدر المنثور]] روایات به طور عجیبی [[اختلاف]] دارند که به هیچ وجه نمیشود بین آنها را جمع کرد، ولی معروف بین اهل تسنن این است که شب قدر، [[شب]] بیست و هفتم [[ماه رمضان]] است و در آن شب بوده که قرآن نازل شده است. | ||
[[میبدی]] نوشته است: ای خداوندی که یاد تو بیان [[دل]] و زبان است و مهر تو میان سر و [[جان]]، وصل تو زندگانی [[جان]] است و [[رستخیز]] [[نهان]]، ای خداوندی که به [[علم]] هر جایی و به ذات بر [[آسمان]]. [[قرب]] تو در دیدن است و اشارت در نفس و صحبت در جان ای خداوندی که در نهانی پیدایی و در پیدایی نهان. یافت تو [[روز]] است که خود برآید ناگاهان. یاونده تو نه به [[شادی]] پردازد نه به اندوهان سرگشته در کار. تو همچون: بیخبران [[مشتاق]] تو در [[کویت]] از [[شوق]] تو سرگردان، از [[خلق]] جدا گشته، [[خرسند]] به خلقانها، ز سوز جگر چشمی، چون حلقه گوهرها، وز [[آتش]] [[دل]] آهی، چون رشته مرجانها. {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}}<ref>«ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم» سوره قدر، آیه ۱.</ref>. | [[میبدی]] نوشته است: ای خداوندی که یاد تو بیان [[دل]] و زبان است و مهر تو میان سر و [[جان]]، وصل تو زندگانی [[جان]] است و [[رستخیز]] [[نهان]]، ای خداوندی که به [[علم]] هر جایی و به ذات بر [[آسمان]]. [[قرب]] تو در دیدن است و اشارت در نفس و صحبت در جان ای خداوندی که در نهانی پیدایی و در پیدایی نهان. یافت تو [[روز]] است که خود برآید ناگاهان. یاونده تو نه به [[شادی]] پردازد نه به اندوهان سرگشته در کار. تو همچون: بیخبران [[مشتاق]] تو در [[کویت]] از [[شوق]] تو سرگردان، از [[خلق]] جدا گشته، [[خرسند]] به خلقانها، ز سوز جگر چشمی، چون حلقه گوهرها، وز [[آتش]] [[دل]] آهی، چون رشته مرجانها. {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}}<ref>«ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم» سوره قدر، آیه ۱.</ref>. | ||
یک قول از اقوال [[مفسران]] در معنی این [[آیت]] آن است که: {{عربی|"انزلنا القرآن في شأن ليلة القدر و منزلتها و تعظيمها"}}. میگوید: ما در [[تعظیم]] [[شب قدر]] از آسمان [[قرآن]] فرستادیم و به [[وحی]] [[پاک]] و پیغام راست عالمیان را از [[خیرات]] و [[برکات]] و [[منزلت]] و [[مرتبت]] این شب خبر دادیم. اندرین شب [[جنات عدن]] و فرادیس [[اعلی]] درها باز نهاده و ساکنان [[جنة الخلد]] بر کنگرهها نشسته و [[ارواح انبیا]] و [[شهدا]] در [[علیین]] فرا طرب آمده، [[نسیم]] [[روح]] ازلیت از جانب قربت به دل [[دوستان]] میدمد و باد [[کرم]] از هواء فردانیت بر جان [[عاشقان]] میوزد و ز [[دوست]] خطاب میآید که: {{عربی|"ليقم القانتون أين المستغفرون؟"}} کجايند جوانمردان شبخیزان که در آرزوی مواصلت ما بیخواب و بیآرام بودهاند و در راه [[عشق]] ما شربت [[بلا]] نوشیدهاند؟ تا ما خستگی ایشان مرهم نهیم و اندرین شب قدر ایشان را با قدر و منزلت بازگردانیم! که امشب شب نواختن [[بندگان]] است، وقت [[قبول توبه]] [[عاصیان]] است، موسم و میعاد [[آشتی]] جویان است، هنگام ناز عاشقان و [[راز]] [[محبان]] است. همه شب داعیان را [[اجابت]] است، سائلان را عطیت است، [[مجتهدان]] را معونت است، مطیعان را مثوبت است، [[عاصیان]] را [[مغفرت]] است، [[محبان]] را [[کرامت]] است... و در خبر است که فریشتگان هر مؤمنی را که در [[نماز]] بود دست در دست نهند و بر وی [[سلام]] کنند، گویند: {{عربی|السلام عليك يا مؤمن}} و اگر بیرون از نماز بود، [[سلام]] کنند و اگر در [[خواب]] بود از دور به [[رحمت]] در وی نگرند. آن [[ساعت]] که چشم [[بنده]] [[مؤمن]] آب ریزد و مویها بر اندام وی به پای شود، نشان آن است که [[جبرئیل]] [[دست]] در دست وی نهاده چندان رحمت بر [[مؤمنان]] قسمت کند که زیادت آید. [[جبرئیل]] گوید: خداوندا زیادتی رحمت را چه کنم؟ [[فرمان]] آید که: سزای [[کرم]] ما نبود که رحمتی که به [[خلق]] فرستادیم باز بریم آن را میدار تا غازیان، [[کافران]] را هزیمت کنند و [[فرزندان]] ایشان را [[اسیر]] آرند. آن فرزندان را ازین رحمت بهره بود تا به [[برکت]] این رحمت [[ایمان]] آرند. آنگه به وقت [[صبح]]جبرئیل آواز دهد که: {{عربی|یا معشر الملائکة الرحیل الرحیل}}، علَمها بردارید تا بر [[آسمان]] به [[مقام]] معلوم خود باز شویم، فرمان آید از [[جبار]] عالم که برآمدن شما روا نیست که خفتگان [[امت]] [[محمد]] را سلام نکردید. قومی که هنوز در خوابند [[صبر]] کنید تا بیدار شوند و ایشان را سلام کنید. آن گه فریشتگان به وقت طلوع [[آفتاب]] به آسمان باز شوند به جای خویش حلقه حلقه بنشینند و یکدیگر را به [[تعجب]] باز میگویند که: [[حق]] جل جلاله امشب با امت محمد{{صل}} چه [[فضل]] کرد و چه نواخت بر ایشان نهاد! و از [[حق]] جل جلاله آن ساعت ندا آید که: ای [[مقربان]] درگاه و ای طاوسان مملکت و ای [[عابدان]] سدره، [[گواه]] باشید که از امت محمد{{صل}} هرکه [[مطیع]] بودند [[طاعات]] ایشان پذیرفتم و پسندیدم و هر چه عاصیان بودند [[معصیت]] ایشان آمرزیدم و ایشان را به مطیعان بخشیدم<ref>کشف الاسرار.</ref>. | یک قول از اقوال [[مفسران]] در معنی این [[آیت]] آن است که: {{عربی|"انزلنا القرآن في شأن ليلة القدر و منزلتها و تعظيمها"}}. میگوید: ما در [[تعظیم]] [[شب قدر]] از آسمان [[قرآن]] فرستادیم و به [[وحی]] [[پاک]] و پیغام راست عالمیان را از [[خیرات]] و [[برکات]] و [[منزلت]] و [[مرتبت]] این شب خبر دادیم. اندرین شب [[جنات عدن]] و فرادیس [[اعلی]] درها باز نهاده و ساکنان [[جنة الخلد]] بر کنگرهها نشسته و [[ارواح انبیا]] و [[شهدا]] در [[علیین]] فرا طرب آمده، [[نسیم]] [[روح]] ازلیت از جانب قربت به دل [[دوستان]] میدمد و باد [[کرم]] از هواء فردانیت بر جان [[عاشقان]] میوزد و ز [[دوست]] خطاب میآید که: {{عربی|"ليقم القانتون أين المستغفرون؟"}} کجايند جوانمردان شبخیزان که در آرزوی مواصلت ما بیخواب و بیآرام بودهاند و در راه [[عشق]] ما شربت [[بلا]] نوشیدهاند؟ تا ما خستگی ایشان مرهم نهیم و اندرین شب قدر ایشان را با قدر و منزلت بازگردانیم! که امشب شب نواختن [[بندگان]] است، وقت [[قبول توبه]] [[عاصیان]] است، موسم و میعاد [[آشتی]] جویان است، هنگام ناز عاشقان و [[راز]] [[محبان]] است. همه شب داعیان را [[اجابت]] است، سائلان را عطیت است، [[مجتهدان]] را معونت است، مطیعان را مثوبت است، [[عاصیان]] را [[مغفرت]] است، [[محبان]] را [[کرامت]] است... و در خبر است که فریشتگان هر مؤمنی را که در [[نماز]] بود دست در دست نهند و بر وی [[سلام]] کنند، گویند: {{عربی|السلام عليك يا مؤمن}} و اگر بیرون از نماز بود، [[سلام]] کنند و اگر در [[خواب]] بود از دور به [[رحمت]] در وی نگرند. آن [[ساعت]] که چشم [[بنده]] [[مؤمن]] آب ریزد و مویها بر اندام وی به پای شود، نشان آن است که [[جبرئیل]] [[دست]] در دست وی نهاده چندان رحمت بر [[مؤمنان]] قسمت کند که زیادت آید. [[جبرئیل]] گوید: خداوندا زیادتی رحمت را چه کنم؟ [[فرمان]] آید که: سزای [[کرم]] ما نبود که رحمتی که به [[خلق]] فرستادیم باز بریم آن را میدار تا غازیان، [[کافران]] را هزیمت کنند و [[فرزندان]] ایشان را [[اسیر]] آرند. آن فرزندان را ازین رحمت بهره بود تا به [[برکت]] این رحمت [[ایمان]] آرند. آنگه به وقت [[صبح]]جبرئیل آواز دهد که: {{عربی|یا معشر الملائکة الرحیل الرحیل}}، علَمها بردارید تا بر [[آسمان]] به [[مقام]] معلوم خود باز شویم، فرمان آید از [[جبار]] عالم که برآمدن شما روا نیست که خفتگان [[امت]] [[محمد]] را سلام نکردید. قومی که هنوز در خوابند [[صبر]] کنید تا بیدار شوند و ایشان را سلام کنید. آن گه فریشتگان به وقت طلوع [[آفتاب]] به آسمان باز شوند به جای خویش حلقه حلقه بنشینند و یکدیگر را به [[تعجب]] باز میگویند که: [[حق]] جل جلاله امشب با امت محمد {{صل}} چه [[فضل]] کرد و چه نواخت بر ایشان نهاد! و از [[حق]] جل جلاله آن ساعت ندا آید که: ای [[مقربان]] درگاه و ای طاوسان مملکت و ای [[عابدان]] سدره، [[گواه]] باشید که از امت محمد {{صل}} هرکه [[مطیع]] بودند [[طاعات]] ایشان پذیرفتم و پسندیدم و هر چه عاصیان بودند [[معصیت]] ایشان آمرزیدم و ایشان را به مطیعان بخشیدم<ref>کشف الاسرار.</ref>. | ||
در [[ادبیات]] و [[عرفان]] [[فارسی]] [[شب قدر]]، شبی است که [[عارف]] [[خدا]] را، به تجلی خاص مشرف میگردانند تا با آن تجلی، [[حبیب]]، قدر و مرتبه خود را به [[محبوب]] بشناساند. و آن وقت ابتدای وصول سالک به [[مقام]] [[اهل]] کمال در [[معرفت]] است. مطلع [[نور]] تجلی [[آفتاب]] روی اوست، لیلة القدری که میگویند هست آن، موی اوست<ref>نسیمی.</ref>. | در [[ادبیات]] و [[عرفان]] [[فارسی]] [[شب قدر]]، شبی است که [[عارف]] [[خدا]] را، به تجلی خاص مشرف میگردانند تا با آن تجلی، [[حبیب]]، قدر و مرتبه خود را به [[محبوب]] بشناساند. و آن وقت ابتدای وصول سالک به [[مقام]] [[اهل]] کمال در [[معرفت]] است. مطلع [[نور]] تجلی [[آفتاب]] روی اوست، لیلة القدری که میگویند هست آن، موی اوست<ref>نسیمی.</ref>. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
به [[عقیده]] [[مولوی]]، پوشیدگی شب قدر به سبب این است که انسان به تکاپو بیفتد و همه شبهای [[ماه رمضان]] را در حال [[مراقبه]] به سر برد تا بالاخره آن شب را بیابد و به مواهب آن برسد. شب قدر نشانه شایستهای است از [[حقیقت]] که در [[دل]] خطاها و پندارهای نادرست نهفته است تا اهلیت و [[استعداد]] [[جان]] را در [[کشف]] حقیقت از راه جستوجوی توأم با شکیب بیازماید. صوفیان، شب قدر را به شبی اطلاق میکنند که سالک به تجلی خاصی [[تشرف]] مییابد تا با آن تجلی، قدر و مرتبه خود را نسبت به [[حضرت حق]] بشناسد و این ابتدای وصول سالک به [[مقام]] جمع است. همه شبهای سال میتواند [[شب قدر]] باشد. به این معنی که اگر [[انسان]] به کمال خود برسد یعنی به [[مشاهده]] [[جمال]] [[حق]] نایل شود آن شب نسبت به او شب قدر محسوب میشود ولی نسبت به دیگران شب عادی است. | به [[عقیده]] [[مولوی]]، پوشیدگی شب قدر به سبب این است که انسان به تکاپو بیفتد و همه شبهای [[ماه رمضان]] را در حال [[مراقبه]] به سر برد تا بالاخره آن شب را بیابد و به