پرش به محتوا

عبیدة بن قیس سلمانی کوفی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عبیدة بن قیس سلمانی کوفی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عبیدة بن قیس سلمانی کوفی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
در شرح‌ حال [[عبیدة بن قیس]] که به لحاظ‍ جدّش او را [[عبیدة بن عمرو]] نیز می‌نامند<ref>ر.ک: تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸؛ لجنه علمی، موسوعة طبقات الفقهاء، ج۱، ص۴۴۸.</ref>، گفته‌اند دو سال قبل از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[اسلام]] آورده، ولی آن [[حضرت]] را [[ملاقات]] نکرده است <ref>ر.ک: تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸.</ref>. وی از [[اصحاب امام علی]]{{ع}} و [[ابن مسعود]] بوده<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۱۱۹.</ref> و از آن دو [[روایت]] کرده است <ref>ر.ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸.</ref>.
در شرح‌ حال [[عبیدة بن قیس]] که به لحاظ‍ جدّش او را [[عبیدة بن عمرو]] نیز می‌نامند<ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸؛ لجنه علمی، موسوعة طبقات الفقهاء، ج۱، ص۴۴۸.</ref>، گفته‌اند دو سال قبل از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} [[اسلام]] آورده، ولی آن [[حضرت]] را [[ملاقات]] نکرده است <ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸.</ref>. وی از [[اصحاب امام علی]] {{ع}} و [[ابن مسعود]] بوده<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۱۱۹.</ref> و از آن دو [[روایت]] کرده است <ref>ر. ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸.</ref>.


[[شیخ طوسی]] او را در شمار اصحاب امام علی{{ع}} ذکر کرده و برخی نیز او را از [[دوستان]] آن حضرت به شمار آورده است<ref>ر.ک: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۹۴.</ref>. [[ابن مدینی]] او را از فقهای [[اصحاب]] [[ابن مسعود]] دانسته است<ref>ر.ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۹.</ref>.
[[شیخ طوسی]] او را در شمار اصحاب امام علی {{ع}} ذکر کرده و برخی نیز او را از [[دوستان]] آن حضرت به شمار آورده است<ref>ر. ک: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۹۴.</ref>. [[ابن مدینی]] او را از فقهای [[اصحاب]] [[ابن مسعود]] دانسته است<ref>ر. ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۹.</ref>.


[[تاریخ]] [[وفات]] او را جمعی سال ۷۲ ه‍‌. ق، برخی ۷۳ و برخی ۷۴ ذکر کرده و برخی قبل از ۷۰ را صحیح دانسته‌اند<ref>ر.ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸.</ref>؛بنابراین، در [[تابعی]] بودن وی تردیدی نیست، ولی در [[مفسر]] بودن وی ممکن است [[تأمل]] شود؛ زیرا نه کتاب [[تفسیری]] برای او ذکر کرده‌اند و نه [[سیوطی]] و داوودی او را در طبقات المفسرین خود آورده‌اند و حتی از [[ابن سیرین]] نقل شده که [[تفسیر]] آیه‌ای از کتاب خدای عز و جل را از [[عبیده]] پرسیدم، گفت: به [[استوار]] بودن روی آور؛ کسانی که می‌دانستند [[قرآن]] دربارۀ چه‌چیز نازل شده است، از [[دنیا]] رفته‌اند<ref>تفسیر الطبری، ج۱، ص۶۲، حدیث ۹۶.</ref>.
[[تاریخ]] [[وفات]] او را جمعی سال ۷۲ ه‍‌. ق، برخی ۷۳ و برخی ۷۴ ذکر کرده و برخی قبل از ۷۰ را صحیح دانسته‌اند<ref>ر. ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸.</ref>؛بنابراین، در [[تابعی]] بودن وی تردیدی نیست، ولی در [[مفسر]] بودن وی ممکن است [[تأمل]] شود؛ زیرا نه کتاب [[تفسیری]] برای او ذکر کرده‌اند و نه [[سیوطی]] و داوودی او را در طبقات المفسرین خود آورده‌اند و حتی از [[ابن سیرین]] نقل شده که [[تفسیر]] آیه‌ای از کتاب خدای عز و جل را از [[عبیده]] پرسیدم، گفت: به [[استوار]] بودن روی آور؛ کسانی که می‌دانستند [[قرآن]] دربارۀ چه‌چیز نازل شده است، از [[دنیا]] رفته‌اند<ref>تفسیر الطبری، ج۱، ص۶۲، حدیث ۹۶.</ref>.


