عزت: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
'''عزت''' در مقابل [[ذلت]] حالتی است که مانع [[شکست]] [[انسان]] میشود و به معنی تفوق و [[استعلا]] نسبت به کسی که رتبهاش پایینتر است، به [[کار]] رفته است و چون تنها [[خداوند]] شکستناپذیر است، تمام عزت در اصل از آن اوست و انسان [[مؤمن]] به [[برکت]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[تقرب به خدا]] میتواند به درجاتی از آن دست یابد. عزت میتواند ظاهری و [[باطنی]] (معنوی) باشد. | '''عزت''' در مقابل [[ذلت]] حالتی است که مانع [[شکست]] [[انسان]] میشود و به معنی تفوق و [[استعلا]] نسبت به کسی که رتبهاش پایینتر است، به [[کار]] رفته است و چون تنها [[خداوند]] شکستناپذیر است، تمام عزت در اصل از آن اوست و انسان [[مؤمن]] به [[برکت]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[تقرب به خدا]] میتواند به درجاتی از آن دست یابد. عزت میتواند ظاهری و [[باطنی]] (معنوی) باشد. | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
===معنای لغوی=== | === معنای لغوی === | ||
"عزت" در لغت حالتی است که مانع [[شکست]] [[انسان]] میشود و به [[زمین]] سفت نیز به دلیل نفوذپذیری، {{عربی|ارض عزاز}} میگویند<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۳.</ref>. [[عزت]] در مقابل [[ذلت]] قرار دارد و چون ذلت، [[سستی]] و کوچکی در مقابل بالاتر است، عزت هم، به معنی تفوق و [[استعلا]] نسبت به کسی که رتبهاش پایینتر است، به کار رفته است<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۸، ص۱۳۸.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳؛ [[سید مهدی بهشتی|بهشتی، سید مهدی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «عزت»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۳۳۳.</ref> | "عزت" در لغت حالتی است که مانع [[شکست]] [[انسان]] میشود و به [[زمین]] سفت نیز به دلیل نفوذپذیری، {{عربی|ارض عزاز}} میگویند<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۳.</ref>. [[عزت]] در مقابل [[ذلت]] قرار دارد و چون ذلت، [[سستی]] و کوچکی در مقابل بالاتر است، عزت هم، به معنی تفوق و [[استعلا]] نسبت به کسی که رتبهاش پایینتر است، به کار رفته است<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۸، ص۱۳۸.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳؛ [[سید مهدی بهشتی|بهشتی، سید مهدی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «عزت»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۳۳۳.</ref> | ||
===معنای اصطلاحی=== | === معنای اصطلاحی === | ||
این واژه در [[قرآن]] در معنای لغوی به کار رفته و چون تنها [[خداوند]] شکستناپذیر است، تمام عزت در اصل از آن اوست و انسان [[مؤمن]] به [[برکت]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[تقرب به خدا]] میتواند به درجاتی از آن دست یابد. از دیدگاه [[شهید مطهری]]، "عزیز" دو معنا دارد: | این واژه در [[قرآن]] در معنای لغوی به کار رفته و چون تنها [[خداوند]] شکستناپذیر است، تمام عزت در اصل از آن اوست و انسان [[مؤمن]] به [[برکت]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[تقرب به خدا]] میتواند به درجاتی از آن دست یابد. از دیدگاه [[شهید مطهری]]، "عزیز" دو معنا دارد: | ||
#عزت در مقابل ذلت: هر عزیزی در عالم آمیختهای از عزت و ذلت است و هر موجودی وابسته به موجود دیگر است و عزیزی که ذلت در ذات او اصلاً نمیتواند وجود داشته باشد؛ چون مافوق همه موجودات است، خداوند است. | # عزت در مقابل ذلت: هر عزیزی در عالم آمیختهای از عزت و ذلت است و هر موجودی وابسته به موجود دیگر است و عزیزی که ذلت در ذات او اصلاً نمیتواند وجود داشته باشد؛ چون مافوق همه موجودات است، خداوند است. | ||
#"عزیز" به معنای "گرانبها": اشیای بیمانند و نایاب برای انسان، فوقالعاده گرانبها و عزیزالوجود است. [[خدای متعال]] هم [[عزیز]] است، یعنی فوقالعاده گرانبهاست. عزیز به معنای اول، [[ارزش]] فینفسه دارد و به معنای دومی ارزشش برای [[بشر]] است<ref>مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ج۶، ص۲۱۳-۲۱۴.</ref>. | #"عزیز" به معنای "گرانبها": اشیای بیمانند و نایاب برای انسان، فوقالعاده گرانبها و عزیزالوجود است. [[خدای متعال]] هم [[عزیز]] است، یعنی فوقالعاده گرانبهاست. عزیز به معنای اول، [[ارزش]] فینفسه دارد و به معنای دومی ارزشش برای [[بشر]] است<ref>مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ج۶، ص۲۱۳-۲۱۴.</ref>. | ||
