جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
{{اصلی|عبادت در حدیث}} | {{اصلی|عبادت در حدیث}} | ||
[[روایات]] متعددی از [[معصومین]]{{عم}} در [[تفسیر]] معنای عبادت مخلصانه [[خداوند]] وارد شده و آن را به [[اخلاص]] در [[اطاعت]] [[امر و نهی]] [[الهی]] و [[اطاعت امام]] [[منصوب]] از سوی [[خدا]] [[تفسیر]] کردهاند که برای نمونه به دو [[روایات]] اشاره میشود: | [[روایات]] متعددی از [[معصومین]] {{عم}} در [[تفسیر]] معنای عبادت مخلصانه [[خداوند]] وارد شده و آن را به [[اخلاص]] در [[اطاعت]] [[امر و نهی]] [[الهی]] و [[اطاعت امام]] [[منصوب]] از سوی [[خدا]] [[تفسیر]] کردهاند که برای نمونه به دو [[روایات]] اشاره میشود: | ||
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "کسی که فردی را در [[معصیت خدا]] [[اطاعت]] کند آن [[فرد]] را پرستیده است"<ref>{{متن حدیث|مَنْ أَطَاعَ رَجُلًا فِي مَعْصِيَةٍ فَقَدْ عَبَدَهُ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۳۹۸.</ref>. | # [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "کسی که فردی را در [[معصیت خدا]] [[اطاعت]] کند آن [[فرد]] را پرستیده است"<ref>{{متن حدیث|مَنْ أَطَاعَ رَجُلًا فِي مَعْصِيَةٍ فَقَدْ عَبَدَهُ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۳۹۸.</ref>. | ||
# [[علی بن ابراهیم]] در [[تفسیر]] [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«نیافریدم جن و انس را مگر برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] میکند که حضرت فرمود: یعنی: برای [[دستور]] و [[فرمان]] و [[تکلیف]] آنان را [[آفریده]] و [[آفرینش]] آنان برای آن نبود که جبراً او را بپرستند بلکه آنان را آفرید تا به [[اختیار]] و [[انتخاب]] خود عمل کنند تا آنان را به وسیله [[امر و نهی]] بیازماید و معلوم کند چه کسی فرمانبر است و چه کسی [[نافرمانی]] میکند<ref>{{متن حدیث|قال: خلقهم للأمر و النهي و التكليف، و ليست خلقة جبرِ أن يعبدوه و لكن خلقة اختيار ليختبرهم بالأمر و النهي و من يطع اللَّه و من يعصي}}؛ ابوالحسن علی بن ابراهیم القمی، تفسیر القمی، ج۲، ص۳۳۱، و تفسیر نورالثقلین به نقل از تفسیر قمی، ج۷، ص۱۴۷.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱.</ref> | # [[علی بن ابراهیم]] در [[تفسیر]] [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«نیافریدم جن و انس را مگر برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] میکند که حضرت فرمود: یعنی: برای [[دستور]] و [[فرمان]] و [[تکلیف]] آنان را [[آفریده]] و [[آفرینش]] آنان برای آن نبود که جبراً او را بپرستند بلکه آنان را آفرید تا به [[اختیار]] و [[انتخاب]] خود عمل کنند تا آنان را به وسیله [[امر و نهی]] بیازماید و معلوم کند چه کسی فرمانبر است و چه کسی [[نافرمانی]] میکند<ref>{{متن حدیث|قال: خلقهم للأمر و النهي و التكليف، و ليست خلقة جبرِ أن يعبدوه و لكن خلقة اختيار ليختبرهم بالأمر و النهي و من يطع اللَّه و من يعصي}}؛ ابوالحسن علی بن ابراهیم القمی، تفسیر القمی، ج۲، ص۳۳۱، و تفسیر نورالثقلین به نقل از تفسیر قمی، ج۷، ص۱۴۷.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱.</ref> | ||
== عبادت هدف خلقت == | == عبادت هدف خلقت == | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
=== اقسام عبادتکنندگان === | === اقسام عبادتکنندگان === | ||