[[یعقوبی]] او را در شمار فقهای ایّام [[عبد الملک بن مروان]] ذکر کرده<ref>ر.ک: تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۸۲.</ref> و استاد [[جعفر سبحانی]] نیز در طبقات الفقهاء او را در شمار [[تابعین]] صاحب [[فتوا]] آورده است<ref>ر.ک: لجنه علمی، موسوعة طبقات الفقهاء، ج۱، ص۴۴۸.</ref>. آقای [[محمد هادی معرفت]] او را از [[مفسران]] تابعی به شمار آورده، ولی دلیل یا شاهدی برای آن ذکر نکرده است<ref>ر.ک: معرفت، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج۱، ص۴۱۰.</ref>.
[[یعقوبی]] او را در شمار فقهای ایّام [[عبد الملک بن مروان]] ذکر کرده<ref>ر. ک: تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۸۲.</ref> و استاد [[جعفر سبحانی]] نیز در طبقات الفقهاء او را در شمار [[تابعین]] صاحب [[فتوا]] آورده است<ref>ر. ک: لجنه علمی، موسوعة طبقات الفقهاء، ج۱، ص۴۴۸.</ref>. آقای [[محمد هادی معرفت]] او را از [[مفسران]] تابعی به شمار آورده، ولی دلیل یا شاهدی برای آن ذکر نکرده است<ref>ر. ک: معرفت، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج۱، ص۴۱۰.</ref>.


آنچه می‌توان به‌ عنوان [[شاهد]] یا دلیل برای [[مفسر]] بودن وی ذکر کرد، [[روایات]] و آرای [[تفسیری]] نقل شده از او در [[کتاب‌های تفسیری]] [[شیعه]] و [[اهل تسنن]] است، ولی چون بیشتر آنها در مورد [[آیات]] [[احکام]] و [[احکام فقهی]] برگرفته از آیات است، باید گفت او فقیهی بوده که روایات و آرای تفسیری نیز داشته است. در [[تفسیر]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! از دستاوردهای پاکیزه خود و آنچه ما از زمین برای شما بر می‌آوریم ببخشید و بر آن نباشید که از نامرغوب‌های آنها ببخشید در حالی که خود نیز آنها را جز با چشم‌پوشی نسبت به آنها نمی‌ستاندید؛ و بدانید که خداوند بی‌نیازی ستوده است» سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref> از او نقل کرده‌اند که گفته است: «این [[آیه]] به [[زکات]] اختصاص دارد»<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۴۳.</ref>. همچنین از وی نقل کرده‌اند که معنای این آیه را از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پرسیدم، فرمود: این آیه دربارۀ زکات [[واجب]] نازل شده است<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۶۱۱.</ref>. از [[محمد بن سیرین]] [[روایت]] کرده‌اند که معنای {{متن قرآن|...يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ...}}<ref>«چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند» سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref> را از [[عبیده سلمانی]] پرسیدم، صورت و سرش را پوشاند و چشم چپش را باز گذاشت<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۳، ص۵۲۶.</ref> (با این کارش معنای آیه را بیان کرد).
آنچه می‌توان به‌ عنوان [[شاهد]] یا دلیل برای [[مفسر]] بودن وی ذکر کرد، [[روایات]] و آرای [[تفسیری]] نقل شده از او در [[کتاب‌های تفسیری]] [[شیعه]] و [[اهل تسنن]] است، ولی چون بیشتر آنها در مورد [[آیات]] [[احکام]] و [[احکام فقهی]] برگرفته از آیات است، باید گفت او فقیهی بوده که روایات و آرای تفسیری نیز داشته است. در [[تفسیر]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! از دستاوردهای پاکیزه خود و آنچه ما از زمین برای شما بر می‌آوریم ببخشید و بر آن نباشید که از نامرغوب‌های آنها ببخشید در حالی که خود نیز آنها را جز با چشم‌پوشی نسبت به آنها نمی‌ستاندید؛ و بدانید که خداوند بی‌نیازی ستوده است» سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref> از او نقل کرده‌اند که گفته است: «این [[آیه]] به [[زکات]] اختصاص دارد»<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۴۳.</ref>. همچنین از وی نقل کرده‌اند که معنای این آیه را از [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} پرسیدم، فرمود: این آیه دربارۀ زکات [[واجب]] نازل شده است<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۶۱۱.</ref>. از [[محمد بن سیرین]] [[روایت]] کرده‌اند که معنای {{متن قرآن|...يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ...}}<ref>«چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند» سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref> را از [[عبیده سلمانی]] پرسیدم، صورت و سرش را پوشاند و چشم چپش را باز گذاشت<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۳، ص۵۲۶.</ref> (با این کارش معنای آیه را بیان کرد).