از دید [[روانشناسی]]، [[عزت نفس]] هر فرد، تابع ارزشیابی از [[شخصیت]] خود است. برخورداری از [[روح]] آرمانخواهانه، [[اعتماد به نفس]]، [[استقلال]]، [[قاطعیت]]، [[اراده]] پولادین، [[صبر]] در برابر تمایلها و [[مشکلات]]، [[تسلیم نشدن]] در مقابل [[ظلم]] و... بخشی از نمودهای این خصیصه با [[معیارهای اخلاق]] [[دینی]] است. وجود این خصیصه با جلوههای کمالی به [[خُلق]] جمعی تبدیل شود، آثار بسیار مهمی در [[حیات اجتماعی]] به دنبال خواهد داشت: "[[حقیقت]] عزت در [[درجه]] نخست قدرتی است که در [[دل]] و [[جان انسان]] ظاهر میشود و او را از [[خضوع]] و [[سازش]] در برابر [[طاغیان]] و [[باغیان]] باز میدارد. قدرتی که با داشتن آن هرگز [[اسیر]] [[شهوات]] نمیشود و در برابر [[هوا و هوس]] سر فرود نمیآورد. قدرتی که او را به مرحله نفوذناپذیری در برابر [[زور]] ارتقا میدهد. این [[قدرت]] جز از [[ایمان به خدا]] یعنی [[ارتباط]] با منبع اصلی قدرت و [[عزت]] سرچشمه نمیگیرد. این در مرحله [[فکر]] و [[عقیده]] و [[روح]] و [[جان]]، اما در مرحله عمل، عزت از اعمالی سرچشمه میگیرد که دارای ریشه صحیح و برنامه و روش حساب شده باشد و به تعبیر دیگر، آن را در [[عمل صالح]] میتوان خلاصه کرد. این دو است که به [[انسان]] [[سربلندی]] و [[عظمت]] میدهد و به او عزت و شکستناپذیری میبخشد"<ref>ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۱۸، ص۱۹۳.</ref>. [[استقلال]]، خوداعتمادی، [[خودباوری]]، [[ظلمستیزی]]، و [[التزام]] به [[ارزشهای اخلاقی]] برخی دیگر از نمودهای [[عزتمندی]] است که در [[منابع دینی]] بدان اشاره شده است<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳.</ref>. | از دید [[روانشناسی]]، [[عزت نفس]] هر فرد، تابع ارزشیابی از [[شخصیت]] خود است. برخورداری از [[روح]] آرمانخواهانه، [[اعتماد به نفس]]، [[استقلال]]، [[قاطعیت]]، [[اراده]] پولادین، [[صبر]] در برابر تمایلها و [[مشکلات]]، [[تسلیم نشدن]] در مقابل [[ظلم]] و... بخشی از نمودهای این خصیصه با [[معیارهای اخلاق]] [[دینی]] است. وجود این خصیصه با جلوههای کمالی به [[خُلق]] جمعی تبدیل شود، آثار بسیار مهمی در [[حیات اجتماعی]] به دنبال خواهد داشت: "[[حقیقت]] عزت در [[درجه]] نخست قدرتی است که در [[دل]] و [[جان انسان]] ظاهر میشود و او را از [[خضوع]] و [[سازش]] در برابر [[طاغیان]] و [[باغیان]] باز میدارد. قدرتی که با داشتن آن هرگز [[اسیر]] [[شهوات]] نمیشود و در برابر [[هوا و هوس]] سر فرود نمیآورد. قدرتی که او را به مرحله نفوذناپذیری در برابر [[زور]] ارتقا میدهد. این [[قدرت]] جز از [[ایمان به خدا]] یعنی [[ارتباط]] با منبع اصلی قدرت و [[عزت]] سرچشمه نمیگیرد. این در مرحله [[فکر]] و [[عقیده]] و [[روح]] و [[جان]]، اما در مرحله عمل، عزت از اعمالی سرچشمه میگیرد که دارای ریشه صحیح و برنامه و روش حساب شده باشد و به تعبیر دیگر، آن را در [[عمل صالح]] میتوان خلاصه کرد. این دو است که به [[انسان]] [[سربلندی]] و [[عظمت]] میدهد و به او عزت و شکستناپذیری میبخشد"<ref>ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۱۸، ص۱۹۳.</ref>. [[استقلال]]، خوداعتمادی، [[خودباوری]]، [[ظلمستیزی]]، و [[التزام]] به [[ارزشهای اخلاقی]] برخی دیگر از نمودهای [[عزتمندی]] است که در [[منابع دینی]] بدان اشاره شده است<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳.</ref>. | ||
==عزت در قرآن== | == عزت در قرآن == | ||