یکی از تقسیمها در عبادت، مربوط به عبادتکنندگان است که [[احادیث]] وارده به تبیین اقسام عبادتکنندگان<ref>قال امام الصادق{{ع}}: {{متن حدیث|الْعُبَّادُ ثَلَاثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَباً لِلثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ}} بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۳۶؛ قال امیرالمؤمنین{{ع}}: {{متن حدیث|إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ}}. نهج البلاغة، قسم الحکم، برقم ۲۳۷.</ref> پرداخته است. | یکی از تقسیمها در عبادت، مربوط به عبادتکنندگان است که [[احادیث]] وارده به تبیین اقسام عبادتکنندگان<ref>قال امام الصادق {{ع}}: {{متن حدیث|الْعُبَّادُ ثَلَاثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَباً لِلثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ}} بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۳۶؛ قال امیرالمؤمنین {{ع}}: {{متن حدیث|إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ}}. نهج البلاغة، قسم الحکم، برقم ۲۳۷.</ref> پرداخته است. | ||
#انجام عبادت به قصد [[جلب رضایت مردم]]: این قسم از عبادت، علاوه بر نداشتن شرایط کمال، از جهت [[فقهی]] نیز [[باطل]] است؛ زیرا در نیت، [[قصد قربت]] لازم است و اینگونه از عبادات که برای جلب رضایت مردم و برای کسب موقعیتهای [[دنیوی]] به جا میآورند؛ [[شرک]] ظاهر و ریای فقهی است. | # انجام عبادت به قصد [[جلب رضایت مردم]]: این قسم از عبادت، علاوه بر نداشتن شرایط کمال، از جهت [[فقهی]] نیز [[باطل]] است؛ زیرا در نیت، [[قصد قربت]] لازم است و اینگونه از عبادات که برای جلب رضایت مردم و برای کسب موقعیتهای [[دنیوی]] به جا میآورند؛ [[شرک]] ظاهر و ریای فقهی است. | ||
#انجام عبادت به منظور تحصیل مقاصد دنیوی: این گروه، هدفشان از انجام عبادت رسیدن به درخواستهای دنیوی است؛ گرچه در انجام عمل [[خداوند]] را واسطه قرار میدهند؛ مثل [[خواندن نماز]] شب برای توسعه روزی و دیگر مقصدهای [[دنیوی]]. هرچند از جهت [[فقهی]] صحیح است؛ ولی دارای کمال نیست و بیارزش است و مثل سایر کسبهای مشروعه است، بلکه شاید از آن نیز کمتر باشد زیرا این عبادت، عبادت خالصانه نبوده؛ چراکه [[نیت]] صادق و [[اراده]] خالصانه ندارد. | # انجام عبادت به منظور تحصیل مقاصد دنیوی: این گروه، هدفشان از انجام عبادت رسیدن به درخواستهای دنیوی است؛ گرچه در انجام عمل [[خداوند]] را واسطه قرار میدهند؛ مثل [[خواندن نماز]] شب برای توسعه روزی و دیگر مقصدهای [[دنیوی]]. هرچند از جهت [[فقهی]] صحیح است؛ ولی دارای کمال نیست و بیارزش است و مثل سایر کسبهای مشروعه است، بلکه شاید از آن نیز کمتر باشد زیرا این عبادت، عبادت خالصانه نبوده؛ چراکه [[نیت]] صادق و [[اراده]] خالصانه ندارد. | ||
#انجام عبادت به منظور رسیدن به لذتهای بهشتی: این گروه هدفشان از انجام عبادت، رسیدن به لذتهای بهشتی است؛ گرچه در انجام عمل [[خداوند]] را واسطه قرار میدهند. [[روایات شریفه]] اینگونه عبادت را عبادت اجیران نامیدهاند<ref>امام خمینی، آداب الصلوة، ص۱۶۴؛ امام صادق{{ع}}: {{متن حدیث| قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَباً لِلثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ}}. بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۳۶.</ref>. | # انجام عبادت به منظور رسیدن به لذتهای بهشتی: این گروه هدفشان از انجام عبادت، رسیدن به لذتهای بهشتی است؛ گرچه در انجام عمل [[خداوند]] را واسطه قرار میدهند. [[روایات شریفه]] اینگونه عبادت را عبادت اجیران نامیدهاند<ref>امام خمینی، آداب الصلوة، ص۱۶۴؛ امام صادق {{ع}}: {{متن حدیث| قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَباً لِلثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ}}. بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۳۶.</ref>. | ||