در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ...}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref> از وی نقل کرده‌اند که گفته است: {{متن قرآن|كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ}} به {{متن قرآن|مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ}}<ref>«دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر» سوره نساء، آیه ۳.</ref>اشاره دارد که در جای دیگر [[قرآن]] ثبت شده است» <ref>قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج۳، جزء ۵، ص۸۲.</ref>.
در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ...}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref> از وی نقل کرده‌اند که گفته است: {{متن قرآن|كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ}} به {{متن قرآن|مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ}}<ref>«دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر» سوره نساء، آیه ۳.</ref>اشاره دارد که در جای دیگر [[قرآن]] ثبت شده است» <ref>قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج۳، جزء ۵، ص۸۲.</ref>.


نمونه‌های دیگری از [[روایات]] و آرای [[تفسیری]] او را در منابع یادشده در پاورقی بنگرید <ref>ر.ک: طبری، جامع البیان (ط‍، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۰ ه‍‌.ق)؛ ج۱، ص۳۷۹، ح۱۱۷۴؛ همان (ط‍ بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ ه‍‌.ق)، ج۲، ص۱۹۹، ۲۸۷، ۷۵۵، ۷۵۶، ۷۵۷ و ۷۶۰ و ج۳، ص۱۱۵ و ج۴، ص۲۲۲، ۳۳۹ و ج۵، ص۱۵ و ج۷، ص۲۴ و ج۲۴، ص۳۳؛ صنعانی، تفسیر القرآن عبد الرزاق (ط‍ ریاض، مکتبة الرشد، ۱۴۱۰ ه‍‌.ق)، ج۱، ص۴۸، ۷۴؛ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن (ط،‍ مکتب الاعلام الاسلامی)، ج۱، ص۳۰۴ و ج۳، ص۱۶۵؛ مجمع البیان (ط‍، بیروت، مؤسسه الاعلمی)، ج۴، ص۴۹۴؛ حویزی، نورالثقلین، ج۲، ص۱۶۷؛ تفسیر سفیان الثوری (ط‍ بیروت، دار الکتب العلمیة)، ص۵۷؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن (ط‍، دار احیاء التراث العربی)، ج۵، ص۱۲۴ و ۲۰۱ و ج۸، ص۴۸ و ج۱۲، ص۲۴۵؛ ابن جوزی، زاد المسیر (ط‍، بیروت، دارالفکر)، ج۵، ص۲۵۸؛ جصّاص، احکام القرآن (ط‍، بیروت دارالکتب العلمیة)، ج۱، ص۴۳ و ج۲، ص۸۲، ۱۷۵، ۲۹۷ و ۴۰۷.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۵۲-۱۵۳.</ref>
نمونه‌های دیگری از [[روایات]] و آرای [[تفسیری]] او را در منابع یادشده در پاورقی بنگرید <ref>ر. ک: طبری، جامع البیان (ط‍، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۰ ه‍‌.ق)؛ ج۱، ص۳۷۹، ح۱۱۷۴؛ همان (ط‍ بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ ه‍‌.ق)، ج۲، ص۱۹۹، ۲۸۷، ۷۵۵، ۷۵۶، ۷۵۷ و ۷۶۰ و ج۳، ص۱۱۵ و ج۴، ص۲۲۲، ۳۳۹ و ج۵، ص۱۵ و ج۷، ص۲۴ و ج۲۴، ص۳۳؛ صنعانی، تفسیر القرآن عبد الرزاق (ط‍ ریاض، مکتبة الرشد، ۱۴۱۰ ه‍‌.ق)، ج۱، ص۴۸، ۷۴؛ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن (ط، ‍ مکتب الاعلام الاسلامی)، ج۱، ص۳۰۴ و ج۳، ص۱۶۵؛ مجمع البیان (ط‍، بیروت، مؤسسه الاعلمی)، ج۴، ص۴۹۴؛ حویزی، نورالثقلین، ج۲، ص۱۶۷؛ تفسیر سفیان الثوری (ط‍ بیروت، دار الکتب العلمیة)، ص۵۷؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن (ط‍، دار احیاء التراث العربی)، ج۵، ص۱۲۴ و ۲۰۱ و ج۸، ص۴۸ و ج۱۲، ص۲۴۵؛ ابن جوزی، زاد المسیر (ط‍، بیروت، دارالفکر)، ج۵، ص۲۵۸؛ جصّاص، احکام القرآن (ط‍، بیروت دارالکتب العلمیة)، ج۱، ص۴۳ و ج۲، ص۸۲، ۱۷۵، ۲۹۷ و ۴۰۷.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۵۲-۱۵۳.</ref>


