عبداللّه بن عمیر کلبی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[عبداللّه بن عمیر کلبی در حدیث]] - [[عبداللّه بن عمیر کلبی در تاریخ اسلامی]] - [[عبداللّه بن عمیر کلبی در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[عبداللّه بن عمیر کلبی در حدیث]] - [[عبداللّه بن عمیر کلبی در تاریخ اسلامی]] - [[عبداللّه بن عمیر کلبی در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
عبداللّه بن عُمَیر کَلْبی، که عبداللّه بن تمیم کَلْبی نیز گفته شده، از [[یاران امام علی]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}}، شمرده شده است. عبداللّه، رزمندهای [[شجاع]] و دلیر بود که با [[تشخیص امام]] [[حسین]]{{ع}}، به عنوان نخستین [[مبارز]]، به [[نبرد]] دو تن از [[شجاعان]] [[دشمن]] رفت و آنها را به [[هلاکت]] رساند و در [[هجوم]] گروهیِ دشمن نیز، پس از هلاکت دو تن دیگر از آنان، به عنوان دومین [[شهید]] از [[یاران امام]]{{ع}} به خیل [[شهیدان]] پیوست. | عبداللّه بن عُمَیر کَلْبی، که عبداللّه بن تمیم کَلْبی نیز گفته شده، از [[یاران امام علی]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}}، شمرده شده است. عبداللّه، رزمندهای [[شجاع]] و دلیر بود که با [[تشخیص امام]] [[حسین]] {{ع}}، به عنوان نخستین [[مبارز]]، به [[نبرد]] دو تن از [[شجاعان]] [[دشمن]] رفت و آنها را به [[هلاکت]] رساند و در [[هجوم]] گروهیِ دشمن نیز، پس از هلاکت دو تن دیگر از آنان، به عنوان دومین [[شهید]] از [[یاران امام]] {{ع}} به خیل [[شهیدان]] پیوست. | ||
در کتاب [[أنساب الأشراف (کتاب)|أنساب الأشراف]] آمده است که: یَسار، [[غلام]] زیاد و سالم، غلام [[ابن زیاد]]، به میدان آمدند و [[یاران]] حسین{{ع}} را به [[نبرد تن به تن]]، فرا خواندند. عبداللّه بن عُمَیر کَلْبی گفت: ای ابا عبداللّه! خدا، رحمتت کند! به من اجازه بده برای [[مبارزه]] با آن دو به میدان بروم. پس مردی گندمگون، قدبلند، با دستانی سِتَبر و چهارشانه (عبداللّه)، به میدان آمد و بر آن دو، [[یورش]] بُرد و هر دو را کُشت.... همسرش، نزد او آمد و گفت: [[پدر]] و مادرم، فدایت باد! به [[دفاع]] از حسین، فرزند [[محمّد]]{{صل}}، نبرد کن. عبداللّه نیز پیش آمد و او را به سوی [[زنان]]، باز گردانْد.... [[شمر]]، به [[جناح چپ]] [[لشکر]] حسین{{ع}} [[حمله]] کرد؛ ولی آنان در برابرش [[ایستادگی]] و با او زد و خورد کردند. او یارانش را صدا کرد و از هر سو به حسین{{ع}} و یارانش، یورش بُرد. عبداللّه بن عُمَیر کَلْبی، کشته شد و همسرش بر بالای سرش میگریست که [[شمر]]، به یکی از غلامانش به نام رستم، [[فرمان]] داد و او نیز با [[عمود]]، بر سرِ آن [[زن]] زد و سرش را [[شکست]] که همان جا در گذشت<ref>{{متن حدیث|خَرَجَ يَسَارٌ مَولى زِيادٍ وَ سَالِمٌ مَولَى ابْنِ زِيادٍ فَدَعَوا إلَى المُبَارَزَةِ، فَقَالَ عَبْدُ اللّهِ بْنُ عُمَيرٍ الكَلبِيُّ: أَبَا عَبدِاللّهِ - رَحِمَكَ اللّهُ - ائْذَنْ لِي أَخْرُجْ إلَيْهِمَا، فَخَرَجَ رَجُلٌ آدَمُ طُوَالٌ شَدِيدُ السَّاعِدَيْنِ بَعِيدُ مَا بَيْنَ المَنْكِبَيْنِ، فَشَدَّ عَلَيْهِمَا فَقَتَلَهُمَا... فَأَقبَلَت إلَيْهِ امْرَأَتُهُ فَقَالَتْ: قَاتِلْ بِأَبِي أَنْتَ وَ اُمِّي عَنِ الحُسَيْنِ ذُرِّيَّةِ مُحَمَّدٍ{{صل}}. فَأَقبَلَ يَرُدُّها نَحْوَ النِّسَاءِ.... وَ حَمَلَ شِمْرٌ فِي المَيْسَرَةِ فَثَبَتُوا لَهُ وَ طَاعَنُوهُ، وَ نَادَى أَصْحَابَهُ فَحَمَلَ عَلَى الحُسَيْنِ{{ع}} وَ أَصْحَابِهِ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ، وَ قُتِلَ عَبدُ اللّهِ بْنُ عُمَيْرٍ الكَلبِيُّ، فَجَعَلَتِ امْرَأَتُهُ تَبْكِي عِنْدَ رَأْسِهِ، فَأَمَرَ شِمْرٌ غُلَامَاً لَهُ يُقَالُ لَهُ رُسْتَمُ، فَضَرَبَ رَأْسَهَا بِعَمُودٍ حَتَّى شَدَخَهُ فَمَاتَتْ مَكَانَهَا}} (أنساب الأشراف، ج۳، ص۳۹۸ - ۴۰۱).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۵۶.</ref> | در کتاب [[أنساب الأشراف (کتاب)|أنساب الأشراف]] آمده است که: یَسار، [[غلام]] زیاد و سالم، غلام [[ابن زیاد]]، به میدان آمدند و [[یاران]] حسین {{ع}} را به [[نبرد تن به تن]]، فرا خواندند. عبداللّه بن عُمَیر کَلْبی گفت: ای ابا عبداللّه! خدا، رحمتت کند! به من اجازه بده برای [[مبارزه]] با آن دو به میدان بروم. پس مردی گندمگون، قدبلند، با دستانی سِتَبر و چهارشانه (عبداللّه)، به میدان آمد و بر آن دو، [[یورش]] بُرد و هر دو را کُشت.... همسرش، نزد او آمد و گفت: [[پدر]] و مادرم، فدایت باد! به [[دفاع]] از حسین، فرزند [[محمّد]] {{صل}}، نبرد کن. عبداللّه نیز پیش آمد و او را به سوی [[زنان]]، باز گردانْد.... [[شمر]]، به [[جناح چپ]] [[لشکر]] حسین {{ع}} [[حمله]] کرد؛ ولی آنان در برابرش [[ایستادگی]] و با او زد و خورد کردند. او یارانش را صدا کرد و از هر سو به حسین {{ع}} و یارانش، یورش بُرد. عبداللّه بن عُمَیر کَلْبی، کشته شد و همسرش بر بالای سرش میگریست که [[شمر]]، به یکی از غلامانش به نام رستم، [[فرمان]] داد و او نیز با [[عمود]]، بر سرِ آن [[زن]] زد و سرش را [[شکست]] که همان جا در گذشت<ref>{{متن حدیث|خَرَجَ يَسَارٌ مَولى زِيادٍ وَ سَالِمٌ مَولَى ابْنِ زِيادٍ فَدَعَوا إلَى المُبَارَزَةِ، فَقَالَ عَبْدُ اللّهِ بْنُ عُمَيرٍ الكَلبِيُّ: أَبَا عَبدِاللّهِ - رَحِمَكَ اللّهُ - ائْذَنْ لِي أَخْرُجْ إلَيْهِمَا، فَخَرَجَ رَجُلٌ آدَمُ طُوَالٌ شَدِيدُ السَّاعِدَيْنِ بَعِيدُ مَا بَيْنَ المَنْكِبَيْنِ، فَشَدَّ عَلَيْهِمَا فَقَتَلَهُمَا... فَأَقبَلَت إلَيْهِ امْرَأَتُهُ فَقَالَتْ: قَاتِلْ بِأَبِي أَنْتَ وَ اُمِّي عَنِ الحُسَيْنِ ذُرِّيَّةِ مُحَمَّدٍ {{صل}}. فَأَقبَلَ يَرُدُّها نَحْوَ النِّسَاءِ.... وَ حَمَلَ شِمْرٌ فِي المَيْسَرَةِ فَثَبَتُوا لَهُ وَ طَاعَنُوهُ، وَ نَادَى أَصْحَابَهُ فَحَمَلَ عَلَى الحُسَيْنِ {{ع}} وَ أَصْحَابِهِ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ، وَ قُتِلَ عَبدُ اللّهِ بْنُ عُمَيْرٍ الكَلبِيُّ، فَجَعَلَتِ امْرَأَتُهُ تَبْكِي عِنْدَ رَأْسِهِ، فَأَمَرَ شِمْرٌ غُلَامَاً لَهُ يُقَالُ لَهُ رُسْتَمُ، فَضَرَبَ رَأْسَهَا بِعَمُودٍ حَتَّى شَدَخَهُ فَمَاتَتْ مَكَانَهَا}} (أنساب الأشراف، ج۳، ص۳۹۸ - ۴۰۱).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۵۶.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||