#انجام عبادت به قصد [[خوف]] از [[جهنم]]: این گروه در انجام عمل، [[خدا]] را واسطه قرار میدهند؛ ولی هدفشان از انجام عبادت، [[ترس]] از [[عذاب]] جهنم است و برای [[رهایی]] از عذابهای جهنم خدا را عبادت میکنند. [[روایات شریفه]] اینگونه عبادت را عبادت [[عبید]] نامیدهاند. | # انجام عبادت به قصد [[خوف]] از [[جهنم]]: این گروه در انجام عمل، [[خدا]] را واسطه قرار میدهند؛ ولی هدفشان از انجام عبادت، [[ترس]] از [[عذاب]] جهنم است و برای [[رهایی]] از عذابهای جهنم خدا را عبادت میکنند. [[روایات شریفه]] اینگونه عبادت را عبادت [[عبید]] نامیدهاند. | ||
#انجام عبادت به سبب [[شوق]] و [[محبت به خداوند]]: این گروه هدفشان از انجام عبادت، رسیدن به [[لقاءالله]] است و چون خدا را [[دوست]] دارند، او را [[پرستش]] میکنند و اگر خدا [[بهشت]] و [[جهنمی]] هم [[خلق]] نکرده بود، آنها خدا را پرستش میکردند<ref>شهید مطهری، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۳۸۹.</ref>. روایات شریفه اینگونه عبادت را عبادت عاشاقانه و پرستش محبانه نامیدهاند<ref>قال امام صادق{{ع}}: {{متن حدیث|الْعُبَّادُ ثَلَاثَةٌ... وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ}}. بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۳۶.</ref>. این قسم بالاترین مرتبه عبادت است<ref>[[قاسم بابایی|بابایی، قاسم]]، [[نظام عبادی اسلام - بابایی (مقاله)| مقاله «نظام عبادی اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۴۲۴.</ref>. | # انجام عبادت به سبب [[شوق]] و [[محبت به خداوند]]: این گروه هدفشان از انجام عبادت، رسیدن به [[لقاءالله]] است و چون خدا را [[دوست]] دارند، او را [[پرستش]] میکنند و اگر خدا [[بهشت]] و [[جهنمی]] هم [[خلق]] نکرده بود، آنها خدا را پرستش میکردند<ref>شهید مطهری، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۳۸۹.</ref>. روایات شریفه اینگونه عبادت را عبادت عاشاقانه و پرستش محبانه نامیدهاند<ref>قال امام صادق {{ع}}: {{متن حدیث|الْعُبَّادُ ثَلَاثَةٌ... وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ}}. بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۳۶.</ref>. این قسم بالاترین مرتبه عبادت است<ref>[[قاسم بابایی|بابایی، قاسم]]، [[نظام عبادی اسلام - بابایی (مقاله)| مقاله «نظام عبادی اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۴۲۴.</ref>. | ||
== بندگی خدا == | == بندگی خدا == | ||
{{اصلی|بندگی خدا}} | {{اصلی|بندگی خدا}} | ||
بنده و [[عبد خدا]] کسی است که راه را برای اجرای [[فرامین]] [[پروردگار]] عالم هموار مینماید<ref>مجمع البحرین.</ref> و تنها خواست [[خداوند]] را انتخاب کند و از [[کمالات]] والای [[اخلاقی]] است. [[انسان]] در سایه [[عبودیت]] به کمال [[آفرینش]] که همان [[بندگی]] خداست، دست مییابد و براساس استعداد خود، مسیر کمال را میپیماید. [[پیامبر اسلام]]{{صل}} میفرمایند: «[[مؤمن]] اگر بخواهد بنده شایستهای باشد باید حدود خدا را نگه دارد و در [[عمل]] [[بندگی]] خود را نشان دهد»<ref>بحارالانوار، ج۱۷، ص۴۸.</ref>. [[تقوای الهی]]، [[رضایت]] به [[خشنودی]] [[حق تعالی]]، عمل با [[بصیرت]] و ... از نشانههای بندگی و [[فریب خوردن]] از شیطانهای گوناگون؛ [[عجب]] و [[خودبینی]]؛ [[سستی]] و کسالت و مشغول شدن به [[امور دنیا]] هم از موانع آن محسوب میشود<ref>[[محمد رضا دهدست|دهدست، محمد رضا]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «بندگان خدا»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۱۷-۱۲۰؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۴۰۷-۴۰۸.</ref>. | بنده و [[عبد خدا]] کسی است که راه را برای اجرای [[فرامین]] [[پروردگار]] عالم هموار مینماید<ref>مجمع البحرین.</ref> و تنها خواست [[خداوند]] را انتخاب کند و از [[کمالات]] والای [[اخلاقی]] است. [[انسان]] در سایه [[عبودیت]] به کمال [[آفرینش]] که همان [[بندگی]] خداست، دست مییابد و براساس استعداد خود، مسیر کمال را میپیماید. [[پیامبر اسلام]] {{صل}} میفرمایند: «[[مؤمن]] اگر بخواهد بنده شایستهای باشد باید حدود خدا را نگه دارد و در [[عمل]] [[بندگی]] خود را نشان دهد»<ref>بحارالانوار، ج۱۷، ص۴۸.</ref>. [[تقوای الهی]]، [[رضایت]] به [[خشنودی]] [[حق تعالی]]، عمل با [[بصیرت]] و ... از نشانههای بندگی و [[فریب خوردن]] از شیطانهای گوناگون؛ [[عجب]] و [[خودبینی]]؛ [[سستی]] و کسالت و مشغول شدن به [[امور دنیا]] هم از موانع آن محسوب میشود<ref>[[محمد رضا دهدست|دهدست، محمد رضا]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «بندگان خدا»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۱۷-۱۲۰؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۴۰۷-۴۰۸.</ref>. | ||
== آثار عبادت == | == آثار عبادت == | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
== مصادیق عبادت == | == مصادیق عبادت == | ||
=== [[ذکر]] === | === [[ذکر]] === | ||
ذکر به معنای یاد کردن زبانی و [[قلبی]] [[خداوند]] به [[تکبیر]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و حوقله است.ذکر یکی از راههای ارتباط با [[خداوند]] است و مهمترین نشانۀ ذکر راستین این است که [[آدمی]] [[خدا]] را [[فرمان]] بَرَد و از [[گناهان]] دوری کند. در [[قرآن کریم]] اهمیت و [[ضرورت]] ذکر به خوبی [[تبیین]] شده است.ذکر به اعتبارات گوناگون به اقسام متعددی تقسیم شده است، همانند ذکر قلبی و زبانی.ذکر، زمینهها و اسباب مختلفی و همچنین فواید بسیاری دارد که از جمله آن، پرورش [[ایمان]] است. قابل توجه است که ذکر با [[زیارت]] [[اهل بیت]]{{ع}} ارتباط دارد؛ زیرا از آدابی که برای [[زیارت]] مرقدهای [[مطهر]] بیان شده، گفتن [[تکبیر]] و [[تهلیل]] هنگام [[تشرف]] است<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۱۷۸-۱۷۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۴۴.</ref>. | ذکر به معنای یاد کردن زبانی و [[قلبی]] [[خداوند]] به [[تکبیر]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و حوقله است. ذکر یکی از راههای ارتباط با [[خداوند]] است و مهمترین نشانۀ ذکر راستین این است که [[آدمی]] [[خدا]] را [[فرمان]] بَرَد و از [[گناهان]] دوری کند. در [[قرآن کریم]] اهمیت و [[ضرورت]] ذکر به خوبی [[تبیین]] شده است. ذکر به اعتبارات گوناگون به اقسام متعددی تقسیم شده است، همانند ذکر قلبی و زبانی. ذکر، زمینهها و اسباب مختلفی و همچنین فواید بسیاری دارد که از جمله آن، پرورش [[ایمان]] است. قابل توجه است که ذکر با [[زیارت]] [[اهل بیت]] {{ع}} ارتباط دارد؛ زیرا از آدابی که برای [[زیارت]] مرقدهای [[مطهر]] بیان شده، گفتن [[تکبیر]] و [[تهلیل]] هنگام [[تشرف]] است<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ذکر (مقاله)|ذکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۱۷۸-۱۷۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۴۴.</ref>. | ||
=== [[دعا]] === | === [[دعا]] === | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
دعا از [[برترین]] [[عبادات]] و بلکه عصاره و [[روح]] عبادت و سپر [[مؤمن]] و [[سلاح]] اوست. | دعا از [[برترین]] [[عبادات]] و بلکه عصاره و [[روح]] عبادت و سپر [[مؤمن]] و [[سلاح]] اوست. | ||