مواهب آن برسد. شب قدر نشانه شایستهای است از [[حقیقت]] که در [[دل]] خطاها و پندارهای نادرست نهفته است تا اهلیت و [[استعداد]] [[جان]] را در [[کشف]] حقیقت از راه جستوجوی توأم با شکیب بیازماید. صوفیان، شب قدر را به شبی اطلاق میکنند که سالک به تجلی خاصی [[تشرف]] مییابد تا با آن تجلی، قدر و مرتبه خود را نسبت به [[حضرت حق]] بشناسد و این ابتدای وصول سالک به [[مقام]] جمع است. همه شبهای سال میتواند [[شب قدر]] باشد. به این معنی که اگر [[انسان]] به کمال خود برسد یعنی به [[مشاهده]] [[جمال]] [[حق]] نایل شود آن شب نسبت به او شب قدر محسوب میشود ولی نسبت به دیگران شب عادی است. | ||
از جهت ساختاری [[آیه]] {{متن قرآن|لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref>«شب قدر از هزار ماه بهتر است» سوره قدر، آیه ۳.</ref>، [[پیام]] مرکزی [[سوره قدر]] است. در [[تفسیر برهان]] از [[شیخ طوسی]] از [[ابوذر]] [[روایت]] آورده که گفت: به [[رسول خدا]]{{صل}} عرضه داشتم یا [[رسول الله]] آیا شب قدر، شبی است که در [[عهد]] [[انبیاء]] بوده و امر بر آنان نازل میشده و چون از [[دنیا]] میرفتند [[نزول]] امر در آن شب تعطیل میشده است؟ فرمود: نه بلکه شب قدر تا [[قیامت]] هست. «قدر» در معانی گوناگونی به کار رفته است؛ از جمله «تقدیر»<ref>مصباح.</ref>؛ «[[تدبیر امور]]»<ref>قاموس.</ref>؛ «[[تقسیم ارزاق]]»، «[[شرف]]» و «[[عظمت]]» <ref>تاج العروس.</ref>. اما مطلق بودن کلمه «قدر»، آن را [[شایسته]] تطبیق بر تمام مقدرات ساخته و {{متن قرآن|مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«برای هر کاری» سوره قدر، آیه ۴.</ref> (در ذیل [[سوره]]) [[شاهد]] تعمیم آن است. [[مولوی]] سروده است: تو لیلة القدری برو تا لیلة القدری شوی / چون قدر مر [[ارواح]] را کاشانه شو کاشانه شو<ref>کلیات شمس، غزل ۲۱۳۱.</ref>.<ref>[[سید سلمان صفوی|صفوی، سید سلمان]]، [[سوره قدر (مقاله)|مقاله «سوره قدر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | از جهت ساختاری [[آیه]] {{متن قرآن|لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref>«شب قدر از هزار ماه بهتر است» سوره قدر، آیه ۳.</ref>، [[پیام]] مرکزی [[سوره قدر]] است. در [[تفسیر برهان]] از [[شیخ طوسی]] از [[ابوذر]] [[روایت]] آورده که گفت: به [[رسول خدا]] {{صل}} عرضه داشتم یا [[رسول الله]] آیا شب قدر، شبی است که در [[عهد]] [[انبیاء]] بوده و امر بر آنان نازل میشده و چون از [[دنیا]] میرفتند [[نزول]] امر در آن شب تعطیل میشده است؟ فرمود: نه بلکه شب قدر تا [[قیامت]] هست. «قدر» در معانی گوناگونی به کار رفته است؛ از جمله «تقدیر»<ref>مصباح.</ref>؛ «[[تدبیر امور]]»<ref>قاموس.</ref>؛ «[[تقسیم ارزاق]]»، «[[شرف]]» و «[[عظمت]]» <ref>تاج العروس.</ref>. اما مطلق بودن کلمه «قدر»، آن را [[شایسته]] تطبیق بر تمام مقدرات ساخته و {{متن قرآن|مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«برای هر کاری» سوره قدر، آیه ۴.</ref> (در ذیل [[سوره]]) [[شاهد]] تعمیم آن است. [[مولوی]] سروده است: تو لیلة القدری برو تا لیلة القدری شوی / چون قدر مر [[ارواح]] را کاشانه شو کاشانه شو<ref>کلیات شمس، غزل ۲۱۳۱.</ref>.<ref>[[سید سلمان صفوی|صفوی، سید سلمان]]، [[سوره قدر (مقاله)|مقاله «سوره قدر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||