[[عزت]] در [[فرهنگ قرآن]] با دو نگرش توصیف شده، یکی [[عزت]] ظاهری و دیگری [[عزت]] [[باطنی]] و [[معنوی]]. از سوی دیگر [[عزت]] اصلی و [[حقیقی]] از آن [[خداوند]] است که به [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] داده شده است. حال این [[عزت]] به اشکال مختلف که [[انسان]] خواهان آن است، رخ میدهد، هر چند در ظاهر [[عزت]] مادی، مانند [[جاه]] و [[مال]] و [[قدرت]] نباشد. به تعبیر دیگر گاه شخصی به ظاهر در تنگنا و یا حصر و زندان است، اما به [[دلیل]] [[انتخاب]] راه [[حق]]، [[عزت]] [[الهی]] دارد. یا شخصی دارای [[ثروت]] انبوه است، اما [[عزت]] ندارد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۲۳۴.</ref>. | [[عزت]] در [[فرهنگ قرآن]] با دو نگرش توصیف شده، یکی [[عزت]] ظاهری و دیگری [[عزت]] [[باطنی]] و [[معنوی]]. از سوی دیگر [[عزت]] اصلی و [[حقیقی]] از آن [[خداوند]] است که به [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] داده شده است. حال این [[عزت]] به اشکال مختلف که [[انسان]] خواهان آن است، رخ میدهد، هر چند در ظاهر [[عزت]] مادی، مانند [[جاه]] و [[مال]] و [[قدرت]] نباشد. به تعبیر دیگر گاه شخصی به ظاهر در تنگنا و یا حصر و زندان است، اما به [[دلیل]] [[انتخاب]] راه [[حق]]، [[عزت]] [[الهی]] دارد. یا شخصی دارای [[ثروت]] انبوه است، اما [[عزت]] ندارد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۲۳۴.</ref>. | ||
برخی از آیاتی که درباره عزت آمده است عبارتاند از: | برخی از آیاتی که درباره عزت آمده است عبارتاند از: | ||
#انحصار عزت در [[خدا]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا...}}<ref>«با آنکه بیگمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹.</ref>. | # انحصار عزت در [[خدا]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا...}}<ref>«با آنکه بیگمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹.</ref>. | ||
# عزت [[مؤمنان]] در پرتو [[ایمان به خداوند]]: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸.</ref>. | # عزت [[مؤمنان]] در پرتو [[ایمان به خداوند]]: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸.</ref>. | ||
دستیابی به "استقلال همهجانبه" روشنترین نمود عملی عزتمندی است؛ برای نمونه: | دستیابی به "استقلال همهجانبه" روشنترین نمود عملی عزتمندی است؛ برای نمونه: | ||
#توصیه مؤمنان به کسب قوت و نیرو و [[تدارک]] امکانات لازم در حد توان: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ...}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. | # توصیه مؤمنان به کسب قوت و نیرو و [[تدارک]] امکانات لازم در حد توان: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ...}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. | ||
# [[بشارت]] [[خداوند]] به زیادت قوت مؤمنان: {{متن قرآن|...وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ...}}<ref>«و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید» سوره هود، آیه ۵۲.</ref>. | # [[بشارت]] [[خداوند]] به زیادت قوت مؤمنان: {{متن قرآن|...وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ...}}<ref>«و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید» سوره هود، آیه ۵۲.</ref>. | ||
#قوت در کنار [[امانتداری]] از جمله ویژگیهای مطلوب [[کارگزاران]] [[جامعه]]: {{متن قرآن|... يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}}<ref>«یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref>. | # قوت در کنار [[امانتداری]] از جمله ویژگیهای مطلوب [[کارگزاران]] [[جامعه]]: {{متن قرآن|... يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}}<ref>«یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref>. | ||
# [[اعلان]] جدایی از مرام کافرکیشان، رویه [[پیامبران الهی]]: {{متن قرآن|إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ}}<ref>«من آیین گروهی را که به خداوند ایمان ندارند و جهان واپسین را منکرند وانهادهام» سوره یوسف، آیه ۳۷.</ref>. | # [[اعلان]] جدایی از مرام کافرکیشان، رویه [[پیامبران الهی]]: {{متن قرآن|إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ}}<ref>«من آیین گروهی را که به خداوند ایمان ندارند و جهان واپسین را منکرند وانهادهام» سوره یوسف، آیه ۳۷.</ref>. | ||
# [[نهی]] از [[تمایل]] و اتکا به [[ظالمان]]: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ...}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>. | # [[نهی]] از [[تمایل]] و اتکا به [[ظالمان]]: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ...}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>. | ||