عواملی که موجب میشود [[انسان]] به سمت دعا تمایل پیدا کند عبارتاند از: [[رشد]] و کمال آدمی؛ اعتقاد به ربوبیت خداوند؛ تحقق [[قضای الهی]] و.... دعا میتواند در جهت کمال انسان باشد به صورت درخواست [[هدایت]]، [[مغفرت]] و [[علم]] و میتواند برای رفع نیاز باشد مانند: درخواست فرزند و روزی. البته دعا آدابی دارد که بدون آنها دعا محقق نخواهد شد و دعای صحیح آثاری را به دنبال خواهد داشت مانند: ایجاد ارتباط بین خالق و مخلوق؛ برطرف شدن [[حجاب]] از مقابل [[فطرت انسان]]؛ جلب [[ولایت الهی]]؛ تزکیۀ نفس و...<ref>ر.ک: [[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]] و [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۲۸۸.</ref>. | عواملی که موجب میشود [[انسان]] به سمت دعا تمایل پیدا کند عبارتاند از: [[رشد]] و کمال آدمی؛ اعتقاد به ربوبیت خداوند؛ تحقق [[قضای الهی]] و.... دعا میتواند در جهت کمال انسان باشد به صورت درخواست [[هدایت]]، [[مغفرت]] و [[علم]] و میتواند برای رفع نیاز باشد مانند: درخواست فرزند و روزی. البته دعا آدابی دارد که بدون آنها دعا محقق نخواهد شد و دعای صحیح آثاری را به دنبال خواهد داشت مانند: ایجاد ارتباط بین خالق و مخلوق؛ برطرف شدن [[حجاب]] از مقابل [[فطرت انسان]]؛ جلب [[ولایت الهی]]؛ تزکیۀ نفس و...<ref>ر. ک: [[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]] و [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۲۸۸.</ref>. | ||
=== [[استغفار]] === | === [[استغفار]] === | ||
استغفار به معنای پوشاندن، عبارت از درخواست [[بخشش گناهان]] از [[خداوند]] | استغفار به معنای پوشاندن، عبارت از درخواست [[بخشش گناهان]] از [[خداوند]] که ارکان آن عبات است از [[پشیمانی]] کامل از گذشته، [[تصمیم]] جدی بر عدم بازگشت به [[گناهان]]، اداء [[حقوق الهی]] و [[حق الناس]] که فوت شده است و ... . | ||
مراحل استغفار [[پشیمانی]] و عدم بازگشت به [[گناهان]] سابق است. در [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی دربارۀ اهمیت، [[ضرورت]] و آثار استغفار بحث شده است. از دیدگاه [[قرآن]] و [[حدیث]]، استغفار [[راستین]]، افزون بر پاکسازی [[گناهان]]، [[شیطان]] را از [[انسان]] دور میکند، [[دل]] را جلا میبخشد، [[نور]] [[علم]] را در [[دل]] جلوهگر میسازد، [[غم]] و [[اندوه]] را از دل میبرد، به روزی وسعت میبخشد و در یک جمله، از انواع آفات مادی و [[معنوی]] [[پیشگیری]] مینماید و انواع [[برکات]] [[دنیوی]] و اخروی را برای [[انسان]] به ارمغان میآورد<ref>نهجالذکر، ج۲، ص۳۴۷-۳۶۸.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۸۹؛ [[علی باقریفر|باقریفر، علی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «استغفار»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۴۸.</ref> | مراحل استغفار [[پشیمانی]] و عدم بازگشت به [[گناهان]] سابق است. در [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی دربارۀ اهمیت، [[ضرورت]] و آثار استغفار بحث شده است. از دیدگاه [[قرآن]] و [[حدیث]]، استغفار [[راستین]]، افزون بر پاکسازی [[گناهان]]، [[شیطان]] را از [[انسان]] دور میکند، [[دل]] را جلا میبخشد، [[نور]] [[علم]] را در [[دل]] جلوهگر میسازد، [[غم]] و [[اندوه]] را از دل میبرد، به روزی وسعت میبخشد و در یک جمله، از انواع آفات مادی و [[معنوی]] [[پیشگیری]] مینماید و انواع [[برکات]] [[دنیوی]] و اخروی را برای [[انسان]] به ارمغان میآورد<ref>نهجالذکر، ج۲، ص۳۴۷-۳۶۸.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۸۹؛ [[علی باقریفر|باقریفر، علی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «استغفار»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۴۸.</ref> | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