== [[مذهب]] ==
== [[مذهب]] ==
دربارۀ مذهب و موضع وی در مسئلۀ [[خلافت]] و [[امامت]] بعد از [[پیامبر]]{{صل}} اطلاع دقیقی در دست نیست و آنچه در کتاب‌ها آمده، این است که [[شیخ طوسی]] او را از [[اصحاب امام علی]]{{ع}} و برقی او را از اولیای (- [[دوستان]]) آن [[حضرت]] به شمار آورداند و در کامل الزیارات در [[محبت رسول خدا]]{{صل}}، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} از او [[روایت]] نقل شده است<ref>ر.ک: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۹۴.</ref>. با [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} به [[مدائن]] وارد شده است و در [[جنگ با خوارج]] در [[نهروان]] حضور داشته است <ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۱۸.</ref>. از قاریانی است که با علی{{ع}} بودند و بر [[معاویه]] [[احتجاج]] کردند<ref>ر.ک: تستری، قاموس الرجال، ج۷، ص۹۹ و ۱۰۰، رقم ۴۷۷۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۵۳-۱۵۴.</ref>
دربارۀ مذهب و موضع وی در مسئلۀ [[خلافت]] و [[امامت]] بعد از [[پیامبر]] {{صل}} اطلاع دقیقی در دست نیست و آنچه در کتاب‌ها آمده، این است که [[شیخ طوسی]] او را از [[اصحاب امام علی]] {{ع}} و برقی او را از اولیای (- [[دوستان]]) آن [[حضرت]] به شمار آورداند و در کامل الزیارات در [[محبت رسول خدا]] {{صل}}، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} از او [[روایت]] نقل شده است<ref>ر. ک: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۹۴.</ref>. با [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} به [[مدائن]] وارد شده است و در [[جنگ با خوارج]] در [[نهروان]] حضور داشته است <ref>ر. ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۱۸.</ref>. از قاریانی است که با علی {{ع}} بودند و بر [[معاویه]] [[احتجاج]] کردند<ref>ر. ک: تستری، قاموس الرجال، ج۷، ص۹۹ و ۱۰۰، رقم ۴۷۷۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۵۳-۱۵۴.</ref>


== [[وثاقت]] ==
== [[وثاقت]] ==
وثاقت وی در نزد رجال‌شناسان [[اهل تسنن]] مسلّم است؛ زیرا از عجلی نقل کرده‌اند که گفته است عبیدۀ سلمانی [[کوفی]]، [[تابعی]]، ثقۀ [[جاهلی]] (فرد مورد [[اعتماد]] [[زمان جاهلیت]]) است<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>. [[ابن حجر]] او را از [[راویان]] [[صحاح]] ستّه اهل تسنن معرفی نموده و [[گواهی]] بر [[ثقه]] بودن او را از ابن معین و [[عثمان]] دارمی نقل و از ابن [[مدینی]] حکایت کرده است که صحیح‌ترین سندها، [[محمد بن سیرین]] از [[عبیده]] از علی{{ع}} است<ref>ر.ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸ و ۷۹، رقم ۱۸۵.</ref>؛ اما در کتاب‌های رجالی [[شیعه]] به صورت خاص توثیق نشده فقط‍ و آمده است که وی از راویان کامل الزیارات می‌باشد<ref>ر.ک: تجلیل تبریزی، معجم الثقات، ص۲۱۷، رقم ۱۵۸.</ref>، و به نظر برخی، توثیق عام ابن قولویه در مقدمۀ کامل الزیارات شامل او می‌شود<ref>ر.ک: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۰.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۵۴.</ref>
وثاقت وی در نزد رجال‌شناسان [[اهل تسنن]] مسلّم است؛ زیرا از عجلی نقل کرده‌اند که گفته است عبیدۀ سلمانی [[کوفی]]، [[تابعی]]، ثقۀ [[جاهلی]] (فرد مورد [[اعتماد]] [[زمان جاهلیت]]) است<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>. [[ابن حجر]] او را از [[راویان]] [[صحاح]] ستّه اهل تسنن معرفی نموده و [[گواهی]] بر [[ثقه]] بودن او را از ابن معین و [[عثمان]] دارمی نقل و از ابن [[مدینی]] حکایت کرده است که صحیح‌ترین سندها، [[محمد بن سیرین]] از [[عبیده]] از علی {{ع}} است<ref>ر. ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۷۸ و ۷۹، رقم ۱۸۵.</ref>؛ اما در کتاب‌های رجالی [[شیعه]] به صورت خاص توثیق نشده فقط‍ و آمده است که وی از راویان کامل الزیارات می‌باشد<ref>ر. ک: تجلیل تبریزی، معجم الثقات، ص۲۱۷، رقم ۱۵۸.</ref>، و به نظر برخی، توثیق عام ابن قولویه در مقدمۀ کامل الزیارات شامل او می‌شود<ref>ر. ک: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۰.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۵۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش