عقل در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
عقل عبارت است از قوهای که مهیای قبول [[علم]] است، علمی که از این طریق به [[انسان]] فایده میرساند<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۷۷.</ref>. اصل آن به معنای لکنت و بستگی [[زبان]] و چیزی که مانع از [[قول و فعل]] مذموم است<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۶۹.</ref>، در مقابل [[جهل]]. [[تعقل]] یعنی [[شناخت]] آنچه قبلاً میدانست<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۵۹.</ref>؛ [[اندیشیدن]] و دریافتن<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۷۷۸.</ref>. | عقل عبارت است از قوهای که مهیای قبول [[علم]] است، علمی که از این طریق به [[انسان]] فایده میرساند<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۷۷.</ref>. اصل آن به معنای لکنت و بستگی [[زبان]] و چیزی که مانع از [[قول و فعل]] مذموم است<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۶۹.</ref>، در مقابل [[جهل]]. [[تعقل]] یعنی [[شناخت]] آنچه قبلاً میدانست<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۵۹.</ref>؛ [[اندیشیدن]] و دریافتن<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۷۷۸.</ref>. | ||
==عقل در قرآن== | == عقل در قرآن == | ||
در یکی از آیات قرآن درباره عقل آمده است: {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ}}<ref>«و این مثلها را برای مردم میزنیم و آنها را جز دانشوران درنمییابند» سوره عنکبوت، آیه ۴۳.</ref>. | در یکی از آیات قرآن درباره عقل آمده است: {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ}}<ref>«و این مثلها را برای مردم میزنیم و آنها را جز دانشوران درنمییابند» سوره عنکبوت، آیه ۴۳.</ref>. | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
عقل در کنار [[کتاب]] (قرآن)، [[سنت]] و [[اجماع]] یکی از [[ادله]] چهارگانه [[شرعی]] است که در [[اصول فقه]] بهتفصیل درباره [[حجیت]] آن بحث شده است<ref>محمدتقی حکیم، الاصول العامه للفقه المقارن، ص۲۶۳.</ref>. برخی [[مفسران]] عقل را از جنس [[ادراک]] میدانند؛ از این حیث که [[قلب]] را به [[تصدیق]] گره میزند و محکم میکند. [[خداوند]] عقل را در [[جان]] و جبلّت انسان قرار داده است تا [[حق و باطل]] را در [[مقام]] نظر درک کند و [[خیر و شرّ]] و [[منافع]] و مضارّ را در عمل بشناسد. [[حکم عقل]] در موارد نظری، [[حکم]] [[عقل نظری]] و در موارد عمل و مربوط به عمل، حکم [[عقل عملی]] خوانده میشود<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۲۴۹.</ref>. | عقل در کنار [[کتاب]] (قرآن)، [[سنت]] و [[اجماع]] یکی از [[ادله]] چهارگانه [[شرعی]] است که در [[اصول فقه]] بهتفصیل درباره [[حجیت]] آن بحث شده است<ref>محمدتقی حکیم، الاصول العامه للفقه المقارن، ص۲۶۳.</ref>. برخی [[مفسران]] عقل را از جنس [[ادراک]] میدانند؛ از این حیث که [[قلب]] را به [[تصدیق]] گره میزند و محکم میکند. [[خداوند]] عقل را در [[جان]] و جبلّت انسان قرار داده است تا [[حق و باطل]] را در [[مقام]] نظر درک کند و [[خیر و شرّ]] و [[منافع]] و مضارّ را در عمل بشناسد. [[حکم عقل]] در موارد نظری، [[حکم]] [[عقل نظری]] و در موارد عمل و مربوط به عمل، حکم [[عقل عملی]] خوانده میشود<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۲۴۹.</ref>. | ||
==عقل و سیاست== | == عقل و سیاست == | ||
در میان [[اندیشمندان مسلمان]]، این بحث که [[سیاست]] و [[دانش]] [[سیاسی]] در محدوده [[عقل نظری]] است یا [[عقل عملی]]، از مباحث مهم و تأثیرگذار در ایجاد مکاتب سیاسی در دوره میانه [[اسلامی]] است. برای [[فهم]] نسبت دانش سیاسی با [[نصوص دینی]]، مانند [[قرآن کریم]] و [[سنت]]، باید ابتدا عرصه [[علم]] سیاست را در محدوده عقل نظری یا عملی مشخص نمود و سپس رابطه آن را با [[قدرت]] سنجید که دانش مقدم بر قدرت است یا متأخر از آن. | در میان [[اندیشمندان مسلمان]]، این بحث که [[سیاست]] و [[دانش]] [[سیاسی]] در محدوده [[عقل نظری]] است یا [[عقل عملی]]، از مباحث مهم و تأثیرگذار در ایجاد مکاتب سیاسی در دوره میانه [[اسلامی]] است. برای [[فهم]] نسبت دانش سیاسی با [[نصوص دینی]]، مانند [[قرآن کریم]] و [[سنت]]، باید ابتدا عرصه [[علم]] سیاست را در محدوده عقل نظری یا عملی مشخص نمود و سپس رابطه آن را با [[قدرت]] سنجید که دانش مقدم بر قدرت است یا متأخر از آن. | ||