از ارزشهای نماز است [[آرامش]] خاص در عضلات، [[خشوع]] و [[فروتنی]] در چشمان، پست کردن و مهار [[نفس]] [[طغیانگر]]، [[آرامش]] و فرونشاندن هیجانات منطقی [[دلها]]، منتفیکردن [[کبر]] و نخوت، [[تواضع]] و [[فروتنی]] با ساییدن صورت بر [[خاک]] و نهادن اعضا و جوارح شریف بر [[زمین]] برای احساس کوچکی در برابر خدای بزرگ<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲: {{متن حدیث|"الْمَفْرُوضَاتِ تَسْكِيناً لِأَطْرَافِهِمْ وَ تَخْشِيعاً لِأَبْصَارِهِمْ وَ تَذْلِيلًا لِنُفُوسِهِمْ وَ تَخْفِيضاً لِقُلُوبِهِمْ وَ إِذْهَاباً لِلْخُيَلَاءِ عَنْهُمْ، وَ لِمَا فِي ذَلِكَ مِنْ تَعْفِيرِ عِتَاقِ الْوُجُوهِ بِالتُّرَابِ تَوَاضُعاً وَ الْتِصَاقِ كَرَائِمِ الْجَوَارِحِ بِالْأَرْضِ تَصَاغُراً"}}</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 229.</ref> | از ارزشهای نماز است [[آرامش]] خاص در عضلات، [[خشوع]] و [[فروتنی]] در چشمان، پست کردن و مهار [[نفس]] [[طغیانگر]]، [[آرامش]] و فرونشاندن هیجانات منطقی [[دلها]]، منتفیکردن [[کبر]] و نخوت، [[تواضع]] و [[فروتنی]] با ساییدن صورت بر [[خاک]] و نهادن اعضا و جوارح شریف بر [[زمین]] برای احساس کوچکی در برابر خدای بزرگ<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲: {{متن حدیث|"الْمَفْرُوضَاتِ تَسْكِيناً لِأَطْرَافِهِمْ وَ تَخْشِيعاً لِأَبْصَارِهِمْ وَ تَذْلِيلًا لِنُفُوسِهِمْ وَ تَخْفِيضاً لِقُلُوبِهِمْ وَ إِذْهَاباً لِلْخُيَلَاءِ عَنْهُمْ، وَ لِمَا فِي ذَلِكَ مِنْ تَعْفِيرِ عِتَاقِ الْوُجُوهِ بِالتُّرَابِ تَوَاضُعاً وَ الْتِصَاقِ كَرَائِمِ الْجَوَارِحِ بِالْأَرْضِ تَصَاغُراً"}}</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 229.</ref> | ||
از جمله [[حدیثی]] که [[سید بن طاووس]] در [[فلاح السائل]] نقل کرده است: فاطمه{{س}} از پدر بزرگوارش پرسید: [[مجازات]] مرد یا زنی که به نماز خود اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد چیست؟ [[پیامبر]] فرمود: فاطمه! کسی که نماز را سبک بشمارد، [[خداوند]] او را به پانزده [[بلا]] گرفتار میکند: شش بلا در [[دنیا]]؛ سه بلا هنگام [[جان]] دادن؛ سه بلا در [[قبر]]؛ سه بلا در [[روز قیامت]]، هنگامی که از قبر خود خارج میشود. شش بلا که در دنیا گرفتار میشوند<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۳؛ مسند فاطمه{{س}}، ص۳۴۶.</ref>.<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]] ص ۱۱۸.</ref> | از جمله [[حدیثی]] که [[سید بن طاووس]] در [[فلاح السائل]] نقل کرده است: فاطمه {{س}} از پدر بزرگوارش پرسید: [[مجازات]] مرد یا زنی که به نماز خود اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد چیست؟ [[پیامبر]] فرمود: فاطمه! کسی که نماز را سبک بشمارد، [[خداوند]] او را به پانزده [[بلا]] گرفتار میکند: شش بلا در [[دنیا]]؛ سه بلا هنگام [[جان]] دادن؛ سه بلا در [[قبر]]؛ سه بلا در [[روز قیامت]]، هنگامی که از قبر خود خارج میشود. شش بلا که در دنیا گرفتار میشوند<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۳؛ مسند فاطمه {{س}}، ص۳۴۶.</ref>.<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]] ص ۱۱۸.</ref> | ||
=== [[روزه]] === | === [[روزه]] === | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
=== [[تلاوت قرآن]] === | === [[تلاوت قرآن]] === | ||
