جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مهدویت}} | {{مهدویت}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*از ناگهانی بودن [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} فهمیده میشود این است که: ما نمیتوانیم به چیزی به نام "[[ظهور]] صغری" قائل شویم، چنان که اخیراً در بعضی از نوشتهها به چشم میخورد. میگویند: لازمه [[تشبیه]] وجود [[مقدس]] [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} به [[خورشید]] که در [[روایات]] متعددی آمده است این است که: چنان که [[خورشید]] بعد از غروب تا یکی دو ساعت نورش باقی میماند و یک دفعه [[جهان]] را تاریک نمیکند و نمیگذارد فسادهایی که ناشی از یک مرتبه تاریک شدن است ایجاد شود، در موقع طلوع هم یک دفعه روشن نمیشود بلکه با یکی دو ساعت طول کشیدن، کم کم نورش ظاهر میشود و نمیگذارد ضررهایی که ناشی از روشن شدن یک دفعه است به وجود آید. هم چنین [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} هم وقتی میخواهد از میان [[مردم]] [[غایب]] شود باید [[غیبت صغری]] داشته باشد، که داشته، و باید [[ظهور]] صغری نیز داشته باشد که مدعای ماست<ref>آیا ظهور نزدیک است، ص ۱۳۵ و ۱۳۶.</ref>. | * از ناگهانی بودن [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} فهمیده میشود این است که: ما نمیتوانیم به چیزی به نام "[[ظهور]] صغری" قائل شویم، چنان که اخیراً در بعضی از نوشتهها به چشم میخورد. میگویند: لازمه [[تشبیه]] وجود [[مقدس]] [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} به [[خورشید]] که در [[روایات]] متعددی آمده است این است که: چنان که [[خورشید]] بعد از غروب تا یکی دو ساعت نورش باقی میماند و یک دفعه [[جهان]] را تاریک نمیکند و نمیگذارد فسادهایی که ناشی از یک مرتبه تاریک شدن است ایجاد شود، در موقع طلوع هم یک دفعه روشن نمیشود بلکه با یکی دو ساعت طول کشیدن، کم کم نورش ظاهر میشود و نمیگذارد ضررهایی که ناشی از روشن شدن یک دفعه است به وجود آید. هم چنین [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} هم وقتی میخواهد از میان [[مردم]] [[غایب]] شود باید [[غیبت صغری]] داشته باشد، که داشته، و باید [[ظهور]] صغری نیز داشته باشد که مدعای ماست<ref>آیا ظهور نزدیک است، ص ۱۳۵ و ۱۳۶.</ref>. | ||
در این عبارات هیچ گونه استدلالی برای وجود "[[ظهور]] صغری" به چش نمیخورد. تنها چیزی که وجود دارد، دو [[تشبیه]] و دو [[قیاس]] بدون [[دلیل]] است: یکی این که چون [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} به [[خورشید]] [[تشبیه]] شدهاند، پس باید همه خصوصیاتی که در طلوع و غروب [[خورشید]] هست، به ایشان نسبت بدهیم. این سخن هیچ [[دلیل]] و منطقی ندارد، زیرا در هر تشبیهی گوینده یکی دو وجه شباهت را قصد میکند و هیچگاه همه خصوصیات مشبه به به مشبه سرایت نمیشود. اگر به وجه یا وجوه شباهت تصریح شده باشد که روشن میشود و اگر جهت [[تشبیه]] مشخص نشده باشد، معمولاً صفات بارز و شاخص مشبه به را به عنوان وجه شباهت تلقی میکنند. مثلاً اگر [[انسان]] [[شجاع]] را در زبان فارسی یا [[عربی]] به شیر [[تشبیه]] میکنند، هرگز تمام صفات شیر – اعم از حیوانیت، درنده بودن و... مورد نظر [[تشبیه]] کننده نیست، بلکه وجه شباهت همان ویژگی [[شجاعت]] است که صفت بارز و شاخص در شیر درنده میباشد. اگر کسی بخواهد ویژگی دیگری از مشبه به را – که به آن تصریح نشده است – به مشبه سرایت دهد، باید قرینه و [[دلیل]] روشن اقامه کند. | در