قرآن [[کتاب مقدس]] [[مسلمانان]] است که در مدت ۲۳ سال بر [[حضرت محمد]]{{صل}} نازل شد. کیفیت [[نزول قرآن]] به صورت "[[وحی]]" بود، نوعی ارتباط [[کلامی]] میان [[خدا]] و [[پیامبر]] که از طریق فرشتهای به نام "[[جبرئیل]]" صورت میگرفت و از آغاز [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]] تا واپسین روزهای حیاتش، به تناسب حوادث و نیازها، قرآن به صورت بخش بخش فرود میآمد. [[حضرت محمد]]{{صل}} [[وحی]] را بر [[مردم]] بازخوانی میکرد و عدهای خاص به نام "[[کاتبان وحی]]" آن را مینوشتند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۱.</ref>. | قرآن [[کتاب مقدس]] [[مسلمانان]] است که در مدت ۲۳ سال بر [[حضرت محمد]] {{صل}} نازل شد. کیفیت [[نزول قرآن]] به صورت "[[وحی]]" بود، نوعی ارتباط [[کلامی]] میان [[خدا]] و [[پیامبر]] که از طریق فرشتهای به نام "[[جبرئیل]]" صورت میگرفت و از آغاز [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]] تا واپسین روزهای حیاتش، به تناسب حوادث و نیازها، قرآن به صورت بخش بخش فرود میآمد. [[حضرت محمد]] {{صل}} [[وحی]] را بر [[مردم]] بازخوانی میکرد و عدهای خاص به نام "[[کاتبان وحی]]" آن را مینوشتند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۱.</ref>. | ||
تمام سخن پیرامون قرآن این است که: | تمام سخن پیرامون قرآن این است که: | ||
#برای [[امّت اسلام]] کتابی جاودانه است و تا [[قیامت]] راهنمای بشریّت محسوب میشود. | # برای [[امّت اسلام]] کتابی جاودانه است و تا [[قیامت]] راهنمای بشریّت محسوب میشود. | ||
# [[باطل]] از هیچ جهت بر آن وارد نمیگردد: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«و به راستی آن کتابی است ارجمند در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.</ref>. | # [[باطل]] از هیچ جهت بر آن وارد نمیگردد: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«و به راستی آن کتابی است ارجمند در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.</ref>. | ||
#خود ناظر و [[قیّم]] بر سایر [[کتب آسمانی]] و سایر [[معارف]] بشری است و [[حق و باطل]] را از یکدیگر تفکیک میکند: {{متن قرآن|ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«این است آیین استوار» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ}}<ref>«(یعنی) پیامبری از سوی خداوند که برگهایی پاک را بخواند (که) در آنها نگاشتههایی استوار است» سوره بینه، آیه ۲-۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص۳۱۸-۳۲۰.</ref> | # خود ناظر و [[قیّم]] بر سایر [[کتب آسمانی]] و سایر [[معارف]] بشری است و [[حق و باطل]] را از یکدیگر تفکیک میکند: {{متن قرآن|ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«این است آیین استوار» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ}}<ref>«(یعنی) پیامبری از سوی خداوند که برگهایی پاک را بخواند (که) در آنها نگاشتههایی استوار است» سوره بینه، آیه ۲-۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص۳۱۸-۳۲۰.</ref> | ||
=== [[حج]] و [[عمره]] === | === [[حج]] و [[عمره]] === | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۳: | ||
=== [[اعتکاف]] === | === [[اعتکاف]] === | ||
اعتکاف اصطلاحی [[فقهی]] به معنی توقف در مساجدی خاص با شرایط مخصوص به قصد عبادت و [[پاک]] ساختن [[روح]] و [[توبه]] است. [[کنارهگیری]] از [[اهل]] و [[خانواده]] و [[مشاغل]] [[دنیوی]] و عزلتگزینی در خانه [[خدا]] به قصد عبادت از کارهای پیشینهدار در [[ادیان توحیدی]] بوده است. اعتکاف در [[شرایع الهی]] از آنچنان اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است که [[خداوند]] به دو [[پیامبر]] بزرگ خویش یعنی [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و [[اسماعیل]]{{ع}} [[فرمان]] میدهد که [[مسجدالحرام]] و خانه خدا را برای اعتکاف کنندگان [[تطهیر]] نمایند. برای اعتکاف احکام خاصی بیان شده است<ref>[[سید جعفر رضوی|رضوی، سید جعفر]]، [[اعتکاف - رضوی (مقاله)|مقاله «اعتکاف»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۲۷۶؛ [[فتاح آقازاده|آقازاده، فتاح]]، [[اعتکاف - آقازاده (مقاله)|مقاله «اعتکاف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>. | اعتکاف اصطلاحی [[فقهی]] به معنی توقف در مساجدی خاص با شرایط مخصوص به قصد عبادت و [[پاک]] ساختن [[روح]] و [[توبه]] است. [[کنارهگیری]] از [[اهل]] و [[خانواده]] و [[مشاغل]] [[دنیوی]] و عزلتگزینی در خانه [[خدا]] به قصد عبادت از کارهای پیشینهدار در [[ادیان توحیدی]] بوده است. اعتکاف در [[شرایع الهی]] از آنچنان اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است که [[خداوند]] به دو [[پیامبر]] بزرگ خویش یعنی [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} و [[اسماعیل]] {{ع}} [[فرمان]] میدهد که [[مسجدالحرام]] و خانه خدا را برای اعتکاف کنندگان [[تطهیر]] نمایند. برای اعتکاف احکام خاصی بیان شده است<ref>[[سید جعفر رضوی|رضوی، سید جعفر]]، [[اعتکاف - رضوی (مقاله)|مقاله «اعتکاف»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۲۷۶؛ [[فتاح آقازاده|آقازاده، فتاح]]، [[اعتکاف - آقازاده (مقاله)|مقاله «اعتکاف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>. | ||
=== [[توسل]] === | === [[توسل]] === | ||
توسل به معنی واسطه قرار دادن انسانهای [[مقرب]] به درگاه الهی جهت رسیدن به خواستههای مادی و معنوی است که یکی از مصادیق اصلی واسطههای [[الهی]]، [[ائمه]]{{ع}} هستند. از نگاه [[شیعه]] ایشان به صورت استقلالی نه مدعی و نه میتوانند حوائج [[بندگان]] را برآورده کنند، بلکه نقش آنان در برآورده شدن حاجات، نقش واسطه است، بنابراین نمیتوان آنان را در جایگاه [[معبود]] تصور کرد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۹. </ref>. | توسل به معنی واسطه قرار دادن انسانهای [[مقرب]] به درگاه الهی جهت رسیدن به خواستههای مادی و معنوی است که یکی از مصادیق اصلی واسطههای [[الهی]]، [[ائمه]] {{ع}} هستند. از نگاه [[شیعه]] ایشان به صورت استقلالی نه مدعی و نه میتوانند حوائج [[بندگان]] را برآورده کنند، بلکه نقش آنان در برآورده شدن حاجات، نقش واسطه است، بنابراین نمیتوان آنان را در جایگاه [[معبود]] تصور کرد<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۹. </ref>. | ||
=== [[زیارت]] === | === [[زیارت]] === | ||
زیارت عبارت است از [[دیدار]] و [[ملاقات]] کردن، به دیدن اشخاص محترم و مکانهای [[مقدّس]] و حرمهای [[امامان]] و امامزادگان رفتن. یکی از دستورالعملهای اکید [[اسلام]]، رفتن به زیارت [[قبر]] [[پیشوایان دین]]، [[انبیا]] و [[اولیا]]، از جمله زیارت [[قبور]] [[مؤمنین]] است. زائرانی که به زیارت [[حرمهای مطهّر]] میروند، [[بهره معنوی]] میبرند و از مدفونین در آن مزارها، [[الهام]] میگیرند. بیشترین [[تشویق]]، نسبت به زیارت [[قبر]] [[امام حسین]]{{ع}} در [[کربلا]] انجام گرفته است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۱۰.</ref>. | زیارت عبارت است از [[دیدار]] و [[ملاقات]] کردن، به دیدن اشخاص محترم و مکانهای [[مقدّس]] و حرمهای [[امامان]] و امامزادگان رفتن. یکی از دستورالعملهای اکید [[اسلام]]، رفتن به زیارت [[قبر]] [[پیشوایان دین]]، [[انبیا]] و [[اولیا]]، از جمله زیارت [[قبور]] [[مؤمنین]] است. زائرانی که به زیارت [[حرمهای مطهّر]] میروند، [[بهره معنوی]] میبرند و از مدفونین در آن مزارها، [[الهام]] میگیرند. بیشترین [[تشویق]]، نسبت به زیارت [[قبر]] [[امام حسین]] {{ع}} در [[کربلا]] انجام گرفته است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۱۰.</ref>. | ||
== اهمیّت عبادت (ارزش و جایگاه عبادت) == | == اهمیّت عبادت (ارزش و جایگاه عبادت) == | ||