این عبارات هیچ گونه استدلالی برای وجود "[[ظهور]] صغری" به چش نمیخورد. تنها چیزی که وجود دارد، دو [[تشبیه]] و دو [[قیاس]] بدون [[دلیل]] است: یکی این که چون [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} به [[خورشید]] [[تشبیه]] شدهاند، پس باید همه خصوصیاتی که در طلوع و غروب [[خورشید]] هست، به ایشان نسبت بدهیم. این سخن هیچ [[دلیل]] و منطقی ندارد، زیرا در هر تشبیهی گوینده یکی دو وجه شباهت را قصد میکند و هیچگاه همه خصوصیات مشبه به به مشبه سرایت نمیشود. اگر به وجه یا وجوه شباهت تصریح شده باشد که روشن میشود و اگر جهت [[تشبیه]] مشخص نشده باشد، معمولاً صفات بارز و شاخص مشبه به را به عنوان وجه شباهت تلقی میکنند. مثلاً اگر [[انسان]] [[شجاع]] را در زبان فارسی یا [[عربی]] به شیر [[تشبیه]] میکنند، هرگز تمام صفات شیر – اعم از حیوانیت، درنده بودن و... مورد نظر [[تشبیه]] کننده نیست، بلکه وجه شباهت همان ویژگی [[شجاعت]] است که صفت بارز و شاخص در شیر درنده میباشد. اگر کسی بخواهد ویژگی دیگری از مشبه به را – که به آن تصریح نشده است – به مشبه سرایت دهد، باید قرینه و [[دلیل]] روشن اقامه کند. | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
علاوه بر همه اینها چون وقت [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} همان طور که در فصل گذشته بیان شد – قابل [[بداء]] است، به فرض هم که چیزی تحت عنوان "[[ظهور]] صغری" تحقق پیدا کند، هیچ ضرورتی بر این که پس از آن، [[ظهور]] کامل انجام شود، وجود ندارد. این موضوع را همان نویسندهای که نظریه "[[ظهور]] صغری" را مطرح کرده، در انتهای سخنانش پذیرفته است. شاید این تجلیات و این [[علائم]] و این [[نور]] که از افق سر زده (خدای ناکرده) باز منتهی به [[تاریکی]] مطلق شود. زیرا اینها تمام تحت [[اراده الهی]] است و میدانیم که [[خدا]] دستش باز است و هر چه بخواهد میکند و کسی نمیتواند ایرادی داشته باشد و یا از او سؤالی بکند<ref>آیا ظهور نزدیک است ص ۱۴۲.</ref>. حال که چنین است، طرح این نظریه بدون [[دلیل]] چه فایده و اثر مثبتی میتواند داشته باشد؟<ref>[[سید محمد بنیهاشمی|بنیهاشمی، سید محمد]]، [[سلسله درسهای مهدویت ج۱۰ (کتاب)|انتظار فرج]]، ص ۲۰۱-۲۰۵.</ref>. | علاوه بر همه اینها چون وقت [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} همان طور که در فصل گذشته بیان شد – قابل [[بداء]] است، به فرض هم که چیزی تحت عنوان "[[ظهور]] صغری" تحقق پیدا کند، هیچ ضرورتی بر این که پس از آن، [[ظهور]] کامل انجام شود، وجود ندارد. این موضوع را همان نویسندهای که نظریه "[[ظهور]] صغری" را مطرح کرده، در انتهای سخنانش پذیرفته است. شاید این تجلیات و این [[علائم]] و این [[نور]] که از افق سر زده (خدای ناکرده) باز منتهی به [[تاریکی]] مطلق شود. زیرا اینها تمام تحت [[اراده الهی]] است و میدانیم که [[خدا]] دستش باز است و هر چه بخواهد میکند و کسی نمیتواند ایرادی داشته باشد و یا از او سؤالی بکند<ref>آیا ظهور نزدیک است ص ۱۴۲.</ref>. حال که چنین است، طرح این نظریه بدون [[دلیل]] چه فایده و اثر مثبتی میتواند داشته باشد؟<ref>[[سید محمد بنیهاشمی|بنیهاشمی، سید محمد]]، [[سلسله درسهای مهدویت ج۱۰ (کتاب)|انتظار فرج]]، ص ۲۰۱-۲۰۵.</ref>. | ||
==پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم == | ||
* [[آیا نظریه ظهور صغری صحیح است؟ (پرسش)]] | * [[آیا نظریه ظهور صغری صحیح است؟ (پرسش)]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||